حتی با وجود کم شدن محبوبیت وزیر سابق خزانهداری دولت تونی بلر، نخستوزیر سابق انگلستان، اختلاف آشکار میان مقامات حزب حاکم کارگر و خدشهدار شدن شهرت وی در مورد توانمندیهای اقتصادیاش، براون ادعاهای مربوط به کنارهگیری خود را از قدرت رد کرده است.
وی چند لحظه پیش از سفر 4 روزهاش به آمریکا به منظور پرداختن به رکود ایجاد شده در اقتصاد جهانی در مصاحبهای گفت: من کاری را آغاز کردم که قصد دارم آن را ادامه دهم.
تضعیف حزب کارگر
نشانههایی وجود دارند مبنی بر اینکه حزب کارگر که از سال 1997 تاکنون در قدرت بوده است، به شدت نگران موقعیت فعلی خود است زیرا طبق نتایج نظرسنجیهای اخیر، حزب اپوزیسیون محافظهکار با کسب 16 امتیاز بیشتر از حزب کارگر در صدر قرار گرفته است که این در 16 سال گذشه بیسابقه بوده است.
الستر دارلینگ، وزیر دارایی دولت براون و یکی از دوستان نزدیک وی، هفته گذشته پذیرفت که حزب وی باید اقداماتش را افزایش دهد. نخستوزیر انگلستان خود نیز عنوان کرد که در مورد چگونگی رساندن پیغام دولت به مردم مشکلاتی وجود دارد.
در همین حال، اعضای مجلس عوام انگلستان از حزب کارگر در مورد طرحهای دولت برای برداشتن مالیات 10 درصدی برای خانوادههای با درآمد پایینتر به خشم آمدهاند. دولت گردون براون همچنین با چالشی در مورد طرح خود برای افزایش محدوده دوره بازداشت افراطیگرایان مظنون به 42 روز رو به رشد شده است.»
حتی سفر وی به آمریکا نیز با انتقاد رو به رو شده است؛ مفسران در تحلیلهای خود از انجام این سفر به دلیل همکاری کم انگلستان با آمریکا و هم زمانی سفر وی با سفر پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کاتولیکهای جهان تاسف خوردند.
لرد گناددسایی، عضو مجلس اعیان (لردها) انگلستان از حزب کارگر، گفت: خداوند به این دلیل گوردون براون را بر روی زمین قرار داد تا مردم قدر تونی بلر را بدانند!
اما براون از این مطمئن است که انگلیس خواهد توانست در برابر اقتصاد آشوبزدهای که در پی مشکل اعتبارات به وجود آمده و باعث ورشکستگی بانک نورئن راک شده است، ایستادگی کند.
اما نتایج ضعیف وی در انتخابات آینده خواهد توانست به طرحهای طولانی مدت وی لطمه وارد کند.
یک تحلیلگر دولت محلی پیشبینی کرده است که حزب چپ میانه، حزب کارگر، 25 درصد از آرای خود را از دست خواهد داد که در صورتی که این اتفاق بیفتد، در 30 سال اخیر بی سابقه خواهد بود.
به نظر میرسد که نتوان تا لحظات آخر پیروز رقابت 2 ساله میان کن لیوینگ استون، شهردار لندن از سال 2000 از حزب کارگر و باریس جانسون، از حزب محافظهکار را حدس زد.
در صورتی که براون در انتخابات آتی خوب کار کند و کرسیهای زیادی را از دست ندهد خواهد توانست اصلاحات خود را در زمینههای اجتماعی، بهداشت، آموزشی و اصلاحات در قانون اساسی پیش از انتخابات سراسری بعدی که پیش از ماه می سال 2010 برگزار خواهد شد، به پیش برد.
اما اگر در انتخابات نتایج ضعیفی کسب کند، در آن صورت میبایست برای حیات سیاسی خود به ویژه هنگام آغاز بحران رکود اقتصادی بجنگد.
هواداران حزب کارگر تغییر رهبری حزب و عدم انسجام در نخست وزیری براون را رد کرده و اصرار میکنند که وی برای این پست فرد مناسبی است.
آنها میگویند هنوز تورم 2/5 درصد و نرخ بهره (5 درصد) پایین است و بیکاری نیز در پایینترین سطح خود از سال 1975 قرار دارد. حامیان حزب کارگر همچنین عنوان میکنند که حتی پیشبینیها اخیر سازمان بینالمللی پول در مورد احتمال ایجاد رکود در رشد 1/6 درصدی اقتصادی انگلیس در سال 2008 به بدی رکود آمریکا و کشورهای عضو یورو نیست.
ساندر کاتوالا، دبیر کل انجمن فابیان، اندیشکده برجسته حزب کارگر، میگویند: این موضوع، مسئله رهبری نیست. این مسئله رساندن پیغام و اعلام استراتژی سیاسی دولت به مردم است زیرا در واقع شکی وجود ندارد که نخستوزیر و دولت چه کارهایی انجام خواهند داد، اما ما میتوانیم رای دهندگان را به خاطر عدم آگاهی از این موضوع ببخشیم.
مقالهای از گوردن براون
وقتی وینستون چرچیل با فرانکلین دلانو روزولت در عرشه کشتی H.M.S متعلق به شاهزاده ولز ملاقات کرد در مورد پیوندهای مشترک انگلیس و آمریکا سخن به میان آورد و گفت: همان زبان... همان سرودها... کم و بیش همان ایدهآلها. همان طور که از این سخن بر میآید برای برقراری روابط ویژه نباید فقط به رابطههای رسمی بین حکومتها بسنده شود بلکه باید برقراری ارتباط بین مردم و درک یکدیگر گسترش و تعمیق پیدا کند.
بنابراین من میخواهم پیشنهاد کنم روابط بین دو سوی اقیانوس اطلس- که همیشه بیش از منافع، تاریخ و زبان مشترک، ریشه در مسائل بنیادی و ماندگار داشته - تا چه حد میتواند دوباره نو شده و به حوزههای نوین نسل جدید گسترش یابد.
اول، همکاری پویا بین دانشگاهها را بسیار بیشتر از وضع موجود پیشنهاد میکنم. اعضای کابینه من از زمان تحصیلشان در دانشگاههای ایالات متحده بهره کافی بردند و بیل کلینتون هم بورسیه رودیز در دانشگاه آکسفورد بود. همچنین بورسیههای مارشال و فولبرایت چند دهه که باعث تبادل دانشجو بین دو کشور شده است. اما من میخواهم فرصتی ایجاد شود که در هر دو سوی اقیانوس اطلس دانشجویان بیشتری از شانس تحصیل در خارج از کشورشان برخوردار شوند.
خیلی وقت است که دانشگاهها طوری برنامهریزی کردهاند که همه دانشجویان بخشی از دوره تحصیلی را خارج از کشور بگذرانند و دریافت مدرک را به آن منوط کردهاند. مدیر کینگ کالج لندن و ریاست دانشگاه نیویورک گروهی را تشکیل خواهند داد که راههای همکاری بین مؤسسات انگلیسی و آمریکایی را بررسی کنند و همکاری احتمالی از طریق گسترش تبادل تحقیقات آغاز خواهد شد. من تعهد میکنم اگر دانشجویان انگلیسی نیاز مالی برای سفر به ایالات متحده داشته باشند تا یک ترم را در آمریکا بگذرانند و از آن حمایت برخوردار شوند.
دوم، من همکاری در سطح بنگاههای تجاری را پیشنهاد میکنم طوری که ادارهکنندگان جوان کسب و کارهای مختلف در دو ستون اقیانوس اطلس به طور منظم به تبادل اطلاعات بپردازند و از یکدیگر بیاموزند. بنگاه مارک یور مارک- که در جهت کارآفرینی در میان جوانان انگلیسی فعالیت میکند- در ماه نوامبر امسال به کمک بنیاد کوفمان در ایالات متحده اولین همکاری را تحت عنوان هفته کارآفرینی جهانی سازماندهی خواهد کرد.
سوم، پیشنهاد بعدی من- به یاد اندرو کارنگی- گردهم آمدن بنگاههای خیریه انگلیسی و آمریکایی است تا در کنار هم به بررسی پروژههایی بپردازند که کار مشترک در آن تفاوت زیادی ایجاد میکند. بنیاد هانتر و بنگاه کارنگی در نیویورک به توافق رسیدهاند که میزبانی مجمعی از سازمانهای خیرخواه و بشر دوست با شرکت کنندگانی نظیر بنیاد بیل و ملیندا گیتس را در ایالات متحده بر عهده بگیرند. قانونگذاران در هر دو سوی اقیانوس به گفت و گو خواهند پرداخت و این که چگونه قوانین مربوط به اهداء و خیرخواهی میتواند بنگاههای خیریه آمریکا و انگلیس را به هم نزدیک کند به خصوص انگلیس میتواند از آمریکا بیاموزد که چگونه بنگاه خیریه در اینجا به ثبت برسد و از معافیتهای مالیاتی برخوردار شود.
چهارم، با توجه به سنتهای دیرینه و پایدار تعامل بین انگلیس و ایالات متحده - از شناسایی ژنها توسط کریک و واتسون تا پروژه شناسایی ژنوم انسان- پیشنهاد من این است که همکاری ما در تحقیقات مربوط به مسائل پزشکی و درمانی تقویت شود. دو شرکت ولکام تراست و کنسر ریسرچ در بریتانیا در حال همکاری با آمریکا و شرکای بینالمللی هستند تا فهرست کامل و جامعی از ژنهای جهش یافته گرد آورند تا شانس بهتری برای مبارزه با این بیماری مهلک فراهم آید.
به عنوان بخشی از برنامه ایجاد بزرگترین مرکز تحقیقاتی اروپا در سنت پانکراس لندن، پروفسور سرپال نرس، کارشناسانی را از آمریکا و انگلیس گرد هم خواهند آورد تا درک ما از این بیماری افزایش یابد و میزان درمان آن بهبود یابد.
پنجم با کار با یکدیگر کشورهای ما میتوانند فرق شگرفی ایجاد کنند به خصوص در زمینه پیامدهای مربوط به تغییر در آب و هوا. مؤسسه فناوریهای انرژی انگلیس - که برای تحقیقات و توسعه به منظور کاهش کربن و آثار آن تأسیس شده- حاضر است با تحقیقات محیط زیستی ایالات متحده مرتبط شود.
ششم، در عصر اینترنت جوانان در دو قاره میتوانند با هم صحبت کنند. من میخواهم به که آنان بتوانند همدیگر را ملاقات کنند.
دو سوی اطلس
ماه گذشته، شورای بریتانیایی، ابتکاری به نام دو سوی اطلس در 2020 را راهاندازی کرد. براساس این طرح قرار است مدیران و رهبران جوان آمریکا، انگلیس و اروپا دور هم جمع شوند. سازمان V در بریتانیا- که قصد دارد بر انرژی جوانان مهمیز بزند- خود را با برنامههای مشابه در آمریکا همگام خواهد کرد تا به این وسیله راههایی پیدا شود که از طریق آن جوانان بتوانند داوطلبانه در کشور یکدیگر به خدمت بپردازند.
هر یک از این ابتکارها وسیلهای مدرن برای ابزار شیوههای جدید برقراری ارتباط در قرن 21 است که موجب نزدیک شدن انسانها به هم و افزایش درکشان از یکدیگر و تشخیص موهبتهای ناشی از همکاری دو ملت است. این ابتکارهای جدید، نشانه اتصال بیشتر بین جوامع است که در آن هزاران نفر از مردم میتوانند از طریق کانالهای مولتی مدیا[یعنی چند رسانهای و متشکل از متن، عکس، صوت و تصویر] همدیگر را رو در رو ببینند و به دانش و درکی برسند که به نفع آنان و هر دو کشور است.
در نیم قرن گذشته نه تنها زبان انگلیسی زبان شکسپیر و ماک توآن و جی کی رولینگ و کورمک مک کارتی بوده است بلکه به زبان علم، تجارت، دیپلماسی، اینترنت و سفر تبدیل شده است. در نهایت پیشنهاد میکنم انگلیس و آمریکا با هم تلاش کنند به زبانی بینالمللی دست پیدا کنند که در سراسر دنیا در دسترس باشد. من امروز از شورای انگلیس میخواهم ابتکار جدیدی به خرج دهد و به کمک بخش خصوصی و سازمانهای مردم نهاد [ترجمه کلمه NGO] در آمریکا به تمام کسانی که میخواهند انگلسی یاد بگیرند کمک کنند.
اقیانوس اطلس بین آمریکا و انگلیس هزاران مایل فاصله انداخته و همین باعث شده فرهنگهای ملی با هم تفاوت پیدا کند. اما نقاط مشترک بسیار زیادی وجود دارد که میتواند ما را به هم نزدیک کند و مانع جدایی بین ما شود. باور دارم، اگر خودمان بخواهیم، ارتباط ما در آینده میتواند بسیار بیشتر از آن چه در گذشته وجود داشته موجب شناخت نقاط مشترک جدید شود و دستاوردهایی را به بار آورد. نه فقط برای دو ملت، بلکه برای تمام دنیا.