تونی بن / تونی بن وزیر انرژی بریتانیا در فاصله سالهای 1975 تا 1979 بوده است. وی در این دوران ملاقاتهای بسیاری با سران رژیم سابق در زمینه همکاریهای هستهای داشته است.
ترجمه: سارا معصومی
انگلیس نقش بسزایی در مذاکرات هستهای ایران ایفا میکند و این در حالی است که در شرایط فعلی، این کشور را از بیم دستیابی ایران به تسلیحات هستهای از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سخن میگوید.
نخست وزیر فعلی انگلیس که خود اخیراً خواهان گسترش ایستگاههای هستهای کشورش است از اعتبار چندانی در صحنه بینالمللی به خصوص در حوزه مدافع انپیتی برخوردار نیست. برای درک بیشتر طمع غرب برای دستیابی به تسلیحات هستهای باید جستوجویی در تاریخ به خصوص بخشهای از آن که به فراموشی سپرده شده است، کرد. 30 سال پیش، در هفتم ژانویه سال 1967 ، به عنوان وزیر انرژی انگلستان به ایران سفر کرده و مذاکرات طولانیای با شاه ایران در تهران داشتم.
بخش اعظم مذاکرات ما به درخواست شاه برای توسعه فناوری هستهای این کشور اختصاص یافت. در این جلسه، دکتر اکبر اعتماد که از مقامات ایرانی فعال در سازمان انرژی هستهای ایران بود، توضیحات مفصلی در این خصوص داده و اعلام کرد که ایران قصد دارد تا سال 1994 به توان هستهای 24 مگاوات دست یابد. البته این میزان بسیار بالاتر از توان هستهای انگلیس در همان حال بود. در آن زمان، دکتر اعتماد با تکیه بر اینکه قصد اجتناب از تکثیر تسلیحات هستهای دارد، از ما برای ساخت سانتریفوژهای مورد نیاز درخواست کمک کرد.
پس از شنیدن سخنان دکتر اعتماد و شخص شاه در خصوص آینده هستهای ایران، با اشاره به سابقه فعالیتهای هستهای ایران، از شاه در خصوص منبع تامینکننده نیازهای هستهای این کشور سوال کردم و وی در پاسخ گفت: ما این مواد را از فرانسه و آلمان و شاید هم شوروی تامین میکنیم.
درست یک سال پس از حوادث، دکتر والتر مارشال که از مشاوران من بود، در یک جلسه غیر رسمی ادعا کرد که وی نیز از مشاوران شاه ایران در خصوص برنامههای هستهای این کشور بوده و از جمله افرادی بوده است که طرحی برای شاه نوشته که در آن شاه در صورت رآکتور آب فشرده از سوی انگلیس، سریعاً سفارش خرید همین رآکتور را خواهد داد. علاوه بر این شاه در این نامه دستور تامین منابع مالی لازم برای انجام این پروژه را نیز صادر کرده بود.
براساس این پیشنهاد، ایران قصد داشت در روند دستیابی انگلیس به رآکتور آب فشرده، بعضی از سهام را در اختیار بگیرد.
در آن زمان دکتر مارشال بیاخذ اجازه من، به شاه پیشنهاد کرده بود که انگلیس دست از توسعه رآکتورهایی که با گاز سرد میشوند، برداشته و در عوض بیست رآکتور آب فشرده سفارش خواهد داد. در این زمان بود که به این نتیجه رسیدم که به عقیده دکتر مارشال در عرصه توان و تسلیحات هستهای، تکثیر تسلیحات امری اجتنابناپذیر است و در واقع جامعه بینالمللی قادر به مقاومت در برابر این قبیل مسائل نیست. من شخصاً با این باور بسیار مخالف هستم و از سوی دیگر آنچه که بیش از هر چیز مرا نگران کرده پیشروی جامعه بینالمللی به سمت و سویی است که در آن تسلیحات هستهای امری عادی شمرده شده و از سوی دیگر، ایران نیز به تسلیحات هستهای دست یابد.
در آن زمان، منشی شخصی من که در خرید رآکتورهای آب فشرده با دکتر مارشال هم عقیده بود نیز در گفتوگو با شخص نخستوزیر بر نظر خود در خصوص اجتنابناپذیری از تکثیر تسلیحات هستهای تاکید کرد.
در جلسه اعضای دولت که روز چهارم می سال 1977 تشکیل شد، ادعا بر نگرانی خود از تکثیر تسلیحات هستهای تاکید کرده اما اعلام کردند که به دلیل وجود احتمالی مبنی بر همکاری هستهای فرانسه و آلمان با ایران، نباید از پیشنهاد اخیر ایران به راحتی گذشت.
در آن زمان، نکته جالبی که در خصوص برنامه هستهای ایران وجود داشت این بود که دستیابی ایران به تسلیحات و توان هستهای آن هم در ابعاد وسیع، هیچ خطری برای ایالات متحده چنین پیشنهادهایی را در سطح بینالمللی مطرح میکرد.
درست در چنین شرایطی است که میتوان معنای استاندارهای دوگانه در عرصه برخوردهای بینالمللی را درک کرد. از همین رو پس از سقوط شاه در ایران، آمریکا در حمله عراق به ایران، پشت کشور عربی ایستاد و دوست دیرین خود را تنها گذاشت. از سوی دیگر، استاندارهای دوگانه در برخوردهای بینالمللی را میتوان در سکوت جامعه بینالمللی در خصوص فعالیتهای اسرائیل نیز به خوبی مشاهده کرد.
آژانس بینالمللی انرژی هستهای و در راس آن شخص البرادعی، نوبل صلح 2005 را به دلیل تلاش برای عدم تکثیر تسلیحات هستهای به خود اختصاص دادند. این در حالی است که زمان به تصویب رسیدن انپیتی، هیچ کدام از کشورهای دارای تسلیحات برای انهدام تسلیحات خود به توافقی دستهجمعی دست نیافتهاند. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که انپیتی در عرصه آژانس بینالمللی نیز از اعتبار چندانی برخوردار نیست.
در حال حاضر و با توجه به احتمال ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، البرادعی به عنوان رئیس سازمان انرژی اتمی، جایگاهی مانند هانس بلیکس دارد. بلیکس نیز از جمله بازرسانی بود که آمریکا وی را برای رسیدن به اهداف خود، وارد بازی خطرناکی کرد. در خصوص ایران نیز آمریکا خواهان به تصویب رسیدن قطعنامهای از سوی سازمان ملل علیه ایران است، پس از تصویب این قطعنامه، آمریکا در واقع جواز حمله به ایران را دریافت خواهد کرد.
در صورتی که مشکلات مطرح فعلی در سطح مذاکره و گفتوگو قابل حل باشد، فرصتی خواهد بود تا راهها برای حل دیپلماتیک این بحران به بحث و تبادل نظر گذاشته شوند. البته جامعه بینالمللی نیز باید خواهان حل دیپلماتیک پرونده ایران باشد چرا که نه بوش و نه شخص تونی بلر، صلاحیت لازم برای نمایندگی جامعه بینالمللی در قبال ایران را ندارند. از آنجا که من با تسلیحات و انرژی هستهای مخالف هستم، این اظهارات نباید به معنای دفاع از اقدامات ایران در این عرصه باشد، البته هدف از این اظهارات نباید به معنای دفاع از اقدامات ایران در این عرصه باشد، البته هدف از این اظهارات این است که با توجه به رابطه هستهای ایران و انگلیس در زمان شاه در این زمینه کمی آگاهانهتر برخورد کرد. چرا که در این عرصه هیچ توجیهی برای جنگ که خود پدیدهای غیرقابل توجیه است وجود ندارد.