لادن سلامى
سیاست خارجى «تاچر آلمانىها» اروپایى محور است یا آمریکایى محور؟
سیاست خارجى کشورى که صدراعظم آن از حزب راستگراى دموکرات مسیحى است و وزیر خارجه اش از حزب سوسیال دموکرات چپگرا، به کدام سو متمایل خواهد شد؟ اروپا محورى یا آمریکا محورى؟
«آنگلا مرکل» در اولین روز پس از کسب مقام صدراعظمی آلمان، براى تأکید بر دوستى و مودت با فرانسه عازم این کشور شد و با رئیسجمهور آن کشور «ژاک شیراک» ملاقات کرد.
روابط فرانسه و آلمان همیشه معطوف به روابط رهبران دو کشور بوده و جنبه شخصى و خصوصى رابطه بین سران آنها، نمودار مناسبات دو کشور بوده است. این روابط از زمان «کنراد آدنائر» و ژنرال «دوگل» آغاز شد و سپس در دولتهاى بعدى آلمان و فرانسه، «هلموت اشمیت» و والرى ژیسکاردستن و سپس میان «هلموت کهل» و «فرانسوا میتران» و بعد از آن هم بین «گرهارد شرودر» و «ژاک شیراک» ادامه یافت و به وقت خود باقى ماند.
ولى گفته میشود که این احساس صمیمیت قلبى بین «آنگلا مرکل» و «ژاک شیراک» مانند دورههاى قبل به طرو کامل صدق نمیکند و این دو، سنت دورههاى گذشته را حفظ نخواهند کرد. این امر دلایل مختلفى دارد. برخى معتقدند شیراک و مرکل در زمینههاى مختلف از روابط دو کشور با آمریکا و روسیه گرفته تا رفتار با کشورهاى کوچکتر و اعضاى جدید اتحادیه اروپا، تا موضوع عضویت ترکیه در این اتحادیه و یا اصلاح وضع مالى و بودجه دولت و... نظرات متفاوتى دارند.
در واقع، از دیدگاه برخى کارشناسان، آن زمان که در روابط آلمان و فرانسه کوچکترین ابهام یا عدم توافق مشاهده نمیشد، به پایان رسیده است.
در حال حاضر، بین مرکل و شیراک چنین امرى حاکم نیست آنها علاوه بر تضادهاى فکرى که با یکدیگر دارند، داراى چشمانداز متفاوتى در زمینه حفظ یا کنارهگیرى از قدرت سیاسى کشورهایشان هستند.
شیراک در جستوجوى وارث سیاسى براى خود است و 5/1 سال دیگر کار و فعالیت و مبارزه سیاسى ۵۰ سالهاش به پایان میرسد. در حالیکه مرکل در ابتداى دوره حکومت خود قرار دارد که به احتمال قوى، طولانى مدت خواهد بود.
به هر حال، به نظر میرسد که مرکل قصد دارد سیاست خارجى مورد نظر خود را از هم اکنون مشخص کند و به اجرا بگذارد، ولى به زودى متوجه خواهد شد که دایره عمل او محدود است. زیرا شریک ائتلافى او یعنى حزب «سوسیال دموکرات» حاضر نخواهد شد تغییر خطمشى آلمان را در این زمینه بپذیرد، بویژه آنکه وزارت خارجه در اختیار آنهاست. برخى دیگر از کارشناسان معتقدند در روابط آلمان و فرانسه، ساختارى وجود دارد که بدون وابستگى به افراد عمل میکند و آخرین فردى که این حقیقت را دریافت، صدراعظم قبلى آلمان «گرهارد شرودر» بود که در آغاز کار خود در این سمت، تمایلى به فرانسه و شیراک نداشته ولى بعداً چنان با شیراک صمیمی شد که بعضىها به طنز، آنها را «دوقلوهاى سیاسى» میخواندند.
مرکل از منتقدان اصلى پیوستن شرودر به شیراک در مخالفت با حمله نظامی آمریکا به عراق بوده است لذا در مجموع، به نظر میرسد مرکل برخلاف شرودر، روابط آلمان و فرانسه را در رأس روابط دو جانبه آلمان با کشورهاى اروپایى قرار نخواهد داد.وى پیش از شرودر، تمایل به برقرارى ارتباط با انگلیس و آمریکا دارد.
مرکل در لندن و در دیدار با «تونى بلر» نخستوزیر انگلیس از رابطه قوى میان برلین و پاریس دفاع کرد، ولى یادآور شد که این رابطه نباید به قیمت جدایى از انگلیس باشد. مرکل میگوید: «محور آلمان ـ فرانسه همواره نیرویى قوى براى توسعه اروپا بوده، اما این مسأله حائز اهمیت است که ما براى ترقى و تحولات اجتماعى در تمام کشورهاى عضو اتحادیه اروپا و برقرارى اتحاد میان این کشورها، به کمک انگلیس نیاز داریم». بلر نیز با امید به اینکه براى اصلاح اروپا، از کمک مرکل استفاده خواهد کرد، با وجود سابقه درگیرىهاى متعدد بین اعضاى اتحادیه اروپا بر سر بودجه به بنبست رسیده این اتحادیه، خواستار برقرارى وحدت بین همه اعضاى اتحادیه اروپا شده است.
مرکل و بلر هر دو معتقدند که با تشکیل یک جبهه متحد در اتحادیه اروپاى ۲۵ عضوى قادر خواهند بود، با چالشهاى اقتصادى که بیشتر از سوى آسیا متوجه آنها میشود، قوىتر برخورد کند.
مرکل همچنین میخواهد روابط نزدیکترى میان آلمان و کشورهاى کوچک عضو اتحادیه اروپا از جمله لهستان بوجود آورد. وى معتقد است که تعمیق روابط با کشورهاى کوچک اتحادیه اروپا و نیز گسترش همکارىهاى فرا آتلانتیک براى آلمان و این کشورها سودمند است. مرکل در نخستین روز فعالیت خود پس از دیدار با «خوسه مانوئل باروسو» رئیس کمیسیون اروپا در بروکسل گفت: سفرش به بروکسل نشانه آن است که دولت جدید فدرال آلمان از یکپارچگى اروپا حمایت میکند و خواستار ارتقاى این یکپارچگى و کمک به این ارتقا است.
صدراعظم آلمان تأکید کرد که اروپا باید به اصلاحات اقتصادى توجه کند تا در دنیایى که با جهانىسازى روبرو است، بتواند رقابت کند. وى گفت: الگوى اجتماعى اروپا فقط زمانى حفظ خواهد شد که در بخش اقتصادى قوى باشیم. زیرا الگوهاى اجتماعى و توانمندى اقتصادى، دو روى یک سکه هستند و ما نباید در بازار داخلى اروپا به دنبال خصومت باشیم، بلکه باید به شیوهاى سازنده در جستوجوى راهحلى براى حل مشکلات باشیم.
مرکل تأکید دارد که وى از اروپاى قوى که از اقتصادى قوى برخوردار باشد، حمایت میکند. در مجموع، وى از یکپارچگى اروپا و وحدت میان کشورهاى اروپایى حمایت میکند و معتقد است که اروپا نیازمند اصلاحات است.
صدراعظمی که به آمریکا نزدیکتر است
مرکل در موضوع پیشبرد مفهوم چندجانبهگرایى یا مخالفت با اهداف واشنگتن در خاورمیانه بسیار محتاطانهتر از شرودر عمل میکند و سعى دارد در این خصوص، اصطکاکى با آمریکا پیش نیاید.
روابط آلمان و آمریکا به دلیل مخالفت گرهارد شرودر صدراعظم آلمان با جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ میلادى به سردى گرایید. شرودر در آن زمان اعلام کرد که موضع «برلین» در مخالفت با حمله به عراق تغییرناپذیر است و دولت وى حاضر به اعزام نیرو به منطقه نیست. در واقع، از بعد از جنگ جهانى دوم هیچگاه روابط آلمان و آمریکا مانند دوره حکومت شرودر پرتلاطم و داراى فراز و نشیب نبود. اولین ابرهاى تیره و تار در افق روابط دو کشور در ماه مه سال ۲۰۰۲ میلادى، هنگام دیدار جورج بوش از برلین پدیدار شد. در حین سخنرانى بوش در مجلس نمایندگان آلمان، در خیابانهاى برلین تظاهراتى علیه وى صورت گرفت و حتى تعدادى از نمایندگان علیه بوش، لب به اعتراض گشودند. دلیل این اعتراضات، مخالفت با سیاستهاى بوش در زمینه عراق بود.
وقتى قصد آمریکا براى حمله به عراق جدىتر میشد، شرودر آن را موضوع مبارزات انتخابات پارلمانى خود قرار داد و به صراحت اعلام کرد که آلمان تحت حکومت وى در ماجراجویى جنگ با عراق شرکت نخواهد کرد و این موضوع باعث عصبانیت مسؤولان آمریکا شد. صاحبنظران معتقدند گرهارد شرودر در بسیارى از زمینههاى سیاست خارجى درست کار کرد، ولى اینکه وى تعادل در روابط خاص آلمان با فرانسه در اروپا و انگلستان و مخصوصاً با آمریکا را حفظ نکرد، کارى خطا بود که باید تصحیح شود. این دو کشور از آن زمان، در تلاش براى عادىسازى روابط خود هستند.
مرکل در اولین سخنرانى عمومی خود از روابطى تنگاتنگ، صادقانه، باز و مطمئن با آمریکا سخن به میان آورد. وى با اشاره به حمله نیروهاى آمریکایى به عراق تأکید کرد که کشمکشهاى سابق درباره عراق را پشت سر گذاشتهایم. ما اکنون براى آینده برنامهریزى میکنیم و کارى به گذشته نداریم. بنابراین به نظر میرسد دولت جدید آلمان تمام نیروى خود را صرف بهبود روابط برلین ـ واشنگتن خواهد کرد.
در حال حاضر، اختلاف دیگرى که بین دو کشور وجود دارد، در خصوص فعالیتهاى سازمانهاى بینالمللى و نارضایتى آلمان از شکنجه یک شهروند آلمانى (المصرى) توسط مأموران پلیس مخفى آمریکا در زندانى در افغانستان است. «کاندولیزا رایس» وزیر خارجه آمریکا در دیدارى که مدتى پیش از آلمان داشت، در خصوص فعالیتهاى «سیا» گفت: ما بدون پلیس مخفى قادر به حمایت از شهروندان در مقابل حملات تروریستى نیستیم. اما در خصوص شکنجه شهروند آلمانى گفت: اگر ما اشتباهى در این خصوص مرتکب شدهایم، هرچه زودتر آن را تصحیح خواهیم کرد. اگرچه مسائلى چون فعالیتهاى سازمان سیا در اروپا، بر نخستین دیدار وزیر خارجه آمریکا و صدراعظم آلمان سایه افکند، اما در تلاش هر دو طرف براى ایجاد هرچه سریع تر فضایى دوستانه میان دو کشور کاملاً مشهود بوده است. به نظر میرسد دیدار جورج بوش و آنگلا مرکل در ۱۱ ژانویه (۲۱ دى)، فرصتى مناسب براى توسعه بیشتر روابط برلین - واشنگتن خواهد بود.
مدافع گسترش روابط با اسرائیل
آنگلا مرکل پیش از اینکه به مقام صدراعظمی آلمان برسد، خواستار گسترش روابط آلمان با اسرائیل شده بود.
به عقیده وى، روابط با اسرائیل، یک گنج با ارزش است که باید از آن محافظت کرد. او با ستایش از «آریل شارون» نخستوزیر اسرائیل به خاطر خروج از نوار غزه گفت: «این اقدام، ما را به برقرارى صلح در خاورمیانه خوش بین میکند. ما باید موضع شفافى درباره برقرارى روابط نزدیک با جامعه یهودى آلمان و اسرائیل اتخاذ کنیم».
باید گفت که آلمان از سال ۱۹۴۸ تاکنون حامی جدى اسرائیل بوده است و مرکل نیز قصد ندارد از این سنت فاصله گیرد. آلمان در دوره شرودر نیز خواهان رسیدن به صلح اعراب و اسرائیل بود. در همین ارتباط، وزیر خارجه وقت آلمان «یوشکا فیشر» در دیدار با آریل شارون از عقبنشینى نیروهاى اسرائیلى از نوار غزه استقبال کرد و یادآور شد که این عقبنشینى نباید محدود به نوار غزه باشد و باید گامهاى دیگرى از سوى اسرائیل در جهت رسیدن به صلح پیشبینى شود.در طرف مقابل نیز «موشه کاتساو» «رئیسجمهورى رژیم اسرائیل طى نطقى که سال گذشته در محل نمایندگان آلمان (بوندستاگ) ایراد کرد، بر ارزشهاى مشترک میان آلمانها و اسرائیلىها و اهمیت آن براى مناسبات آلمان و اسرائیل تأکید ورزید. وى در نطق خود همچنین از نزدیکى سیاسى دو طرف سخن گفت و این نزدیکى را اساس محکم ارزشهاى مشترک نسلهاى بعدى خواند کاتساو که سخنرانى خود را به مناسبت چهلمین سالگرد شروع مناسبات سیاسى آلمان و اسرائیل ایراد میکرد، متذکر شد که مردم آلمان و اسرائیل با توجه به گذشته دهشتناک مشترک، با یکدیگر پیوند خورده اند و این امر نیز سبب شده است که روابطى ویژه میان آنان شکل گیرد.
رئیسجمهورى رژیم اسرائیل بر لزوم تلاشهاى بیشتر براى جلوگیرى از یهودستیزى در آلمان اشاره و خاطرنشان کرد: ما از آلمان میخواهیم از پا گرفتن اندیشه و فلسفه نئونازى در این کشور جلوگیرى کند.
مخالف پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا
یکى از نکات برجسته سیاست خارجى مرکل، مخالفت قاطع با پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا است. وى بر سر راه مذاکرات الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا که قرار است از ماه اکتبر ۲۰۰۶ آغاز شود و به احتمال قوى، بیش از ۱۰ سال به طول خواهد انجامید، مانعتراشى میکند. مرکل در یک مناظره تلویزیونى قبل از انتخابش به مقام صدراعظمى، مخالفت خود را با پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا اظهار داشت و گفت: ارتباط این اتحادیه با ترکیه باید در حد یک شریک ویژه تجارى باقى بماند. اما شرودر معتقد بود که باید به تأثیرات ژئواستراتژیک و ژئوپولتیک پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا آگاه بود. مرکل به «رجب طیب اردوغان» نخستوزیر ترکیه براى جذب و ادغام اهالى ترک تبار آلمان در جامعه این کشور قول مساعد داده است، اما از کنار مسأله حساس عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا میگذرد.
وى با عضویت کامل و رسمی ترکیه در اتحادیه اروپا مخالف و خواستار روابط و مشارکتى با حقوق ویژه براى این کشور است. این در حالى است که از چهارم ماه اکتبر مذاکرات رسمی عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا آغاز شده و با موافقت دولت قبلى آلمان، که متشکل از احزاب سوسیال دموکرات و سبزها به رهبرى گرهارد شرودر بود، هدف نهایى این مذاکرات عضویت کامل ترکیه در اتحادیه است. اکنون دولت محافظهکار تحت رهبرى مرکل قصد ندارد در این هدف تغییرى بدهد و در قرارداد ائتلاف بین احزاب متحد دموکراتیک مسیحى و سوسیال مسیحى و حزب سوسیال دموکرات نیز تصریح شده است که اگر در جریان مذاکرات معلوم شود که عضویت کامل ترکیه در اتحادیه اروپا امکانپذیر نیست، باید مشارکت ویژهاى براى این کشور در نظر گرفته شود.
شریک تجارى سنتى ایران
مسأله فعالیتهاى هستهای، اسرائیل و روابط اقتصادى سه اصل مهم در روابط دو کشور ایران و آلمان هستند. مرکل در مواجهه با پرونده هستهای ایران تلاش خواهد کرد تا حد ممکن سیاستهاى آلمان را به سیاستهاى آمریکا نزدیک کند. اما در کنار آن تأکید فراوانى دارد که این مسأله باید از طریق دیپلماسى و مذاکره حل و فصل شود.«فرانک اشتاین مایر» وزیر خارجه آلمان اعلام کرده است که براى حل مسالمتآمیز مناقشه اتمی ایران تلاش میکند، ولى یادآور شده که تاکنون ایران نتوانسته است سوء ظن بینالمللى در این خصوص را برطرف کند. اشتاین مایر چندى پیش در اجلاس کارشناسان سازمان اطلاعات و امنیت آلمان گفته بود: ایران حق استفاده مسالمتآمیز از انرژى اتمی را دارد، اما حق ندارد به سلاحهاى اتمی دسترسى داشته باشد. وى تأکید کرده بود: دولت آلمان در این مسأله با همپیمانان اروپایى، آمریکایى و روسى موضع مشترکى دارد و به علاوه، این موضع برلین با تعهدات حقوقى معاهده صلح گسترش سلاحهاى اتمیدر برابر ایران نیز مطابقت میکند.
اختلافنظرهاى موجود بر سر پرونده هستهای ایران بر روابط اقتصادى برلین ـ تهران سایه افکنده است. با توجه به اینکه آلمان اولین شریک تجارى ایران در اروپاست، تهدید آمریکا مبنى بر ارجاع پرونده هستهای ایران به شوراى امنیت سازمان ملل متحد و اعمال تحریمهاى اقتصادى علیه ایران از جمله مواردى است که طرفهاى تجارى در آلمان را نگران کرده است. در واقع، شرکتهاى آلمانى از تبلیغاتى که علیه ایران در برخى رسانهها میشود، نگران هستند، زیرا این دو کشور چشمانداز خوبى براى گسترش روابط تجارى دارند.
براساس اطلاعات اطاق بازرگانى، صنایع و تجارت آلمان، صادرات این کشور به ایران از ژانویه تا ماه مه سال گذشته میلادى، به رقم 8/1 میلیارد یورو رسید، که در مقایسه با مدت مشابه در سال ۲۰۰۴، ۳۷ درصد افزایش نشان داده است.
در عین حال، انتظار میرفت تا پایان سال ۲۰۰۵ میلادى، رقم صادرات آلمان به ایران به 8/4 میلیارد یورو برسد. در سال،۲۰۰۴ شرکتهاى آلمانى حدود ۶۰ میلیون یورو نیز در بخشهاى مختلف ایران سرمایهگذارى کردند.
پتروشیمى، جادهها و تجهیزات تأمین آب و انرژى مهمترین عرصه سرمایهگذارى شرکتهاى آلمانى در ایران هستند و بیش از دو سوم صادرات آلمان به ایران را نیز ماشینآلات و تأسیسات صنعتى تشکیل میدهد. در واقع، با اعمال هرگونه تحریم اقتصادى علیه ایران، آلمان بیش از سایر کشورهاى اروپایى متضرر خواهد شد. در حالى که اقتصاد آلمان در وضعیت بحرانى قرار دارد و نرخ بیکارى دو رقمیآلمان را با چالشهاى مهمی روبرو کرده است، از دست دادن بازار ایران نیز بیش از پیش به مشکلات این کشور اروپایى خواهد افزود.