تاریخ انتشار : ۲۱ آذر ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۲  ، 
کد خبر : ۵۳۰۲۴
ناگفته‌های فرشاد مومنی از جلسه دیدار با محمود احمدی‌نژاد و هشدار نسبت به اجرای شتابزده طرح تحول اقتصادی؛

مساله این است؛ دولت نیاز به خرج کردن دارد


تردیدی نیست که در چند ساله اخیر چرخ های اقتصاد ایران حتی به قاعده قبل از خودش هم خوب نمی چرخد. مهم ترین علامت ها این است که به قاعده برنامه چهارم قرار بوده مثلادر هر سال X واحد ارز و Y واحد ریال صرف کنیم و از دل این الگوی تخصیص منابع نرخ رشدی را به دست آوریم. آنچه عملااتفاق افتاده این است که خیلی بیشتر از X واحد ارز و خیلی بیشتر از Y واحد ریال را صرف کردیم ولی طی 3 سال گذشته نرخ رشد تولید ملی کاهنده است و با رشد مقرر هم بسی فاصله دارد یا مثلابا وجود اینکه در بی سابقه ترین شرایط وفور درآمدهای نفتی قرار داریم، میزان تشکیل سرمایه ثابت در دو سال اول فعالیت دولت جدید تقریبا نصف چیزی است که در برنامه چهارم در نظر گرفته شده. در همین دوره ملاحظه می کنید علی رغم شرایط وفور درآمدهای نفتی حدود 23 رتبه از نظر وضعیت فضای کسب و کار تنزل پیدا کرده ایم یا از نظر فساد مالی 13 رتبه وضعیت بدتری پیدا کردیم، از نظر تورم هم جزو بدترین کشورها هستیم.
هرکدام از این شرایط حاکی از وضع نابسامان اقتصاد کشور است. اینها به مساله تحریم های آشکار و پنهان گره می خورد. در چنین شرایطی جلسه ای با حضور رئیس جمهور درباره به اصطلاح تحول اقتصادی مطرح شد.
موضوع جلسه به صورت گنگ گفته شده بود، نمی دانستم ما حق صحبت داریم یا نه، جلسه مباحثه است یا پرسش و پاسخ یا فقط سخنرانی های تکراری قرار است بشنویم. از طرفی شرایط خطیر مملکت ایجاب می کرد که از فرصت به دست آمده استفاده کنیم تا ببینیم مسوولان چه فکر می کنند، اما چند دغدغه مهم ترغیب می کردند که در چنین جلسه ای شرکت نکنم. اول اینکه سال گذشته در چنین جلسه ای شرکت کردیم که آقای رئیس جمهور وعده هایی دادند ولی هیچکدام عملی نشد. مثلاوعده دادند آمارها را به روز کنند و در اختیار قرار دهند ولی می دانید آ خرین آمار رسمی منتشر شده هنوز هم در میانه های سال 1387 مربوط به سال 84 است، همچنین علی رغم تقاضاهای مکرر دوستان از جانب رئیس جمهور در زمینه ارائه پاسخ مکتوب دولت به نامه 57 اقتصاددان و قول و قرار صریح ایشان هنوز هم آن کار انجام نشده است.
نکته دومی که شرکت در جلسه را بی مورد نشان می داد این بود که چند روز قبل از این جلسه آقای رئیس جمهور در مصاحبه تلویزیونی شرکت کردند که بر اساس متن پیاده شده اش 7 بار ایشان تکرار کرده بودند که ما همه جوانب را بررسی کرده ایم و حتی تا ریزترین جزئیات اجرایی اش را هم نهایی کرده ایم. من فکر می کردم اگر همه چیز بسته و نهایی شده پس لابد ما را برای زینت المجالس می خواهند و اگر واقعا می خواهند ما در جریان قرار بگیریم راهش این نیست که جلسه بگذارند برای تعداد اندکی. راهش این است که کل اسناد کار شده را منتشر کنند تا ما به شکل سودمندی در خدمت دولت و جامعه باشیم.
نکته سوم اینکه پیش خود می گفتم برای مملکتی که سند چشم انداز و قانون برنامه توسعه دارد و بدنه دولت در سال های پایانی برنامه چهارم، راجع به برنامه بعدی کار می کنند در این شرایط مطرح شدن طرح تحول به چه معناست؟ اگر مبنا حرکت قانونی است باید قانون برنامه را اجرا کنند و هرجا که قانون را ناکافی می دانند باید آن را اصلاح کنند و آن به معنای اصلاح قانون برنامه است نه برنامه تحول اقتصادی و این شاید به معنای رسمیت بخشیدن ما به کاری غیرقانونی است. این دغدغه شدیدتر می شد وقتی می دیدم الان در سال پایانی این دولت هم قرار داریم و از لحاظ منطقی چه معنایی دارد که دولت در سال پایانی تازه طرح تحول ارائه دهد بدون اینکه نسبت این طرح را با مبانی قانونی مشخص کرده باشد و بدون آنکه معلوم باشد چند سال برای هر یک از اجزای آ ن زمان نیاز است و اینکه چه کسی در آینده مسوولیت پیدا می کند برای دولت بعدی هم از پیش برنامه های تحمیلی تدارک ببینند.
نکته دیگر این بود که فکر می کردم ما تورم رسما اعلام شده 25 تا 30 درصدی داریم و این فریاد تمام ملت را به آسمان رسانده، فکر می کردم یکی از مولفه های طرحی که کار شده یعنی بحث نقدی کردن یارانه ها حتی به گفته دست اندرکاران طرح قرار است که جهش های بزرگ قیمتی ایجاد کند.
با خود می گفتم دولت در شعارهای خود ادعای مردم گرایی و عدالت گرایی دارد و اگر ذره ای هم این شعارها بخواهد در عمل درست باشد دولت باید تمام سعی اش را بکند تا تورم لجام گسیخته موجود را مهار کند در حالی که به اسم تحول اقتصادی چیزی به جریان می افتد که خود بانیان امر می گویند جهش قیمت همراه دارد و می دانید که تورم زمینه ساز اکثر فسادهای مالی و عوامل ضدتوسعه ای در یک کشور در حال توسعه است، بنابراین نمی توانستم هضم کنم که دولت کاری کند که تورم از همین سطح فعلی آن هم به صورت جهشی بالاتر رود و برایش این همه تبلیغ هم بکند و عده ای هم با انگیزه های متفاوت هورا بکشند.
نکته دیگر قابل تامل این بود که در ادبیات اقتصاد سیاسی سال های آستانه انتخابات را سیکل سیاسی می گویند و در این مورد حتی در کشورهایی با سطوح بالای توسعه سیاسی هم از نظر رفتار اقتصادی، رفتارها تا حدودی غیرعادی می شود چه رسد به کشور در حال توسعه ای که با تورم ساختاری چند دهه است انس دارد و با هر مقیاسی شکاف بین روندهای نقدینگی و تولید را مشاهده می کنید و هیولای خفته ای را می بینید که منتظر کوچک ترین اشتباهی از سیاستگذاران است تا به بحران تبدیل شود. من فکر می کردم چرا باید در جلسه ای شرکت کنم که در آستانه یک سیکل سیاسی مهم برقرار می شود و ادعایی را مطرح می کند که نسبتی با موازین استاندارد برنامه ریزی اقتصادی ندارد و چشم اندازی چنین خطرناک را نیز به نمایش می گذارد.
نکته بعدی اینکه در اولین جلسه سال جدید در مثسسه مطالعات دین و اقتصاد هر سال بحثی را ارائه می دهم تحت عنوان چشم انداز اقتصاد ایران در آن سال. امسال هم بحثی را در مورد سال 87 ارائه دادم و به قاعده وضع ناهنجار بودجه 87 و به اعتبار حجم عظیم کسری های آشکار و پنهان سال 87 پیش بینی کرده بودم چون این کسری ها گره خورده با سال انتخابات و دولت ناگزیر باید خیلی هزینه کند؛ هزینه هایی که چندان ربطی به اهداف چشم انداز و توسعه ندارد، پیش بینی کرده بودم بعید است در این یک سال دولت در عمل و نه در شعار حرکت به سمت متغیرهایی را که بازدهی اش در بلندمدت اتفاق می افتد محور کارهایش قرار دهد و به قاعده مالوف ناگزیر به سمت متغیرهای واکنش سریع خواهد رفت که در اقتصاد سیاسی متغیرهای اسمی گفته می شوند وقتی در شرایط کسری آشکار و پنهان عظیم قرار دارد ناگزیر به سمت پدیده شوک درمانی می رود. مهم ترین مشخصه شوک درمانی هم این است که آثار مالی آن شوک در کوتاه مدت ظاهر می شود و آثارش در بخش حقیقی با وقفه زمانی ظاهر می شود، بنابراین همیشه در کشورهای توسعه نیافته این امکان وجود دارد که در آستانه سیکل سیاسی قیمت های کلیدی را دستکاری کنند. من در آن بحث حتی گزینه های مختلف محتملی که دولت به سمت دستکاری قیمت های کلیدی خواهد رفت را معرفی کرده و نشان دادم بنا به دلایلی برای دولت فقط یک قیمت کلیدی باقی مانده و آ ن حامل های انرژی است و اعلام خطر کرده بودم اگر چنین اتفاقی بیفتد به اعتبار مجموعه عناصری که تحت عنوان وضعیت خطیر کشور نام بردم ما را در وضعیت بسیار غیرعادی تری قرار خواهد داد. بنابراین، اگرچه ذیل عنوان تحول اقتصادی مسائل زیادی نوشته شده بود تردیدی نداشته و ندارم که اگر قرار باشد عنصری از عناصر هفتگانه در سال جاری در دستور کار قرار بگیرد قطعا دستکاری حامل های انرژی خواهد بود و بخش های مهمی از عناصر ادعایی برنامه به اصطلاح تحول در حد زینت گفتارها و نوشتارها باقی خواهد ماند. حالااین مساله تحت عنوان هرچه باشد مساله اصلی قطعا آنچه اعلام می شود، نخواهد بود. مساله اصلی این است که دولت احتیاج به خرج کردن دارد. در سال انتخابات و از راه های عادی هم نمی تواند این نیاز را رفع کند مثل رشد معنی دار تولید و کسب مالیات یا ارتقای بهره وری، بنابراین می رود به سمت شوک درمانی. در آن جلسه گفتم احتمال اینکه دولت این گزینه را انتخاب کند از این زاویه بیشتر می شود که در ماه های پایانی سال گذشته یکی از کسانی که جزو زیرمجموعه رقیب سیاسی رئیس جمهور حساب می شود نامه سرگشاده ای به رئیس جمهور نوشته بود و او هم به سبک خاص خود توصیه شوک درمانی کرده بود منتها گفته بود در این زمینه ها منابع را هزینه کنید. حالااینها ایده را عمل کرده و حریف سیاسی را هم خلع سلاح می کنند و در عین حال می گویند نظر ما این است که در آن زمینه ها هزینه شود.
مساله دیگر اینکه دولت طی یکی دو ماه گذشته، تمایل غیرمتعارفی نشان داده بود که استفاده همراه با گشاده دستی از منابع حساب ذخیره ارزی کند. در همین ماه های اولیه سال جاری بحث کسری های چند هزار میلیارد تومانی فقط در آموزش و پرورش بود که گوشه کوچکی از کسری های پنهان بودجه 87 را نشان می داد یا به عنوان مبارزه با خشکسالی منابع زیادی را آزاد کرد. این تمایل فراوان دولت نشان می دهد هر عنوانی اعلام شود آ نچه فوریت دارد اشتهای سیری ناپذیر دولت برای هزینه کردن است. می دانید در این شرایط مهار کردن این اشتها به چه ظرفیت های نهادی بزرگی نیاز دارد و از طرف دیگر، اگر کوچک ترین سهل انگاری وجود داشته باشد اقتصاد ملی در معرض چه مخاطره های حساسی قرار می گیرد. در چنین فضایی که این مسائل را تحلیل می کردم آنچه می شد نتیجه گرفت نیاز شدید دولت بود به منابع. اگر هر شعار دیگری هم داده شود این نیاز و اشتها مثل سد عظیمی است که جلوی کارهای مثبت احتمالی در نظر سیاستمداران را خواهد گرفت.
اما آنچه باعث شد از همه آن دغدغه ها صرف نظر کنم این بود که اگر شرکت در چنین جلسه ای فقط کمک کند فضای ذهنی دوستان را بهتر شناسایی کنم حداقل این فرصت را دارم به اندازه توانایی خودم در چارچوب این فضای ذهنی فعالیت های کارشناسی و مسوولیت های اجتماعی - اسلامی خودم را جدی تر دنبال کنم، بنابراین علی رغم این فضا مصمم به شرکت در جلسه شدم. اعلام برنامه جلسه حاکی از این بود که رئیس جمهور ابتدا خوش آمد می گوید سپس مسوول ستاد تحول اقتصادی کارهایی که تا حالاکرده اند و توجیه کننده این طرح است را مطرح و بعد دوستان می توانند نکات مورد نظرشان را بیان کنند.
همین طور شد یعنی آقای رئیس جمهور خوش آمد گفت و بعد مسوول تحول اقتصادی گزارش اش را ا علام کرد و محتوای این گزارش دقیقا نقطه مقابل صحبت هایی بود که آقای رئیس جمهور در مصاحبه تلویزیونی گفته بود مبنی بر اینکه کار کارشناسی کامل و دقیقی صورت پذیرفته است.
آنچه برای ما اعلام شد فوق العاده خام و کم مایه و دارای اشکالات و کاستی های جدی ای بود. به هر حال، بعد که نوبت نظرات دوستان شد مسوول جلسه که وزیر کار و امور اجتماعی بود در پاسخ به سثال آقای دکتر درخشان که چقدر وقت دارم گفتند که 5 دقیقه وقت را در نظر گرفتیم. من همان موقع مروری بر یادداشت هایم کردم که حداقل 30 دقیقه وقت احتیاج دارم و مطرح کردنش در 5 دقیقه به معنای ناقص گذاشتن و ناتوانی انتقال محتوا بود. بنابراین، همان موقع تصمیم گرفتم وقت نگیرم و صحبت نکنم و در فرصتی مناسب آن نکات را به صورت عمومی مطرح کنم تا بیشتر قابل استفاده باشد. بنابراین آنجا صحبت نکردم ولی آقای دکتر درخشان آنجا شروع کننده بحث بودند و چند تا نکته کوتاه اما حکیمانه گفتند که به صورت فشرده و خلاصه عبارتند از این که؛ بحث هایی که شنیدیم عمدتا ناظر بر بحث ترمیم است و درباره بهبود و رشد طرحی ندارد. این درواقع واکنشی بود به عنوان طرح یعنی تحول اقتصادی. نکته دوم این بود که در این بحث حتی پیش بینی های بلندمدت هم مشاهده نشد چه برسد به برنامه ای برای اجرا که حکایت از محوریت کوته نگری در عمل داشت. نکته سوم که بیان خیلی مودبانه ای درباره توهم تاریخی ایجاد شده از سوی نئوکلاسیک های وطنی بود که به لطف برنامه شکست خورده تعدیل ساختاری به وجود آمده اینکه فرمودند بحثی از مفاهیم کلیدی و شفاف سازی آن مطرح نیست و به طور مشخص مفهوم یارانه را نیازمند واکاوی های جدی دانستند چون بخش مهمی از رقم هایی که تحت عنوان یارانه انرژی در 20 ساله اخیر مطرح می شود بیشتر هزینه فرصت است تا یارانه به مفهوم اصطلاحی و علمی آن. ایشان این طور مطرح کردند که مفاهیم کلیدی مثل یارانه نیازمند واکاوی های عمیق تری است و محترمانه تصریح کردند که توهم مزبور در دولت جدید هم ایجاد شده است.
نکته دیگر این بود بحثی از استراتژی هم در این طرح نشنیدیم. آخرین نکته ایشان این بود که من در زمینه نقدی کردن یارانه ها به شما هشدار می دهم این مساله ای بسیار خطیر و با پیامدهای فوق العاده گسترده است و موکدا می خواهم از هرگونه اقدام شتاب زده در این زمینه اجتناب کنید.
من صحبت های ایشان را که شنیدم واقعا فهمیدم در خانه اگر کسی است حرف های ایشان بس است. بنابراین ناراحتی ام در مورد صحبت نکردنم با منطق های ایشان کمتر شد.
در ادامه بقیه دوستان هم که صحبت کردند هر کدام به جنبه ای اشاره کردند مثلاآقای پژویان درباره اینکه سیاست های اقتصادی اگر بخواهد اثرگذار باشد باید اجزای آن با هم سازگار باشد، گفتند همین الان که ایده نقدی کردن یارانه ها را دنبال می کنید چندین سیاست دقیقا ضد آن را هم دنبال می کنید که باید تکلیف خود را روشن کنید یا مثلاآقای فرزین وش گفتند آقای رئیس جمهور شما یک مدت دائما در مورد اشکالات سازمان برنامه صحبت کردید و از این اشکالات این درآمد که سازمان برنامه منحل شد، چون تخصص من در امور پولی و بانکی است می شنوم شما در مورد مسائل پولی و بانکی هم خیلی صحبت می کنید، نکند در ذهنتان این است که بانک مرکزی را هم منحل کنید؟ که همه حضار و به ویژه رئیس جمهور با خنده به این اظهارات واکنش نشان دادند.
دوستان دیگر هم صحبت کردند و مثلاجناب مردوخی گفتند شما که می خواهید تحول ایجاد کنید هر تحولی بستر مورد نیاز خود را احتیاج دارد شما فقط راجع به تحول صحبت کردید بدون اینکه کوچک ترین اشاره ای به بستر مورد نیاز داشته باشید یا عده دیگری مضمون بحثشان این بود که در داستان خصوصی سازی و سهام عدالت همه هم و غم تان را روی جابه جایی مالکیت گذاشتید بدون اینکه کوچک ترین اهتمامی به توانمندسازی بخش خصوصی داشته باشید و اگر این استمرار داشته باشد نه بهره وری ارتقا پیدا خواهد کرد نه سیستم سامان خواهد یافت و بلکه دولت و ملت رانتی تر خواهند شد.
در هر حال، خیلی از دوستان هم قول دادند از طرف دانشگاه یا دانشکده شان هر کمکی که از دستشان بر بیاید و در کادر منطق رفتاری حوزه علم بگنجد، آمادگی دارند کاملاهمکاری کنند. بعد آقای رئیس جمهور از همه دوستان تشکر کردند و اظهار داشتند بخش مهمی از صحبت هایی که در این جلسه شنیدند مسائل نو و جدیدی برایشان بوده که پیش خود فکر کردم اگر حرف هایی که فی المجلس به ذهن دوستان رسیده این قدر برای ریاست جمهوری بدیع و نو باشد این چندان جای خوشحالی ندارد و نشان دهنده این است که اگر تیم کارشناسی تحول اقتصادی کارهای ارزشمندی کرده باشند در منتقل کردن آنها به رئیس جمهور کوتاهی های بزرگی صورت گرفته چون اغلب حرف های دوستان تذکراتی درباره بدیهیات اولیه علم اقتصاد محسوب می شد.
نکات دیگری را هم ایشان مطرح کردند که از ذکر یک به یکشان می گذرم ولی آنچه ایشان گفتند و مرا به شدت نگران کرد این بود که فرمودند خیلی ها به من می گفتند دست به هیچ کاری نزن این سال پایانی دولت است ولی من بگویم که اگر یک روز مانده به پایان کار هم به چیزی برسم آ ن کار را خالصانه برای ملت خواهم کرد. خیلی احساس نگرانی کردم چرا که در این مدت ممکن است بیشمار پیشنهاد به وی داده شود و اگر در مورد هرکدام او احساس تکلیف کند و حتی یک روز هم مانده کاری کند که فرآیند کارشناسی اش را طی نکرده باشد، می تواند نگران کننده باشد ولی به نظرم رسید بهتر است حمل بر صحت کنیم که من منظور ایشان را دقیق متوجه نشدم.
آنچه که به نظرم می رسد که باید اضافه کرد به چیزی که هوشمندانه بسیاری از اساتید مطرح کردند اول این است که ستاد تحول اقتصادی یا هر کسی که خود را دوست دولت می داند اگر بخواهد کمکی به او کند گام نخست این است که عملکرد و سیاست های 3 ساله گذشته را صریح و عالمانه نقد کند.
به نظرم تا زمانی که این نقد صورت نگیرد و آقای رئیس جمهور در معرض این نقد قرار نگیرد احتمال اینکه کمک موثری به دولت کرده باشند کاهش پیدا می کند.
نکته بعدی این است که هر طرح که در مقیاس ملی صورت می گیرد باید بر بستر مناسبی قرار گیرد و باید مردم را هم همراه کند. مردمی که اغلب با یک شیفت کار شرافتمندانه به زحمت می توانند از عهده مخارج یک زندگی شرافتمندانه برآیند چگونه می توانند مشارکت داشته باشند و در شرایطی که با مساله رکود تورمی روبه رو هستیم تا زمانی که این مساله حل نشود می خواهند چه کنند؟ بهره وری را افزایش دهند؟ یا با ایجاد جهش در قیمت ها هدف عدالت اجتماعی را تعقیب کنند؟!!
نکته دیگر این است که ارزیابی انتقادی از عملکرد دولت با کمال تاسف حتی در مقیاس منتقدان اقتصادی هم عمدتا با ضریب بیش از 75 درصد روی آثار و پیامدهای منفی کوتاه مدت سیاست های اقتصادی 3 سال گذشته بوده، در حالی که در ادبیات اقتصاد سیاسی رانتی و ادبیات بیماری هلندی بحث بر سر این است که آثار سوء بلندمدت عوارض این سیاست ها هزینه های فوق العاده بیشتر به نظام ملی تحمیل می کند و به خصوص برای کشوری که از سطح رهبری تا پایین ترین سطوح حکومت مساله چشم انداز را محور اصلی دغدغه و تعهد نظام مطرح کرده اند به نظرم باید روی عوارض بلندمدت سیاست های سه گانه گذشته بیشتر تمرکز شود.
نکته مهم دیگر اینکه دبیر محترم ستاد تحول اقتصادی به شوخی گفتند بسیاری از نقدهایی که به طرح تحول اقتصادی می شود با تکیه بر کارهای مطالعاتی است که ذیل این طرح انجام شده و ما نمی خواستیم به دست کسی برسد ولی رسیده و به آ ن استناد می کنند. من فکر می کنم اگر دولت بخواهد واقعا صادقانه و مشارکت جویانه امر اقتصادی را پیش ببرد، مهم ترین کارش این است که لوازم مشارکت فعال دانشگاهیان را فراهم کند. وقتی دولت متعمدانه آمارهای بعد از 84 را منتشر نمی کند دانشگاهیان نمی توانند حرف دقیق متناسب با شرایط روز را در اختیار قرار دهند و اگر حرف دبیر محترم جدی است صمیمانه عرض می کنم شما پنهان کاری می کنید و علی رغم همه تلاش های پنهان کارانه آنها که نمی خواهید اسناد را ببینند به گفته خودتان به اسناد دست پیدا می کنند در این شرایط عقل سلیم حکم می کند حداقل به آنها که قبول دارید و دعوتشان می کنید که نظر بدهند، اعتماد کنید و یک سری کامل از مجموعه کارهای انجام شده در این زمینه بفرستید تا هم به طور دقیق راجع به فکر و گستره مطالبتان آگاهی پیدا کنند و هم اگر خواستند مشارکتی کنند، مشارکت معقولی باشد.
نکته دیگر این است که یکی از بزرگ ترین اشتباهات دولت در 3 ساله گذشته این است که به طرز غیرمتعارفی دائما خلق انتظارات جدید کرد بدون اینکه به اعتبار آن، قابلیت آن را داشته باشد که به انتظارات غیرمعقول و خارج از توان خود پاسخ دهد و اگر قابلیت هم می داشت به صلاح توسعه ملی نبود که به آن همه انتظارات رانتی - مصرفی که هیچ مسوولیت خاصی هم به ازای آن مطرح نبود پاسخ داده شود. به نظر می رسد، تحت عنوان نقدی کردن یارانه ها اگر قرار باشد موجی جدید از انتظارات را شاهد باشیم که هستیم و هرکس فکر کند به زودی در معرض پرداخت های قابل توجهی قرار خواهد گرفت و به هر دلیل چه به دلیل عدم انجام این طرح یا نافرجام ماندن در اجرا که به نظر من قطعی است این وسط فقط ما انتظارات غیرعادی ایجاد می کنیم و به دنبال آن وقتی سرخوردگی های عملی پدید آید مردم به نهاد دولت بی اعتمادتر می شوند و دوباره هزینه بزرگی را برای نظام ملی ایجاد می کند که هیچ ضرورتی ندارد و به نظر می رسد آنچه دوستان در حالی که هرکدام از دست اندرکاران طرح درباره این طرح حرف زدند بدون استثنا بحث از جهش های بزرگ در قیمت ها را مطرح کردند خود این افراد به کارشناسان نصیحت می کنند که انتظارات تورمی را دامن نزنید ولی آنچه شایسته تامل است این است که انتظارات جدید که ایجاد نمی کنیم هیچ، حداقل کمک کنیم اوضاع از این که هست در سالی که با سیکل سیاسی روبه رو هستیم بدتر نشود. خوشبختانه طی چند روز اخیر عنوان شد که مجلس کمیسیون ویژه ای تشکیل داده که به طور همزمان روند مسائل و مباحث ذیل عنوان تحول اقتصادی را دنبال کند. اگر انتخاب این گزینه واقعا همان طور که گفته شد از سر اضطرار مالی در آستانه سیکل سیاسی است، صادقانه بگویند اگر تغییر دیدگاه و ایدئولوژی اقتصادی داده اند آن را هم اعلام کنند و اگر هیچکدام نیست و اشتباهی سراغ سیاستی رفته اند که حتی وقتی راجع به ابعاد خسارت های ناشی از آن یعنی نقدی کردن یارانه ها سخنی گفته می شود مو بر تن سیخ می شود، حتما این دولت باید با تامل بیشتر به سمت چنین گزینه ای حرکت کند. جالب آن است که حتی خود کارشناسان بانک جهانی در این باره توصیه ای ارائه می کنند که بحث از شرایط اولیه و توالی های سیاستی را حیاتی می دانند. درباره شرایط اولیه آنها می گویند که فقط در زمانی مبادرت به این کار کنید که دولت در اوج محبوبیت باشد، تورم در پایین ترین سطح ممکن باشد، رشد اقتصادی در بالاترین سطح باشد و... خوب است دست اندرکاران طرح در دولت لااقل گزارش های بانیان این توصیه ها و سیاست ها را یک بار دیگر به دقت بخوانند. در مورد توالی های سیاستی هم باید دوستان پاسخ دهند که آیا طی این سه سال در جهت کارآمدسازی خدمات مترو، اصلاح ساختار تولید خودروسازها، ارتقای بهره وری پالایشگاه ها و نیروگاه ها و... کار مهمی صورت گرفته است و اساسا برنامه ای وجود دارد یا نه. به هر حال صمیمانه امیدوارم با هر توانی که داریم بتوانیم کمک کنیم دولت چنین اشتباه فاحشی را در این مقطع حساس تاریخی مرتکب نشود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات