افزایش نیاز هند به انرژی
در حال حاض هند بین 60 تا 70 درصد از نیازهای نفتی خود را وارد میکند و تا سال 2025 به سومین واردکننده بزرگ انرژی در جهان تبدیل خواهد شد (با وارداتی معادل 91 درصد از مصرف انرژی خود) به طور کلی از سال 2002 تا سال 2030، به طور متوسط سالانه تقاضای نفت هند 9/2 درصد افزایش خواهد یافت و وابستگی آن به نفت وارداتی از 68 درصد در سال 2004 به 91 درصد در سال 2030 خواهد رسید برآورد میشود که تا سال 2010 میزان مصرف نفت در هند به 4 میلیون بشکه در روز برسد که 35/3 میلیون بشکه آن وارد خواهد شد. این رقم در سالهای 2020 و 2030 به ترتیب به 5 و 6 میلیون بشکه خواهد رسید. در حال حاضر، هند 9 درصد از مصرف انرژی خود را از گاز طبیعی تأمین میکند. انتظار میرود تا سال 2010، 14 درصد از مصرف انرژی در هند از گاز طبیعی تأمین شود. برآورد میشود میزان مصرف گاز طبیعی هند در سال 7-2006 به 116 میلیون متر مکعب بالغ شود که تا سال 2025 به 322 میلیون متر مکعب افزایش خواهد یافت. همچنین مصرف کنونی آسیا تنها در مورد نفت 40 درصد تولید کنونی یعنی 82 میلیون بشکه در روز است که در 20 سال آینده رشد بسیار بالایی خواهد داشت. با توسعه روزافزون اقتصادی کشورهای آسیایی این میزان مصرف در این قاره بیش از پیش افزایش خواهد داشت.
رویکرد چین به امنیت انرژی
امنتی انرژی در وضعیت فعلی یکی از چالشهای استراتژیک پیش روی چین به شمار میآید. به همین دلیل، تأمین و تضمین آن به یکی از اولویتهای استراتژیک این کشور مبدل شده است. البته چالش امنیت انرژی چالشی عمومی در آسیا بری دیگر کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه به شمار میآید، زیرا این منطقه به عنوان پویاترین منطقه اقتصادی جهان از بالاترین حساسیت و قابلیت ضربهپذیری در این حوزه برخوردار است. در میان کشورهای آسیایی، چین از یکی از بالاترین نرخهای رشد اقتصادی برخوردار است و به همین دلیل افزایش مصرف انرژی این کشور نیز سرعت گرفته است. برای مثال، مصرف نفت این کشور بین سالهای 1995تا 2005 یعنی یک دهه صد در صد فزیش یافته است و به 8/6 میلیون بشکه در روز رسیده است. از هنگامی که چین در سال 1993 به صف واردکنندگان نفت پیوست، وابستگی آن به نفت وارداتی به سرعت افزایش یافته است، به گونهای که در سال 2005 بیش از نیمی از نفت مصرفی آن از منابع خارجی تأمین شد. بر طبق اغلب پیشبینیها، مصرف نفت چین سالانه رشدی معادل 5/4 درصد خواهد داشت، نرخ رشدی که 2 برابر متوسط نرخ رشد جهانی و 4 برابر نرخ رشدی است که احتمالاً کشورهای توسعه یافته تجربه خواهند کرد. به علاوه، تصمیم دولت چین در سال 2004 مبنی بر ایجاد ذخایر استراتژیک نیز در افزایش مصرف و در نتیجه واردات این کشور تأثیر خواهد گذارد. در چارچوب برنامه دولت تا سال 2008 چین باید 100 میلیون بشکه معادل 35 روز واردات، تا سال 2015، 200 میلیون بشکه معادل 50 روز واردات و تا سال 2020، 600 میلیون بشکه معادل 90 روز واردات، ذخیره استراتژیک داشته باشد.
استراتژی چین برای دستیابی به انرژی
افزایش سریع تقاضای انرژی در چین در حالی صورت میگیرد که تولید داخلی به هیچ روی کفاف آن را نمیدهد و بخش مهمی از این تقاضا باید از طریق منابع بینالمللی تأمین شود. چینیها با درک این موضوع در سالهای اخیر تلاشهای وسیعی برای ارتقاء روابط با کشورهای نفتخیز این منطقه، به ویژه کشورهای اصلی انجام دادهاند تا در پرتو آن بتوانند سهم خود از ذخایر این منطقه را هر چه بیشتر افزایش دهند. در این راستا، چینیها استراتژی انرژی سه وجهی را در منطقه خاورمیانه دنبال میکنند که وجود آن عبارتند از:
1- به کارگیری دیپلماسی تهاجمی برای برقراری اتصال زیربنایی با کشورهای دارنده انرژی جهت تضمین عرضه درازمدت انرژی. اعلامیه مشارکت استراتژیک نفتی چین و عربستان در سال 1999 را میتوان یکی از نتایج این دیپلماسی دانست.
2- فراهم آوردن شرایط لازم برای حضور شرکتهای نفتی چین در سرمایهگذاری و توسعه میادین نفتی منطقه.
3- تشویق سرمایهگذاری متقابل شرکتهای نفتی کشورهای خاورمیانه در بخشهای پالایشگاهی و بازار انرژی چین.
چینیها در پیشبرد این استراتژی در منطقه خاورمیانه تاکنون به موفقیتهای قابل توجهی دست یافتهاند. آنها علاوه بر عقد قراردادهای بزرگی با ایرن، با عربستان نیز همکاریهای تنگاتنگی را پیریزی کردهاند. جلوههای مهم همکاریهای انرژی چین و عربستان (غیر از فروش نفت) را میتوان به صورت ذیل بر شمرد:
1- احداث پالایشگاهی در کوانگز و توسط عربستان با هزینهای بالغ بر 8 میلیارد دلار.
2- مشارکت شرکت سعودی- آرامکو در 2 پروژه پالایشگاه فوجیان با سرمایهگذاری 5/3 میلیارد دلار و پالایشگاه کینگ دائو با سرمایهگذاری 1/2 میلیارد دلار.
3- تغذیه ذخایر استراتژیک چین توسط عربستان و مشارکت شرکت صنایع پایه این کشور در پروژههای پالایشگاهی و پتروشیمی شمال شرق چین (در مرحله قبل از انعقاد قرارداد.)
در راستای پیشبرد این استراتژی، چینیها اخیرا با عراق به عنوان دیگر کشور پر اهمیت در حوزه انرژی وارد گفتوگو و رایزنی شدهاند. سفر اخیر حسین شهرستانی، وزیر نفت عراق، به چین که طی آن مذاکرات اولیه برای احیاء قراردادهای منعقده میان 2 کشور (در زمان رژیم بعثی صدام) انجام شد در همین راستا صورت گرفت. محور این مذاکرات، احیاء قرارداد 2/1 میلیارد دلاری برای استخراج نفت در میدان نفتی اهدب بوده است. این قرارداد در سال 1997 میان دو کشور منعقد شد، اما به دلیل وضعیت خاص عراق امکان اجرا پیدا نکرد. با توجه به مطالب فوق، امنیت انرژی را میتوان یکی از مولفههای اصلی شکلدهی به سیاست خاورمیانهای چین دانست، مؤلفهای که با توجه به نیاز روزافزون چین به انرژی از یک سو و قابلیتهای بینظیر منطقه خاورمیانه در این حوزه از دیگر سو، از تأثیرگذاری روزافزون برخوردار خواهد بود.