اجلاس مقدماتی برای تشکیل «اتحادیه مدیترانه» با شرکت روسای جمهور سران و نمایندگان 50 کشور جهان در پاریس فرصتهای طلائی برای اجرای سیاستهای فرانسه را به وجود آورده است .
پیش از این برخی کشورهای موثر اتحادیه اروپا و در راس آنها آلمان مخالف تشکیل « اتحادیه مدیترانه » بودند و آنرا حرکتی در جهت تضعیف و به حاشیه راندن «اتحادیه اروپا» ارزیابی می کردند لکن فرانسه با جدیت و فشار روزافزونی توانست این طرح را عملیاتی کند و نخستین اجلاس سران برای تشکیل «اتحادیه مدیترانه » را در پاریس برپا نماید.
اگرچه از ابتکار جدید فرانسه زمان زیادی سپری نشده است ولی از هم اکنون به نظر می رسد این طرح در واقع فرصتی برای عملی ساختن جاه طلبی ها و تکرویهای فرانسه است و البته باچالش های فراوانی نیز مواجه می باشد هر چند کاملا بعید بنظر می رسد در اجرا و تامین اهداف آشکار و نهان پاریس به موفقیتهای چشمگیری دست یابد. چرا که کشورهای دارای نظر مخالف و ممتنع نیز سعی خواهند کرد از اهرمهای فشار در اختیار برای کاستن از شتاب حرکت انحراف یا حتی توقف این طرح بیشترین بهره های ممکن را ببرند.
خوبست بدون هیچگونه پیشداوری به بررسی جنبه های مثبت و منفی این طرح بپردازیم .
1 ـ یکی از مهمترین مسایل مطرح در این مقوله وجود اراده نیرومندی در فرانسه علیه این طرح و علیه دولت راستگرای نیکلا سارکوزی است . همزمان با تشکیل این اجلاس دهها هزار تن از مردم گروههای سیاسی و فعالان محیط زیست با برپائی تظاهرات اعتراض آمیزی مراتب مخالفت جدی خود با سیاستهای دولت سارکوزی را به نمایش گذاشتند و خاطرنشان ساختند که هدف اصلی سارکوزی از تشکیل اتحادیه مدیترانه دستیابی به قراردادهای بیشتر برای فروش تاسیسات هسته ای به سایر کشورها است . البته این ظاهر قضیه است ولی در عمق سیاسی مسئله این نکته نهفته است که سارکوزی راستگرای افراطی که یک مهاجر یهودی زاده است در موقعیت و مقام و منزلتی نیست که بتواند پرچمدار چنین طرح های بزرگی باشد و موقعیت متزلزل سیاسی خود را در پشت این طرحهای بزرگ مخفی کند و بر انزوای سیاسی خود حتی درون فرانسه سرپوش بگذارد. این نکته اشاره به این واقعیت است که طرح ایجاد اتحادیه مدیترانه تازگی ندارد و در سالهای پیش از انتخاب سارکوزی مطرح شده ولی تاکنون فرصتی برای عملیاتی کردن آن پدید نیامده بود و مشخصا سایر کشورهای اروپائی و بویژه آلمان با آن مخالفت می ورزیدند. اما در مقطع کنونی حتی با تغییر موضع کشورهای مخالف تشکیل اتحادیه مدیترانه سارکوزی چهره مناسبی برای پیشبرد و جا انداختن این طرح محسوب نمی شود. این بدان معنی است که حتی در فرانسه هم مخالفتهای جدی و موثری علیه آن به چشم می خورد.
2 ـ ناظران اروپائی نگران تاثیرات منفی ناشی از تشکیل اتحادیه مدیترانه بر سرنوشت اتحادیه اروپا هستند و به دلایل مختلفی معتقدند اتحادیه مدیترانه باعث قطبی شدن اتحادیه اروپا خواهد شد و یکپارچگی نسبی امروز را به جبهه گیری قطب بندی درون اتحادیه مبدل می سازد و حتی به حاشیه راندن تضعیف و انحراف اتحادیه اروپا را به دنبال خواهد داشت .
این استدلال مطرح توجیهات روشنی را بهمراه دارد چرا که مطابق تعریف اتحادیه مدیترانه شامل کشورهای دارای ساحل در دریای مدیترانه می شود که در واقع آندسته از کشورهای اروپائی که از نظر جغرافیائی دارای ساحل در مدیترانه نیستند از قلمرو تصمیم سازیها و اثرگذاریها حذف می کند و از نقش و جایگاه آنها در اتحادیه اروپا نیز می کاهد و آنها را به « کشورهای درجه 2 » درون اتحادیه اروپا تبدیل می کند. مخالفت آلمان و انگلیس با این دیدگاه باعث تجدیدنظر فرانسه در اصل طرح شده و به همین دلیل از این دو کشور و طیف وسیعی از کشورهای دیگری که آنها نیز ساحلی در مدیترانه ندارند برای شرکت در اجلاس اتحادیه مدیترانه دعوت بعمل آمده است .
این بدان معنی است که طرح اولیه پاریس برای شکل گیری اتحادیه مدیترانه به کلی و از اساس دگرگون شده و آنچه قرار است شکل داده شود چیزی فراتر از مدیترانه است و مدیترانه فقط بهانه ای برای تثبیت آن محسوب می گردد. همین امر نخستین دلیل شکنندگی اتحادیه مدیترانه است و یکی از جدی ترین چالشهای پیش روی اتحادیه جدیدالتاسیس خواهد بود.
3 ـ هدف اصلی دعوت از کشورهای نفت خیز عرب برای شرکت در این اجلاس با زیرکی خاصی پنهان نگهداشته شده است . حال آنکه بنظر می رسد که پاریس از تشکیل اتحادیه مدیترانه مقولات استراتژیک و حیاتی اروپا و از جمله « امنیت انرژی » را مدنظر داشته و دارد. اصل تشکیل اتحادیه مدیترانه از این بابت به منزله پاتک عملی برای مقابله با نقش آمریکا در خاورمیانه و تهدیدات استراتژیک محتمل برای تحت الشعاع قرار دادن امنیت انرژی اروپا ارزیابی می شود. کاملا بعید بنظر می رسد که این مسئله از دیدگاه استراتژیست های آمریکا و « ناتو » به دور مانده باشد. این بدان معنی است که اتحادیه مدیترانه به منزله حرکتی برای خنثی کردن آثار و تبعات سیاستهای خاورمیانه ای آمریکا دستکم در مقیاس اروپا تلقی می شود و احتمال می رود با کارشکنی های واشنگتن بطور مستقیم و غیرمستقیم مواجه گردد.
4 ـ با در نظر گرفتن ترکیب مدعوین اجلاس تاسیسی اتحادیه مدیترانه بافت نامتجانس و ناهمگون دولتهای حاضر در اجلاس کاملا آشکار است .
وجود اعراب اسرائیل کشورهای اروپائی اعم از ثروتمند و کمتر برخوردار تضاد این مجموعه را بیش از وجوه مشترک بسیار ضعیفی که در میان آنها می توان پیدا کرد را فهرست می کند. دقیقا به همین دلیل است که به نظر می رسد تلاش برای خارج کردن اسرائیل از انزوای زجردهنده کنونی یکی از اصلی ترین اهداف تشکیل اتحادیه مدیترانه باشد. بویژه آنکه اجرای این طرح را یک مهاجر یهودی زاده اروپائی برعهده گرفته است .
در واقع صهیونیستها را بایستی برنده اصلی این طرح معرفی نمود که درصورت تحقق آن از وجود این اتحادیه بعنوان سرپل ارتباطی با دنیای عرب و دنیای اسلام استفاده می کند و ارتباطات سازمان یافته تری برای رخنه در اتحادیه اروپا به دست می آورد.
از سوی دیگر از همین دیدگاه ابعاد ضربه پذیری اتحادیه اروپا براثر مناقشات ریشه دار اعراب و اسرائیل دوچندان می شود و برمناسبات داخلی اتحادیه اروپا نیز اثرگذار خواهد بود. اسرائیل یقینا سعی خواهد کرد از این فرصتها برای تصاحب بازارهای اروپا و اعراب و حتی سایر کشورهای اسلامی بهره های فراوانی ببرد ولی در عین حال باتوجه به موج مهاجرت منفی در اسرائیل و تزلزل تاریخی در ساختار رژیم صهیونیستی چنین امتیازاتی نمی تواند بر ماهیت اشغالگرانه رژیم صهیونیستی سرپوش بگذارد و احیانا تغییری در معادلات سیاسی منطقه را بهمراه داشته باشد.
این نکته از آن جهت اهمیت دارد که « فلسفه وجودی » و « وجوه اشتراک » چندانی برای نزدیکتر ساختن دیدگاهها و مواضع اعضای اتحادیه مدیترانه به چشم نمی خورد. اگر جمع شدن سران رژیمهای متخاصم در زیر یک سقف می توانست کمکی برای حل و فصل مسائل اختلافی محسوب شود مناقشات اعراب و اسرائیل بایستی سه دهه پیش از این به پایان رسیده بود و حال آنکه ببینیم صهیونیستها هنوز هم به خون اعراب تشنه اند و به هر بهانه ای به جنایات تازه ای متوسل می شوند.
دقیقا بهمین دلیل است که « اتحادیه مدیترانه » را بایستی « جمع اضداد » نامید. از این دیدگاه « اجلاس پاریس » هم از نوع « اجلاس آناپولیس » ارزیابی می شود که صرفا گردهمائی و میهمانی مجللی برای شروع طرحی است که به احتمال زیاد هرگز مطابق اهداف اولیه طراحانش پا نخواهد گرفت و حتی در صورت تشکیل هرگز جدی موثر و پایدار نخواهد بود.