با نزدیک شدن به نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی IAEA جدال ایران و آمریکا بر سر مسائل هستهای به اوج خود رسیده است. در این میان روسها برای کاهش تنش و جلوگیری از ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت پیشنهاد همکاری مشترک در بحث غنیسازی اورانیوم را مطرح ساختهاند. بحث حضور جدی روسها در فرآوری هستهای، این فرصت را به برخی از محافل خارجی داده که اعلام کنند با توجه به اینکه روسیه متعهد به تأمین سوخت هستهای ایران شده است چرا ایران همچنان مصر به انجام و سرمایهگذاری عظیم در بخش غنیسازی اورانیوم است. بعضی از تحلیلگران عقیده دارند که روسیه تنها متعهد به تأمین سوخت هستهای نیروگاه اتمی بوشهر بوده و هیچ تعهدی نسبت به ارسال سوخت هستهای به سایر نیروگاههایی که ایران مصمم به ساخت آنهاست ندارد. از سوی دیگر روسیه حتی در زمینه سوخت هستهای نیروگاه اتمی بوشهر نیز متعهد به ارسال سوخت، برای مدت محدود و مشخص است و بدین لحاظ ایران حتی در مورد نیروگاه اتمی بوشهر نیز پس از اتمام قرارداد با روسها ملزم به تأمین سوخت هستهای از منابع دیگر میباشد. نکته مهمی که در بحث تأمین انرژی (سوخت ـ برق) باید به آن توجه داشت و این خود سبب مداخلات برخی کشورهای زورگو در مناطق استراتژیک جهان به ویژه خلیج فارس است امنیت انرژی است. کشورهای صنعتی ۶۰ درصد نفت جهان را مصرف میکنند ولی فقط قسمت ناچیزی از آن را تولید میکنند. بدیهی است که کشورهای عضو اوپک و بالاخص کشورهای تولید کننده نفت حوزه خلیج فارس نقش تعیینکنندهای در تأمین این انرژی دارا هستند. همین وابستگی اروپا و آمریکا به انرژی (نفت) سبب مداخلات آنان در منطقه شده است.
چگونه است که آمریکاییها با اعمال سیاست یکجانبهگرایانه با حضور مستقیم در منطقه بیشترین تلاش را برای تأمین امنیت انرژی مورد نیاز خود به کار میگیرند و حتی در این میان عراق را اشغال میکنند، ولی جمهوری اسلامی ایران حق ندارد برای تأمین امنیت خود از ابزارها و امکانات موجود داخلی که ممنوع نیز نشدهاند استفاده نماید؟! این امر چگونه برای جهانیان پذیرفتنی است که آمریکا اولین اولویت خود را در منطقه تأمین امنیت و دسترسی آزاد به نفت خام خلیج فارس قرار داده و با اشغال عراق به دومین ذخایر نفت دنیا دست یافته ولی حاضر نیست که اجازه بدهد کشور بزرگی همچون ایران، با داشتن جمعیتی نزدیک به ۷۰ میلیون نفر به فکر تأمین سوخت آینده خود باشد. در تبیین موضوع و حق مسلم ایران در دسترسی به فناوری صلحآمیز هستهای میتوان به ماده 4 NPT اشاره کرد که تنها سود بالقوه اعضای جهان سومی NPT (غیرهستهای مانند ایران) دریافت و عده کمک برای کسب تکنولوژی هستهای در راستای مقاصد صلحآمیز است. ماده ۴ NPT در این زمینه صریحاً اعلام میدارد که مفاد معاهده به گونهای تفسیر نخواهد شد که به حقوق اعضای آن در توسعه تحقیقات، تولید و استفاده از انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز لطمه وارد سازد. در قسمتی از این ماده، ضمن اشاره به تعهدات دولتهای هستهای اعلام میدارد کشورهای هستهای متعهد شدهاند که با مبادله هرچه سریع تر تجهیزات مواد اطلاعات علمی و تکنولوژیک برای مقاصد صلحجویانه انرژی هستهای در اختیار کشورهای غیرهستهای قرار دهند. اما در همین زمینه نیز تبعیض های بسیار و نارضایتیهای چشمگیری در مورد محدوده چنین کمکهایی وجود دارد. نوع و چگونگی تعامل جهان غرب با ایران گویای همین مدعاست. برخلاف آنچه در ماده ۴ معاهده آمده است نه فقط هیچ یک از کشورهای دارای تکنولوژی هستهای در زمینههای فنی، تبادل دانش هستهای، ارسال تجهیزات و... کمترین همکاری و کمکی به جمهوری اسلامی ایران نکردهاند بلکه دولت آلمان قرارداد قبلی خود برای ساخت نیروگاه اتمی بوشهر را به صورت یکجانبه لغو کرد و روسیه که انجام این پروژه را متعاقباً عهدهدار گردید با فشارهای گسترده سیاسی، اقتصادی و بینالمللی از سوی آمریکا و متحدانش برای جلوگیری از همکاری هستهای صلحآمیز با ایران روبهرو کرده است.
ایران نه تنها NPT بلکه تمامی معاهدات بینالمللی الزامآور در زمینه عدم اشاعه سلاحهای کشتار جمعی را امضاء و تصویب نموده است. با این حال از حق مسلم خود که در ماده ۴ NPT پیشبینی شده است، یعنی حق استفاده صلحجویانه از انرژی اتمیمحروم گردیده است.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان عضو معاهدات بینالمللی هرگز مانعی بر سر اجرای آنها ایجاد نکرده است. در سوءظن و ابهام آمیز خواندن برنامههای هستهای ایران از سوی آمریکا باید گفت: این آمریکا بود که از بمب اتمیبر علیه هیروشیما و ناکازاکی استفاده کرد و در جنگ بالکان بدون کوچکترین اعتنایی به قوانین و معاهدات بینالمللی از اورانیوم ضعیف شده، استفاده نمود. فریبکارانه بودن شعارهای دولتمردان کاخ سفید را میتوان در تجهیز عراق به سلاحهای کشتار جمعی و سکوت مطلق آنان در مقابل کاربرد این سلاحهای مخرب برعلیه مردم مظلوم حلبچه و ایران دید. این در حالی است که در دکترین نظامی ایران، تسلیحات هستهای جایگاهی ندارند. چرا که برای ایران روشن شده است تسلیحات هستهای جز خطرآفرینی نمیتواند سود دیگری داشته باشد. وجود سلاح هستهای در شوروی سابق نتوانست از فروپاشی آن جلوگیری کند و یا عراق با وجود داشتن تسلیحات کشتار جمعی نتوانست یک هفته در مقابل تهاجم نیروهای ائتلاف مقاومت کند. حادثه یازده سپتامبر نیز نشان داد ابرقدرتی چون آمریکا با وجود تسلیحات هستهای در مقابل حملات آسیبپذیر است.
ایران به دنبال کسب سلاحهای کشتار جمعی نیست و فعالیتهای هستهای آن نیز در راستای مقاصد صلحجویانه بوده و هست. تلاش دولتمردان کاخ سفید و تأکید بر مقابله همهجانبه با برنامههای صلحآمیز هستهای ایران به جای تلاش واقعی جهت برچیدن و حذف کامل زرادخانه هستهای از یک سو و اقدامات گسترده آن برای تقویت نقش شورای امنیت در این زمینه، بیم و نگرانیهایی را در مورد سوءاستفاده آمریکا از اختیارات خود تحت مفاد منشور ملل متحد برای دولتهای فاقد سلاح هستهای ایجاد کرده است.
چنین رهیافتی میتواند توجیهی برای بسط مداخلهجوییهای قدرتهایی در امور دیگر کشورها باشد و این بهانهجوییها و اشکالتراشیها زمینه را برای جلوگیری از دستیابی دولتهای فاقد تکنولوژی هستهای به دانش موردنظر فراهم خواهد ساخت. لذا استفاده صلحآمیز از دانش هستهای و تداوم چرخه سوخت هستهای، حق مسلم کشور و ملت ایران است و هیچ کشوری نمیتواند مانع از دستیابی به این تکنولوژی صلحآمیز گردد.