بسماللهالرحمنالرحیم
در مصاف صهیونیستها با فلسطینیها، گاه رویدادهای تلخی را شاهدیم که تحت هیچ شرایطی قابل توجیه نیست و فلسطینیها آنچنان از پشت خنجر میخورند که نمیدانند به چه کسی میتوان اعتماد کرد؟
رفتار منافقانهای که شیخ قطر در قبال فلسطین در پیش گرفته است نمونهای از خنجر خونین خیانت است که از پشت بر پیکر فلسطین فرود آمده و فلسطینیها را غرق در حیرت کرده است. در آستانه روز جهانی قدس، شیخ حمدبنخلیفه آلثانی امیر قطر در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل با «تزیپی لیونی» وزیر خارجه اسرائیل در نیویورک دیدار کرد. این نخستین بار نیست که امیر قطر یک مقام اسرائیلی را در آغوش میگیرد چرا که پیش از این هم شیمون پرز را، که در موقع دیدار معاون نخستوزیر رژیم صهیونیستی بود، در آغوش گرفت.
بنظر میرسد که امیر قطر سعی دارد با این اقدامات خود، دو دوزه بازی کند و با در پیش گرفتن یک خط مشی منافقانه، نقش دلال سیاسی برای صهیونیستها را ایفا نماید.
قطر در قبال جبهه فلسطینیها نیز خط مشی منافقانهای دارد و در آن واحد روابطش با دولت حماس و طیف ابومازن را حفظ کرده و سعی دارد اوضاع را در هر شرایطی بنفع خود حفظ کند. دقیقاً به همین دلیل است که قطر در عین کمک مالی به دولت اسمعیل هنیه، ارتباطات خود با ابومازن و دولت دستنشانده صهیونیستها به ریاست «سلام فیاض» را هم حفظ و حتی تقویت کرده است. برخی شواهد و قرائن موجود نشان میدهند که صهیونیستها از این پل ارتباطی با دولت حماس به عنوان وسیلهای برای جاسوسی و کسب خبرهای دست اول از درون طیف حماس، سوءاستفاده میکنند و شیخ قطر با اظهار دوستی خود با حماس و دولت اسمعیل هنیه، در واقع از جلب اعتماد آنها سوءاستفاده کرده و خود را دوست حماس و جنبش مقاومت اسلامی جا زده است و به طور همزمان، اطلاعات مورد نیاز صهیونیستها را به دشمن منتقل میکند.
این همان روشی است که شیخ قطر در قبال حزبالله هم در پیش گرفته و با بهرهگیری از ارتباطات رسانهای از طریق شبکه تلویزیونی الجزیره، سعی دارد خود را دوست مقاومت اسلامی لبنان معرفی کند و حتی گاهی در میان مظلومیت ملت لبنان و اقتدار حزبالله سنگتمام بگذارد ولی در لحظههای حساس و تعیینکننده، نقش ستون پنجم صهیونیستهای اشغالگر را بازی میکند. البته این بدان معنی نیست که لزوما کارکنان و عناصر فعال شبکههای جاسوسی و ضدجاسوسی اسرائیل قرار گرفتهاند. چرا که گاهی دشمنان و اشغالگران حتی با قتل خبرنگاران الجزیره، درصدد انتقام گرفتن از کسانی برآمده اند که حاضر به همکاری و جاسوسی برای دشمن نبودهاند.
فراموش نکردهایم که اقامتگاه خبرنگار الجزیره در بغداد توسط هلیکوپترهای آمریکائی بطور دقیق مورد هدف قرار گرفت و کشته شد. این درحالیست که شبکه الجزیره متهم است که با رژیم صدام، همکاری اطلاعاتی کرده و برای تأمین اهداف سیاسی - تبلیغاتی رژیم صدام، بیشترین همکاریهای لازم را بعمل آورده است.
علاوه بر این طرح خرید سهام شبکه الجزیره توسط فاکس نیوز شبکه وابسته به پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا هم پرده از روی ماهیت این شبکه بر میدارد. این مسئله اگرچه تکذیب شد لکن علت تکذیب آن، جلوگیری از افشای وابستگی الجزیره به اشغالگران آمریکائی بود و حال آنکه گفته میشود شبکه الجزیره سرپل اطلاعاتی صهیونیستها در قلب دنیای اسلام و بویژه دنیای عرب است.
راهکار عملیاتی الجزیره در دنیای عرب، در مقیاس حکومتی بصورت یک روش اجرائی برای دولت قطر توصیه شده و عیناً مورد عمل قرار گرفته است و دولت قطر را به جمع اضداد مبدل کرده است.
در واقع رژیم قطر در عین آنکه این شیخنشین را به اصلیترین پایگاه آمریکا در منطقه تبدیل کرده، در آن واحد، برای سختیها و آلام وارده بر پیکر مردم عراق و لبنان و فلسطین اشک تمساح میریزد و چنین وانمود میکند که گویا از اینهمه شرارت علیه اعراب، عصبانی است و علیه عاملان و آمران این جنایات موضع دارد. حال آنکه اصلیترین طرحهای ضدانسانی آمریکا و صهیونیستها علیه اعراب درون خاک قطر، تصویب و هدایت و اجرا میشود و در واقع قطر بخاطر دادن پایگاه به آمریکا در خاک خود، به ستاد فرماندهی اشغالگران آمریکائی تبدیل شده است.
آنچه در این میان اهمیت دارد، نقش و حضور پررنگ صهیونیستها در قطر است که در پوشش شرکتهای تجاری و بنگاههای به ظاهر اقتصادی، سرگرم جاسوسی و جمعآوری اطلاعات و حتی هدایت عملیات جاسوسی و ضدجاسوسی هستند. گفته میشود اسرائیل از امکانات شبکه الجزیره درون لبنان و سرزمینهای فلسطین برای «خبرچینی» و جمعآوری اطلاعات نیز استفاده میکند و الجزیره یکی از سرپلهای اصلی ارتباطات «موساد» و حتی «سیا» تلقی میشود که برای عادیسازی چهره خود و ایجاد مقبولیت ظاهری در میان مردم این کشورها عموماً موضعی مردمپسند و «حق به جانب» در انعکاس اخبار و رویدادهای لبنان - فلسطین و عراق به خود میگیرد.
هنوز کاملاً روشن نیست که نقش و عملکرد قطر در مناسبات صهیونیستی در هماهنگی با رژیم کمپ دیویدی قاهره و بعنوان حلقه مکمل جاسوسی و خبرچینی قاهره برای اسرائیل است یا آنکه آمریکا و اسرائیل ترجیح دادهاند. شبکههای متعدد و موازی یکدیگر برای جاسوسی ایجاد کنند تا بلکه بتوانند اطلاعات دریافتی از منابع مختلف را با یکدیگر مقایسه و ارزیابی نمایند. پاسخ این سئوال هرچه باشد، در این نکته تردیدی نیست که قطر بعنوان هم پیمان آمریکا و رژیم صهیونیستی، در خدمت اهداف صهیونیستی قرار دارد و در دنیای اسلام و دنیای عرب، قابل اعتماد نیست.
موضوع شرمآور در این مقوله اینست که متاسفانه قطر برای 3 سال سکان ریاست سازمان کنفرانس اسلامی را در اختیار داشت و این بدان معنی است که صهیونیستها برای 3 سال، بیهیچ مانعی توانستهاند در ارکان سازمان کنفرانس اسلامی هم نفوذ کنند.
دیروز رژیم کمپ دیویدی قاهره و امروز قطر ضمن ارتباط و دیدارهای خود با صهیونیستها سعی دارند قبح ارتباط با دشمن صهیونیستی را از بین ببرند و دیگران را هم به پیمودن این راه انحرافی تشویق کنند.