در تمام مدت فرمانروایی هخامنشیان از زمان به قدرت رسیدن کوروش در سال 538 (ق. م) تا حمله اسکندر (333ق . م) یعنی نزدیک به دو قرن ،غالب یهودیان تحت سیطره و حاکمیت شاهان هخامنشی زندگی می کردند. هنگامی که کوروش در سال (539ه. ق) سرزمین بابل را به تصرف خود در آورد به یهودیان در تبعید بابل اجازه داد تا بار دیگر به کشور و سرزمین خود بازگردند و معابد مذهبی خود را از نو بنا نهند ( کتاب عزرا ،باب اول ،آیه سوم) از این رو برخی یهودیان معتقد بودند که کوروش بنیانگذار امپراطوری هخامنشی از جانب خدای اسراییل برای نجات یهودیان فرستاده شده است ( کتاب اشعیاء ،نبی، باب چهل و پنج،آیه اول )2 نگرش مثبت یهودیان به حاکمیت شاهان هخامنشی در کتاب استرو 3 نحمیای4 تورات نیز به چشم می خورد . حتی در کتاب استر چنین آمده است که در آن هنگام که هامان 5 یکی از بزرگان دربار اردشیر می خواست با توطئه و دسیسه چینی ، یهودیان را از سرزمین های امپراطوری هخامنشی بیرون براند، اردشیر پادشاه کبیر امپراطوری هخامنشی هیچ کینه و دشمنی نسبت به یهودیان از خود نشان نمی داد.
عاریههای زبانی یهودیان
از آن جایی که یهودیان به حاکمیت امپراطوری پارسی دید مثبتی داشتند، لذا انتظار می رود که در زبان باستانی یهودیان ،آثار و نشانه هایی از تأثیر و نفوذ این امپراطوری را بیابیم. در کتاب مقدس تورات،به زبان های عبری و آرامی ،برخی کلمات وجود دارندکه به نظر می رسد از زبان باستانی ایرانیان به عاریه گرفته شده است. بارزترین مثالی که در این زمینه می توان به آن اشاره نمود کلمه « پردس pardes » به معنای بوستان و باغ بزرگ است که واژه « پارادیس paradis »از آن مشتق شده است واژه « راز raz » به معنای « سر » که در کتاب دانیال و نسخ خطی « دریای سیاه » به کرات به کار رفته است،منشاء ایرانی دارد . نشانه دیگر تأثیر و نفوذ پارسیان بر آیین یهود علاقه ای است که یهودیان در افسانه های خود به فرشته و دیو نشان می دهند . این علاقه و توجه بیش از حد در عهد هخامنشی و جانشینان اسکندر که دارای تمایلات یونان دوستی بودند به شدت افزایش یافت .چنین تحول و دگرگونی ناشی از اهمیتی است که پارسیان به سرشت و رویه انسانی قایل بودند. به عنوان مثال «آسموده Asmodee» اسمی پارسی است که نام دیوی در یکی از افسانه های یهودیان نیز می باشد . همچنین در برخی متون یهودیان که در آن وقایع مربوط به روز قیامت و پایان دنیا به صورت تاریخی حکایت شده است ،نظیر کتاب دانیال (از باب 7 الی 12) و مکاشفه یوحنای رسول در انجیل تاریخ به دوره های از پیش تعیین شده ای تقسیم شده است . این تقسیم بندی تاریخی در کتاب تورات به زبان عربی،وجود ندارد ولی در آیین مزدک،از جایگاه مهمی برخوردار است.
در کتاب « بهمن یشت » به زبان پهلوی مؤخر که تفسیر یکی از نسخه های از بین رفته اوستا است،چنین آمده است که زرتشت درختی می بیند که دارای 4 شاخه است. شاخه های درخت به ترتیب از جنس طلا،نقره ،فولاد و آلیاژی از آهن بود. به واقع آنچه که زرتشت دیده است قسمتی از تورات در کتاب دانیال (باب دوم آیه 31 الی 35) را به ذهن ها می آورد: 8 شبی بخت النصردر خواب تمثالی می بیند که سر آن از طلای خالص و ناب، سینه ها و بازوهایش از نقره ،شکم و ران هایش از برنز و ساق هایش قدری از آهن و کمی از گل بود .
دانیال نبی این خواب را توالی چهار سلسله پادشاهی تعبیر می کند. ( کتاب دانیال،باب دوم،آیه 37 الی 45 ) 9. به یقین رابطه ای بین این دو متن وجود دارد لیکن در خصوص تأثیر گذاری متقابل آنها،بین پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد.
از آن جایی که استفاده از فلز در مجسمه ( تمثال ) نسبت به استفاده آن به عنوان شاخه های درخت ، منطقی تر است . بسیاری از محققین براین گمانند که متن پارسی از متن کتاب دانیال تأثیر گرفته است. با این همه تقسیم بندی دوره های تاریخی به چهار دوره سلسله پادشاهی که در هر دو متن نیز به آن اشاره شده است . از جایگاه مهم تری در اندیشه پارسیان نسبت به یهودیان برخوردار است . از سویی این امکان وجود دارد که کتاب دانیال نبی و بهمن یشت هر دو به یک روایت بسیار کهن پارسی که در اوستا بوده است،برکردند. با مطالعه تاریخ این حقیقت آشکار می گردد که با این که در متن کتاب دانیال و سایر متون دینی یهودیان ،از مادها سخن به میان آمده است لیکن مادها هرگز بر مردم یهود حکومت نکرده اند و این منشا پارسی داشتن توالی چهار دوره تاریخی یا 4 سلسله پادشاهی را بیش از پیش نشان می دهد.
در کتاب « بهمن یشت » در تفسیر خواب زرتشت به وی چنین گفته شده است که چهارمین سلسله پادشاهی ( آلیاژ آهن) پس از گذشت ده قرن کامل از ظهور زرتشت آغاز خواهد شد . این تقسیم بندی تاریخی به ده قرن در بسیاری از متون یهودیان نظیر مکاشفه یوحنا نیز آمده است . همچنین انتظاری که مسیحیان بر اساس روایت های دینی برای وقوع تغییری بنیادین در پایان یک هزاره دارند ، ریشه در اندیشه های پارسی دارد . لیکن نمونه بسیار جالب تأثیر و نفوذ پارسیان بر آیین یهود را می توان در طومارهای بحر المیت یافت . به واقع آن چه که در این طومارها آمده است حکایت از آن دارد که خداوند سرشت بشریت را به روشنی و تاریکی تقسیم کرده است.
مفهوم دو گانگی در طومارهای بحر المیت:
طوماری که در قمران بنام «قانون جنگ » یافت شده است نبرد فرزندان روشنایی و تاریکی را که به فرمان دو سرشت مدعی صورت می گیرد،حکایت می کند. در گاتاهای زرتشت چنین آمده است که اهورامزدا خدای بزرگ جهان دارای دو فرزند دو قلو است :یکی از آنها مظهر دروغ و دیگری مظهر راستی و حقیقت است. بعدها در دوره اخلاف اسکندر که روح یونان دوستی حاکم شد سرشت نیکی و خیر همان اهورامزدا سرشت شر و بدی به اهریمن تشبیه شده است.
در برخی آثار پلوتارک نیز تشابهاتی بین دو سرشت انسانی و تاریکی و روشنایی وجود دارد.وی در آثار خود از جنگی سخن می گوید که بین دو سرشت انسانی « خیر و شر » در جریان است و هر از گاهی یکی از آنها بر دیگری تسلط می یابد . در طومارهای هر یک از این دو قدرت به تناوب در موقعیتی برتر نسبت به دیگری بیان شده اند. بهتر است خاطر نشان سازیم که مفهوم دو گانگی که در طومارهای بحرالمیت یافت شده اند،تشابه زیادی با صورت بسیار کهن دوگانگی در آیین مزدک دارد. در این آیین هر دو نیرو تحت فرمان خدای برتر و بزرگ قرار دارند. در این طومارها همچنین یکی از مدعیان فرقه قمران« انسان دروغگو» معرفی شده است. بنابراین بار دیگر بازتاب مفهوم دوگانگی در اندیشه های پارسی را در آیین یهود می توان مشاهده کرد . هر چند که اثبات آن کمی مشکل به نظر می آید ،لیکن تأثیر و نفوذ هخامنشیان و پارسیان را بر آیین یهود در سطح دیگری نیز می توان بررسی کرد.
اعتقاد به روز رستاخیز و محشر مردگان در آیین فردا ،نسبت به آیین یهودیان از قدمتی طولانی برخوردار است و چنین به نظر می رسد که خواب حضرت حزقیال در مورد دره ای مملو از استخوان های پوسیده ،از یکی از آیین های مزدکیان یعنی قرار دادن اجساد بر روی سنگ الهام گرفته است.
شاید هم تأثیر پارسیان بر آیین یهود عمیق ولی غیر مستقیم بوده است. به نظر می آید که شاهان پارسی بسیاری ازقوانین محلی را به صورت مجموعه قوانین در آورده و آنها را در مناطق مربوطه به اجرا درمی آوردند و حتی علت فرستادن عذرا به اورشلیم ،وادار ساختن مردم به رعایت قوانین و مقررات بوده است . زیرا تورات که یکی از ارکان اصلی آیین یهود به شمار می آید ،تحکیم یافتن جایگاه خود را در جامعه یهودی،مدیون سیاست های دولتمردان پارسی است .