دکتر محمد سلیمانىجمارانى
براساس پیشبینىهاى به عمل آمده نفت و گاز در آینده نیز نقش اصلى را در تأمین انرژى دنیا دارا خواهندبود. در این خصوص و دلایل رشد قیمت نفت کارشناس آلمانى هیلماررمپل اظهارنظراتى داشته که به آن میپردازیم.
پیش از آنچه براى مصرف انرژى در چین براى قرن جدید پیشبینى میشد در حال حاضر در این کشور نفت و گاز مصرف میشود. در سال ۲۰۰۲ مصرف نفت در چین حدود 3/6 درصد افزایش یافت در سال ۲۰۰۴ این افزایش مصرف به 4/15 درصد رسید. براى سال ۲۰۰۵ سازمان جهانى انرژى پیشبینى اضافه شدن 7/5 درصد مصرف انرژى در آن کشور را کرده است. پیشبینى این سازمان جهانى تا سال ۲۰۳۰ براى افزایش مصرف نفت در چین حدود 4/3 درصد است. با این وجود چین با جمعیت 3/1 میلیارد نفرى در سال ۲۰۳۰ تنها نیمیاز مصرف نفت در ایالات متحده آمریکا را خواهد داشت.
ذخایر نفتى چین حدود ۳میلیارد تن است که حدود ۲ میلیارد ذخایر نفتى آن هم هنوز از لحاظ اقتصادى براى استخراج مقرون به صرفه نیست. در سال ۲۰۰۴ در این کشور ۱۷۵ میلیون تن نفت خام استخراج و ۱۵۰ میلیون تن وارد شد. سهم واردات نفت در سالهاى آینده در چین افزایش پیدا خواهد کرد. نیاز به نفت خام بیشتر موجب آن شده که چین در پروژههاى نفتى و گازى کشورهاى دیگر نظیر ایران، کانادا و قزاقستان شرکت کند. نیاز چین به نفت خام بیشتر یکى از دلایل گران شدن نفت در سطح جهان است ولى دلایل دیگرى نیز براى صعود قیمتها در سطح جهانى براى نفت وجود دارد.
به علت قیمت پایین هر بشکه نفت خام در دهه ۱۹۹۰ که حدود ۲۰ دلار بود سرمایهگذارى در صنعت نفت کاهش یافت. این کم شدن سرمایهگذارى با ذخیرهسازى کمتر و کاهش ظرفیت پالایشگاهها ادامه پیدا کرد. زمانى که شرکتهاى سرمایهگذار، سرمایهگذارى جدید در بخشهاى مختلف نفتى را با صرفه ندانند مسلماً کمتر به این فکر خواهند بود. سرمایهگذاران نفتى هنوز خاطره سال ۱۹۹۸ با قیمت ۱۰ دلار براى هر بشکه نفت را کاملاً از یاد نبردهاند. البته قیمت نفت دیگر به بشکهاى ۲۰ یا ۱۰ دلار نخواهد رسید لیکن به صورت درازمدت نیز بر روى ۶۰ دلار براى هر بشکه هم نمیتوان حساب باز کرد. به این نکته باید توجه داشت که در درازمدت به مقطعى خواهیم رسید که دیگر دنیا نتواند به آن میزان نفت که مورد تقاضا باشد تولید نماید. برخى از کارشناسان این زمان را حدود 10 تا ۲۰ سال آینده میدانند.
دلیل دیگر براى گران شدن نفت در حال حاضر عدم توان افزایش سریع تولید نفت خام است. غیر از عربستان سعودى در دیگر کشورهاى نفتخیز امکان افزایش تولید سریع تنها به صورت محدود امکانپذیر است. در عربستان میتوان ظرفیت تولید نفت را روزانه تا یک میلیون بشکه افزایش داد. اما این افزایش ظرفیت با توجه به مصرف روزانه حدود ۸۰ میلیون بشکهاى نفت خام که در دنیا مصرف میشود مقدار زیادى نیست.
البته ذکر این نکته لازم است که نفتى که ما سالیانه در جهان مصرف میکنیم حدود ۵۰۰ هزار سال طول کشیده تا در طبیعت آماده شود. با این روند رو به رشد مصرف نفت، سرمایهگذارى در کشف میادین جدید و درخواست خرید دستگاههاى حفارى در حال حاضر افزایش پیدا کرده است. این به آن معنا است که در آینده هم نفت بیشترى تولید میشود و هم تقاضاى بیشترى وجود خواهد داشت.
غیر از قطب جنوب و اعماق دریاها و اقیانوسها بیشتر نقاط دنیا از لحاظ زمینشناسى براى کشف نفت خام بررسى شدهاند. هنوز هم مخازن کوچک و بزرگ نفتى کشف میشوند. براى مثال در سال ۲۰۰۰ زمین شناسان کارشناس نفت در محدوده دریاى خزر قزاقستان میدانى با ظرفیت ۲میلیارد بشکه نفت کشف کردهاند که بزرگترین کشف ۳۰ سال گذشته است.
باافزایش قیمت نفت ذخایر نفتى که استخراج آنها پر هزینه است نیز مورد توجه قرار گرفته است. از جمله «شن نفت» در کانادا و نفت بسیار سنگین در ونزوئلا. در این موارد غلظت نفت زیاد است. براى استخراج آنها باید ماده خام گرم شود و یا به صورت معدنى استخراج و از شن جداسازى شود. به این منابع هنوز توجه چندانى نمیشود.
بهینه سازى و ازدیاد برداشت از مخازن نفتى روش دیگرى است که از مخازن نفتى در کشورهاى صاحب نفت خام، برداشت میشود که این در مواردى کمتر از ۳۰درصد و در مواردى به 50 تا۴۰ درصد نیز میرسد. با استفاده از ابزار کمکى میتوان برداشت از مخازن نفتى را افزایش داد. در این راستا پژوهش بسیار انجام میگیرد. میزان ذخایر هر مخزن حدس و گمانى است زیرا زمانى میتوان گفت که از یک مخزن چه مقدار به طور دقیق و واقعى قابل برداشت است که چاه بسته شده باشد، یعنى برداشت از مخزن به پایان رسیده باشد!!
در جدول ۱ ذخایر نفتى دنیا در سالهاى ۲۰۰۴، ۱۹۹۴ و ۱۹۸۴ ملاحظه میشود.
علاوه بر نکات یاد شده در مورد ذخایر نفتى راه چارهاى دیگرى نیز براى افزایش ظرفیت تولید سوخت در دنیا در دست بررسى و کاربرد است.
تولید سوخت از گاز طبیعى به نام (GTL(gasto liquid معروف است. در این روش از راههاى شیمیایى گاز طبیعى به سوخت تبدیل میشود. براى مثال از سال۱۹۹۲ در مالزى در یک تولید نیمه صنعتى روزانه ۲میلیون لیتر سوخت تولید میشود. در چند کشور دیگر از جمله قطر و ایران نیز این برنامه در دست اقدام است.
در اینجا این سؤال پیش میآید که آیا این تبدیل مقرون به صرفه است؟ در جواب میتوان گفت هم بله و هم نه!
براى تبدیل گاز به سوخت، انرژى لازم است. ولى با این تبدیل، گاز استخراج شده اهمیت بیشترى پیدا میکند. به جاى سوخت ایجاد شده از گاز اگر بخواهند همان گاز را به مکانى دیگر انتقال دهند به طور معمول براى مسافتهاى طولانى دو برابر هزینه در برخواهد داشت. به بیانى دیگر انتقال گاز از طریق خط لوله به مراکز مصرف اروپا، آمریکا، چین ویا ژاپن بسیار گران درمیآید. از مسافتى حدود ۳۵۰۰کیلومتر بسیار باصرفهتر است که گاز را به مایع تبدیل و به وسیله تانکر منتقل کرد تا با احداث خط لوله. براى مثال قطر در نظر دارد بیشتر به صورت مایع و یا سوخت سنتتیک گاز را به مناطق دیگر منتقل نماید. روشهاى مشابه GTL تبدیل زغالسنگ و یا بیومن به سوخت است. تمام این اقدامات به این علت است که در درازمدت نیز سوخت کافى براى خودروها وجود داشته باشد و مصرفکنندگانى که داراى ذخایر نفتى نیستند از این طریق وابستگى کمترى به نفت داشته باشند.
استفاده گسترده از گاز از حدود ۴۰سال پیش آغاز گردید. پیش از آن به گاز بیشتر به چشم یک ماده مزاحم در مجاورت تولید نفت نگاه میشد و کمتر مورد استفاده قرار میگرفت. به این دلیل گاز هنوز آینده خوبى در پیش رو دارد و تاکنون تنها ۱۶درصد ذخایر گازى دنیا مصرف شده است. در صورتى که در مورد نفت خام به ۴۰درصد میرسد.
با ادامه روند مصرف گاز به صورت فعلى در جهان، ذخایر گازى موجود براى بیش از ۶۰ سال آینده کافى است. برخلاف نفت خام که به علت نیاز به محدوده دمایى خاص در عمق ۳۵۰۰ تا ۱۵۰۰مترى تشکیل میشود، گاز طبیعى را در بالا و پایین این عمق میتوان پیدا کرد. در جدول ۲ ذخایر گازى دنیا در سالهاى ۲۰۰۴، ۱۹۹۴ و ۱۹۸۴ ملاحظه میشود.