مجتبی یحییآبادی - مصلحالدین رضایی
نگرش انسان به آب به فراوانی آن بستگی دارد اگر فراوان باشد از نظر برخی موهبتی الهی تصور میشود که در هر زمان و به هر مقصودی آزادانه میتوان از آن بهرهمند شد و اگر کمیاب بود به کالایی بس ارزشمند مورد توجه عموم تبدیل میشود. حقیقت تلخی که با آن روبرو هستیم، این است که برکات ناشی از آب به یکسان بر جهان ارزانی نگشتهاند و از این رو در بسیاری از نقاط جهان با پدیده خشکسالی روبرو هستیم.
از ابتدای تاریخ، خشکسالی بخشی از واقعیتهای زندگی ما بوده است و بقاء بشریت گواهی است برظرفیت تحملپذیری او در چنین پدیده آب و هوایی. اولین گزارشات مربوط به کوششهای بشر برای مبارزه با خشکسالی در داستان حضرت یوسف در انجیل آمده است که در آن فرعون مصر به یوسف ماموریت داد تا اولین برنامههای مبارزه با خشکسالی را تهیه و اجرا کند.
شاید از خود بپرسیم آیا پیشرفت در زندگی بشر موجب شده تا با پدیده خشکسالی برخوردی متفاوت با یک حادثه غیرمترقبه داشته باشیم؟
شواهد نشان میدهد که کشورها تمایلی برای برنامهریزی جهت مقابله با خشکسالی یا پیشبینی آن نداشتهاند. به نظر میرسد همیشه به جای برخورد پیشگیرانه و برنامهریزی قبلی با خشکسالی اقدام به واکنشهای مقطعی میکنیم.
خشکسالی به دورهای اطلاق میشود که عرصه رطوبت در آن زمان در سطح مشخصی کمتر از حد مورد انتظار شرایط معمول آب و هوایی باشد. بطور کلی خشکسالی از دو بخش تشکیل شده است بخش آب و هوا که منجر به کاهش بارش و آب قابل دسترس میشود و بخش تقاضا برای مصارف آب.
معمولا دولتها در برخورد با پدیده خشکسالی عمده فعالیت خود را در محور و بخش دوم یعنی کاهش تقاضا برای مصرف آب متمرکز میکنند. نکته قابل توجه اینکه قبل از هرگونه برنامهریزی جهت برخورد با خشکسالی باید مشکلات اساسی که مانع اجراء فعالیتهای مورد نظر میگردد را شناسایی کرد.
موانع برنامهریزی کارآمد
اگرچه برنامهریزی دولتها برای مواجه با پدیده خشکسالی میتواند تا حد زیادی موثر باشد، اما قبل از هرگونه برنامهریزی باید مشکلات اساسی که مانع اجرای فعالیتهای موردنظر میگردد، را شناسایی کرد. پنج مانع عمده که باید مورد بررسی قرار گیرند عبارتند از:
1- شفافیتسازی تعریف خشکسالی: برنامهریزان و مدیران مراکز مقابله با سوانح غیرمترقبه براین باورند که تعریف پدیده هایی همچون خشکسالی کاملا شفاف است اما برنامههای لازم جهت کاهش اثرات سوانح طبیعی امری مشکل است زیرا شدت و دوره بازگشت این حوادث ناشناخته است.
از طرفی خشکسالی یک حادثه آنی نیست بلکه نوعی پدیده تدریجی به حساب میآید. بحث درباره برنامهریزی خشکسالی و مدیریت منابع آب تعریفی از اجزاء تشکیل دهنده خشکسالی است. شفاف نبودن تعریف میتواند یک عامل اساسی در اینکه چرا برنامهریزی برای خشکی و مدیریت منابع آب آنچنانکه شایسته است مورد توجه قرار نگیرد.
2- تصادفی بودن خشکسالی: از نظر تاریخی، تا زمانیکه خشکسالی منجر به کمبود شدید آب نشود، توجه دولتها به آن جلب نمیشود. موثرترین مانع برای برنامهریزی کمبود آب حاصل از خشکسالی، تصادفی بودن این پدیده است. خشکسالی به عنوان یک امر مسلم باقی خواهد ماند و فقط دوره و شدت آن نامعلوم است بنابراین عقلانی است که برای کاهش هزینهها و عوارض خشکسالی برنامهریزی مناسب انجام داد.
3- پدیده خشکسالی: مانع دیگر در راه برنامهریزی خشکسالی در ماهیت این پدیده نهفته است. خشکسالی میتواند بهترین سیاستها و برنامهریزیها را غیر عملی سازد مگر آنکه افراد هر جامعه در برخورد با این پدیده به یک اجماع برسند یا اینکه از طرف دولت مجبور به انجام برنامههای موردنظر گردند. افرادی که خشکسالی را تجربه میکنند، دارای اختیارات محدودی برای مقابله با آن هستند و مقابله جمعی توسط تمامی افراد (چه آنها که خشکسالی را تجربه کردهاند و چه آنها که تجربه نکردهاند) بهترین راه حل را ارائه میدهد.
4- هزینهها و عوارض خشکسالی: بی اطلاعی عمومی از ضرر و زیان های خشکسالی یکی دیگر از دلایلی است که علاقهمندی برای برنامهریزی خشکسالی را کاهش میدهد. عموما تصور براین است که میزان ضررهای ناشی از خشکی کمتر از سوانح غیرمترقبه (که معمولا واضحتر و در دوران کوتاهتری اتفاق میافتد) است. در مقام مقایسه، ضررهای خشکسالی در زمان طولانیتری توزیع میشود. زمانی که به ضررهای واقعی خشکسالی پیبرده شود، این ضررها میتواند ضررهای ناشی از حوادث غیرمترقبه راناچیز جلوه دهد. برای مثال در استرالیا بین سالهای 1975-1945 ضررهای خشکسالی چهار برابر ضررهای ناشی از دیگر سوانح طبیعی غیرمترقبه برآورد شد. بعلاوه تمامی هزینههای ناشی از خشکسالی کاملا مشخص و تعریف شده نیست. اثرات اجتماعی خشکسالی و هزینههای مربوط به آن و چگونگی نفوذ اثرات آن در سراسر جامعه و اینکه در نهایت چه کسانی را تحت تاثیر قرار میدهد باید بهتر شناخته شود.
ضررهای غیر مستقیم ناشی از خشکسالی بسیار بیشتر از ضررهای مستقیم آن است اما بدلیل ماهیت پراکندگی و کمرنگی آنها امکان تشخیص و محاسبه آنها مشکل است و اغلب ناشناخته میماند اصولا تصادفی بودن خشکسالی و کاهش سریع علاقهمندی عمومی به مسائل خشکسالی بعد از شروع یک بارش باران و منابع محدود برای برنامهریزی تعیین ضررهای غیرمستقیم حاصله از خشکی را کمتر ضروری میسازد و تا زمانیکه هزینهها و ضررهای پراکنده و کمرنگ خشکسالی تعیین و مشخص نگردند، مسئولین و تصمیمگیرندگان، آگاهی همهجانبهای از ضررهای خشکی نخواهند داشت.
5- ملاحظات سیاسی: لازم است به منظور برخورد صحیح با پدیده خشکسالی و به حداقل رساندن ضررهای آن، هرگونه ملاحظات سیاسی چه در ایجاد سازمانهای وابسته، تعیین مسئولان و مدیران مربوطه، زمان اخطار عمومی، نظارت براجرای برنامههای پیشنهادی و چگونگی هزینه کردن اعتبارات تخصیص یافته، تهیه و تدوین قوانین اضطراری و برآورد صحیح از میزان خسارات مستقیم و غیر مستقیم خشکسالی از بین برود.
راهکارهای برنامهریزی
ارائه دهندگان مدلهای استفاده از آب، پنج فاکتور زیر را موردتاکید قرار دادند که شامل: شناسائی مشخصههای خشکسالی، معرفی حدود اختیارات دولت، چگونگی آگاه ساختن مردم، روشهای کاهش مصرف آب و حفظ درآمد و نظارت برمصرف کنندگان آب است. این عوامل ممکن است در پاسخ به سئوالات زیر بوجود آیند:
خشکسالی چه موقع به وقوع میپیوندد؟، درصورت بروز خشکسالی، چه کسی مسئولیت مدیریت آن را برعهده میگیرد؟، چگونه باید مردم را آگاه ساخت؟ چگونه باید حق آبها را کاهش و میزان مصرف آب را تعدیل دارد؟ و چگونگی اطمینان از کاهش مصرف آب.
نداشتن پاسخ مناسب به هر یک از سئوالات فوق از جدی بودن مدیریت موثر برنامهریزی آب خواهد کاست هر یک از این راهکارها را میتوان مورد بررسی قرار داد.
شناسایی مشخصههای خشکسالی
از آنجاییکه تصمیمگیری در مورد آغاز یا خاتمه شرایط خشکی تاحدی مشکل به نظر میرسد، باید به منظور جلوگیری در اجرای مدیریت منابع آب، از مشخصههای خشکسالی استفاده کرد. هنگامی که این مشخصهها تعیین گردد، مصرفکنندگان آب میتوانند برنامه لازم را تهیه و در مورد سرمایهگذاریهای آینده تصمیمگیری کنند. علایم نشان دهنده خشکسالی باید دقیق و مشخص باشد تا در تصمیمگیری ایجاد ابهام نکند. مشخصههای مختلفی رامیتوان جهت اعلام بروز شرایط خشکی مورد استفاده قرار داد که شامل شاخصهای شدت خشکی (شاخص پالمر)، میزان روانآب در نهرها، دادههای آماری در مورد میزان بارش موردن یاز، درجه شوری آب رودخانهها، پتانسیلی مخرب بعضی آبها بر حیات وحش و ماهیها و وضعیت موجود آبهای زیرزمینی است.
وجود سه نشانه از پنج نشانه خشکی، نشان دهنده سطح خشکی است. نشانگرهای خشکی نباید پیچیده باشند به نحوی که موجب عدم اطمینان در تعیین هر یک از مراحل خشکسالی گردد. برای مثال اگر بارندگی و ذخایر سطحی دو علامت خشکی هستند تصمیم در مورد عملی کردن طرحهای مورد نیاز، در زمانی که بارندگی کمتر از حد معمول و ذخایر آب در حالت معمول هستند، مشکل خواهد بود. هنگامیکه فقط یک منبع آب وجود دشته باشد، وجود یک نشانگر خشکی نیز کافی به نظر میرسد. برای مثال وقتی تنها منبع آب یک شهر، ذخیرههای سطحی است، طرحهای مدیریت منابع آب هنگامی فعال خواهد بود که حجم ذخیره منبع (برحسب درصد فصلهای عادی) از مقدار مشخصی کمتر گردد.
یک معیار لغزنده برای نشان دادن مشخصههای خشکسالی، میتواند بطور نموداری و بصورت ذخیره منبع که با منحنی میزان ذخیره منبع تعیین میگردد، باشد. هنگامی که میزان واقعی ذخایر به مرحله هشدار خشکی میرسد: برنامه کاهش تحویل آب از حوضه به نقاط مختلف اجرا می گردد. زمانی که آبهای زیرزمینی یکی از منابع اصلی عرضه آب باشد، میتوان از علائم خشکی برمبنای آبهای زیرزمینی استفاده کرد.
اغلب برنامههای مدیریت منابع آب، مراحل ترتیب یافته پیشرفت خشکی را با میزان معینی از کاهش مورد نظر هماهنگ کردهاند.
در این میان تعیین یک واحد مسئول دولتی که دارای یک قدرت برنامهریزی برای شرایط خشکسالی باشد، قبل از وقوع خشکسالی یکی از نکات حیاتی جهت مهیا شدن برای مدیریت منابع آب در دوران خشکی است.
به این منظور لازم است واحد تعیین شده فوق از قدرت اجرا و اختیارات لازم جهت اعلام وقوع خشکسالی و تغییر الگوی مصرف آب برخوردار باشد. میزان اختیارات مسئول این واحد نیز باید دقیق و شفاف باشد.
هنگامی که بروز شرایط خشکسالی، مدیریت جدید منابع آب را میطلبد، لازم است فورا مردم را از شرایط جدید آگاه ساخت. این اخطار باید شامل اطلاعات لازم برای کاهش مصرف آب، زمان اجرای آن و قابلیت و راهکارهای لازم باشد. چگونگی اعلام حالت خشکسالی به مردم باید براساس وضعیت محلی بوده و مسائل اقتصادی نیز در آن مدنظر قرار گیرد.
کاهش مصرف آب و حفظ ساختار اقتصادی
وجود یک سیستم تعیین اولویتهای مصرف آب قبل از وقوع خشکسالی ضروری است به نحوی که هر یک از مصرفکنندگان آب قبل از بروز خشکی از برنامههای محدودسازی مصرف آب مطلع گردند.
همچنین اگر ادارات، صنایع و بنگاههای تجاری، قبل از بروز خشکسالی از برنامههای کاهش مصرف آب آگاه باشند، میتوانند برنامههای اضطراری خود را برای کاهش مصرف آب تنظیم و تدوین کنند. بدون شک کاهش مصرف آب، کاهش درآمد عرضهکنندگان آب را بدنبال دارد. این کاهش درآمد در زمانی به وقوع میپیوندد که هزینههای مقابله با خشکسالی به بیشترین میزان خود میرسد.
چگونگی نظارت بر مصرفکنندگان
تجربه نشان داده که کاهش بیش از 25-20 درصد میزان آب را نمیتوان با درخواست داوطلبانه به دست آورد. به نظر نمیرسد که نوعی توافق همگانی در مورد اینکه مقررات قانونی صرفهجویی آب یا افزایش آب بها و عوارض خشکسالی راههای موثرتری برای کاهش مصرف آب نسبت به آنچه از طریق صرفهجویی داوطلبانه حاصل میگردد، باشند. از طرفی تفویض اختیارات لازم به ماموران و مسئولان دولتی جهت نظارت برحسن اجرای برنامههای ویژه خشکسالی، ضروری است.