تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۹  ، 
کد خبر : ۵۲۷۹۶

مرگ شارون و زوال صهیونیسم


به قلم: دکتر عبدالوهاب المسیری
همزمان با نامشخص بودن اوضاع جسمانی آریل شارون نخست وزیر رژیم صهیونیستی و ینده و سرنوشت سیاسی وی، بار دیگر اظهارنظرها و مناقشات در میان تحلیلگران و نویسندگان صهیونیست درباره ینده دولتی که شارون در طول سال هی طولانی گذشته نماد آن به شمار می رفت، از سر گرفته شده است. هر بار که رژیم صهیونیستی با یک بحران شدید مواجه می گردد _ که هر از چند گاهی نیز شاهد چنین بحران هیی در ین رژیم هستیم _ چنین مناقشاتی طرح می شود.
بری نمونه با آغاز انتفاضه اول فلسطینیان در سال 1987م، "اسرائیل هارئیل" نمینده شهرک نشینان صهیونیست نگرانی خود را از هر گونه امتیاز دهی رژیم صهیونیستی که موجودیت دولت (یهودی) را تهدید کند، اعلام کرد. (روزنامه جیروزالیم پست 30/1/1988). یکی از شماره هی مجله آمریکیی نیوزویک نیز روی جلد شماره دوم آوریل سال 2002م. خود تصویری از "ستاره اسرائیل" (ستاره داود علامت پرچم رژیم صهیونیستی) را چاپ کرده بود که در داخل آن نوشته شده است:"ینده اسرائیل، چگونه باقی می ماند؟". ین مجله با طرح صریح ین موضوع ین پرسش را مطرح کرد که "یا دولت یهود خواهد توانست به حیات خود ادامه دهد؟ به چه قیمتی و با چه هویتی؟"
از آن تاریخ زمان زیادی نگذشته بود که آبراهام بورگ نویسنده و سیاستمدار برجسته رژیم صهیونیستی ( و از رؤسی سابق کنست) بار دیگر ین قضیه را طرح کرد و ناامیدی خود را از ینده جریان صهیونیسم اعلام کرد و نوشت:"زوال صهیونیسم به دروازه هی ما رسیده است و نسل ما آخرین نسل معتقد به صهیونیسم است". (روزنامه یدیوت آهارانوت، 29 اوت 2003م)
فقط چند هفته بعد از آن بود که یک نویسنده دیگر صهیونیستی به نام "یرون لندن" با انتشار مقاله ی در روزنامه صهیونیستی یدیوت آهارانوت (27/11/2003) نگرانی مشابهی ابراز داشت. ین مقاله که "عقربه هی ساعت بری دولت اسرائیل به صفر نزدیک می شود" تاکید کرد "شمار زیادی از صهیونیست ها تردید دارند که یا دولت (عبری) 30 سال دیگر باقی خواهد بود؟".
از آن زمان تاکنون موضوع زوال رژیم صهیونیستی از زویا و ابعاد گوناگونی مطرح شده است و در هیچ یک از آنها روزنه ی از امید (بری بقی ین رژیم) دیده نمی شود.
یک نویسنده صهیونیست به نام آری شاویت به تازگی با انتشار مقاله ی در روزنامه صهیونیستی هاآرتص که در تاریخ 13/1/2006 منتشر شد، ین پرسش را طرح کرده است که یا جریان صهیونیسم بدون شارون – که در طول 50 سال گذشته نقشی بسیار حیاتی بری ادامه بقی دولت یهودی یفا کرده است - قادر به ادامه حیات است؟ ین نویسنده صهیونیست در پیان مقاله چنین نتیجه می گیرد که "جامعه ی که شارون از میان آن می رود قابلیت آن را دارد که به آسانی به جنگ داخلی کشیده شود".
بی گمان اظهارنظر درباره ینده رژیم صهیونیستی، تاریخ سرنوشتی را که تجربیات شهرک سازی (و شهرک نشینی) مشابه به آن دچار شده است، در اذهان زنده می کند. از جمله مهم ترین ین تجربیات، نظام نژادپرست سفیدپوستان در کشور آفریقی جنوبی است. ین نظام ( بر خلاف آنچه هواداران چنین نظام هیی بری توجیه بقیش، آن را ترویج می کنند ) بدون آنکه قتل عام گسترده گروهی یا عملیات نسل کشی یا جنگ هی داخلی در آن رخ دهد، سقوط کرد. در طول قرن هی گذشته سیاه پوستان آفریقیی که صاحبان اصلی آفریقی جنوبی بودند بر حق خود در برخورداری از مساوات و زندگی شرافتمندانه در سرزمین خود تاکید کرده اند و با تمام شیوه هی سیاسی و فرهنگی و نظامی در مقابل تلاش بری به تسلیم واداشتن و حذف و به حاشیه راندن خود مقاومت کردند. پس از سال ها "گفت و گوی مسلحانه" با اقلیت سفید پوست حاکم بر ین کشور، اقلیت سفید پوست دریافت که با ابزارهی امنیتی یا نظامی نمی تواند به راه حلی دائمی دست یابد و به همین سبب به سرنگونی رژیم نژادپرست تن داد و حاکمیت را به نمیندگان اصلی ساکنان ین کشور به رهبری نلسون ماندلا سپرد. ماندلا در مدت مبارزه خود به هیچ وجه و حتی در بدترین شریط از حق ملت خود در بکارگیری مقاومت مسلحانه در مقابل شهرک نشینان نژادپرست کوتاه نیامد. ین تفکر و اقدامات عملی در پی آن، نشان دهنده ظهور نظام جدیدی بود که توانست همه شهرک نشینان سفید پوست را به شهروند دولتی متکثر از نظر دینی و نژادی و ملیتی، در بر بگیرد. ین امر زمینه را بری مشارکت همگانی در روند تحولات سیاسی و برخورداری از همه حقوق دینی و نژادی خود بدون مطرح شدن رنگ پوست و نوع زبان یا جنسیت فراهم آورد.
الگوی آفریقی جنوبی می تواند نمونه مناسبی بری تحقق در فلسطین نیز باشد، زیرا با بالا گرفتن "گفت و گوی مسلحانه" نگهداری مجموعه شهرک هی صهیونیست بری کشورهی استعماری که حامی آن هستند، هزینه زیادی خواهد داشت و ممکن است که شهرک نشینان صهیونیست نیز به ین نتیجه برسند که دیگر راه حل هی نظامی و امنیتی کارگر نیست و راهی جز کنار گذاشتن نژادپرستی و ادعاهی ملی و مذهبی شان وجود ندارد. ین امر نیازمند آن است که مقاومت فلسطینیان به اشکال گوناگون و در راس آن مبارزه مسلحانه ادامه یابد و همزمان به شهرک نشینان صهیونیست به ویژه یهودیان شرقی (یهودیانی که از مشرق زمین به فلسطین آمده اند) پیام داده شود که راه حل عرب ها بری مسأله اشغال فلسطین به معنی کشتار یهودیان یا نسل کشی و نابودی آنان نیست و ین ادعاها فقط از سوی رهبران صهیونیستی مطرح می شود. راه حل فقط آن است که نظام و دولت نژادپرست از بین برود و جامعه ی جدید بر اساس اصول انسانی و دمکراتیک تشکیل گردد، زیرا دولت صهیونیستی خود اعتراف دارد که دولت همه شهروندانی که در داخل ین سرزمین زندگی می کنند، نیست، بلکه دولت یهودیان همه جهان است که در خارج ین سرزمین زندگی می کنند. ین نگرش ادعی عجیبی است که نه در تاریخ و نه در عرف و نه در قوانین بین المللی پیه و اساس مقبولی ندارد. دولت صهیونیستی همچنین خواستار "حق بازگشت" یهودیان سراسر جهان شده است و حال آنکه هزاران سال از زمان حضور کذیی آنان در سرزمین فلسطین گذشته است و اکثریت یهودیان جهان نیز زندگی در رژیم صهیونیستی را که از ثبات و امنیت برخوردار نیست، نمی پذیرند و حاضر به زندگی در آن نیستند و جالب آنکه ین دولت همزمان ین حق (بازگشت) را بری فلسطینیانی که چند سال پیش از سرزمین و دیار و کاشانه خود رانده و آواره شده اند، انکار می کند.
ضرورت دارد که ین نگرش نوین که از ویژگی هی انسانی و دمکراتیک برخوردار است به اقدامات مشخص و عملی تبدیل شود که در راس آن لغو و ابطال "حق بازگشت یهودیان جهان" به فلسطین است که یک نظریه نژادپرستانه است و لغو فعالیت "صندوق ملی یهودیان" که از جمله قوانین نژادپرستانه آشکار و یکی از ستون هی اصلی جریان شهرک سازی است، قرار دارد. قوانین مربوط به ین طرح (صندوق ملی یهود) همه غیر یهودیان را از داشتن زمین یا کار در جیی که به ادعی آنها "مال ملت یهود" است، محروم می کند. ین بدان معناست که عرب هیی که شهروند همان دولت صهیونیستی به شمار می روند نیز از داشتن زمین که آژانس یهود در تملک خود گرفته است و 90 درصد از سرزمین فلسطین اشغالی را تشکیل می دهد، منع می شوند. لازم به ذکر است که ین گونه قوانین نژادپرستانه مقوله "یهودی" را به مقوله ی حقوقی و قانونی تبدیل می کند و ین امر به وضوح نشان می دهد که ین نژادپرستی صهیونیستی بخش جدیی ناپذیر اصول قانونی دولت صهیونیستی است و ین امر یکی از ویژگی هی اساسی حکومت هی شهرک نشین و اشغالگر است، زیرا تبعیض نژادی از یک عمل که نژادپرستان متعصب مرتکب می شوند به یک مصوبه و اصل قانونی بدل می شود و در پی آن هر کس که آن را نادیده بگیرد، مجازات می شود. در ینجا بید تاکید شود که پیگیری مبارزه مسلحانه از سوی ساکنان اصلی آفریقی جنوبی یکی از عناصر تعیین کننده در فروپاشی و زوال نظام آپارتید در ین کشور بوده است و حال آنکه ین نظام نزدیک به 4 قرن در آفریقی جنوبی حکومت کرده و یک قدرت مستقل بود و تکیه چندانی به خارج از کشور نداشت و ین امر برخلاف وضعیت رژیم صهیونیستی است. نکته دیگر نیز ین است که ین رژیم همچنین از هیچ تلاشی بری بهره گیری از انواع روش هی سرکوب و ستم و شکنجه ساکنان اصلی سرزمین (فلسطین) ابیی ندارد. همین نمونه می تواند پاسخ بسیار مناسبی به آن کسانی باشد که جیگاهی بری مقاومت فلسطین قائل نیستند یا از مبارزان می خواهند که آنچه آن را "خشونت" می نامند، پیان دهند تا آنکه آمریکا از آنان خشنود گردد. ین نمونه همچنین می تواند پاسخ مناسبی به آن دسته از کسانی باشد که فکر می کنند رژیم صهیونیستی به "واقعیتی انکار ناپذیر" تبدیل شده است و راهی بری مقابله و مبارزه علیه آن وجود ندارد و به همین علت جز همنشینی با آن و پذیرش موجودیتش و اذعان به شریط وجودی آن، چاره ی نیست.
والله أعلم

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات