*پارلمان لبنان چه نقشی برای حل مناقشات و بحران کنونی لبنان که بین طرفداران و مخالفان سوریه به وجود آمده دارد؟
**قبل از ورود به تاریخ، منافع ملی را لحاظ میکنم. اصلاً به مصلحت لبنان نیست که خصومتی بین خود و سوریه داشته باشد زیرا این خصومت بسیار مخاطرهآمیز است. لبنان سه مرز دارد. یکی لبنان با اسرائیل که دشمن است، مرز لبنان و برادر سوریه و مرز لبنان با دریای مدیترانه، اگر بخواهیم با سوریه خصومت کنیم در حالی که با اسرائیل هم دشمن هستیم ملت لبنان هر روز باید برود و در دریا شنا کند. در حالی که روابط ما با سوریه براساس برادری، همسایگی، دینی و در چارچوب اتحادیه عرب است ـ مجلس لبنان نقش مهمی برای گفتگو و تعامل بین لبنانیها دارد و میتواند بر سر سه موضوع این گفتگو و تعامل را انجام دهد.
۱ـ شناخت حقیقت و ماهیت ترورهای اخیر
۲ـ اتخاذ موضع مشترک در قبال قطعنامه ۱۵۵۹ سازمان ملل، به گونهای که همه لبنانیها حامی جنبش مقاومت باشند،
۳ـ روابط لبنان و سوریه که باید بر پایه عدم دشمنی استوار باشد، لبنان نباید توسط سوریه اداره شود ولی عرصه دشمنی علیه سوریه هم نباید باشد.
* آیا در گذشته لبنان شاهد چنین وضعیتی بوده است؟ نقش مطبوعات لبنان در رفع این بحران چیست؟
**مطبوعات لبنان بخشی از ملت لبنان هستند که تأثیری بسزا در توسعه دموکراسی دارند، شاید یکی از بی نظیرترین مطبوعات خاورمیانه، روزنامههای لبنان باشند که آزادی عمل زیادی دارند حتی بیش از حد و اندازه، مطبوعات لبنان در همه جنبشهای درونی کشور نقش مهمی داشته و هزینههای بسیار آن را نیز پرداختهاند.
سال ۱۹۵۸ یکی از روزنامهنگاران بنام لبنان یعنی نظیف ترور شد. در حال حاضر همه جناحها و گروههای داخلی لبنان بر تصمیم به عدم بازگشت به جنگ داخلی مصر هستند زیرا در سال ۱۹۷۵ جنگ داخلی لبنان آغاز شد و سال ۱۹۷۹ بلافاصله اسرائیل وارد لبنان شد در شرایطی که کشمکشهای درونی ادامه داشت، در آن شرایط مقاومت لبنان بویژه امام موسی صدر به این جمع بندی رسیدند که یکی از مهمترین روشهای مبارزه با اسرائیل حفظ وحدت ملی لبنان است. این استراتژی توسط همگان رعایت شد و در نهایت منجر به خروج اسرائیل از سرزمینهای جنوب لبنان گردید، اکنون نیز تنها راه مقابله با بحران اخیر، حفظ وحدت ملی در لبنان است که مطبوعات میتوانند نقش مهمیدر این زمینه ایفا کنند.
*یکی از مسائلی که بحران لبنان را شکل داده ترور رفیق حریری است، در مورد نحوه بررسی پرونده این ترور آیا موضع مشترکی میان مجلس و دولت لبنان وجود دارد یا خیر؟
**کل لبنانیها که بر ضرورت شناسایی قاتل حریری و جبران توهین اجماع نظر دارند، رفیق حریری، هم عضو پارلمان و هم رئیس فراکسیون پارلمانی بود، من شخصاً به عنوان رئیس مجلس و یک وکیل، به همراه سه نماینده دیگر شکوائیهای در این زمینه تنظیم کردهایم تا مورد رسیدگی قرار گیرد.
در مورد جهانی کردن این پرونده باید بگویم مسأله در پارلمان مطرح نشد و فقط دولت این موضوع را مورد رسیدگی قرار داد در حالی که من به عنوان رئیس مجلس ملاحظاتی در این زمینه داشتم، مثلاً معتقد بودم دادگاهی مشترک از سازمانهای بینالمللی و دستگاههای ذیربط در لبنان تشکیل شود ولی مراحل تحقیق و بررسی در لبنان طی شود زیرا جهانی کردن ترور رفیق حریری را به شدت مخاطرهآمیز میدانستم. بینالمللی کردن این ترور مسأله را به صورتی بزرگ میکند که بیتردید لبنان تحت قیمومیت بینالمللی قرار میگیرد در حالی که ما باید هوشیار باشیم و فقط از امکانات بینالمللی استفاده کنیم و نه اینکه بنیادهای قضایی خود را نادیده بگیریم.
*نظرتان در مورد گزارش ملیس که مقامات سوریه را متهم به دخالت در ترور حریری کرده است چیست؟
**باید بین متن گزارش و اظهارات ملیس تفاوت قائل شویم، او حق نداشت به عنوان قاضی اظهارنظر شخصی کند مگر اینکه قبل از آن استعفا میکرد، که البته این اتفاق هم افتاد. ما فقط میتوانیم به گزارش ملیس استناد کنیم. گزارشی که هنوز تحقیقات آن ادامه دارد.
*به نظر شما آیا تضادهای درونی لبنان میتواند مانع از به نتیجه رسیدن پرونده ترور شود؟
**دیدگاه من اینگونه نیست، کار مشترک تحقیق و بازرسی بین دستگاههای مسئول لبنان و سازمانهای بینالمللی میتواند پرونده را به نتیجه برساند.
*به نظر شما چه سرنوشتی در انتظار لبنان است؟
**وجود طرح خاورمیانه بزرگ این احتمال را باقی میگذارد که تحولات درونی لبنان نشأت گرفته از اجرای آن طرح باشد، نفوذ صهیونیزم در آمریکا وجود این احتمال را افزایش میدهد، آنچه در عراق و افغانستان رخ داده باعث شده آمریکا علاوه بر موقعیت قدرت بزرگ بینالمللی، به قدرت منطقهای نیز تبدیل شود. در سیاستهای بینالمللی جمعیت خیریهای نیست که مسائل را حل کند لذا منافع حرف اصلی را میزند، مصلحت غرب و اسرائیل در خاورمیانه، با همبستگی اعراب و مسلمانان در یک راستا نیست. روابط سوریه و لبنان الگوی مهمیبود که زدن ریشه آن میتواند معادلات منطقهای را تغییر دهد.
* آقای احمدینژاد رئیسجمهور ایران اخیرا اظهاراتی در مورد اسرائیل مطرح کرده است که بازتاب جهانی داشت، نظر شما در مورد این اظهارات چیست؟
**این مساله بیش از حد خودش بزرگ شد، موضع آقای احمدینژاد کاملا عادی و منطبق بر ادبیات سیاسی انقلاب اسلامی ایران و حرف جدیدی نبود.
ما به این مواضع عادت داریم، اما غربیها میخواهند از این بحثها به نفع خود استفاده کنند. امام موسی صدر هم گفته بود که اسرائیل شر مطلق است و تعامل با آن حرام میباشد. آقای احمدی نژاد موضعی معتدلتر از موسی صدر داشت.
*از امام موسی صدر سخن گفتید. سرنوشت ایشان به کجا انجامید و چرا به دادگاه بینالمللی شکایت نکردید؟
**امام موسی صدر بدون هیچ مناقشهای امام لبنان است. او شناسنامه ایرانی دارد ولی ریشههایش به جنوب لبنان برمیگردد، زمانی که امام خمینی در نجف در محاصره بودند، امام موسی صدر در واقع وزیر خارجه ایشان بود، اولین مرد عرب و اسلامی و روحانی است که اسرائیل را شر مطلق دانست و جنبش امل را علیه اسرائیل بنیان گذاشت، این امام میدانست اختلافات درونی چقدر میتواند در تجزیه لبنان موثر باشد. ایشان قبل از اشغال لبنان توسط اسرائیل معتقد بود باید مقاومت شکل گیرد به همین دلیل به شهید چمران برای فراهم کردن زمینه آموزش نظامی مردم ماموریت داد. در آن زمان چمران هنرستان فنی و حرفهای را در جبل عامل مدیریت میکرد که بسیاری از رهبران مقاومت و عناصر شهادتطلب در آن تربیت شدند. در زمانی که موسی صدر برای وحدت لبنان تلاش میکرد، دعوتی از معمر قذافی رهبر لبنان دریافت کرد، ایشان علیرغم توصیه بسیاری که از او میخواستند به این سفر نرود، دعوت قذافی را پذیرفت و به همراه شیخ محمود یعقوب و عباس بدرالدین که از روزنامهنگاران بنام بود به لیبی رفت.
امام موسی صدر در ۳۱ آگوست سال ۱۹۷۸ با قذافی در تریپولی قرار ملاقات داشت بسیاری از هیاتهای سیاسی حاضر در لیبی او را دیدند که هتلش را برای دیدار با قذافی ترک کرد، اطلاعات تایید شده نشان میدهد این دیدار صورت گرفته و بین امام موسی صدر و فذافی کشمکش زبانی رخ داده و پس از آن موسی صدر مفقود شده است. مقامات لیبی تلاش کردند تا راز این جنایت بزرگ را پنهان کنند، حتی عدهای را به شکل امام موسی صدر و دو تن از همراهانش درست کردند و برای آنها بلیط پرواز به ایتالیا گرفته و به رم فرستادند در حالی که امام موسی صدر بلندقامت بود و بدل او کوتاه. مهماندار هواپیما گفته است که امام موسی صدر را میشناسد ولی ندیده که او سوار هواپیما شود. سال ۱۹۷۹ دستگاه قضایی ایتالیا نیز پس از تحقیق اعلام کرد که موسی صدر وارد ایتالیا نشده است. از آن زمان تاکنون ما همواره به دنبال کشف حقیقت ناپدیدشدن امام موسی صدر هستیم. بیست و چهار سال بعد از ربودن امام موسی صدر، قذافی اعتراف کرد که صدر در خاک لیبی ربوده شده است، اما دو ماه قبل به روش مافیایی عدهای را در رم تحریک کردند که بگویند ممکن است صدر به رم رفته باشد. با مقامات ایتالیایی تماس گرفتیم، یک ضربالمثل لبنانی میگوید وقتی شخصی میخواهد حق کسی را ضایع کند میگوید تقصیر گوسفندان بوده است. آنها حرفی زدند که مخالف تحقیقاتشان در سال ۱۹۷۹ بود.
اینکه چرا ما تاکنون به دادگاهی بینالمللی شکایت نکردهایم به این دلیل است که مایلیم اول ربوده شدن او اثبات شود بعد شکایت کنیم.
*اسرائیل از برخی سرزمینهای فلسطینی از جمله غزه عقبنشینی کرده است ارزیابی شما از این عقبنشینیها چیست؟
**هر نوع عقبنشینی اسرائیل از سرزمینهای اشغالی از حیث اصولی نتیجه مبارزه ملت فلسطین بوده است. اما من نگران آنم که غزه برای فلسطینیها زندان شود و انتفاضه فلسطین در چارچوب نوار غزه برای همیشه بماند.