برگردان: پوراندخت مجلسى
اگرچه به نظر میرسد که واشنگتن از اینکه سه کشور اروپایى (3 EU) و روسیه در مذاکره با ایران ابتکار عمل را در دست گرفته اند، خوشنود است، اسرائیل بیشتر نگران این امر است که تهدید واشنگتن به تحریم اقتصادى بینالمللى علیه ایران و یا حمله به اهدافى در ایران که مشکوک به داشتن فعالیت براى دستیابى به سلاحهاى اتمی هستند، به تدریج اعتبار خود را از دست بدهد.
نخستوزیر «آریل شارون» هم که حزب جدیدى تأسیس کرده است و انتظار دارد در انتخابات سال آینده بیشترین رأى را کسب کرده و دولتى قدرتمند تشکیل دهد، به شدت نگران سیاست سوق دادن ناحیه خاورمیانه به طرف دموکراسى به وسیله واشنگتن است. از نظر اسرائیل، سیاست آمریکا، خطر قدرت بخشیدن به گروههایى را دارد که حتى از حکومتهاى خودکامه کنونى که اسرائیل با آنها مخالف است، خصومت بیشترى نسبت به اسرائیل داشته باشند. براى نمونه، قدرت نمایى نامزدهاى وابسته به اخوانالمسلمین، در انتخابات مصر، که اسرائیل با آن به صلح رسید، به نظر میرسد به ویژه تهدیدى جدى باشد.
این نظر که شارون از سیاست بوش در منطقه ناراضى است، طبیعتاً این نظر را که اسرائیل، اگر نه نفوذى قاطع، که نقشى اساسى در سیاست واشنگتن در خاورمیانه دارد، مورد تردید قرار میدهد، به ویژه در دولت بوش پس از حمله سپتامبر ۲۰۰۱، که امنیت اسرائیل از نظر نومحافظهکاران اصلى اساسى در نظر گرفته میشود.
نومحافظهکاران به این نظر خود پایبندند که امنیت اسرائیل باید به بهترین وجهى تضمین شود، اما با شیوههایى که با نظرات جناح راست حزب لیکود ـ حزبى که اخیراً شارون از آن کناره گرفت ـ نزدیکتر است تا دولتى که سیاستهاى آن از نظر آنها، زیاده صلح جویانه و نرم باشد. بنابراین در حالى که شارون را به سرکوب و سختگیرى شدید نسبت به انتفاضه دوم فلسطین تشویق میکنند، از او به خاطر بیرون آمدن از غزه روىگردان شدهاند.
به رغم افت تدریجى نفوذ نومحافظهکاران در دولت بوش از زمان تهاجم به عراق، آنان در دو سال گذشته به شدت به اعمال نفوذ براى «تغییر رژیم» در سوریه دست زده اند که در صورت لزوم همراه خواهد بود با عملیات محدود نظامی براى تحقیر بشار اسد و مجازات او به خاطر ناتوانى ادعایى او در ممانعت از عملیات شورشیان عراق و «جنگجویان خارجى» از طریق سوریه. آنها از طرف همان تندروهایى حمایت میشوند که از تهاجم به عراق حمایت کردند به ویژه «دیک چنى» معاون ریاست جمهورى آمریکا و بعضى از مقامهاى پنتاگون. در سال گذشته، نومحافظه کاران به این استدلال پرداختهاند که «تغییر رژیم بعثى سوریه» کوششهاى آمریکا براى گسترش دموکراسى در منطقه را شدت میبخشد، به ویژه براى پیش بردن عقبنشینى نیروهاى نظامی و نیروهاى امنیتى دمشق از لبنان پس از ترور «رفیق حریرى» نخستوزیر پیشین لبنان در ماه فوریه.
بررسى و تحقیق سازمان ملل متحد درباره ترور رفیق حریرى که انگشت اتهام را به سوى سوریه نشانه رفته است، کسانى را که در دولت بوش موافق «تغییر رژیم» در سوریه هستند، قدرت بخشیده است، ولى اسرائیل که تحلیلش از اوضاع سوریه، انعکاس از نظرات کارشناسان سازمان مرکزى اطلاعاتى آمریکا (سیا) و وزارت خارجه آمریکاست، در این مورد احتیاط بیشترى به خرج داده است.
به همه اینها، هرج و مرجى را باید اضافه کرد که به نظر میرسد در عراق در حال گسترش است و برخوردهاى فرقهاى که ممکن است سوریه و حتى لبنان را فراگیرد. در نظر اسرائیلىها، هم مخالفان داخلى سکولار حافظ اسد و هم دشمنان تبعیدى اش، به ویژه «فرید قدرى» که مورد نظر نومحافظهکاران است، زیاده از حد ضعیفند و غیرمتشکل و نمیتوانند تعداد زیادى از طرفداران خود و یا نیروهایى را که به شدت مخالف اسد هستند، سازماندهى کنند. براى آنها، طبق روایتى در «فوروارد» (نشریه اصلى یهودیان آمریکا)، اسد تنها کسى است که میتواند نظم و آرامش سوریه را حفظ کند.
«لئونهادار» یک کارشناس متولد اسرائیل که کتاب اخیر او، «توفان شن» (Sandstorm) بحثى است درباره کم شدن نقش و حضور آمریکا در منطقه میگوید: «به نظر میرسد وضع موجود در سوریه براى اسرائیل از همه سناریوهاى دیگر کمترین زیان را داشته باشد، زیرا رهبرى ضعیف و ناتوان همچون بشاراسد قادر نیست کار زیادى علیه اسرائیل انجام دهد.» او میگوید: «منافع کوتاهمدت و درازمدت اسرائیل به وضوح این است که هرج و مرج و آشوب نه در لبنان به وجود بیاید و نه در سوریه، آن هم با آن همه مشکلاتى که باید در ساحل غربى و غزه با آن دست و پنجه نرم کرد.»
اگرچه دولت اسرائیل از فعال شدن دولت بوش در مورد «تغییر حکومت» در سوریه هراس دارد، خیلى بیشتر نگران بىتفاوتى آن نسبت به برنامه ادعایى هستهای ایران است. این امر به ویژه به خاطر سخنان «محمود احمدىنژاد» رئیسجمهورى ایران علیه اسرائیل بیشتر به چشم میخورد. طبق یک برآورد (ادعا) اطلاعات نظامی اسرائیل، چنین برنامهاى میتواند تا مارس آینده برگشتناپذیر و غیرقابل جبران باشد.
گفته میشود که مقامهاى اسرائیلى، طرف آمریکایى شان را به خاطر موافقت آنها با تأخیر در تحت فشار قرار دادن آژانس بینالمللى اتمی براى ارجاع موضوع ایران به شوراى امنیت که ممکن است به تحریم اقتصادى این کشور بینجامد، مورد ملامت قرار داده اند. واشنگتن ظاهراً موافقت کرده است که ارجاع پرونده ایران به شوراى امنیت به تأخیر بیفتد تا سه کشور اروپایى فرانسه، آلمان و بریتانیا معروف به (3 EU)، امکان یابند پیشنهاد روسیه را به منظور حل مسأله غنىسازى اورانیوم، به ایران ارائه دهند و درباره آن به مذاکره بپردازند.
نارضایتى اسرائیل از آمریکا همزمان است با انتقادى بىسابقه نسبت به دولت جورج بوش از سوى لابى قدرتمند صهیونیستى در واشنگتن، یعنى کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل. «آیپک» که به ویژه در کنگره آمریکا داراى نفوذ است، اخطار کرده که «تأخیر بیشتر در مورد ارجاع پرونده ایران به شوراى امنیت خطرى جدى براى ایالات متحده و متحدان ما دربردارد و به زیان منافع آمریکا و اسرائیل است.»
طبق گزارش روزنامه فوروارد، اسرائیلىها از این که دولت بوش نسبت به معامله جدید روسیه با ایران، یعنى فروش موشکهایى به ارزش یک میلیارد دلار به این کشور ـ که میتواند براى حفظ تأسیسات اتمی ایران و علیه حمله احتمالى موشکى به آن به کار رود ـ اعتراض شدیدى نکرده است، یکه خوردهاند.
آنها همچنین از اعلام اینکه «زالماى خلیلزاد»، سفیر آمریکا در بغداد از طرف رئیسجمهور مأمور شده است مذاکرات مستقیمیبا ایران در مورد مشکلات عراق انجام دهد، ناراضىاند.
اسرائیلىها و حامیان آنها ترس از این دارند که نیاز واشنگتن به همکارى تهران در تثبیت وضع عراق، یعنى فراهم آمدن شرایطى که آمریکا بتواند بیشتر نیروهایش را از این کشور بیرون ببرد، باعث تضعیف اعمال فشار دولت آمریکا براى عملیات جدىترى علیه ایران در مورد فعالیتهاى اتمی این کشور شده باشد. حتى با این وجود که آمریکا اصرار دارد دسترسى ایران به قدرت اتمی«غیرقابل قبول» است.