سرانجام همانگونه که حدس زده میشد «نیکلا سارکوزی» در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در برابر رویال سگولن پیروز شد و جواز ورود به کاخ الیزه را دریافت کرد و برای یک دوره هدایت سکان کشتی فرانسه را به دست گرفت. سارکوزی در دور دوم انتخابات، که روز یکشنبه برگزار گردید 53 درصد آرا را کسب کرد و با این پیروزی حزب حاکم، ناکامیهای سوسیالیستها در انتخابات ریاست جمهوری، به سه دوره پیاپی رسید. اگرچه برخی نظرها بر این است که حاکم شدن هریک از دو حزب عمده فرانسه یعنی حزب راستگرا و سوسیالیست، تغییر چندانی در خطمشی این کشور، به خصوص در سیاستهای کلان داخلی و خارجی ایجاد نمیکند، با اینحال بسیاری از کارشناسان نیز با توجه به قدرتی که قانون به رئیسجمهور داده است، این نظریه را رد میکنند و تصدی قدرت توسط هریک از جناحها را منشاء تغییرات غیر قابل انکار میدانند.
در صحنه داخلی، رایدهندگانی که به نیکلا سارکوزی رای دادهاند طبیعتا انتظار دارند که تحقق وعدههای داده شده توسط وی در مبارزات انتخاباتی را در صحنه عمل مشاهده کنند. تکیه عمده سارکوزی در شعارهای خود بر احیای اقتصاد فرانسه و تقویت جایگاه این کشور به آنچه که وی آنرا «شایسته فرانسه» خوانده، بوده است.
این شعارهای بلندپروازی قطعا وظیفه سارکوزی را سنگین میسازد به ویژه نزدیک به نیمی از مردم فرانسه نیز با رویکرد به رویال سگولن، رقیب انتخاباتی وی، به سیاستهای او نظر مساعد ندارند.
بسیاری از مخالفین سارکوزی، وی را دارای ایدههای جاهطلبانه و افراطی میدانند تاحدی که حتی از وی به عنوان نژادپرست یاد کردهاند.
همین نارضایتیها بود که در شب بعد از انتخابات به عنوان دمل کهنه اجتماعی سرباز کرد و منجر به شورشهای گستردهای شد که شورشهای خیابانی تابستان 1384 را در اذهان زنده کرد. تظاهرکنندگان صراحتا سارکوزی را به هیتلر تشبیه کردند.
سارکوزی در آن زمان، یعنی تابستان 84 که پست وزارت کشور فرانسه را در اختیار داشت به شدت معترضین را، که عمدتا از مهاجرین محروم و طبقه ضعیف جامعه بودند، به باد حمله گرفت و حتی از آنها به عنوان «تفالههای اجتماع» یاد کرد که باعث ننگ جامعه فرانسه هستند و باید دور انداخته شوند. این موضعگیری جاهطلبانه که رگههای نژادپرستی در تفکرات وی را آشکار کرد با خشم اعتراضکنندگان و سیاستمداران سوسیالیست مواجه شد ولی در عین حال خوشایند قشرهایی از متمولین جامعه و طرفداران تفکیک نژادی قرار گرفت که یکی از عوامل پیروزیساز برای سارکوزی نیز همین امر، یعنی شعارهای نژادگرایانه و جلب توجه راستگراهای فرانسه بوده است.
با توجه به این واقعیات، میتوان از هماکنون پیشبینی کرد که اوضاع اجتماعی فرانسه در زمان سارکوزی شرایط بیثباتی را خواهد داشت و تکرار حوادثی از آن دست که در تابستان دو سال قبل، فرانسه را با شدیدترین بحران چند دهه اخیر مواجه ساخت، دور از انتظار نخواهد بود مگر اینکه سارکوزی بتواند انتظارات اجتماعی را به حدی برآورده سازد که رضایت قشر ناراضی و عصیانگر جامعه را جلب نماید که این نیز با توجه به گرایشات سیاسی سارکوزی، امری بعید به نظر میرسد.
از سوی دیگر، سارکوزی در مناسبات بینالمللی نیز هماهنگی بیشتری با سیاستهای آمریکا دارد ضمن اینکه وی را از متحدین اسرائیل نیز تلقی کردهاند. هم واشنگتن و هم تلآویو خوشحالی خود از روی کار آمدن سارکوزی را پنهان نکردند. سارکوزی اگر این رویکرد را در سیاستگذاریهای خود پیگیری کند قطعا موجب تضعیف موقعیت سنتی فرانسه در منطقه خواهد شد ضمن اینکه به شهرت و اعتبار این کشور درباره استقلال نسبی در برابر سیاستهای دیکته شده «واشنگتن» صدمه خواهد زد. در این چارچوب، سارکوزی در تابستان گذشته، در جریان تهاجم ددمنشانه رژیم صهیونیستی به لبنان، با جانبداری از اسرائیل، دیدگاه غیر اصولی خود در برابر بحران خاورمیانه را بروز داد که باید دید آیا در صحنه رهبری فرانسه نیز مصمم به ادامه همین خطمشی است یا نه؟
مجموعه این مسائل، راه دشواری را پیشپای این مهاجر مجارستانیالاصل و مستاجر جدید کاخ الیزه قرار میدهد.