تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۳  ، 
کد خبر : ۵۳۰۰۵

بوش و سیاست خرید زمان در عراق


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
کاخ سفید با صدور بیانیه ای رسمی اعلام کرد که در خصوص تعیین جدول زمانی کلی برای خروج نظامیان آمریکائی از عراق با بغداد به توافق رسیده است . این توافق در جریان مذاکرات تلویزیونی میان بوش و نوری المالکی نخست وزیر عراق به دست آمده است بوش پذیرفته است که نظامیان آمریکائی در سریعترین زمان ممکن از عراق بازگردند ولی خروج آنها بدون هماهنگی و بدون برنامه نباشد.
علی الدباغ سخنگوی دولت مالکی هم ضمن تایید این مطلب خاطرنشان کرده است که توافقات فیمابین بر روی انتقال کامل مسئولیت امنیتی در استانهای باقیمانده به نیروهای عراقی متمرکز است که مقدمه ای برای کاهش تعداد نظامیان اشغالگر و عقب نشینی آنها خواهد بود. افزایش توانمندی ارتش و نیروهای امنیتی عراق و تلاش برای ارتقا سطح امنیتی این کشور سایر محورهای توافقات است . باقیمانده نیروهای آمریکائی صرفا در کارهای آموزشی و مشورتی فعالیت خواهند کرد و حتی حضور آنها نیز موقتی و برای مدت معین خواهد بود. مذاکرات فیمابین برای دستیابی به جزئیات توافق ادامه می یابد و حفظ حاکمیت عراق اولویت مذاکرات محسوب می شود.
کاملا آشکار است که توافقات اخیر بوش ـ مالکی دقیقا مغایر با مواضع کاخ سفید حتی در روزهای اخیر است و بوش از مواضع همیشگی خود مبنی برعدم اعلام و تعیین یک جدول زمانی برای خروج اشغالگران از عراق به شدت عقب نشینی کرده است . اما سئوال اینست که چه عواملی باعث تغییر موضع بوش گردیده و آیا بوش به تعهدات اخیرش پایبند می ماند یا آنکه پذیرش این موضوع یک تاکتیک فریبکارانه برای فریب افکار عمومی در عراق آمریکا و سراسر جهان است؟
ناگفته پیداست که دستیابی به چنین توافقی پیروزی بزرگی برای دولت نوری المالکی محسوب می شود که سرانجام توانسته دیدگاه خود برای تعیین جدول زمانی خروج اشغالگران را به کاخ سفید نیز بقبولاند. اما دلایل محکمی وجود دارد که نشان می دهد عقب نشینی بوش از مواضع گذشته اش یک اقدام تاکتیکی با مصارف انتخاباتی دارد و بعید به نظر می رسد که به منزله تغییر راهبردی در مواضع کاخ سفید و پنتاگون در مورد خروج کامل از عراق باشد.
نباید از نظر دور داشت که مالکی طی روزهای اخیر از پیشنهادات « باراک اوباما » برای خروج نیروهای آمریکائی طی 16 ماه استقبال کرده و مواضع رقیب جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری آینده را ستوده است . بدین ترتیب عقب نشینی تاکتیکی بوش و پذیرش اصولی ضرورت خروج نظامیان آمریکائی از عراق یک « پاتک تبلیغاتی » از جانب نومحافظه کاران تلقی می شود که صرفا جنبه « مصرف داخلی » با اهداف انتخاباتی دارد و کمتر بیانگر دیدگاههای واقعی پنتاگون و ژنرالهای آمریکائی محسوب می شود. این بدان معنی است که شاید این وعده ها محقق نشود و حتی در صورت تحقق نیز صرفا با خروج بخشی از نیروها در حد یک اقدام نمادین محدود گردد و مطابق خواسته های بغداد ادامه نیابد.
مشکل دیگری که دولت بغداد با آن روبرو است اقدامات همزمان اشغالگران برای مسلح کردن اقلیت های قومی گروههای نژادی و حتی سازماندهی گروههای تروریستی و قاچاق سلاحهای مدرن و فوق مدرن برای تجهیز غیرنظامیان و گروههای شورشی در عراق است که عمدتا توسط شرکت باصطلاح امنیتی « بلک واتر » پیگیری می شود. مسئله اینست که سلاحها و تجهیزات تحویلی به اقلیتهای قومی و نژادی عموما از نوعی بوده و هست که حتی ارتش پلیس و نیروهای امنیتی عراق نیز از آن محرومند و برتری امکانات تروریستها و شورشیان بر ارتش و پلیس را باعث شده است .
برخی مقامات دولتی و همچنین گروههای سیاسی و نمایندگان مجلس ملی عراق به عقب نشینی فوری بوش در این زمینه با دیده تردید نگاه می کنند و نگران اقدامات پنهان و آشکار اشغالگران به زیان امنیت ملی عراق هستند.
تلاش دولت مالکی برای آگاهی از ابعاد و جزئیات عملیات تجهیز و سازماندهی تروریستها و شورشیان توسط « بلک واتر » و سایر شرکتهای با ماموریت موازی به جائی نرسیده و دولتمردان و احزاب سیاسی عراق از آن بیم دارند که اشغالگران با اقدامات پنهان خود « نطفه یک کودتا » در آینده را شکل داده باشند. این نگرانیها در اصرار اشغالگران و برخی رژیم های عرب منطقه برای بازگرداندن بعثی ها به قدرت و ارتباطات پنهان و آشکار « زلمای خلیل زاد » و « رایان کراکر » سفرای قبلی و فعلی آمریکا با بعثی ها ریشه دارد و این احتمال جدی را تقویت کرده و می کند که بعثی ها جایگزین اصلی اشغالگران برای اداره آینده عراق باشند.
این در واقع طرح قبلی اشغالگران و رژیم های عرب در خصوص عراق بود که بر « بعث بدون صدام » یا « بعث بدون راس » استوار بوده و اهداف و منافع اشغالگران و رژیم های عرب در عراق و منطقه را جستجو می کند.
علاوه بر این عقب نشینی تاکتیکی بوش پاسخی به انتقادات گزنده و مستمر رهبران کنگره نیز هست . نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان آمریکا اخیرا با بکارگیری جملات کوبنده ای سیاستهای بوش و دستیارانش در جنگ عراق را بزرگترین اشتباه تاریخی آمریکا معرفی کرد. او بوش را به ناتوانی سردرگمی و بیان مواضع تکراری و بیهوده متهم کرد و تصریح نمود که جبران خرابکاریها و آشفتگی های ناشی از اقدامات نومحافظه کاران حتی از کنگره ساخته نیست ولی کنگره سعی دارد نابسامانیهای روزافزون را تا سرحد توانش مهار و برطرف کند. اما موفقیتی در این مقوله و حتی برای تعیین جدول زمانی خروج نظامیان از باتلاق عراق نداشته است .
این عبارات گزنده بویژه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری پیامهای مایوس کننده ای را به رای دهندگان آمریکائی می رساند و اگر آنها را دلسرد نکند دستکم از حمایت جمهوریخواهان جنگ افروز منصرف می سازد که البته مطلوب کاخ سفید نیست . نگرانی جمهوریخواهان از اینست که بحران اقتصادی آمریکا بر اثر سیاستهای جنگی بوش تدریجا ابعاد عظیم تری به خود گرفته و بازارهای مالی و مسکن آمریکا را هم در معرض ورشکستگی و سقوط قرار داده است .
درک ابعاد همین مسائل و مشکلات داخلی آمریکا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نشان می دهد که عقب نشینی بوش و پذیرش اصل ضرورت خروج نظامیان و تعیین جدول زمانی تصمیمی راهبردی برای حل بحران عراق نخواهد بود و فقط حرکتی تبلیغاتی برای « خرید زمان » و دعوت دولت مالکی به صبوری تا پایان انتخابات آمریکا و تعیین سرنوشت کاخ سفید است . این شگرد سیاسی بوش در واقع پاسخی به مالکی در خصوص کنار گذاشتن پیشنهاد آمریکا در مورد توافقنامه امنیتی بغداد ـ واشنگتن نیز هست .
اگر مالکی آن پیشنهاد را کنار می گذارد بوش هم در عین پذیرش جدول زمانی همه چیز را به تعیین سرنوشت انتخابات آمریکا محول می کند. در اینصورت جز خروج جنجالی و تبلیغاتی نظامیانی که دوره ماموریتشان در عراق به پایان رسیده شاید هیچ اتفاق مهم و قابل ذکری در این خصوص رخ ندهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات