نبیالله ابراهیمی
جمهوری اسلامی ایران در محیط پیرامونی خویش (خلیج فارس، خاورمیانه، قفقاز، آسیای مرکزی و شبه قاره و آناتولی) با سامانهای متناقض که اغلب ناشی از تلاقی علائق و منافع قدرتهای فرامنطقهای و منطقهای است روبهرو است. این موضوع باعث دغدغههای استراتژیک ایران در بحث پرونده هستهای شده است. بینالمللی شدن مناطق مذکور، چندجانبه بودن و ارتباط مستقیم و غیرمستقیم برخی از منابع، تهدید پیرامونی با رقابت و تصادم استراتژیهای ژئوپولتیک قدرتهای فرامنطقهای و منطقهای، علت اصلی تکوین، استمرار، گسترش و فعال شدن برخی از این منابع تهدید است. بعد از حوادث یازدهم سپتامبر و بروز دو جنگ افغانستان و عراق شاهد اولین درون داد آشوبساز نظام بینالملل در هزاره جدید بودیم که ثبات بینالمللی را بر هم زد. همچنین شاهد تغییر گفتمان رایج نظام بینالملل و تغییر متقارن (درون سیستمی) روابط کشورهای منطقه با هم و نامتقارن (برون سیستمی) روابط کشورهای منطقه با ابرقدرت بودهایم، چرا که با تکمیل روند تک قطبی شدن جهان کشورهای فرصتطلب منطقه (خاورمیانه، آسیای جنوبی، قفقاز)، رهیافتهای زیر را برای خویش برگزیدند:
۱ـ کشورها تمایل دارند در زمانی که مشکل امنیتی دارند خود را به قدرت برتر (تک قطب) نزدیک کنند. مانند مشکل ترکیه از ناحیه کردها و پاکستان از ناحیه بلوچها و افراطیون مسلمان و اعراب خلیج فارس از ناحیه شیعیان. ۲ـ کشورهای منطقهای در یک نظام تک قطبی تنها دارای یک رویکرد هستند بدین معنا که در صورت نیاز به تضمین امنیت خویش از سوی ابرقدرتها ناچارند به تک قطب روآورند. ۳ـ کشورها برای حفظ موقعیت خویش برای نزدیکی به تک قطب به شدت سختکوش هستند. ۴ـ کشور تک قطب نیز به شکل قوی تری در نقش دستورالعملهای بینالمللی دخالت دارد. این پارامترها نشان میدهد که کشورهایی همانند ترکیه و پاکستان و اعراب جنوبی خلیج فارس برای منافع عالیه خویش و در استحاله قراردادن ایران و کاهش قدرت منطقهای کشور و همچنین در وضعیت قراردادن نوعی عدم تعادل از هیچ کوششی فروگذار نخواهند بود.
پرونده هستهای و تشدید تناقضات
با جنجالآفرینی غرب علیه ایران در خصوص برنامههای هستهای ما شاهد سازگاری و سازواری گفتمانهای به اصطلاح صلحخواهانه و خیرخواهانه عربی ـ ترکی و پاکستانی در ابعاد منطقهای با غرب علیه ایران بودهایم. ایستارهای سلبی کشورهای همجوار ایران در قبال روند مذکور نشان داد که امنیت ایران بایستی با ائتلاف با اتحاد برون از منطقه تامین شود، چرا که با فقدان منطقهگرایی در این سامانه منافع ملی کشور فدای رهیافت سلبی منطقهای میشود. اظهارات عبدالرحمان العطیه دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس در خصوص خطر ایران برای منطقه و رفتارهای مشکوک مقامات ترک در این زمینه مهم تلقی میشود.
ترکیه و پاکستان سیاستی همسو
اصولاً سیاست خارجی این دو کشور بر استراتژی تقویت قدرت منطقهای خویش استوار است. این دو کشور هیچگاه ایران قدرتمند را به نفع سیاست و منافع ملی خود نمیدانند. انعقاد قراردادهای نظامی ترکیه با اسرائیل و در محور قرارگرفتن ترکیه و پاکستان در دکترین حاشیهای اسرائیل (که در دهه ۶۰ برای روابط نزدیک با کشورهای غیرعرب منطقه تدوین شده است) این پیام را میرساند که روابط سری اسلامآباد ـ تلآویو و انعقاد قراردادهای نظامی آنکارا با اسرائیل نمیتواند پارادایم اعتماد را در دو محور شرقی ـ غربی ایران بسترسازی کند. ایران در روابط منطقهای خود با پارادایم عدم اطمینان مواجه است. چرخش ۱۸۰ درجهای اسلامآباد در مسئله حمایت از طالبان به حمایت از نابودی آنان توسط آمریکا به علت لغو تحریم واشینگتن علیه اسلام آباد که به دلیل آزمایشهای هستهای ۱۹۹۵ و کودتای ۱۹۹۹ بود و کمک کلوپ پاریس به این کشور سیاست خارجی پاکستان را به خوبی مشخص ساخته است. همچنین ترکیه به دلیل همکاری اطلاعاتی و امنیتی با اسرائیل و آمریکا پاشنه آشیل این دو کشور در شمال عراق و اهرم فشار علیه ایران و روسیه به شمار میآید. تضمین امنیتی کردستان بزرگ از سوی آمریکا به نفع ترکیه میتواند ترکیه را به آمریکا نزدیکتر هم بکند، چرا که قاعده بازی در عراق به وسیله ایران تعریف میشود و تهران میتواند هرگونه فشار را بر آنکارا در فایل سیاست خارجی خود داشته باشد. پس این رهیافت تناقضآمیز همسایگان در قبال ایران نوعی جنگ توازن قدرت به صورتی نامتقارن تعریف میشود.
راهبرد ایران
سیاست خارجی ایران همزمان با بررسی طرح پیشنهادی روسیه برای غنیسازی مشترک اورانیوم و آمادگی مقامات ارشد مذاکرهکننده برای اجلاس مارس ۲۰۰۶ شورای حکام آژانس باید بر نوعی هماهنگسازی و ایستارسازی منطقهای و بینالمللی استوار باشد. در پایان تا زمانی که در راهبرد نوین کشور نوعی پارادایم اتحاد و ائتلاف برای برون از منطقه در میان نباشد تا هزینههای اضافی بازی سلبی منطقهای کاهش نیابد نمیتوان با دولتهای منطقه برای تثبیت رهیافتهای صلحآمیز و پایدار در منطقه به تفاهم رسید، دو پارادایم ایجاد سازوکار مشخص و نهادینه شده برای فعالسازی گفتوگو و مذاکره درباره اختلافات دو یا چندجانبه و دستیابی به تفاهمی برای تامین امنیت منطقهای جز با گفتمانهای ایجابی کلان بینالمللی میسر نخواهد شد.