تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۲  ، 
کد خبر : ۵۲۶۴۴
پاسخ دکتر مصطفی معین به سرمقاله

«ایکاش ما هم وینوگراد داشتیم»


حادثه تلخ یا حکایت تلخ

جناب آقای مسیح مهاجری، مدیر مسئول محترم روزنامه جمهوری‌اسلامی، نقد وب نوشتی از اینجانب را درباره «آزادی علمی ‌و استقلال دانشگاه» در یک وبلاگ شخصی در خور دانسته‌اند که سرمقاله یک روزنامه کثیرالانتشار را به آن اختصاص دهند و در روز شنبه 23 تیر ماه خود این کار را با عنوان «ایکاش ما هم وینوگراد داشتیم» به انجام رساندند. من نیز، هم به احترام اینگونه طرح مسأله در عرصه افکار عمومی و هم به حرمت صراحت و ادب و سابقه مودت ایشان نکاتی را تقدیم می‌دارم:

1. می‌‌گویند کسی از حادثه فجیعی مرتب سخن می‌گفت؛‌ مشفقی او را نصیحت کرد که «نگو خوب نیست»، فرد در پاسخ گفت: «گفتن من خوب نیست یا وقوع آن حادثه؟». به نظر می‌رسد حادثه تلخ 18 تیر هم چنین سرنوشتی یافته است؛‌ من در این باره انتظارات کمتری از جناب آقای مهاجری دارم، اگر بنا به خواسته ایشان کمیته وینوگرادی برای «بررسی بی‌طرفانه و بدون اغماض وقایعی همچون 18 تیر و قتل‌‌های زنجیره‌ای و عملکرد دولت‌‌ها» نیست، حداقل به حافظه تاریخی می‌توان رجوع کرد. نمی‌دانم چرا فاجعه‌ای که در زمان وقوع خود، تأثر و تأسف همه شاهدان را از موافقان تا مخالفان دولت اصلاحات آن هم در منظر عمومی در برگرفت، ناظران روحانی و دانشگاهی را در آن ایام به گریه واداشت و محکومیت و تقبیح عوامل حادثه را از سوی شورای عالی امنیت ملی و ارکان و مسئولان عالی نظام در پی داشت، اکنون از سوی جناب آقای مهاجری نادیده گرفته می‌شود؟ و نمی‌دانم چرا سمت و سوی اتهام و تعرض ایشان، قربانیان آن حادثه را از دانشجویان گرفته تا مسئولان آموزش عالی و دولت اصلاحات فرا می‌گیرد و به تلویح و تصریح نام این گونه جهت‌گیری، تحلیل‌‌های حقیقت‌یابانه و فراجناحی نامیده می‌شود؟

2. واقعیت این است که بدترین نوع برخورد جناحی در برابر نهاد دانشگاه و دانشگاهیان، نداشتن دیدگاه سیاسی نیست، متهم کردن نیروها و مسئولانی است که مدافع استقلال و حرمت و منزلت و تعهد اجتماعی نهاد دانشگاهند، «سرمایه اجتماعی» این کشور مگر در کجا شکل می‌گیرد و در کجا آسیب می‌بیند؟ کاش آقای مهاجری به جای دیدگاه بیرونی و مبتنی بر سوءظن نسبت به دانشگاه، آن نهاد را از دورن و با واقع‌بینی می‌دید تا در داوری نسبت به نهاد دانشگاه و ابعاد این حادثه و دانشجویان مظلوم آن، چنین دچار شتابزدگی نمی‌شد.

3. شایسته است جناب آقای مهاجری اطلاعات و «دلایل متقن» خود را در خصوص عناصر و برنامه‌‌های از پیش تعیین‌شده در ایجاد فاجعه کوی دانشگاه و ترسیم حادثه در قالب «به راه افتادن اراذل و اوباش در خیابان‌‌ها» و نسبت آن با قتل‌‌های زنجیره‌ای و اظهارات همزمان دولتمردان آمریکایی، انگلیسی اسرائیلی و ترکیه‌ای برای اطلاع مردم ارائه دهند. به ویژه توضیح دهند که چگونه اطلاعاتی فراتر از رییس‌جمهور وقت جناب آقای خاتمی ‌دارند که وقوع این حادثه را تاوان پی‌گیری قتل‌‌های زنجیره‌ای اعلام کردند؟

4. کور شدن چشم فتنه که مورد نظر جناب آقای مهاجری نیز هست، با ریشه‌یابی فاجعه کوی و معرفی آمران و عوامل اجرایی آن به جامعه و تبیین ابعاد معنوی و مادی این خسارت و تغییر نگرش نسبت به دانشگاه و دانشگاهیان امکان‌پذیر است، نه با به فراموشی سپردن و نه با تحریف آن، به هر بهانه‌ای که باشد.

5. جای جای نوشته جناب آقای مهاجری سرشار از جهت‌گیری‌‌های خاص نظری در باب نقش و جایگاه دانشگاه در جامعه اسلامی و عملکرد اجرایی و سیاسی مسئولان گذشته آموزش عالی است که در جای خود به عنوان یک نظر در خور احترام است، اما آنجا که به عنوان تنها معیار حق در نظر و تنها ملاک درستی کارکردها در عمل است، نیازمند کارشناسی و یا حداقل اطلاعات درست است که متأسفانه از هر دو جنبه به دور است.

6. استعفای من به منظور دفاع از مظلومیت دانشگاه و دانشجویان و اعتراض به هجوم شبانه به خانه و کاشانه دانشجو و ضرب و جرح و قتل، در عین حضور فعال و موثر در عرصه‌‌های مسئولیت و دفاع از حقوق فرزندان مردم بود که از نظر وجدان عمومی و صاحب‌نظران صادق و روشن‌بین شاخصی از آرمان‌خواهی و ارزش‌گرایی است.

7. من همچنان بیشترین احساس خودی بودن را با خدای خودم، پیامبر گرامی ‌اسلام و خاندان هدایت گر او، آرمان‌‌های انقلاب‌اسلامی چون دفاع از حق و عدالت، دانش و اخلاق و آزادی و منزلت انسانی دارم و امیدوارم در مسیر همان باور و عمل بتوانم گام بردارم.

8. حضور من در انتخابات نهم فقط در جهت ایفای مسئولیت اجتماعی و ادای دین به مردم و جوانان بی‌پناه و هزینه کردن حیثیت و سابقه و توان و تخصص بود. چه اعلام حضورم در انتخابات نهم و چه بازگشتم پس از اقدام غیرقانونی و یا آلوده به اغراض و انگیزه‌‌های سیاسی شورای نگهبان، چیزی جز ادای وظیفه و در عین‌حال کمک به اندیشه اصلاحات و بالا بردن ظرفیت‌‌های قانون‌اساسی و دفاع از اصل نظامی که برخاسته از انقلاب‌اسلامی و میراث امام خمینی(ره) نبوده و نخواهد بود.

من در این مسیر میان آنچه از آغاز انقلاب‌اسلامی و در دوران دفاع مقدس در سطوح مختلف مسئولیت انجام داده‌ام و پس از آن تفاوتی قائل نیستم و امیدوارم خداوند متعال توفیق آن را بدهد که لحظه‌ای به نادیدن حق یا به تکلف و ملاحظه در دفاع از آن گرفتار نشوم.

با احترام – مصطفی معین

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات