کریم ارغندهپور
1ـ تحلیل و ارزیابی فضای انتخاباتی:
در این انتخابات اگر چه غالب سلیقهها کمابیش نامزد مورد نظر خود را در میان نامزدهای 8 گانه یافتهاند ولی شواهد نشان میدهد که فضای رقابت تنها در سطوحی از جامعه محدود شده و به متن آن راه نیافته است. پوستر بر در و دیوار خیابانها و برنامههای تبلیغی در رسانهها اگر چه وجود دارند ولی به دلیل سردی فوقالعاده فضای جامعه در ماههای قبل از انتخابات، خصوصاً نحوه برگزاری انتخابات مجلس هفتم، گرمای تبلیغات نامزدها نتوانسته بر حالتهای منجمد در بخشهایی از جامعه تأثیر لازم را بگذارد و آنها را به مشارکت فرا خواند. در نتیجه مهمترین مسأله فعلی را میتوان عدم مشارکت ندانست و به همین ترتیب باید در روزهای باقیمانده برای آن راهکارهایی یافت. در عین حال تصور نمیکنم که با همه همتی که جمع شود مشارکت از رقم 60 درصد فراتر رود که دستیابی به همین رقم را نیز باید یک تحول بزرگ دانست.
به نظر میرسد در روزهای باقیمانده 3- 2 نفر از نامزدها مثل محسن رضایی و احمدینژاد به نفع متحدانشان کنارهگیری کنند. کنارهگیری مهر علیزاده نیز محتمل است. این کنارهگیریها در لحظات پایانی بازی به منزله آن است که اولاً این نامزدها از فضای انتخابات و امکاناتی که برای تبلیغات آنها ایجاد کرده استفاده کردهاند و از سوی دیگر از تضمین گرفتن برای جایگاهی مناسب در دولت آینده نیز بیبهره نماندهاند.
نگاهی کلی به فضای تبلیغاتی، عدم عادلانه بودن آن را به وضوح نمایان میسازد. هزینه چنین تبلیغاتی از کجا تأمین میشود. نامزد جوانی که در طول زندگی خود همواره کارمند دولت یا افسر نظام بوده، چنین هزینهای را طبعاً شخصاً نمیپردازد. در این صورت هویت تأمینکنندگان مالی حجم عظیم تبلیغات این نامزدها سؤالی است که هیچگاه پاسخی نمییابد. سؤال دیگر خصوصاً در این دوره از انتخابات، نمایشی شدن نحوه تبلیغات و محتوای آن است. نامزدهایی که برخلاف پیشینه و نوع تفکرشان به تبلیغات نمایشی روی آوردهاند اگر چه در روزهای تبلیغات این انتخابات ممکن است بخشهای کوچکی از افکار عمومی را فریب دهند ولی تصویر ناصادقانهای که از آنها در جامعه باقی میماند که در آینده برای خود آنها و یارانشان مشکلساز خواهد شد. بالاترین افتخار برای یک نامزد انتخاباتی فارغ از برد و باخت این است که مردم او را «صادق» بیابند و بدترین حالت وقتی است که از فردی، در میان مردم یک تصویر «عدم صداقت» بر جای بماند.
نکته دیگر این است که کانون توجه اصلی همه نامزدهای موجود بر مسائل داخلی کشور است و بر همین اساس رویکرد تبلیغاتی آنها نیز تنها در داخل مرزها را هدف گرفته در حالی که تنها هاشمی رفسنجانی از این نظر تبلیغات متفاوتی داشته است. این به نظر من یک نقطه ضعف برای دیگر نامزدهای مطرح محسوب میشود. رویکرد تبلیغاتی داخلی سبب شده که اصولاً مسأله انتخابات ریاست جمهوری، توجهی را در بیرون از مرزهای کشور بر نیانگیزد که این در سردی فضای داخل هم طبعاً تاثیر میگذارد.
2ـ آرایش احزاب و گروهها:
میتوان با قاطعیت ادعا کرد که پراکندگی 8گانه نامزدها به معنای نمایندگی سلیقههای متعدد نیست. در واقع در این انتخابات 3 جریان اصلی با هم به رقابت میپردازند 1ـ اصلاحطلبان پیشرو 2ـ محافظهکاران عملگرا 3ـ طیف رادیکال شبهنظامی یا نظامی. در این میان اصلاحطلبان پیشرو در واقع برآمده از طیفی با محوریت حزب مشارکت و سپس مجاهدین انقلاب و اخیراً نیروهای ملی ـ مذهبی، روشنفکران دینی و بسیاری از نویسندگان و روزنامهنگاران و نیز فعالان در اقوام و اقلیتهاست. همانطور که مشاهده میشود پراکندگی این طیف بسیار گسترده است در عین حال تاکنون توانستهاند بر سر مشترکاتی مثل «دموکراسیخواهی» و «حقوق بشر» به توافق جمعی دست یابند. نامزد این طیف دکتر معین است. البته نکات فوق به منزله نادیده گرفتن حضور جناب کروبی در انتخابات نیست ولی از آنجا که او تنها بخش محدودی از اصلاحطلبان سنتی را نمایندگی میکند و در نظرسنجیها نیز گفتمان او نتوانسته توجه لازم را جلب کند در نتیجه بعید است که در نتیجه انتخابات نیز تاثیری ایجاد کند.
نامزد محافظهکاران عملگرا هاشمی رفسنجانی است. هم اکنون کارگزاران که شامل نزدیکان آقای هاشمی و بخشی از همکاران سابق ایشان هستند ـ روحانیت سنتی، سرمایهداران تجاری و صنعتی، مدیران تکنوکرات ـ که هویت خود را در امکان ادامه حضورشان در مدیریت میانی و یا حتی کلان مییابند ـ از آقای هاشمی رفسنجانی حمایت میکنند. اگر چه در مورد اصلاحطلبان پیشرو، محوریت بر برنامه و جمعی است که دکتر معین قرار است آنها را نمایندگی کند ولی در مورد محافظهکاران عملگرا همه اتکا بر شخص آقای هاشمی است در نتیجه همه حامیان در ذیل سایه چتر ایشان قرار میگیرند. نماینده جریان آخر نیز قالیباف است. طیف حامیان قالیباف از جمعیت ایثارگران را شامل میشود و تا برخی نظامیان و جریانات رادیکال ضد هاشمی را در بر میگیرد. گفتمان قالیباف و نحوه تبلیغات او اگر چه سعی شده تا حد امکان لطیف و رنگارنگ باشد ولی نگاهی به همین طیف حامیان او آشکار نشان میدهد که او قرار است چه سلیقههایی را نمایندگی کند. از نکات جالب در این انتخابات این است که جریان حزبالله یا گروههایی که سابق بر این متحد یکدیگر بودند و حول قرائت خاصی از گفتمان «ولایت» با روشهای خارج از قاعده بازی و بعضاَ خشونتآفرین ظاهری میشدند حالا انشعاباتی را در درون خود آشکار میسازند این پارهپاره شدن گواهی از آن است که آنها حتی در درون جریان خود نیز تحمل لازم را برای عقاید تا حدودی متفاوت ندارند و به دلیل تعصبورزی، استعداد بخش بر 2 شدن در آنها فوقالعاده بالاست. جریان حزبالله سابق حالا در این انتخابات 4 نامزد رسمی دارد که هر یک پارهای جدا شده از جریان اولیه را آشکار میسازند.