محمد ملکزاده
همزمان با ورود شورای امنیت سازمان ملل متحد به روند رسیدگی به پرونده هستهای ایران چالشهای تازهای پیش روی دیپلماسی هستهای غرب نمایان گردیده و گمانهزنیها نسبت به چگونگی فرجام این وضعیت جدید افزایش یافته است. تاکنون شورای امنیت بزرگترین مترسک غرب برای تسلیم نمودن ایران در برابر فشارها و خواستههای غیرمنطقی بود اما با ورود به مرحله جدید و فرارسیدن زمان اجرای تهدیدهای غربیها در قالب شورای امنیت، از هم اینک نشانههای ناتوانی آنان در استفاده از این تهدید تو خالی نمایانتر شده است.
شاید بتوان گفت تنها مسألهای که اروپا و آمریکا تا پیش از ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت دربارۀ آن درست نیندیشیده بودند این واقعیت بود که: به فرض زیر پا نهادن تمام قوانین بینالمللی و مفاد اساسنامه آژانس (1)، اگر پرونده ایران را به شورای امنیت بفرستیم توانایی انجام چه کاری علیه این کشور را داریم؟! و آیا واقعاً خواهیم توانست به تهدیدهای پوشالی خود جامۀ عمل پوشانیم؟!
به گفته روزنامه فرانسوی لوموند، آمریکاییها موفق شدهاند پرونده ایران را به شورای امنیت بکشانند ـ و شاید در این مرحله به ظاهر خود را پیروز معرکه هم تصور کنند ـ اما اکنون با این پرسش اساسی روبهرو هستند که: به راستی ما اکنون علیه ایران چه میتوانیم انجام دهیم؟!
آنان خوب میدانند تهران واقعاً از شورای امنیت ترسی ندارد. خبرگزاری فرانسه با تأیید این حقیقت تأکید میکند شورای امنیت با توجه به سابقهاش ثابت نموده که یک ببر کاغذی بیش نیست و غربیها حتی به این نکته پی بردهاند که در صورت اصرار ایران بر مواضع اصولیاش، آنان واقعاً کاری از پیش نخواهند برد. جیمز هوک، سردبیر نشریه تخصصی شورای روابط خارجی آمریکا، به دولتمردان این کشور توصیه میکند بیجهت خود را در موضع درگیری و رودررویی با تهران قرار ندهند؛ زیرا با استقامت جمهوری اسلامی ایران در نهایت آمریکا و غرب مجبور به عقبنشینی خواهند شد. «گرچه غرب به ارعاب ایران و عقبنشینی این کشور از مواضعش دل بسته است اما در صورتی که ایران عقبنشینی نکند غرب هیچ اقدامی در برابر ایران نمیتواند انجام دهد.» (جراید، 18/12/84)
به اعتراف تحلیلگران غربی، بازنده اصلی موضوع هستهای ایران، اروپا و آمریکا بودهاند. مارکوس زینر روزنامه نگار معروف آلمانی مینویسد: با ارجاع موضوع هستهای ایران به شورای امنیت در نهایت اروپا و آمریکا بزرگترین بازندگان این حرکت خواهند بود.
شواهد موجود نیز از بروز اختلافهای عمیقتر و شدیدتر میان اعضای دایم شورای امنیت حکایت دارد. در اولین مرحله از مراحل بررسی پرونده ایران، پنج عضو دایم این شورا پس از چند دور مذاکره نتوانستند بر سر تهیه پیشنویس بیانیهای در خصوص موضوع هستهای ایران به توافقی دست یابند. تردیدی نیست که این نشستها و جلسات اعضا در آینده نیز همچنان ادامه خواهد یافت؛ اما آنچه مسلم است این شورا و آمریکا به عنوان گرداننده اصلی آن بسیار ناتوان تر از آن هستند که در برابر عزم استوار ملت ایران در پیگیری اهداف صلحآمیز هستهای خللی ایجاد کنند.
جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده است هرگز شورای امنیت را به عنوان یک تهدید نمیپذیرد و از زمان پیروزی انقلاب تاکنون بارها این شورا را تجربه کرده است. آن زمانی که این کشور در جایگاه اقتدارآمیز کنونی قرار نداشت، شورای امنیت نتوانست آن را از پیگیری اهداف و خواستههای بر حقش باز دارد؛ بنابراین بسیار سادهلوحانه است اگر کسی تصور کند در موقعیت کنونی این شورا خواهد توانست در ارادهِ جمهوری اسلامی برای دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای مانعتراشی کند. منطق ایران بسیار قوی و شفاف است. در وضعیت جدید کشور همکاری خود را در چارچوب مفاد پادمان NPT با آژانس ادامه خواهد داد و البته مطابق تصمیم مجلس شورای اسلامی به هیچ خواستهای فراتر از پادمان و مقررات پذیرفته شدۀ بینالمللی تن نخواهد داد. ملت ایران به پیروی از مولایش حسین هرگز زیر بار حرف زور نمیرود و ذلت تسلیم در برابر زورگویان عالم را نخواهد پذیرفت. به هر حال این روزها هم سپری خواهد شد و روایت دیگری از ایستادگی ملت ایران در کارنامه درخشان انقلاب اسلامی رقم خواهد خورد. باشد که آیندگان بر ایستادگی این ملت غیور در برابر زیادهخواهی مستکبران افتخار کنند.