تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۹  ، 
کد خبر : ۵۲۹۴۳

نقش روحانیت در نهضت‌های قرن اخیر


سیدوحید کمالیان‌تبریزی
همه محققان به این نکته اعتراف دارند که اصلی‌ترین نقش را در انقلاب‌ها و نهضت‌ها رهبران بر عهده دارند. رهبر سهم انکار‌ناپذیری در رقم زدن سرنوشت نهضت‌ها و انقلاب‌های بشری داشته‌اند. از این رو بررسی افکار و اندیشه‌های رهبران و نحوه عملکرد آنها در هدایت مردم به سمت اهداف نهضت به ما در شناخت ماهیت نهضت‌ها و انقلاب‌ها کمک زیادی خواهد کرد. برجسته‌ترین حرکت‌هایی که در قرن اخیر در ایران می‌توانیم به آنها اشاره کنیم، عبارتند از نهضت مشروطیت، نهضت ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی ایران. در این تحقیق مختصر، تنها به بررسی نقش رهبران روحانی در این نهضت‌ها و بررسی تلاش‌هایی نظری و علمی آنها در هدایت این جریان‌‌ها پرداخته خواهد شد.
تفاوت انقلاب و نهضت
نهضت در لغت به معنای برخاستن، قیام کردن، جنبش و حرکت به کار رفته است. در حالی که انقلاب به معنای دگرگون شدن، برگشتن، تغییر و تحول کامل از چیزی، یا به معنی یک چرخش دورانی می‌باشد. البته در نظر داشت که این مفاهیم در بین نظریه‌پردازان معانی یکسانی ندارند. انقلاب تحولی است که از خارج بلوک قدرت مستقر پدید می‌آید، مستلزم میزانی از خشونت است و نه تنها حکام سیاسی را تغییر می‌دهد بلکه دگرگونی‌هایی در رژیم سیاسی، ایدئولوژی و ساخت اجتماعی و اقتصادی به صورتی مستمر به همراه می‌آورد. در حالی که نهضت تحولی است که در آن معمولا عصیان و طغیان علیه نظام موجود برای برقراری نظم و وضعی مطلوب مشاهده نمی‌شود. تفاوت نهضت و انقلاب در این است که تغییرات و دگرگونی‌ها در نهضت آرام، تدریجی و محدود می‌باشد. نهضت‌ با خشونت همراه نمی‌باشد و سیستم سیاسی حاکم را نیز دگرگون نمی‌سازد.
رهبری
اصلی‌ترین نکته در بحث نهضت‌ها و انقلاب‌ها این است که در نهضت‌ها و انقلاب‌ها مردم و رهبر لازم و ملزوم یکدیگر هستند. اگر مردم نباشد رهبر به تنهایی نمی‌تواند کاری از پیش ببرد و اگر رهبر در کار نباشد انقلابی صورت نخواهد گرفت و حرکت در سطح یک شورش باقی خواهد ماند و به راحتی کنترل می‌شود، نتیجه چنین حرکتی هرج و مرج موقتی خواهد بود و بس. پس برای اینکه توده مردم دور یک محور واحد جمع شوند و به شکل سازمانی منسجم درآیند باید رهبری توانا در راس آنها وجود داشته باشد تا آنها را هدایت کند. رهبر به فردی می‌گویند که می‌تواند در دیگران اعمال نفوذ داشته باشد و با گفتار یا کردار خود در دیگران تاثیر گذارد و انگیزه‌ها و تمایلات درونی افراد را در جهت خاصی به حرکت درآورد. به عبارت دیگر، رهبری هدایت و راهنمایی در اجراست به این معنی که پیام نهضت یا حرکت را درونی و نهادینه می‌کند و با تبیین اهداف و ایجاد رابطه بین خود و پیروان، دستیابی به اهداف را در راستای ارزش‌های جامعه تسهیل می‌کند.
نقش‌های رهبر در نهضت
کار اصلی و مهمتر رهبر در نهضت‌ها و انقلاب‌ها این است که مردمی را که ظلم و ستم حکومت برانگیخته شده‌اند طی مراحل زیر هدایت و رهبری کند:
1ـ وضع موجود را تقبیح می‌کند و پایه‌های رژیم مستقر را سست می‌کند. یعنی به مردم می‌فهماند که حکومت، فاسد است و بدین وسیله از آن سلب مشروعیت می‌کند.
2ـ وضع مطلوبی را برای مردم ترسیم می‌کند و به تصویر می‌کشد تا مردم آن را آرمان خود قرار دهند و در حرکت خود به دنبال آن هدف باشند.
3ـ مسیری را مشخص می‌کند و مردم را هدایت می‌کند تا از طریق این مسیر از وضع حاضر به سمت وضعیت مطلوب حرکت کنند.
براساس این سه نکته رهبر سه نقش و وظیفه اساسی به عهده دارد:
الف ـ نقش رهبر به عنوان یک ایدئولوگ
ب ـ نقش رهبر به عنوان بسیج‌کننده و فرمانده مردم
ج ـ نقش رهبر به عنوان مدیر و معمار جامعه بعد از انقلاب
الف ـ رهبر ایدئولوگ
ایدئولوژی نظام ارزشی و عقیدتی خاصی است که توسط گروهی از مردم به عنوان واقعیت یا حقیقت پذیرفته شده است. ایدئولوژی یا مکتب در هر جامعه و کشوری به دو برنامه اساسی افراد جامعه پاسخ می‌دهد: الف ـ تخریب وضعیت موجود، یعنی چرا و چگونه باید وضعیت موجود را تغییر داد. ب ـ سازندگی جامعه، یعنی به جای نظام فعلی چه نظامی را باید جایگزین کرد. رهبر با استفاده از ایدئولوژی حاکم بر جامعه، از حکومت وقت سلب مشروعیت می‌کند و براساس همان ایدئولوژی نظامی جایگزین برای آن ترسیم و به مردم معرفی می‌کند. رهبر ایدئولوگ معمولا به خاطر منطق نهفته در پیامش و حقیقت اندیشه‌اش مورد پذیرش قرار می‌گیرد. پس کارکرد اصلی رهبر ایدئولوگ سست نمودن پایه‌های نظام موجود و ترسیم وضع مطلوب می‌باشد.
ب ـ رهبر بسیج‌کننده
هر انقلاب و نهضت آغاز و انجامی دارد و برای طی این مسیر باید یک فرمانده لایق و توانمندی وجود داشته باشد تا بتواند افراد را سازماندهی کند تا برنامه‌ها از مسیر اصلی خود خارج نشود و انقلاب راه مستقیم خود را طی کند تا به نقطه مطلوب برسد. رهبر بسیج‌گر، نارضایتی مردم از قوه را به فعل و از درون به بیرون منتقل می‌کند. رهبر بسیج‌گر با نطق و بیان غرای خود می‌تواند ایدئولوژی را به زبان ساده برای مردم بیان کند و با استفاده از آن مردم را تحریک کند. رهبر بسیج‌گر تمایلات و ادراکات مردم را به خوبی می‌شناسد و به راحتی می‌تواند افراد را با هم متحد کند و به صحنه بکشاند. در نهضت مشروطه و ملی شدن صنعت نفت روشنفکر برای به صحنه کشاندن مردم به روحانیون نیاز فراوانی داشتند. این روحانیون بودند که بین مردم جایگاهی داشتند و می‌توانستند مردم را به حضور در صحنه قیام تحریک کنند و همچنین هم شد، یعنی روشنفکران به طرف روحانیون گرایش پیدا کردند تا هم‌خواهانی را کسب کنند. پس نقش فوق معمولا در نهضت‌ها برعهده رهبران روحانی می‌باشد.
ج ـ رهبر معمار و سازنده
هنگامی که جامعه‌ای در معرض یک دشمن بیرونی قرار می‌گیرد، احزاب و گروه‌های مختلفی برای رویا‌رویی با آن با هم متحد شوند. هنگامی که نهضت به پیروزی رسید و دشمن بیرونی برطرف شد، اتحاد نیز خدشه‌دار می‌شود چون مساله جامعه عوض شده است و الان بحث در به قدرت رسیدن است و هر حزبی خواستار آن است. وظیفه رهبر در این مرحله، کنترل این انرژی آزاد شده است. او باید جامعه را سر و سامان دهد و از این انرژی‌ها برای بازسازی و ساختن جامعه آرمانی ترسیم شده استفاده کند. پس این نقش رهبر هم نقش مهمی است چون اگر درست هدایت نشود باعث ایجاد بحران جدیدی خواهد شد.
نقش‌هایی که در بالا برای رهبر در نهضت‌ها برشمرده شد ممکن است همگی در یک فرد جمع شود، در این صورت این رهبر ایده‌آل‌ترین و موفق‌ترین نوع رهبر در بین رهبران انقلاب‌ها خواهد بود. نمونه بارز آن امام خمینی (رحمه‌الله علیه) می‌باشد که در ادامه بررسی خواهد شد.
نقش روحانیت در نهضت مشروطه
گفته شد که روحانیت اصلی‌ترین نقش را در به صحنه کشاندن مردم بازی می‌کرد. روحانیت به دلیل ارتباط نزدیکی که با همه مردم داشت، در دل مردم پایگاهی برای خود ایجاد کرده بود و محل رجوع مردم در انواع مسائل بود. از زمان آیت‌الله بروجردی به بعد نفوذ روحانیت در مردم و محبوبیت آن نزد مردم بیشتر شده و این عامل روحانیت را در اوج قدرت نگه می‌داشت. به عبارت دیگر روحانیت صاحب یک نیرو و انرژی ضمنی و نهفته‌ای است که هر وقت می‌خواست می‌توانست با تحریک، آن را در جهت اهداف نهضت به کار بندد، و باعث پیروزی نهضت شود.
در نهضت مشروطه روشنفکران سعی کردند با موافق نشان دادن اصول قانون اسلام و مشروطیت روحانیون را به طرف خود جذب کنند تا بتوانند از قدرت نفوذ آن‌‌ها در بین مردم استفاده کنند.
اعتقاد در روحانیون هم این که با مشروطیت بهتر خواهند توانست احکام اسلام را پیاده کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات