یکی از پایهها و پارامترهای سازنده امنیت ملی، «وحدت و همدلی» حاکم بر مردم است. اگر افراد یک جامعه یا یک مملکت در مسائل مهم و اساسی مملکت با هم همدل و همجهت باشند و در اختلافات جزیی و سلیقهای نسبت به سلیقه و نظر خود پافشاری نکنند، خود این وحدت و همدلی باعث استقرار و دوام امنیت ملی میشود. امیرمومنان علیع آن گاه که با فتنه خوارج روبهرو شد، فرمود: «همواره همراه بزرگترین جمعیتها باشید که دست خدا با این جمعیت است. از پراکندگی بپرهیزید که انسان تنها و پراکنده بهره شیطان است، همچنان که گوسفند تکرو طعمه گرگ میشود».
همچنین وقتی خلافت از امام دور شد و دیگران بر مسند جانشینی پیامبر تکیه زدند، افرادی بودند که امام را به قیام و گرفتن حق خود دعوت میکردند که برخی از روی دلسوزی و ایمان و برخی دیگر با مطامع سیاسی به دنبال تحریک امام بودند. ابوسفیان که در حکومت ابوبکر میخواست با عنوان حمایت از علیع، فتنه برپا کند، با این پاسخ امام روبهرو شد که فرمود: «امواج دریای فتنه را با کشتیهای نجات بشکافید. از راه خلاف و تفرقه دوری گزینید و نشانههای تفاخر بر یکدیگر را از سر بر زمین نهید».
در جایی دیگر امام ضمن سخنانی با اشاره به توانایی خود در گرفتن حقش تنها دلیل اقدام نکردن برای گرفتن حق خود را جلوگیری از تفرقه مسلمین بیان کرده و میفرماید: «به خدا سوگند اگر بیم تفرقه میان مسلمین و بازگشت کفر و تباهی دین نبود، رفتار ما با آنان طور دیگر بود».
امام علیع در راه ایجاد وحدت مسلمین از حق خلافت خود نیز گذاشتند و 25 سال را در حالی بسختی سپری کردند که به فرموده آن حضرت «پس صبر کردم در حالی که چشمانم را خاشاک و غبار و گلویم را استخوان گرفته بود».
امام علیع در دوران خلافت نیز حفظ وحدت را مهمتر از اقدامات نظامی دانسته و در برخورد با بیعتشکنان جمل و خوارج نهروان و سپاهیان شام و معاویه پیش از آن که اقدام به جنگ کند، تمام تلاش خود را به کار بست تا از جنگ و خونریزی میان مسلمانان جلوگیری شود و در همه جنگها نیز پس از آن که مجبور به جنگ شد یارانش را فرمان داد که آغازگر جنگ نباشند.
به هر حال از آنجا که وحدت یکی از نخستین فاکتورهای مهم برای ایجاد امنیت است، امام علی نیز همواره بر آن تاکید داشتند و این مهم در گفتار و روش آن حضرت نمایان است.
جهاد و آمادگی دفاعی عمومی
جهاد و آمادگی دفاعی یکی از پایههای ایدئولوژی اسلام و این یکی از رمزهای پیروزی چشمگیر مسلمانان بویژه در صدر اسلام و سدههای نخستین است.
حضرت در سخنانشان، جهاد را از ارکان استقرار امنیت ملی خواند و محرومیت از آن را مایه سیهروزی و ناامنی معرفی کرد.
به عنوان نمونه، آن گاه که به حضرت خبر دادند که عمال معاویه با ستمگری کمنظیر به شهر انبار یورش بردند و مسلمانان در این شهر به دفاع از خود بهپا نخاستند، حضرت در سخنانی به نقش آمادگی دفاعی و جهاد همگانی مسلمانان میپردازد و میگوید: «مردمی که از جهاد روی برگردانند، خداوند لباس ذلت بر تن آنان میپوشاند و بلا به آنان هجوم میآورد، حقیر و ذلیل میشوند، عقل و فهمشان تباه میشود و به خاطر تضییع جهاد حق آنان پایمال میشود و نشانههای ذلت در آنان آشکار میگردد و از عدالت محروم میشوند... به خدا سوگند هر ملتی که در درون خانهاش مورد هجوم دشمن قرار گیرد حتما ذلیل خواهد شد...».
ایمان و تقوای مردمی
ایمان محکم و همراه با تقوای الهی در امنیت ملی نقش بسزایی دارد، چون مسلمان موحد، اولین شعار دینیاش کلمه لاالهالاالله است. مسلمان با این شعار بیان میدارد که سر تسلیم به هیچ فردی فرود نمیآورد، جز برای خداوند واحد عزوجل، تسلیم هیچ قدرتی نمیشود جز قدرت خداوند و از هیچ چیزی نمیترسد، جز از خداوند سبحان، چنانچه امام علیع فرمود: «هر که از خدا بترسد، خدا او را ایمن میگرداند از همه چیز».
مماشات و تسامح و تساهل همه گروهها
در جامعهای که در امور سیاسی کثرت احزاب و اندیشهها وجود دارد و از گروههای سیاسی متعددی برخوردار است، اگر هر یک از این گروهها با دیگران مماشات داشته باشند و از دیدگاههای خویش پافشاریها را بزدایند و تا حدودی با رقیب سیاسی خویش کنار بیایند، خود این کار یکی از پارامترهای مهم در برقراری امنیت ملی به شمار میآید.
این حقیقت را امامع هم در سیره و عمل از خود بروز داده و هم در سخنان خویش. بعد از رحلت رسول گرامی اسلام با آن که حکومت و زمامداری مسلمانان حق مسلم آن حضرت بود، آن گاه که احساس کرد با پافشاری در این حق مسلم امنیت ملی تهدید میشود و دشمنان وسوسه میشوند از اصرار و پافشاری حق خویش خودداری کرد و در برابر پیشنهاد ابوسفیان و عباس مبنی بر بیعت با آن حضرت پاسخ منفی میدهد، چنین میفرماید: «ای مردم، امواج کوهپیکر فتنهها را با کشتیهای نجات درهم بشکنید. از راه اختلاف و پراکندگی کنار آیید. تاج تفاخر و برتری جویی را از سر بنهید. دو کس راه صحیح را پیمودند، آن کس که با داشتن یار و یاور نیروی کافی به پا خاست و پیروز شد و آن کس که با نداشتن نیروی کافی کنارهگیری و مردم را راحت کرد».
امر به معروف و نهی از منکر
2 مسئولیت بزرگ همگانی، امر به معروف و نهی از منکر از پایههای امنیت ملی به شمار میآیند. اگر مردم به این دو وظیفه پایبند باشند و عمل کنند، جامعه روح آرامش و امنیت را به خود میبیند، ازجمله سفارشهای امام علی به فرزندانش، تذکر آنان به امر به معروف و نهی از منکر است.
حضرت خطاب به آنان فرمود: «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید، چون ترک این دو وظیفه موجب میشود که اشرار بر شما مسلط شوند».
اقدامات حضرت امام علیع در اثنای حکومت
اقدامات امنیتی
1- خبرگیری از دشمن: یکی از مهمترین اقدامات اطلاعاتی و امنیتی برای مقابله با دشمنان، آگاه بودن از اقدامات و امکانات آنان است. در زمان خلافت امام علیع همواره افرادی از طرف آن حضرت به صورت مخفیانه برای خبرگیری از دشمن به نقاط مختلف فرستاده میشدند که اخبار دشمن و تصمیمات آنها را برای امام گزارش میکردند.
از باب نمونه امام در نامهای به قثم بن عباس والی مکه چنین نوشتند: «جاسوس من در مغرب (شام) در نامهای به من اطلاع داده که مردمی از اهل شام با دلهای نابینا و گوشهای ناشنوا و دیدههای کور مادرزاد گسیل شدهاند، کسانی که حق را از راه باطل میجویند... پس به آنچه در دست توست (حکومت مکه و حفظ امنیت آن) پایداری کن... و مبادا کاری کنی که به عذرخواهی بیفتی».
2- نظارت بر کارگزاران: یکی از تهدیدهای خطرناک برای هر حکومت، ارتباط دشمن با کارگزاران آن حکومت است. رفع این تهدید، نظارت مستمر و پنهانی بر رفت و آمد و ارتباطات والیان را میخواهد. در این راستا، علی به وسیله نیروهای اطلاعاتی خود ارتباطات احتمالی دشمن با برخی کارگزاران خود را نیز زیرنظر داشته و در مواردی ضروری آنها را از خطراتی که در کمینشان بود آگاه کرده و به آنها هشدار میدادند.
چنانچه امام علیع در نامهای به زیاد خطر معاویه را گوشزد میکنند و میفرمایند: «آگاهی یافتم که معاویه نامهای به تو نوشته، میخواهد دلت را بلغزاند و میخواهد در زیر تو رخنه کند. پس از او برحذر باش، زیرا او شیطانی است که از پس و پیش و راست و چپ شخص میآید تا ناگهان هنگام غفلت عقل او را برباید».
3- حفظ اسرار نظامی: برخی اطلاعات و امکانات هر کشور بویژه امور نظامی آن در هر مقطع زمانی چه جنگ و چه صلح باید از دید عموم حتی ساکنان و کارگزاران آن کشور مخفی بوده و تنها در موقع لزوم از آن آگاه شوند.
همان طور که امیرالمومنین نیز به این نکته توجه داشته و در نامهای خطاب به مرزداران و نیروهای مسلح خود ضمن اشاره به برخی حقوق آنان بر حاکم میفرماید: «بدانید که حق شما بر من این است که هیچ رازی جز اسرار نظامی را از شما پوشیده ندارم».
اقدامات نظامی
1- اقدام پیشگیرانه: یکی از نکات مهم در برخورد با دشمن این است که باید فرصت حمله را از وی گرفت و او را در موضع دفاعی قرار داد. امام نیز به این نکته توجه داشته و همواره تاکید میکردند که پیش از حمله دشمن باید در مقابل او آماده شد و قبل از آن که در خانه غافلگیر دشمن شوند، اقدام به مقابله کرد.
ایشان در جایی ضمن سرزنش کوفیان و یاران خود و اشاره به تقاضاهای مکرر خود از آنان مبنی بر آماده شدن برای جنگ با دشمنان، به این نکته اشاره میکند که اگر جنگ به میان دیار کسانی کشیده شود باعث ذلت و خواری آنها خواهد شد، یعنی اگر کسانی در جنگ و جهاد سستی کنند تا دشمن وارد دیار آنها شود، آنها شکست میخورند و خوار میشوند. در خطبه 27 نهجالبلاغه به این نکته اشاره کرده میفرماید: «آگاه باشید من شما را به جنگیدن (با معاویه) شب و روز، نهان و آشکار دعوت کردم و گفتم پیش از آن که آنها به جنگ شما بیایند شما به جنگشان بروید. سوگند به خدا هرگز با قومی در میان خانه (دیار) ایشان جنگ نشده مگر آن که ذلیل و مغلوب گشتهاند.»
2- گزینش سپاهیان: امام علیع علاوه بر اهتمام ویژه بهوجود سپاهیان، سربازان، رسیدگی به وضعیت آنها و نیز انتخاب فرماندهان شایسته و مهربان نسبت به سربازان را نیز مورد توجه قرار میدادند، چنان که در نامه خود خطاب به مالک اشتر میفرماید: «فرمانده سپاهت را کسی قرار ده که برای خدا و رسول او و برای پیشوایت پندپذیرتر، پاک دلتر و خردمندتر و بردبارترین آنها باشد، از کسانی که دیر به خشم میآید و زود عذر پذیرند و به زیر دستان مهربان بوده و به زورمندان سختگیری و گردن فرازی کنند و از آن که درشتی او را از جای نکند و نرمی او را ننشاند.»
3- توجه به امنیت داخلی پیش از جنگ: نکته دیگری که امام علیع بدان توجه داشتند، آن که پشت سر باید محفوظ بماند و هنگام رویارویی با دشمنان، سرزمینهای داخلی باید در امنیت باشند تا سربازان بدون نگرانی و با آرامش خیال به جنگ با دشمنان بپردازند. وجود خوارج باعث نگرانی سپاهیان و خانواده آنها شده بود و رفتن به جنگ معاویه در حالی که چنین خطری مرکز حکومت علوی را تهدید میکرد، بسیار خطرناک بود. بنابر این لازم بود ابتدا این خطر برطرف شود و امام علی نیز سپاهیان خود را که به قصد رفتن به شام و جنگ با معاویه گرد آمده بودند به سوی خوارج راهنمایی کرد و آنها را از میان برد تا پس از آن به سوی معاویه برود. اگر چه پس از جنگ خوارج دیگر سپاه امام علی آمادگی جنگ پیدا نکرد، اما نکته مهم آن بود که خطر خوارج دفع شود.