اکنون که جمهوریخواهان میانهرو به جورج بوش گفتهاند زمان برای سیاستهایش در عراق رو به پایان است، او باید طی چند ماه آینده نشان دهد که پیشرفتی صورت گرفته و در غیر این صورت گزینههای ناخوشایند و غیرقابل پیشبینی پیشرو خواهد داشت.
این فرصت تنها 4 ماه و تا سپتامبر خواهد بود. در ماه سپتامبر معلوم میشود که سیاست افزایش نیروی آمریکا در عراق تاثیری داشته یا نه و آیا عراقیها تغییراتی که مدتها وعده آن را داده بودند برای کاهش جنگها و درگیریهای قومی انجام دادهاند یا نه؟
انتخابات سال 2008 ریاست جمهوری در آمریکا در آن زمان به نقطه اوج خود میرسد اکنون بعد از 4 سال جنگ در عراق گزینههای چندانی باقی نمانده است. چند گزینهای که پیشروی آمریکا در این جنگ وجود دارد به این ترتیب است:
حفظ و ادامه راه
بوش همواره تاکید کرد که «شکست از گزینههای محتمل در عراق نیست» او بعدها هم بر همین استراتژی تاکید خواهد کرد. پولاک که از تحلیلگران سابق سیا و از سیاستگذاران کاخ سفید است اخیراً در مصاحبهای گفت: «فکر نمیکنم بوش علاقهای به تسلیم شدن در عراق داشته باشد. او به ادامه این راه و اگر لازم باشد افزایش نیرو تا زمانی که قدرت است ادامه میدهد.»
پولاک و بعضی تحلیلگران دیگر همچون فردریک کاگان از موسسه محافظهکار آمریکن اینترپرایز و از طراحان اصلی برنامه افزایش نیرو در عراق است میگوید، برای اعلام شکست هنوز خیلی زود است. هنوز دو گروهان از پنج گروهانی که به نیروهای آمریکایی مستقر در عراق اضافه خواهند شد کارشان را شروع نکردهاند. هر یک از این گروهانها از 3500 سرباز تشکیل شدهاند. اما بهترین راهی که بوش میتواند به آن امیدوار باشد حرکت آرام به سوی ثبات است. این به معنای کاهش و نه قطع کامل خشونتها و حرکت به سوی آشتی ملی و توافق درباره موضوعات مهمی چون تقسیم درآمدهای نفتی.
در این میان همسایگان عراق به ویژه ایران و سوریه نقش مهمی در ایجاد آرامش و کاستن از تنشها در این کشور دارند. دولت بوش به تازگی لابی با این کشورها را شروع کرده که این کار را باید زودتر شروع میکرد. ادامه این شرایط بدون عقبنشینی از عراق گزینهای است که تا حدی میتواند با حمایت افکار عمومی آمریکا هم همراه باشد.
نظرسنجیها نشان میدهد که مردم آمریکا از عقبنشینی نیروهای نظامی کشورشان از عراق حمایت میکنند اما عده کمی از مردم خواستار خروج فوری نیروها هستند. اما اخطار و هشدار 11 تن از جمهوریخواهان کنگره به بوش درباره سیاستهایش در عراق نشان میدهد چطور شرایط سیاسی برای او هر روز سختتر از گذشته میشود.
عقبنشینی نیروها
حتی اگر عقبنشینی نیروهای آمریکا از عراق همین امروز شروع شود دست کم هشت تا ده ماه طول خواهد کشید تا این عقبنشینی کامل شود و سربازان آمریکایی، تجهیزات و زیرساختهای آنها به طور کامل از عراق بیرون برد شود. بسته به این که سناریوی بعدی آمریکا چه باشد، ممکن است بعضی نیروهای آمریکایی در نقاط دیگر داخل یا بیرون خاورمیانه مستقر شود و بسیاری هم به کشورشان باز گردند.
دموکراتها از زمانی که کنترل کنگره را بدست آوردند و به اکثریت رسیدند، برای اعلام جدول زمانی عقبنشینی نیروهای آمریکایی از عراق فشار آوردهاند. بوش هشدار داده است که خروج از عراق در حال حاضر، این کشور را به بهشتی برای شبهنظامیان اسلامگرا و تروریستها تبدیل خواهد کرد و به این ترتیب کل دنیای عرب ناامن و بیثبات میشود و مراکز و محلهای حمله به آمریکا بیشتر میشود. اما سناتورها و نمایندگان جمهوریخواه کنگره این هشدار را با بزرگنمایی همراه میدانند و آن را رد کردهاند.
سناتور چاک هاگل یکی از همین جمهوریخواهان بدبین به سخنان بوش است که در واکنش به هشدارهای او گفته است: این سخنان را نمیپذیرم و این خلاف همه آن چیزی است که من از مردم خاورمیانه میدانم. این سناتور جمهوریخواه دو هفته پیش در سخنرانی در شورای روابط خارجی آمریکا گفت: سنیها، شیعیان و کردها از القاعده استقبال و حمایت نمیکنند و نمیخواهند که القاعده کشورشان را اداره کنند. عدهای دیگر از منتقدان بوش خطری را که او نسبت به آن هشدار داده تایید میکنند اما هزینههای جنگ و از جمله آن خدشهدار شدن اعتبار آمریکا و فشار به ارتش و غفلت از دیگر تهدیدهای تروریستی را هم سرسام آور و خارج از کنترل میدانند. بحث درباره نیروهای آمریکایی در عراق میان دو دسته در آمریکا جریان دارد. یک دسته که معتقدند تهدید و خطر جدی که بعد از خروج نیروها از عراق وجود دارد بسیار تخریبکننده است و دسته دوم که میگویند این خطر بزرگنمایی شده و واقعیت ندارد. البته دسته دیگری هم هستند که ژنرال بازنشسته جان باتیست به آن دسته تعلق دارد. او که در ابتدای جنگ گروهان اول ارتش را در عراق هدایت کرده بود میگوید: «متاسفانه در حال حاضر بهترین کاری که میتوانیم انجام دهیم خروج از عراق است. میگویید که بعد از خروج از عراق، این کشور به پناهگاهی برای تروریستها تبدیل میشود؟ خوب شاید اینطور باشد اما این ما بودیم که این شرایط را به وجود آوردیم. در حال حاضر آنچه برای آمریکا اهمیت دارد سازماندهی دوباره ارتش و بازبینی استراتژی مبارزه با تروریسم است.»
مرکز تخمین اطلاعات ملی آمریکا در ژانویه سال 2007 در گزارشی هشدار داد خروج فوری نیروهای آمریکایی از عراق به سرعت باعث شدت گرفتن و افزایش دامنه درگیریهای قومی در این کشور میشود. براساس این گزارش در آن شرایط القاعده از بخشهایی از کشور عراق برای برنامهریزی حملات تروریستی داخل و خارج عراق استفاده میکند. ترکیه هم ممکن است برای توقف اقدامات کردها و جلوگیری از اعلام استقلال آنها وارد عمل شود.
پولاک که از حامیان سرنگونی صدام بود میگوید، دولت بوش همه این تهدیدها را نادیده گرفت و فرض کرد که بهترین سناریوها روی خواهد داد. به عقیده پولاک حالا هم حامیان سناریویی عقبنشینی فوری همین اشتباهات را تکرار میکند او میگوید که آمریکا نباید عراق را در همان شرایط ترک کند که وارد آن شده بود.
مهار خسارتها
راه دیگری که آمریکا در عراق پیش رو دارد مهار خسارت است. اگر آمریکا تصمیم بگیرد که نمیتواند جنگ داخلی در عراق را متوقف کند، گزینه دیگر به غیر از خروج از این کشور، کم کردن نیروهای آمریکایی در شهرها و استقرار آن در مناطق نزدیک به مرزهاست. در این مناطق است که نیروهای آمریکایی میتوانند پناهجویان گریزان از جنگ و خشونت را سازماندهی کنند و جلوی ورود جنگجویان خارجی به داخل عراق را بگیرند.
دیپلماسی آمریکا در جلوگیری از تبدیل شدن عراق به میدان نبرد داخلی و همکاری همسایگان در این زمینه بسیار مهم است. اقدامات قبلی آمریکا در مهار خسارتها چندان رضایتبخش نبوده و نتیجه نداده است. گزینه دیگری که توسط سناتور جوزف بیدن مطرح شده این است که عراق به نقاطی مخصوص زندگی و رفت و آمد و تردد شیعیان، سنیها و مسلمانان و کردها تقسیم شود. این پیشنهاد با حمایت چندانی رو به رو نشده است.