تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۹  ، 
کد خبر : ۵۲۶۴۲

گاف‌های تاریخی دموکراسی آمریکایی ـ اسرائیلی


در حالی که سخنان رئیس‌جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل و همچنین در دانشگاه کلمبیا و برخورد دیکتاتورمنشانه رئیس این دانشگاه و برخی رسانه‌ها و محافل غربی با ایشان، همچنان محل بحث و فحص آگاهان سیاسی در جهان است، مطالب افشاگرانه‌ای که از سوی برخی وب‌سایت‌های خارج از کشور در حمایت از دکتر احمدی‌نژاد و موضع بر حق ایشان، انتشار می‌یابد،‌ جای تامل و توجه دارد.

مطالبی که غالبا توسط همان رسانه‌های انحصارطلب غربی از دسترس جهانیان دور مانده و امروز می‌تواند به پاشنه آشیلی برای همین مدعیان دموکراسی و حقوق بشر تبدیل شود.

از جمله این مطالب، موضعی است که رژیم صهیونیستی در قبال قتل‌عام ارامنه توسط دولت عثمانی در اوایل قرن بیستم، اتخاذ کرده و همین موضع روابط اسرائیل را با ترکیه در معرض خطر قرار داد. در حالی که ارامنه مدعی هستند،‌ دولت عثمانی در آوریل سال 1915 حدود یک میلیون ارمنی را به قتل رسانده است و همه ساله برای اعتراض به آن هولوکاست (قتل‌عام) تاریخی در سراسر جهان راهپیمایی‌هایی به راه می‌اندازند اما رژیم صهیونیستی در سال 2000 برای خوش‌آمد دولت ترکیه و برقرار بودن حمایت‌های این دولت از اسرائیل،‌ هولوکاست یاد شده را نفی کرد و وزیر امور خارجه این رژیم طی نامه‌ای رسمی برای دولت ترکیه نوشت: «... «قتل‌عام ارامنه» (عمدا آن را در گیومه گذارده بودند که بر انکار آن تاکید ورزند) یک مساله تاریخی است و تاریخ‌دان‌ها باید راجع به آن حرف بزنند،‌ نه سیاستمداران...»!!

حالا این موضع‌گیری را مقایسه کنید با خیل تبلیغات و پروپاگاندایی که رسانه‌ها و محافل غربی و صهیونیستی طی چند سال اخیر برای محکومیت نظام جمهوری اسلامی به راه انداخته‌اند تا بر وجاهت آن در افکار جهانی خدشه وارد آورند به این بهانه که مسئولین جمهوری اسلامی به خصوص رئیس‌جمهور آن، منکر هولوکاست یهودیان در طی جنگ دوم جهانی هستند!! اگرچه بارها و بارها دکتر احمدی‌نژاد از جمله در همین سخنرانی دانشگاه کلمبیا اعلام کرده است، به دلیل اهمیت بنیادین واقعه فوق در بسیاری از تحولات سیاسی قرن بیستم، از جنبه علمی و تاریخی خواستار تحقیقات بیشتری بر روی آن از سوی دانشمندان و کارشناسان بین‌المللی است، اما محافل صهیونیستی از آنجا که بسیاری از ریشه‌های تاریخی و جنبه‌های هویتی خویش را بر پایه و اساس همین افسانه‌ها و خیالبافی‌های تاریخی بنیاد نهاده‌اند، اساسا حتی تحقیق تاریخی درباره آن را «گناهی بزرگ» به شمار می‌آورند. از همین‌رو رئیس دانشگاه کلمبیا در آن بیانیه سبکسرانه خود، رئیس‌جمهوری ایران را به خاطر چنین موضعی «منکر هولوکاست» محسوب کرد (انگار که ایشان مرتکب گناه کبیره‌ای شده‌اند!!) و گستاخانه به محکومیت وی پرداخت.

اما جالب است موضع همین جناب رئیس را در مورد ژنرال پرویز مشرف (رئیس حکومت نظامی پاکستان) بدانید که از قضا دو سال پیش مهمان دانشگاه کلمبیا بود. ایشان در معرفی دیکتاتور نظامی پاکستان فرمودند: «... پرزیدنت مشرف یک رهبر مهم در جهان است و نقش او در اقتصاد پاکستان و در مبارزه جهانی علیه ترور قابل توجه می‌باشد. به ندرت پیش می‌آید که در این دانشگاه میزبان رهبری با این مقام باشیم...»!

به این ترتیب پرویز مشرف که با حمایت مستقیم آمریکا به کودتای نظامی در پاکستان دست زد و به قلع و قمع نیروهای ملی و مستقل این کشور پرداخت و امروز هم به قول معروف بدون اجازه اربابان ینگه دنیایی آب نمی‌خورد، از جانب رئیس‌ دانشگاه کلمبیا مورد ستایش و تجلیل قرار می‌گیرد!

اما دانشگاه کلمبیا و حامیان صهیونیستش در قلع‌وقمع اساتید مستقل و اندیشمند هم سابقه روشنی دارند. در زمستان سال 2004 و نیمه اول سال 2005، زیر فشارهای تبلیغاتی چند سازمان راستگرای یهودی (صهیونیستی)، تعدادی از استادان دانشگاه کلمبیا مورد پیگرد شبه‌پلیسی و تفتیش عقاید قرار گرفتند.

سازمانی به نام «پروژه دیوید» با ساختن یک فیلم مستند درباره دانشگاه کلمبیا و با سازماندهی دانشجویان طرفدار اسراییل،‌ کارزار تبلیغاتی وسیعی را علیه استادان بخش مطالعات خاورمیانه در دانشگاه کلمبیا به راه انداخت. گروهی از دانشجویان راستگرای یهودی ادعا کردند که در کلاس از سوی استادان خود مورد ارعاب قرار گرفته‌اند و حق انتقاد از اعراب و فلسطینیان به آنها داده نشده است. شورای شهر نیویورک تهدید کرد که دست به تحقیق گسترده‌ای در دانشگاه زده و عملکرد استادان موردنظر را از نزدیک وارسی خواهد کرد.

چند تن از نمایندگان نیویورک در کنگره آمریکا تقاضای اخراج استادان موردنظر را کردند.

هدف کارزار تفتیش عقاید و اخراج، در وهله نخست برخی اساتید دپارتمان مطالعه خاورمیانه، از جمله «جوزف ماساد» بودند. اما در آن کارزار که به همه رسانه‌ها کشیده شد و توسط سازمانی صهیونیستی به نام «دیده‌بان دانشگاه» (کمپوس واچ) پی گرفته می‌شد، استادان دیگر دانشگاه کلمبیا از جمله جرج صلیبا (استاد تاریخ علوم در اسلام و خاورمیانه)، نیکلاس جنوا و خانم جنت ابولوقو (اساتید رشته انسان‌شناسی) نیز هدف قرار گرفتند. وزارت آموزش و پرورش شهر نیویورک هم رشید خالدی، استاد سرشناس دانشگاه کلمبیا در رشته مطالعات عربی را از برنامه تربیت معلم برای دبیرستان‌های نیویورک، حذف کرد.

استاد فقید دانشگاه کلمبیا ادوارد سعید، که خود متعلق به یک خانواده مسیحی فلسطینی بود و یکی از پرآوازه‌ترین منتقدان سیاست‌های آمریکا در جهان به شمار می‌رفت، بارها از سوی روسای این دانشگاه تحت فشار سیاسی قرار گرفت. به دنبال آن،‌ روزنامه نیویورک‌تایمز که مدعی حرفه‌ای‌ترین و بالاترین استانداردهای روزنامه‌نگاری در جهان است و در میان رسانه‌های آمریکایی به جامعیت و بی‌طرفی شهرت دارد، به طور غیر رسمی ادوارد سعید را ممنوع‌القلم کرد. یک‌بار نیز در سال 1985، در دفتر کار ادوارد سعید، بمبی آتش‌زا منفجر شد.

بدون تردید حقایق افشاگری بیشتری درباره عملکرد ضد دموکراسی این نهادهای مدعی وجود دارد که خوشبختانه با عنایات الهی در هر گام به دست خود افشاء می‌شوند. شاید تا چند سال پیش در میان کوس و کرنای آزادیخواهی آمریکایی و غوغای رسانه‌های وابسته (که حتی کارنامه سیاه‌شان را برای یک تاریخ جنایت و شقاوت در حق بشریت پنهان می‌کردند)، کمتر به روش‌های ضد آزادی و ضد حقوق بشر امروز آنها فکر می‌شد و برای عملکردشان علیه دموکراسی و آزادی، مصادیق به روز چندان آشکار نبود ولی امروز به خواست خدا، در هر مرحله خود را بیشتر و بهتر رسوا می‌سازند که نمونه دانشگاه کلمبیا از تازه‌ترین موارد آن محسوب می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات