کشتی کشور عراق در مسیر سفری قرار گرفته که همگان امید دارند به دولتی دموکراتیک و با ثبات در سرزمینی یکپارچه ختم شود.
رسیدن یا نرسیدن این کشتی به مقصد هنوز روشن نیست، اما یک چیز قطعی به نظر میرسد: دریا چندان آرام نخواهد بود.
بزرگترین نکته مثبت در چشمانداز آینده عراق، برگزاری موفقیتآمیز انتخابات پارلمانی در این کشور و مشارکت 70 درصدی عراقیها در این رایگیری است.
به باور آمریکاییها انتخابات چوب جادویی سیاست است که میتواند نتایج مطلوبی به بار بیاورد، اما حقیقت این است که انتخابات باید دولت مقتدر به وجود بیاورد. در سال 1982 در کشور السالوادر، واقع در آمریکای مرکزی، انتخاباتی برگزار شد که در مقام اعداد و ارقام موفق مینمود، اما جنگ داخلی در آن کشور تا یک دهه پس از آن انتخابات نیز ادامه یافت. در عراق نیز بازگشت نسبی صلح ده سال طول کشید؛ این مدت شاید در نگاه تاریخی چندان بلند به نظر نرسد، اما به لحاظ تعداد قربانیان میتواند اسفبار باشد. بنابراین میزان مشارکت در عراق اکنون باید به خدمت تشکیل یک دولت کارامد در بیاید؛ فرایندی که ممکن است به دلیل دیدگاههای متفاوت نیروهای سیاسی در عراق به درازا بکشد. پیش از هر چیز باید نتایج رسمی انتخابات اعلام شود، احزاب باید درباره ائتلافهای احتمالی مذاکره کنند، سپس شورای ریاست جمهوری تعیین خواهد شد تا دست آخر نخست وزیر و کابینه او انتخاب شوند.
نتایج انتخابات تا اینجا نشانگر آن است که مردم عراق بر مبنای منافع قومی و گرایشهای مذهبی رای دادهاند. سفیر ایالات متحده در عراق، زلمی خلیلزاد، گفته است: "به نظر میرسد که مردم بیشتر به هویت قومی یا قبیلهای خود رای دادهاند، اما برای کامیابی کشور عراق باید عزم و مشارکتی فرای مسایل قومی به وجود بیاید." در حال حاضر، تسلط با شیعههاست، کردها اقلیتی قدرتمند تشکیل دادهاند، و سکولارها وضعیت چندان خوبی ندارند. در عین حال سنیها همچنان معترضاند. اصلیترین تشکل سنی با نام "جبهه پیمان عراق" گفته است که در انتخابات تقلب شده، و تهدید کرده در صورت عدم برگزاری انتخابات مجدد، مجلس نمایندگان را تحریم خواهد کرد.
اما رایگیری مجددی در کار نخواهد بود و باید نشست و دید که این تهدید تا چه حد به عمل نزدیک میشود.
یک دیپلمات سابق عراق به روزنامه لسآنجلس تایمز گفته است: "ما باید این واقعیت را بپذیریم که یک نیروی قوی گریز از مرکز در عراق وجود دارد که بالقوه میتواند این کشور را از هم بگسلاند." حتی با فرض پیوستن سنیها به مجلس نمایندگان، این امکان وجود دارد که از آن به عنوان جبهه ای جدید برای رویارویی با نیروهای آمریکایی استفاده کنند.
به زبان دیگر میتوان گفت که حضور سنیها در مجلس نمایندگان به معنای پایان شورشها در عراق نخواهد بود.
در سوی دیگر معادلات سیاسی عراق، به باور بریتانیاییها و آمریکاییها، شیعیان باید انعطاف بیشتری از خود نشان داده و سنیها را برای بازنگری دوباره در قانون اساسی به گفتگوی بیشتر دعوت کنند. به جز این، برداشتن گامی در جهت توزیع برابر درآمد نفت حاصل از کشفیات احتمالی آینده، کمک شایانی به آرامش فضای سیاسی عراق خواهد بود. در خصوص برقرای امنیت، کارهای بسیاری باید انجام شود. برنامه این است که عراقیها به تدریج کنترل را در دست بگیرند، اما در مرحله اجرای این برنامه هنوز کاستیهای بسیاری در سازمان پلیس عراق وجود دارد.
اگر این فرآیند تحویل قدرت به خوبی انجام شود، آنگاه بخشی از نیروهای خارجی میتوانند عراق را ترک کنند، اما چنین تحولی را نباید با خروج کامل نیروها اشتباه گرفت. حتی اگر چند هزار سرباز آمریکایی هم عراق را ترک کنند، تعداد کل نیروهای باقی مانده در این کشور همچنان بیشتر از دو سال پیش خواهد بود. سال 2005 سالی دشوار برای کشور عراق بوده است، اما این کشور به شکل قابل تحسینی در برابر بدترین اعمال ابوموصعب الزرقاوی تاب آورده است.
باید دید که آیا با گذشت زمان، این نیروهای مخالف در کشور عراق به حاشیه رانده خواهند شد یا نه. اگر دولت عراق بتواند به مردم این کشور امید بدهد، آنگاه امیدها برای آینده عراق نیز زنده خواهند ماند.