تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۴:۳۰  ، 
کد خبر : ۵۲۹۹۲

توسعه درگرو نوآورى

بهزاد مشهدى کردى، عضو هیأت علمى دانشگاه مقدمه: امروزه تحولات روزافزون فضاى کسب و کار، دگرگونى سریع بازارها و افزایش رقابت پذیرى سبب شده است تا بیش از گذشته نقش نوآورى در فرایند رشد و توسعه اقتصادى کشورها اهمیت یابد. تدوین راهبردها، سیاست ها و برنامه هاى لازم براى بروز، پرورش و توسعه نوآورى در کشورهاى پیشرفته و اقتصادهاى روبه رشد بویژه در دهه هاى اخیر حاکى از همین نقش روزافزون نوآورى در فرایند توسعه اقتصادى است.

در کشور ما که با مسائل و نارسایى هاى مهمى نظیر، ترکیب جمعیتى جوان، نرخ بالاى بیکارى، سهم رو به افزایش زنان در عرضه نیروى کار، تورم، بهره ورى پائین، تداوم رشد کند درآمد سرانه و عدم تحرک و رشد اقتصادى کافى مواجه است، تاکنون برنامه ریزى و بستر سازى مناسبى براى توسعه نوآورى صورت نپذیرفته است. این در حالى است که بروز و ظهور نوآورى و نیز پرورش و توسعه آن براى رشد و توسعه کشور از اهمیت و ضرورت حیاتى برخوردار مى باشد. به این اعتبار، این نوشتار تلاش دارد که توجه به نوآورى و اهمیت بستر سازى و برنامه ریزى لازم براى بروز، پرورش و توسعه نوآورى در فرایند رشد و توسعه اقتصادى کشور را مطرح نماید. بنابراین در این نوشتار ابتدا به مفهوم نوآورى پرداخته مى شود و پس از آن در بخش دوم فرایند نوآورى و عوامل مؤثر در موفقیت آن مورد بررسى قرار مى گیرد. در بخش سوم به انواع نوآورى پرداخته شده و بخش چهارم نیز به عوامل مناسب سازمانى براى ایجاد و پرورش نوآورى اختصاص دارد و بالاخره بخش پنجم به نهادینه کردن نوآورى در سطح ملى از طریق «نظام ملى نوآورى» پرداخته است.
 مفهوم نوآورى
نوآورى که بیانگر مفهومى «نو» است و داراى ابعاد گوناگون فنى، اقتصادى، جامعه شناسى و روانشناسى است، از جمله واژه هایى است که تعاریف متعددى براى آن ارائه شده است.
«کانتر» نوآورى را فرایند گردآورى هر نوع ایده جدید و مفید براى حل مسأله مى داند و معتقد است که نوآورى شامل شکل گرفتن ایده، پذیرش و اجراى آن است.
از نظر «یان کوک و پل مایز» نوآورى به پدیده اى اطلاق مى شود که طى آن کاربردهاى گوناگون پدیده کشف و شناسایى مى شود. «کوک و مایز» معتقدند که جوهره نوآورى به روز بودن و توان همراهى با پیشرفت تکنولوژیک است بطوریکه تداوم و توسعه تولید را آن گاه که شروع شد، تضمین مى کند. «کوئین» نوآورى را نخستین تحویل و تبدیل یک ایده به عمل تعریف مى کند. «دایرة المعارف رفتار سازمانى» نوآورى را خلق و به کارگیرى ایده هاى جدید تعریف کرده است.
در «مدیریت تکنولوژى» نوآورى به ایده هاى جدید در فرایند ها، محصولات، تکنیک ها و روش ها اطلاق مى گردد.
در تعاریف دیگر، نوآورى معرفى روش هاى جدید اجتماعى و نهادى براى سازماندهى و مدیریت متناسب با راه هاى جدید انجام فعالیت هاى اقتصادى و معرفى کاربرد چیزى جدید در کالا یا خدمات یا روش ها بیان شده است. «شومپیتر» نوآورى را به منزله استقرار کارکردهاى نو در تولید مى داند. وى در کتاب «نظریه توسعه اقتصادى» خود با تفاوت قائل شدن بین اختراع و نوآورى معتقد است که فرایند نوآورى و ابداع مرحله کاربرد اختراع مى باشد و نه تنها به اندازه خود اخــــتراع داراى اهمیت است بلکه نیاز به جسارت و مخاطره پذیرى نیز دارد. در واقع مخترع چگونگى فنى و علمى عقاید نو را ارائه مى دهد و توانایى رهبرى اقتصادى براى معرفى عقاید نو و روش هاى نو را به بازار ندارد در حالیکه نوآور به کاربرد تجارى و اقتصادى عقاید نو مى پردازد و وظیفه اصلى آن ارائه عقاید و روش هاى نو براى محصول و تولید است. لذا در غیاب این افراد که استعدادهاى نوآورى، ابتکار پیگیرى فرصت هاى جدید، توانایى سازماندهى و نیز انگیزه استفاده از ابداعات را دارند، توسعه اقتصادى تحقق نمى یابد.
بنابراین «شومپیتر» مهمترین عامل توسعه اقتصادى را نوآورى معــرفى مى کند و معتقد است که نوآوران با خصــوصیات و ویژگیهایى نظــیر ریسـک پذیرى، انعطاف پذیرى، تفکر راه بردى، دور اندیشى، نیاز به کسب موفقیت، حس برترى جویى، ثبات ناپذیرى، قدرت خلاقیت زیاد و توانایى استفاده از فرصت ها، و با معرفى کالاهاى جدید، شیوه نوین تولید، بازارهاى جدید، منابع و مواد اولیه تازه، و سازمان و تشکیلات جدید زمینه ایجاد جامعه اى نو و توسعه یافته را فراهم مى آورند.
 فرایند نوآورى و عوامل مؤثر در موفقیت آن
فرایند نوآورى مجموعه فعالیت هاى پیچیده، به هم پیوسته و مرتبط با یکدیگر است که ایده و دانش را به محصولات و خدمات مناسب و داراى اثرات اجتماعى، اقتصادى تبدیل مى کند. صرف نظر از ماهیت نوآورى در محصول یا خدمات یا سیستم ها، اجزاى اصلى فرایند در همه موارد یکسان است ولى طبیعت کسب و کار سازمان مى تواند فنون پیاده سازى و اجراى آن را تغییر دهد. در نگاهى ساده تر فرایند یا مراحل نوآورى را مى توان به پنج مرحله تفکیک نمود.
یکم: تشخیص نیاز، نیاز به تغییر وقتى بوجود مى آید که افراد از عملکرد موجود ناراضى باشند و مشکلى را بین عملکرد واقعى و عملکرد مطلوب حس نمایند.
دوم: شکل دادن ایده هاى نو، ایده نو که مى تواند یک محصول جدید یا فناورى جدید و یا یک تکنیک جدید براى اداره کارکنان باشد، در قالب یک مدل یا برنامه ارائه مى شود.
سوم: ارائه طرح، ارائه طرح همراه با مستنداتى براى تأیید آن ایده نو است که بطور کاملاً شفاف و عملیاتى مطرح مى شود و از طرفى نیز چگونگى حل مشکل یا مشکلات فعلى و توسعه عملکرد را مشخص مى سازد. در این مرحله، امکان پذیرى ایده باید مورد بررسى قرار گیرد و وجود بازارهاى بالقوه براى محصولات از طریق تحلیل هاى بازار شناسایى شود.
چهارم: تصمیم گیرى براى قبول تغییر، که نیاز به تأیید رسمى مدیر یا مدیران شرکت دارد.
پنجم: تخصیص منابع، براى به اجرا درآوردن طرح و تغییرات در یک شرکت اختصاص منابع اعم از مادى و انسانى ضرورت پیدا مى کند. منابع (اعتبارات، پرسنل ماهر و مشاوران مجرب) باید قبل از انجام هر اقدامى در دسترس باشند. ارتباط صنعت، واحدهاى دانشگاهى و دولت در تضمین دسترسى به این منابع بسیار مؤثرند. هزینه توسعه نوآورى، تجربه و دانش را مى توان از طریق این مشارکت ها، تقسیم کرد. همچنین اعتـــبارات را مى توان از طـــریق پروژه هاى سرمایه گذارى مؤسسات اعتبار دهنده، همکارى هاى صنعتى و برنامه هاى دولتى به دست آورد.
عامل کلیدى در موفقیت و به کارگیرى و اشاعه نوآورى، مدیریت فرایند نوآورى است. براى این که فرایند نوآورى به صورت موفقیت آمیز و در چارچوب اقدامات متوالى و به هم پیوسته به اجرا درآید، مدیران باید نسبت به این امر اطمینان حاصل کنند که مراحل به صورت پیاپى در سازمان به اجرا درخواهد آمد. اگر در این فرایند نوآورى یکى از مراحل اجرا نشود یا یکى از ارکان وجود نداشته باشد، فرایند نوآورى با شکست مواجه خواهد شد. در این ارتباط، یک مدیر شایسته نباید از چرخه نوآورى غافل شود. در واقع مدیران موفق آنهایى هستند که بر این چرخه تأثیر مى گذارند و طرح برتر یا نوآورى را شکل مى دهند و فرآورده هاى انقلابى به بازار عرضه مى کنند. پذیرا شدن و به کار گرفتن راهبردها، ساختارها، شایستگى ها و فرهنگ ها در خدمت نوآورى از مهمترین نقش هایى است که مدیریت ها باید در رهبرى فرایند نوآورى به عهده گیرند.
عامل مهم دیگرى که مى تواند به موفقیت نوآورى بینجامد، زمان مناسب ارائه نوآورى به بازار و کوتاه کردن فرایند نوآورى از مرحله شکل گیرى ایده تا عرضه به بازار است. تأخیر در این فرایند، باعث مى شود که رقبا به بازار وارد شوند و در نتیجه شهرت و سهم بالایى از بازار را از آن خود کنند.
همچنین، نوآورى هایى که منافع و مزایاى بیشتر، درجه سازگارى بالاتر با نیاز ها و ارزش هاى استفاده کنندگان، و پیچیدگى و دشوارى کمترى در کاربرد داشته باشد و نیز امکان عرضه آزمایشى و مشاهده آثار و عواقب آن از سوى استفاده کنندگان بالقوه وجود داشته باشد، بیشتر و سریعتر از سایر نوآورى ها به کار گرفته مى شوند. در واقع از این نظر مى توان گفت که موفقیت یک نوآورى به درجه و میزان بازار پسندى آن بستگى دارد. باید توجه داشت که اگر چه موفقیت در نوآورى، مزیت رقابتى ایجـــاد مى کند ولى پایدارى آن را تضــــمین نمى کند. شرکتى که با نوآورى محصولى پیشـتازى مى کند، در واقع استاندارد صنعت را تعیین کرده که اگر آن را با نوآورى تدریجى (به تدریج ویژگى هایى به محصول اضافه مى شود و نوع جدیدى از محصول توسعه یافته قبلى ارائه مى شود) و نوآورى در فرایند (تغییر در شیوه تولید محصول یا ارائه خدمات) همراه نکند، نمى تواند موفقیت خود را پایدار کند.
 انواع نوآورى
نوآورى که در واقع تلاش براى تبدیل ایده هاى خلاق به محصول و فرایند است، بطور عمده شامل جنبه هاى کاربردى و عملى مى شود که مى تواند در مقیاس وسیع در جامعه بکار آید و عموم مردم و مصرف کنندگان از آن استفاده نمایند و موجبات بهبود زندگى آنها را فراهم آورد. از این منظر مى توان نوآورى ها را به هشت دسته تقسیم بندى کرد:
یکم: نوآورى بنیادى، که منجر به خلق بازار هاى جدید مى شود. این نوآورى با سرمایه گذارى سنگین و مستمر بر روى مهارت ها و تجهیزات همراه است. پذیرش کند محصول از طرف مصرف کنندگان، هزینه بالا و مخاطره آمیز بودن از ویژگیهاى این نوآورى است.
دوم: نوآورى توسعه کاربرد محصول، این نوآورى در بازار با سرعت بیشترى پذیرفته مى شود و برگشت سرمایه آن نیز سریعتر است. هزینه تحقیق و توسعه نوآورى توسعه کاربرد محصول در مقایسه با نوآورى بنیادى به مراتب کمتر است.
سوم: نوآورى در تجدید ساخت فناورى، در این نوآورى با ترکیب چند فناورى یک محصول کاملاً متفاوت ارائه مى شود که اساساً با توسعه کاربرد هر محصول یا فرمول بندى جدید فرق مى کند. نوآورى در تجدید ساخت فناورى مستلزم وارد کردن مواد یا تجهیزاتى از دیگر حوزه هاى صنعت براى تولید هر محصول جدید مى باشد.
چهارم: نوآورى در تجدید فرمول سازى، نوآورى در تجدید فرمول سازى شامل تغییر در ساختار محصول فعلى بدون تغییر در اجزاى آن است که مى تواند سبب دوام و کارآیى بالاتر آن محصول گردد.
پنجم: نوآورى در فرایند، نوآورى در فرایند تولید شامل افزایش سرعت فرایند تولید و افزایش قابلیت انعطاف تولید از یک محصول به محصول دیگر است که سبب ایجاد مزیت هاى رقابتى مى شود.
ششم: نوآورى در طراحى، در این نوآورى کالا با توجه به شرایط بازار و تغییر علایق و سلیقه مصرف کنندگان قابلیت انعطاف و تعدیل داشته و به مــصرف کننده امکان مى دهد که حسب سلیقه و تمایل خود از قابلیت هاى کالا بهره مند گردد.
هفتم: نوآورى در بــسته بندى، این نوآورى که به بــسته بندى بهتر کالا مى انجامد، کیفیت انبار کردن کالا را بهبود مى بخشد و به سلامت محصول و حمل آن کمک مى کند. این ویژگى ها در میزان پذیرش کالا توسط مصرف کننده تأثیر مثبت دارد و عمدتاً باعث تغییر میزان خرید کالا و یا میزان استفاده از آن در یک دوره زمانى و نیز دستیابى بازارهاى جدید براى آن کالا مى شود.
هشتم: نوآورى در ارائه خدمات، نوآورى در ارائه خدمات یک عامل مهم در رقابت بلند مدت براى شرکت محسوب مى شود و مستلزم توسعه تخصص و مهارت کارکنان در معرفى و ارائه فنى و مناسب محصول است. از این رو اکثر شرکت هاى موفق، نمایندگان فروش خود را در بالاترین سطح تکنیکى آموزش مى دهند تا بتوانند محصولات خود را در مطلوب ترین شکل ممکن معرفى کنند. نوآورى در ارائه خدمات با سطح نسبتاً پائین سرمایه گذارى صورت مى پذیرد و برگشت سرمایه آن نیز سریع است. انواع نوآورى را مى توان در قالب سه مدل - فشار تکنولوژى - کشش تقاضا (جذب بازار) - و مدل یکپارچه- ارائه داد. در مدل فشار تکنولوژى که بر فلسفه تولیدگرایى شکل گرفته ابتدا ایده اى جدید در واحد تحقیق و توسعه شرکت خلق و به نمونه محصولى جـــدید تبدیل مى شود و ســپس وارد فرایند تولید مى گردد و پس از آن بازاریابى مى شود. ۸۰ درصد محصولات جدیدى که در نتیجه اجراى مدل فشار تکنولوژى به بازار معرفى شدند با شکست مواجه شدند و فقط ۲۰ درصد آن توانستند موفق از آب درآیند.
مدل کشش تقاضا یا جذب بازار بر اساس فلسفه بازارگرایى شکل گرفت. بر پایه این مدل، تولید کنندگان ابتدا به اهمیت و نقش نیاز ها و خواسته هاى مشتریان پى مى برند و پس از بازاریابى و تحقیقات بازار به طراحى و ساخت محصول دست مى زنند. اگرچه تولید کنندگان هنگام طراحى و ساخت محصول در چارچوب اجراى مدل جذب بازار متـــــوجه برخى کمبود ها و مشکلات آن مى شوند اما ۸۰ درصد محصولات جدیدى که از این مدل پیروى کردند، با موفقیت در بازار جذب شدند.
در مدل یکپارچه که محیط سازمان هاى نوآور بهترین بستر اجراى آن است و کارآفرینان در آن نقش محورى دارند، با توجه به نواقص، واکنش ها، دفاع هاى بازار و مشکلات مربوط به مدل هاى فشار تکنولوژى و کشش تقاضا، نیازهاى بازار تشخیص داده مى شود و سپس ابزار و وسایل مورد نیاز را با نیازهاى بازار هماهنگ مى کنند و در مرحله بعد امکانات مالى، مدیریتى، اندازه سازمان و سایر عوامل را با نیازهاى بازار یکپارچه و سازگار مى کنند. در واقع، کارآفرینان به عنوان عامل کلیدى این مدل باعث یکپارچگى و سازگارى مدل هاى جذب بازار و فشار تکنولوژى مى شوند و به این ترتیب مشکلات و کمبودهاى این دو مدل را همزمان با رفع موانع مالى، ادارى، مدیریتى و ساختارى سازمان برطرف مى کنند.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات