عباس محمدنژاد
چند هفته پس از سقوط بغداد و پایان دوران صدام، معمر قذاقی رهبر لیبی در یک اقدام غیر منتظره برنامههای هستهای کشورش را متوقف و تمامی اسناد و مدارک و تجهیزات هستهای را برای آمریکا ارسال کرد و به این ترتیب، طرابلس پیش از آن که موضوع برنامههای هستهایاش در آژانس بینالمللی انرژی اتمی مطرح یا با تهدید ارجاع پرونده به شورای امنیت سازمان ملل مواجه شود دستان خود را به نشانه تسلیم بالا برد. اما دستاوردهای اندک لیبی در معامله هستهای با غرب بخوبی نشان داد که تسلیم محض نتیجه ملموس همراه نخواهد آورد.
قذاقی با تصور این که خلع سلاح هستهای با آغوش باز اروپا و آمریکا همراه خواهد شد، دست به چنین تصمیم سرنوشتسازی زد؛ اما اعتراف نماینده لیبی در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی مبنی بر این که کوتاه آمدن در برابر حقوق هستهای به دلیل فشارها یا وعدههای غربیها اشتباهی است که چیزی از آن عاید نمیشود، نشاندهنده درک طرابلس از تجربه بزرگ و عبرتآموزی است که ایران حاضر نیست باردیگر آن را تجربه کند.
اما کشور دیگری که فعالیتهای هستهایاش نگرانی غرب را برانگیخته، کره شمالی است که برخلاف لیبی ایستادگی در مقابل غرب را در پیش گرفته است. اما وضعیت این کشور نیز که با استفاده از فرصت به دست آمده از رقابتهای ایدئولوژیک میان آمریکا، روسیه و چین در جمع قدرتهای هستهای قرار گرفت، از دو جنبه با ایران متمایز است، نخست این که این کشور عملا به بمب هستهای دست یافته و رویارویی نظامی با این کشور برای آمریکا و متحدان آن بسیار دشوار خواهد بود و دوم این که پیونگ یانگ از عقبه قدرتمندی به نام چین و تا حدودی روسیه برخوردار است و آمریکا بدون جلب رضایت این دو ابرقدرت نمیتواند سیاستهای خود را شبهجزیره کره پیش ببرد.
پس ایران برخلاف کره شمالی نه حیاطخلوت چین و روسیه محسوب میشود که این کشورها بخواهند خطر برخورد سیاسی با غرب را به جان بخرند. چنان که همراهی پکن و مسکو با غرب در صدور قطعنامه علیه ایران این موضوع را ثابت کرد و نه میتوان با تهدید یک حمله هستهای آن گونه که کره شمالی از آن سخن میگوید به فشارهای غرب پاسخ داد؛ چرا که اصولا در دکترین امنیت ملی کشور دستیابی به سلاحهای هستهای جایی ندارد لذا:
1- دستیابی به راهحلی که هم حقوق حقه جمهوری اسلامی ایران را در داشتن فناوری صلحآمیز هستهای تضمین کند و هم تهدیدهای خارجی را که با گزارش پرونده هستهای ایران به شورای امنیت وارد فاز جدیدی شده دور کنند، ضروری است. تهران باید با حرکتی هوشمندانه هم از دادن بهانه به طرف مقابل برای تشدید سختگیریهای سیاسی جلوگیریکند و هم عزت و اقتدار ایران حفظ شود. لذا اگر قرار است تعلیقها شکسته شود تمامی جوانب امر سنجیده شود.
2ـ سیاست نگاه به اروپا با توجه به رویکرد غیرقابل پذیرش 3 کشور اروپایی و سیاست نگاه به شرق با توجه به رای موافق هند، چین و روسیه به قطعنامه شورای حکام علیه ایران نشاندهنده این مهم است که هر دو سیاست غیر قابل اتکاست و ایران نیازمند سیاست هستهای جدیدی است؛ سیاستی که میتوان آن را بر پایه نظر و خواست مردم کشورمان بنیان نهاد. هر چند که مردم، با حرکتهای اخیر خود بر این امر صحه گذاشتهاند که جمهوری اسلامی ایران نباید از حق خود در داشتن فناوری صلحآمیز هستهای کوتاه بیاید.
3ـ با توجه به این که روسیه همچنان بر طرح خود تاکید دارد، لااقل برای برونرفت از بنبست فعلی بررسی جدی این طرح در کوتاه مدت و نه بلندمدت بیفایده نیست. خصوصا این که میتوان در عوض پذیرش این طرح تضمینهای بیشتری چه از روسیه و چه از اروپاییها دریافت کرد. نیروگاه بوشهر هنوز کامل نشده و به ناچار به کمک روسیه نیاز داریم. فقط این همسایه راهبردی میتواند کشور را در گامهای بعدی یاری کند.