درافشانى
اعلام حضور و مشارکت جدى جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در انتخابات پارلمانى ۲۵ ژانویه، که با واکنشها و موضعگیرىهاى بعضاً مخالفتآمیز آمریکا، اروپا و اسرائیل همراه بوده، به نظر میرسد با چالش جدیدى روبرو شده است. این چالش به شرط «محمود عباس» رئیس دولت خودگردان فلسطین براى مشارکت جنبش حماس در دولت آینده فلسطین مربوط میشود. محمود عباس به رسمیت شناختن توافقنامه صلح اسلو را از سوى جنبش حماس شرط مشارکت این جنبش در دولت جدید تعیین کرده است.
این شرط، در واقع، به معناى به رسمیت شناخته شدن اسرائیل از سوى جنبش حماس است. از این رو، پیشبینى آنکه جنبش حماس چنانچه بر مواضع گذشته خود اصرار بورزد، با چالش جدى در تعامل با دولت خودگردان فلسطین مواجه شود، چندان مشکل نخواهد بود. با این حال، محافل سیاسى در منطقه بر این باورند که رئیس دولت خودگردان فلسطین در شرایط کنونى تحت شدیدترین فشارها از جانب آمریکا، اتحادیه اروپا و اسرائیل قرار دارد. این فشارها که جنبه تهدیدآمیز آن کاملاً آشکار و مشخص است، اصرار بر آن دارد تا موقعیت فعلى جنبش حماس را در سرزمینهاى اشغالى تحت تأثیر قرار دهد. پیروزى چشمگیر حماس در انتخابات شهردارىها در کرانه باخترى رود اردن که جنبش فتح را با ناکامی مواجه کرد، موجبات دغدغه و نگرانى آمریکا، کشورهاى اروپایى و اسرائیل را فراهم آورد. این نگرانىها از آنجا افزایش یافته که جنبش حماس آمادگى خود را براى مشارکت جدى در انتخابات پارلمانى فلسطین اعلام کرده است.
این در شرایطى است که جنبش حماس، انتخابات پارلمانى پیشین را تحریم کرده بود. اعلام حضور حماس در انتخابات پارلمانى با توجه به موقعیت مناسب آن نزد فلسطینىها، باعث شده است آمریکا، کشورهاى اروپایى و اسرائیل به انحاى مختلف و با فشارهاى همه جانبه در راه شرکت حماس در انتخابات پارلمانى فلسطین که قرار است در ۲۵ ژانویه برگزار شود، مانعتراشى کنند. قطع کمک به فلسطینىها و یا کاهش آن شایعترین تهدیدها و فشارهایى است که به دولت خودگردان فلسطین وارد میشود.
این در حالى است که مسأله خلع سلاح حماس و یا منع آن از شرکت در انتخابات پارلمانى فلسطین همچنان پیگیرى میشود. با این اوصاف، مشارکت حماس در انتخابات پارلمانى در ۲۵ ژانویه و رقابت تنگاتنگ آن با جنبش فتح که وضعیت چندان مناسبى را تجربه نمیکند، با توجه به جایگاه پارلمان فلسطین که نهادى برآمده از توافقنامه صلح اسلو میان سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) و رژیم صهیونیستى محسوب میشود، با سؤالاتى همراه است. مهمترین سؤال آن خواهد بود آیا روندى که جنبش حماس در پیش گرفته است، در نهایت، گام نهادن در مسیرى است که پیش از این، ساف و «یاسر عرفات» رهبر فقید آن انتخاب کردند؟ یا آنکه حماس از شرکت در انتخابات پارلمانى فلسطین در ۲۵ ژانویه، اهداف دیگرى را جستوجو میکند؟
در این ارتباط، میتوان به تلاش حماس براى افزایش وزن سیاسى و موقعیت ناشى از آن در کنار جایگاه مبارزاتى خود نزد فلسطینىها و مضاف بر آن در مواجهه با اسرائیل اشاره کرد. با چنین رویکردى میتوان به دلیل دغدغهها و نگرانىهاى اسرائیل و آمریکا از حضور پررنگ و تأثیرگذار حماس در انتخابات پارلمانى واقف شد و به انگیزههاى آنان در مخالفت با این حضور پى برد. در اشاره به این نکته ضرورى است که حماس برخلاف سازمان جهاد اسلامی فلسطین که همچنان با ارجحیت دادن به مبارزه مسلحانه علیه اشغالگرى اسرائیل، انتخابات را تحریم کرده است، قصد شرکت در این انتخابات را دارد. در مقابل، اسرائیل و آمریکا با سمپاشى و جنگ شدید تبلیغاتى علیه حماس، قصد تضعیف موقعیت حماس نزد فلسطینىها و همچنین ناکامی آن در انتخابات را دارند.
در این میان، آنچه چشمگیر است، توانایى تاکتیکى جنبش حماس در مقابله با این فشارها و تهدیدهاست. جاى خالى شعار نابودى اسرائیل در برنامههاى انتخاباتى جنبش حماس را میتوان نمونهاى قابل ذکر در این زمینه به شمار آورد. با این حال، با پیروزى محتمل جنبش حماس در انتخابات پارلمانى فلسطین، این سؤال مطرح است که آینده توافقنامه صلح اسلو چه سرنوشتى خواهد داشت؟ چالش حماس و دولت خودگردان فلسطین، چه سرنوشتى را در سرزمینهاى اشغالى رقم خواهد زد؟ و یا شاید جنبش حماس، ثواب را در صواب دیگرى جستوجو خواهد کرد؟