مترجم: حامد شهبازى
* ریکاردو سانچز فرمانده پیشین نیروهاى آمریکا در عراق موضع منفى و سختى در قبال راهبرد کنونى آمریکا در عراق و آنچه در این کشور میگذرد اتخاذ کرده است. وى بر این باور است که عقبنشینى بدون برنامه از عراق به هرج و مرج و به خطر افتادن ثبات در خاورمیانه منجر خواهد شد همچنین این امر تأثیرات سوئى در جامعه بینالملل خواهد داشت لذا میگوید حضور سطحى از نیروهاى آمریکایى و ائتلاف در عراق براى آینده قابل پیشبینى ضرورى است آیا با این ایده موافقید؟
** خوب، از جهاتى بله، فکر نمیکنم کسى از عقبنشینى بدون برنامه حمایت کند اما فکر میکنم باید به آنچه که پیشتر از سوى کمیته بیکر - همیلتون در عراق که همانا تأکید بر ارائه راهحلى سیاسى است توجه ویژهاى شود. وجود چنین راهحل سیاسى به آمریکا اجازه میدهد عراق را ترک کند در عینحال چارچوبى از همکارى را در منطقه خلق خواهد کرد که باعث جلوگیرى از تشدید احتمالى خشونت در عراق خواهد شد.
* اما دولت آمریکا در حال حاضر توجهى به این راهحل سیاسى در عراق ندارد.
** خیر، توجهى ندارد.
* آیا دولت آمریکا تلاشى براى یافتن راهحلى سیاسى در عراق به عمل میآورد؟
** خیر، آمریکا حتى تلاش براى مذاکره با رهبران عراقى نکرده است. نه تنها رهبران عراقى بلکه کسانى که در منطقه سبز بغداد حضور دارند نمیدانند که چه زمانى آمریکا قرار است عراق را ترک کند برعکس آمریکا از حضور طولانى مدت در عراق صحبت میکند، اظهاراتى از سوى برخى افراد در کاخ سفید صورت میگیرد که به نمونه کرهجنوبى اشاره میکند که آمریکا ۵۰ سال است در آن کشور حضور دارد. ما اکنون در حال ساخت یک قلعه بزرگ در مرکز بغداد پیرامون سفارتمان هستیم. در عینحال پایگاههاى نظامی آمریکایى بسیارى در عراق وجود دارد. بنابراین آنچه دولت آمریکا انجام میدهد ابراز علاقه براى حفظ نوعى حضور استعمارى در منطقهای است که پر است از خاطرات تلخ استعمارگرى.
* اما برخى از آمریکایىها و مقامات ارشد عراقى اظهار میکنند که این جنگ، جنگى براى آزاد کردن عراقىها از نوع صدام حسین بود و جنگى استعمارى نیست.
** بسیارى از عراقىها از این که از دست صدام رهایى یافتند خشنود هستند اما از این که تحت اشغال آمریکا هستند و آمریکا آنها را هدایت میکند و آمریکا به آنها میگوید چگونه باید کشورشان شکل بگیرد، راضى نیستند. یک سناتور آمریکایى گفته است اگر عراقىها آنچه را که مسیحیان میگویند انجام ندهند آمریکا رهبرشان را تغییر خواهد داد. این به چه معنى است؟
این استعمار است. مسأله این است که عراق تا زمانى که آمریکا با تمام رهبران این کشور نه آنهایى که صرفاً در منطقه سبز حضور دارند، به طور مشترک (من بر واژه «مشترک» تأکید میکنم) در خصوص تعیین تاریخى براى خروج نیروها مذاکره نکند، روى ثبات را نخواهد دید و بر همین مبنا باید صادقانه به کشورهاى منطقه گفته شود که آمریکا ترک عراق را با جدیت مدنظر دارد. فکر میکنم اکنون باید درباره چگونگى ایجاد ثبات در عراق بحث کنیم، بر عکس، آمریکا در حال گسترش این ایده نامناسب است که جنگ عراق بخشى از جنگ جهانى سوم یا جنگ جهانى چهارم یا مبارزه آمریکا علیه اسلام است. این امر به منزوى شدن آمریکا در جهان تداوم میبخشد و آمریکا را درگیر جنگى فرسایشى خواهد کرد که خطرى واقعى براى آمریکا است.
* این گونه گفته میشود که آمریکا از عراق عقبنشینى کند، آنگاه این امر پیروزى بزرگى براى ایران خواهد بود که خیلى سریع خلأ به وجود آمده را در عراق پر خواهد کرد. ژنرال دیوید پترائوس فرمانده نیروهاى آمریکایى در عراق میگوید ایران هماکنون در حال ایفاى نقشى جدى در عراق است و حتى ادعا کرده که تهران در حال تضعیف راهبرد آمریکا در عراق است. نظر شما چیست؟
** خب، به این امر توجه کنید که دولت آمریکا نیز در عینحال از تغییر رژیم ایران صحبت میکند. آمریکا از پناهندگان ایرانى یا گروههاى تبعیدى براى بىثبات کردن ایران بهره میگیرد. ما در حال حفاظت از نیروهاى مجاهدین خلق [منافقین] در شمال عراق هستیم که گه گاه در حملات داخل ایران نقش دارند. در این شرایط، آیا شما از آنچه که ایرانىها انجام میدهند، تعجب میکنید.
فراتر از آن، یک مسأله بزرگ وجود دارد که همان نفوذ ایران در آن منطقه است. آمریکا نمیتواند نفوذ انحصارى در عراق داشته باشد و به سهولت بتواند ایران را تحت کنترل درآورد یا منزوى کند یا تضعیف کند. این راهى براى ثبات در منطقه نیست و مسأله این است که هیچ کس در جهان واقعاً از سیاست آمریکا در عراق حمایت نمیکند. برخى از کشورها تمایل دارند همسویىهایى با آمریکا داشته باشند، اما آنها واقعاً در حمایت از آمریکا دخیل نیستند. انگلیس اساساً در حال خروج از عراق است و آنچه که آمریکا اساساً نیازمند آن است، مذاکره جدى با عراقىها در قبال این امر است که چه زمانى کشورشان را ترک میکند و در چه مقطعى کنترل کشورشان را به عراقىها واگذار میکند و بر این مبنا آمریکا میتواند سازوکارى را براى مصالحه منطقهای ترتیب دهد، اما آمریکا براى چنین اقدامی تلاش نمیکند.
* کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه، رابرت گیتس وزیر دفاع و جورج بوش رئیسجمهور آمریکا از قطعنامه مجلس نمایندگان مبنى بر متهم کردن ترکیه به نسلکشى ارامنه در جریان جنگ جهانى اول ابراز نگرانى عمیقى کردهاند. رایس گفته تصویب این قطعنامه در این مقطع براى آنچه که آمریکا در منطقه در حال انجام است، مشکلساز خواهد بود، زیرا آمریکا به ترکیه به عنوان یک متحد خوب و راهبردى براى پیشبرد سیاست منطقهایاش وابسته است. نظر شما در این باره چیست؟
** خب، در ابتدا من فکر میکنم که اصطکاک در روابطمان با ترکیه و به طور اتفاقى با روسیه، نتیجه بىاعتبار شدن به واسطه جنگ عراق است و این بىاعتبار شدن به این معنى است که آمریکا از کمترین نفوذ و اثرگذارى برخوردار است و بحرانهاى منطقه در حال خارج شدن از کنترل آمریکاست و این امر در حال وقوع در مورد روابط ما با ترکیه است. تا جایى که به قطعنامه کنگره مربوط میشود، من هرگز نفهمیدم که چرا مجلس نمایندگان نوعى آکادمی یادگیرى بوده است که اقدام به قضاوت در مورد رویدادهاى تاریخى کرده است. تاریخ پر است از جنایات وحشتناک و هیچ تردیدى وجود ندارد که بسیارى از ارامنه در جنگ جهانى اول قتلعام شدند، اما این که مجلس نمایندگان آمریکا میباید قطعنامههایى را در خصوص این حادثه تصویب کند که به عنوان نسلکشى یا قتلعام بزرگ طبقهبندى شود یا نه، باید بگویم فکر نمیکنم این مسأله ربطى به این مجلس داشته باشد. این حادثه ربطى به تصویب قوانین یا چگونگى اداره کردن آمریکا ندارد. قانون اساسى، مجلس نمایندگان را براى رسیدگى به چنین امورى ایجاد نکرده است.
* بنابراین منظورتان این است که مجلس نمایندگان نباید در این امر دخالت کند؟
** خب، اگر میخواهد در این امور دخالت کند، در قبال دیگر قتلعامها چه؟ مثلاً جنگ بین چینىها و ژاپنىها که در آن ژاپنىها بسیارى از غیرنظامیان چینى را قتلعام کردند، چه؟ ما حوادثى را به عنوان یک نسلکشى میپذیریم، زیرا بخشى از تاریخ است، اما ما قطعنامههایى را تصویب نمیکنیم که بگوییم چه چیز نسلکشى است و چه چیز نسلکشى نیست.
* نظر شما درباره حمله هوایى ماه گذشته اسرائیل به تأسیساتى که نیویورک تایمز از آن به عنوان تأسیسات هستهای در حال ظهور سوریه نام برد، چیست؟
** صرفنظر از جنبههاى نظامی این امر، حتى از آنچه که منبع اطلاعاتى آمریکایى - اسرائیلى در رسانهاى جمعى گزارش کردهاند، هر کسى میتواند برداشت کند کهاین تأسیسات، تأسیسات هستهای بزرگ که قادر به تولید نوعى سلاح براى تهدید کردن اسرائیل در آینده باشند، نیست. بنابراین من از جهاتى به این اتفاق مظنونم که این امر نوعى اقدام نمایشى از سوى اسرائیلىها باشد، بویژه که دولت آن ضعیف شده و بسیار خصمانه عمل میکند تا نشان دهد که اسرائیلىها هنوز مصمم هستند، خصوصاً پس از افتضاحى که در لبنان صورت دادند، به نمایش قدرت دست بزنند، این امر حتى شاید علامتى خصمانه براى نشان دادن به ایران باشد.