تنها ایرانى شاگرد پروفسور اینشتین، که تئورى نوین این استاد ایرانى، در علم فیزیک، توسط اینشتین، پذیرفته شد و براى تحقیق و تدریس، استاد پژوهشگر هموطنمان را، در کرسى خود، در دانشگاه پرینستون آمریکا، جاى داد، ولى پس از دو سال، این معلم راستین و متعهد ایرانى، با ایمانى راسخ، این چنین جایگاه برجسته پژوهشى و دانشگاهى بینالمللى را، رها نموده، مکان تداوم تحقیقات علمی خود را در کشور خویش، دیده، در برابر تعارف آسیستان اینشتین، که بهتر است، براى سهولت رفت و آمدشان، پاسپورت آمریکایى بگیرند، اظهار کردهاند، که سلولهاى بدنشان اجازه این کار را به ایشان نمیدهد و به دنبال تصمیم قلبى خود، به ایران آمده، تا به قول خودشان، فرصتى پیدا کنند، با بچههاى هموطنشان، که درس نمیخوانند، دعوا کنند.
با بینشى فراتر، شاهد هستیم، پروفسور حسابى، طى ۳ دهه نمایندگى دائمى، در کنفرانسهاى بینالمللى فضا و اتمى، کشورمان را، سومین مالک زمین، در کره مریخ، کرده و با عضویت در شوراى جهانى نامگذارى فضا، نام ستارهها، سیارهها و کهکشانهاى تازه کشف شده را، به اسامی پرافتخار ایرانى، مانند: گلستان، بوستان، شاهنامه، سعدى، فردوسى، … و حافظ، مزین نموده و یا، با هدف پایدارى میهن، اقدام به ساخت هفتمین راکتور اتمی دنیا، در وطنمان مینمایند، تا در مجامع بینالمللى، ایران پایه گذار علم، در جهان سربلند، باقى بماند. حتى، پس از پیروزى انقلاب، در تبلور عشق و ایمانى نامحدود، استاد، در سن ۸۰ تا ۹۰ سالگى، با فداکارى و آرزوى نیل به خودپایى میهنمان، با گرو گذاشتن تنها دارایى خویش ( منزلشان)، نزد بانکهاى کشور، با همکوشى بیش از ۱۰۰ تن، از برجستهترین شاگردان خود، نوعآورىهاى بسیارى را تقدیم انقلاب و کشور، نمودند.
این استاد فرهیخته، متعهد و رنج کشیده، با پشت کار، سخت کوشى و خستگىناپذیرى، بیش از هفتاد سال از عمر پر بار خویش را، در راه مقدس گسترش آموزش نوین و نیل به امر خطیر پژوهش در کشورمان، نهاده، تا با ۳ نسل کارى، ۷ نسل استاد و دانشجو را، به میهن فرهنگ خواه ما، تقدیم نموده و با پایهگذارى دانشگاه و بسیارى از مراکز علمى، فرهنگى، آموزشى، صنعتى و تحقیقاتى، ایران عزیزمان را، به سوى توسعه پایدار، رهنمون سازند. اکنون، ما نیز با یادآورى چنین فداکارى و آرزوى نگهدارندهاى، با کمال فروتنى و آرزوى قلبى، از آن وجود ارزشمند، که اهداف عمر شریفتان را، با قصد سازندگى و کوشش براى حمایت از پویندگان این راه مقدس، انتخاب نمودهاید، درخواست مینمائیم، ترتیبى اتخاذ نموده، مقرر فرمایند، پوشش اطلاعرسانى مؤثرى، به مناسبت فرارسیدن چهارم اسفند ماه، سالروز تولد استاد، از سوى آن مدیریت گرانسنگ، برقرار گردد، تا انشاءالله این اقدام پرارج، موجبات تأسى مشتاقان علم، دانش و پژوهش، همچنین خشنودى خانواده و رهروان راه این استاد فرهیخته را، به شایستهترین نحو، فراهم آورده، شادى روح پروفسور حسابى و همسرشان را، مهیا سازد. در راستاى همین هدف والا، یک نسخه از خلاصهاى از زندگى ایشان را جهت مطالعه و استفاده لازم، تقدیم مینماید. چنین توجهاتى، از سوى مسوولین فرهنگى و رسانهاى کشور، به ویژه آن شخصیت ارزشمند، که در راستاى توسعه ملى، پایدار خواهد گردید، به طور قطع، جامعه علمى، و فرهنگى کشور را، همواره، مدیون این هدایت، خواهد نمود. در خاتمه، با آرزوى سلامت و سعادت، توفیقات روزافزون آن وجود گرانقدر و هم کوشان محترم را، از درگاه ایزد متعال، مسألت مینماید.
سیدمحمود حسابى، در سال ۱۲۸۱ (ه.ش) از پدر و مادرى تفرشى، در تهران زاده شدند. پس از سپرى نمودن چهار سال از دوران کودکى در تهران، به همراه خانواده (پدر، مادر و برادر) عازم شامات گردیدند. در هفت سالگى، تحصیلات ابتدایى خود را، در بیروت، با تنگدستى و مرارتهاى دور از وطن، در مدرسه کشیشهاى فرانسوى، آغاز کردند و همزمان، توسط مادر فداکار، متدین و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابى) تحت آموزش تعلیمات مذهبى و ادبیات فارسى، قرار گرفتند. استاد، قرآن کریم را، حفظ و به آن اعتقادى ژرف داشتند. دیوان حافظ را، نیز از بر داشته و به بوستان و گلستان سعدى، شاهنامه فردوسى، مثنوى مولوى و منشات قائم مقام، اشراف کامل داشتند.
شروع تحصیلات متوسطه ایشان، مصادف با آغاز جنگ جهانى اول و تعطیلى مدارس فرانسوى زبان بیروت بود. از این رو، پس از دو سال تحصیل در منزل، براى ادامه، به کالج آمریکایى بیروت رفتند و در سن هفده سالگى، لیسانس ادبیات، در نوزده سالگى لیسانس بیولوژى و پس از آن مدرک مهندسى راه و ساختمان را، اخذ نمودند. در آن زمان، با نقشه کشى و راهسازى، به امرار معاش خانواده، کمک میکردند. استاد همچنین، در رشتههاى پزشکى، ریاضیات و ستاره شناسى، به تحصیلات آکادمیک پرداختند. شرکت راهسازى فرانسوى که، ایشان در آن مشغول به کار بودند، به پاس قدردانى از زحماتشان، استاد را براى ادامه تحصیل به کشور فرانسه، اعزام کرد و بدین ترتیب، در سال 1924 م به مدرسه عالى برق پاریس وارد و در سال ۱۹۲۵ م فارغالتحصیل شدند. همزمان با تحصیل در رشته معدن، در راه آهن برقى فرانسه، مشغول به کار گردیدند و پس از پایان تحصیل در این رشته، کار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ایالت «سار» آغاز کردند. سپس به دلیل وجود روحیه علمى، به تحصیل و تحقیق در دانشگاه سوربن، در رشته فیزیک پرداختند و در سال ۱۹۲۷ م در سن بیست و پنج سالگى، دانشنامه دکتراى فیزیک خود را با ارائه رسالهاى تحت عنوان «حساسیت سلولهاى فتوالکتریک» با درجه عالى، از دست بزرگترین دانشمند روز جهان، پروفسور فابرى، دریافت کردند.استاد، با شعر و موسیقى سنتى ایران و موسیقى کلاسیک غرب، به خوبى آشنا بودند و در نواختن نی ساز دهنى، ویولن و پیانو، تبحر داشتند.
ایشان، در چند رشته ورزشى، مانند: کوهنوردى، دوچرخه سوارى، دومیدانى و چوب پا، موفقیتهایى کسب نمودند و در شنا، داراى دیپلم نجات غریق شدند.
از جمله دستاوردهاى عمر پربار استاد و مشاغلى که در مسند آن خدمات علمی و فرهنگى شایان توجهى ارائه نمودند، میتوان به چند نمونه زیر اشاره کرد: راهاندازى اولین ژنراتور آبى (آسیابى) برق کشور، به وسیله نصب تجهیزات بر روى یک آسیاب آبى (آشتیان، نزدیک تفرش ۱۳۰۵ ه. ش)، ایجاد اولین کارگاههاى تجربى در علوم کاربردى در ایران (۱۳۰۶ ه.ش) ماموریت وزارت راه و ترابرى (طرق و شوارع عامه)، براى تهیه اولین نقشه بردارى علمى، فنى و مهندسى کشور (تهیه نقشه نوین راه ساحلى سراسرى، میان بنادر خلیج فارس، بندر لنگه به بوشهر ۱۳۰۶ ه.ش)، تاسیس مدرسه مهندسى وزارت راه و تدریس در آن (۱۳۰۷ ه.ش)، تاسیس دارالمعلمین عالى و تدریس در آن (۱۳۰۷ ه.ش) ساخت اولین رادیو در کشور (۱۳۰۷ ه.ش)، ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در ایران (۱۳۰۷ ه.ش)، آغاز واژه گزینى فارسى و برابرسازى علمی (۱۳۰۷ ه.ش)، تاسیس دانشسراى عالى و تدریس در آن (۱۳۰۸ ه.ش)، تاسیس اولین کارگاه ساخت قطعات دست ساز براى اتومبیلهاى ایران (۱۳۰۹ ه.ش)، ساخت و راه اندازى اولین آنتن فرستنده در کشور (۱۳۰۹ ه.ش)، تاسیس اولین بیمارستان خصوصى در ایران، به نام بیمارستان گوهرشاد (به یاد مادر گرامیشان ۱۳۰۹ ه.ش)، ایجاد اولین ایستگاه هواشناسى در ایران (۱۳۱۰ ه.ش)، ایجاد انجمن زبان فارسى و بنیانگذارى فرهنگستان زبان ایران و عضویت پیوسته در آن (۱۳۱۰ ه.ش)، طراحى، نصب و راهاندازى اولین دستگاه رادیولوژى در کشور (۱۳۱۱ ه.ش)، تاسیس و ریاست انجمن فیزیک ایران (۱۳۱۱ ه.ش)، تعیین ساعت ایران (۱۳۱۱ ه.ش)، تدوین اصول اندازهگیرى و مقایسگذارى و ایجاد اداره اوزان و مقیاسها (موسسه استاندارد) (۱۳۱۱ ه.ش)، مامور وزارت راه، براى ساخت راه تهران به شمشک، جهت معادن ذغال سنگ (۱۳۱۲ ه.ش)، پیشنهاد و تدوین قانون تاسیس دانشگاه تهران و تاسیس دانشکده فنى و ریاست آن دانشکده (۱۳۱۳ ه.ش) و تدریس در آن، شرکت در کنفرانس بینالمللى لایه ازن (۱۳۱۵ ه.ش) تاسیس دانشکده علوم و ریاست آن دانشکده از (۱۳۲۱ تا ۱۳۲۷ و از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۶ ه.ش) و تدریس در گروه فیزیک آن دانشکده تا واپسین روزهاى عمر، تاسیس بخش آکوستیک در دانشکده علوم و راهاندازى بخش تحقیقات اندازهگیرى فواصل و تنظیم گامهاى موسیقى ایرانى و مطالعات علمیروى نتهاى ایرانى (۱۳۲۵ ه.ش)، راهاندازى اولین مرکز زلزلهشناسى کشور (۱۳۲۸ ه.ش)، ماموریت خلع ید از شرکت نفت انگلیس، در دولت دکتر مصدق، تدوین قانون ملى شدن نفت، اولین رئیس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت ملى نفت ایران، وزیر فرهنگ در دولت دکتر مصدق (۱۳۳۰ ه.ش)، پایهگذارى مدارس عشایرى و تاسیس اولین مدرسه عشایرى ایران (۱۳۳۰ ه.ش)، مخالفت با طرح قرارداد ننگین کنسرسیوم و کاپیتولاسیون در مجلس، مخالفت با عضویت دولت ایران در قرارداد سنتو «پاکت بغداد» در مجلس، پایهگذارى موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران (۱۳۳۰ ه.ش)، پایهگذارى مرکز تحقیقات و تاسیس اولین راکتور اتمی کشور در دانشگاه تهران، تاسیس سازمان انرژى اتمی و عضو هیأت دائمی در کمیته بینالمللى هستهای (۱۳۳۰، ۱۳۴۹ ه.ش)، تدوین قانون استاندارد و تاسیس موسسه استاندارد ایران (۱۳۳۳ ه.ش)، تاسیس اولین رصدخانه نوین در ایران، تاسیس مرکز عدسى سازى ـ دیدگانى ـ اپتیک کاربردى، در دانشکده علوم دانشگاه تهران (۱۳۳۵ ه.ش)، تاسیس اولین مرکز مدرن تعقیب ماهوارهها در شیراز (۱۳۳۵ ه.ش)، پایهگذارى مرکز مخابرات اسدآباد همدان (۱۳۳۸ ه.ش)، عضو دائمی در کمیته بینالمللى فضا و ریاست گروه ممالک جهان سوم، در کنفرانس بینالمللى فضا (۱۳۴۷ ـ ۱۳۴۱ ه.ش) راهاندازى اولین لیزر ایران (۱۳۴۵ ه.ش)، خریدن زمین در کره مریخ (۱۳۴۶ ه.ش)، اولین هولوگرام ایران (گروه فیزیک دانشکده علوم، دانشگاه تهران ۱۳۴۷ ه.ش)، تاسیس انجمن موسیقى ایران، در زیرزمینى با تجهیزات روز جهان، در بلوار کشاورز (۱۳۵۰ ه.ش)، بنیانگذارى واحد پژوهشى صنعتى فیاورى خان و مان (پژوهش و صنعت در مکانیک هیدرودینامیک، انرژىهاى نو و نامحدود ۱۳۵۹ ه.ش)، تشکیل و ریاست کمیته پژوهشى فضاى ایران (۱۳۶۰ ه.ش)، استفاده از انرژى خورشیدى براى اولین بار در ایران (۱۳۶۰ ه.ش)، تاسیس واحد تحقیقاتى صنعتى سغدائى (پژوهش و صنعت در فیزیک، الکترونیک، اپتیک فیزیک و سیستمهاى هوش مصنوعى ۱۳۶۲ ه.ش)، تاسیس انجمن تفرشىها (۱۳۷۲ ه.ش).فعالیت در ۳ نسل کارى و آموزش ۷ نسل استاد و دانشجو، از خدمات ارزنده پروفسور حسابى به شمار میرود و در همین راستا، ایشان از سال (۱۳۵۰ ه.ش)، به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران، شناخته شدند. استاد، به چهار زبان زنده دنیا: فرانسه، انگلیسى، آلمانى و عربى مسلط بودند و به زبانهاى: سانسکریت، لاتین، یونانى، پهلوى، اوستایى، ترکى، ایتالیایى و روسى اشراف داشتند و زبانهاى باستانى را، در تحقیقات علمی خود، به خصوص در امر واژه گزینى فارسى، در برابر لغات بیگانه، به کار میبردند.
پروفسور حسابى، به ایران، فرهنگ و ادب و اعتقادات سنتى و مذهبى این سرزمین، عشق میورزیدند و گذشته از سفر به کشورهاى متعدد عالم، به سراسر ایران سفر کرده بودند و از سفرهاى پربار داخلى و خارجى خویش، یادداشتها و سفرنامههاى بسیارى به جاى نهادند.در زمینه تحقیق علمى: ۲۵ مقاله، رساله و کتاب، از ایشان به چاپ رسیده است. تئورى «بىنهایت بودن ذرات» استاد در میان دانشمندان و فیزیکدانان جهان شناخته شده است. نشان «اوفیسیه دولالژیون دونور» و همچنین نشان «کوماندور دولالژیون دونور»، بزرگترین نشانهاى کشور فرانسه، به همین مناسبت، به ایشان اهدا گردیده است.استاد، تنها شاگرد ایرانى پروفسور اینشتین بوده و در طول زندگى با دانشمندان تراز اول جهان، نظیر: شرودینگر، بورن، فرمى، دیراک، بوهر،… و با فلاسفه و ادبایى همچون: آندره ژید، برتراند راسل، تبادل نظر داشتهاند. ایشان از سوى جامعه علمی جهانى به عنوان «مرد اول علمی جهان» (۱۹۹۰م) برگزیده شدند و در کنگره شصت سال فیزیک ایران (۱۳۶۶ ه.ش)، ملقب به پدر علم فیزیک و مهندسى نوین ایران گردیدند. پروفسور حسابى، در ۱۲ شهریور سال ۱۳۷۱ ه.ش در بیمارستان دانشگاه ژنو، به هنگام معالجه قلبى، بدرود حیات گفتند. مقبره استاد، بنا به خواسته ایشان، در زادگاه خانوادگى، در شهر دانشگاهى تفرش، قرار دارد.
یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد
بنیاد پروفسور حسابى