تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۴  ، 
کد خبر : ۵۳۱۰۴
نگاهی تحلیلی به ریشه‌های حوادث اهواز

اتحاد افعی و عقرب


امیر رضا پرحلم
خوزستان از مدت‌ها قبل از روی کار آمدن محمدرضا پهلوی و در زمان رضاخان، کانون توجه و اهمیت گروه‌ها و جریان‌های خاص بود. این دیرینگی و کهنگی از یک سو نگاه‌ها را به اعماق تاریخ ایران در دوره باستان می‌کشاند
و از دگر سو اهمیت مضاعف این منطقه به عنوان جزو مسلم خاک ایران برمی‌شمارد.
در دوره ایران باستان، کتیبه‌های زیادی از پادشاهان ایرانی که در آن زمان در اوج ابر قدرتی جهان به سر می‌بردند به دست آمده است. بنابراین در کهنگی و قدمت تعلق این نواحی به ایران از نگاه تاریخی تردیدی وجود ندارد.
گذشت زمان آرام آرام زمینه پیدایش جریان‌ها و گروه‌های مختلف را باعث شد و در این خلال البته تغییر و تحولاتی به تناسب دست به دست شدن سال‌ها و ایام به وقوع پیوست.
قرن ١۹ و دوره تثبیت مرزها و پیدایش حاکمیت ملی تاثیرات فراوانی نیز در ایران برجای گذاشت . در دوره پرآشوبی که جهان گرفتار جنگ و خونریزی و آماج تسلط استعماری قدرت‌های عربی و استعمارگران قرارداشت، ایران از هر لحاظ به عنوان کشوری به مطمع نظر قدرت‌ها بود مطرح شد. ایران در طول تاریخ خود هرگز تسلط و اشغال طولانی مدت را نپذیرفت و هیچگاه حکومت مرکزی آن بر خلاف حکومت‌های بی شماری که مورد دست‌اندازی قرارگرفته و سرنگون شدند ، ساقط نشد .در عوض اعمال سیاست نفوذ بر سردمداران و توافق‌های پنهانی قدرت‌های مطرح برای روی کار آوردن مهره‌های مورد نظر خود واقعیتی انکارناپذیر به شمار می‌آید . با این که همواره اندیشه تجزیه ایران و الحاق بخش‌ها یا کل خاک آن به تناوب مد نظر دولت‌ها و حکومت‌های بی ریشه تاریخ بوده ولی همیشه ابر قدرت‌ها با محاسبه سود و زیان به فراست دریافتند که اشغال کامل ایران و تجزیه آن هزینه گران‌بهایی برای آن‌ها به همراه خواهد داشت .
حکومت‌های صفوی، افشاری، زندیه، قاجار و پهلوی که هر یک به ترتیب در ایران مصدر کار بودند بعضاً کوتاهی‌هایی در قبال استقلال ایران داشتند، ولی با این حال امکان تجزیه ایران به جز واگذاری بخش‌هایی از خاک کشور در یک دوره خاص هیچ گاه عملی نگردید. حتی روس‌ها که در مقطعی به گیلان و مازندران نظر داشتند، هندوها به بلوچستان، افغان‌ها به خراسان و عثمانی‌ها به آذربایجان و کردستان هیچگاه نتوانستند مقاصد شوم خود را به طور کامل در ایران عملی کنند.
خوزستان به عنوان یک ناحیه استراتژیک در زمان رضاخان از اهمیت خاصی برخوردار بود، به طوری که انگلیسی‌ها از همان ابتدا برای تحت فشار گذاشتن حکومت‌های مرکزی در ایران عوامل خود را در این ناحیه به شورش وامی‌داشتند.
حربه خوزستان به علت نزدیکی به سرزمین‌های عربی و عراق همیشه به عنوان اهرم فشار مطرح بوده است. شیخ خزعل به عنوان یکی از ایادی انگلستان انگیزه جدی تجزیه خوزستان و خود مختاری آن ناحیه را مد نظر داشت که با وعده انگلیسی مبنی بر کمک و همراهی به ناآرامی‌ها در خوزستان دامن می‌زد.
سیاست انگلستان که دادن وعده و سپس خالی کردن پشت ایادی هایشان را شامل شده و می‌شود در همین راستاست. به محض آن که انگلستان با رضاخان توافق می‌کرد، این کشور دست از حمایت شورشیان برنمی‌داشت و حکومت مرکزی به سادگی شورشیان را متلاشی می‌کرد.
با رشد ناسیونالیسم درقرن ١۹ و مطرح شدن بحث نژاد گرایی، دولت‌ها خود را با انبوهی از مطالبات ناسیونالیستی رو به رو دیدند.
ناسیونالیسم از یک سو باعث تقویت اتحاد ملی و از دگر سو ادعاهای خودمختاری و جدایی‌طلبی را موجب شد. گسترش ایدئولوژی‌های (پان عربیستی) و تلاش برای عربیزه کردن برخی نقاط ایران نیز از همین زمان آغاز شد.
با روی کار آمدن دولت بعثی در عراق که نژادپرستی، پان‌عربیسم و طرفداری از ملل عرب تحت سلطه را به عنوان اساس ایدئولوژی خود مد نظر داشت، ادعا بر خوزستان ایران مطرح شد. در همان ایام جنگ لفظی مقامات دو کشور جرقه اختلافات ایران و عراق را باعث شد به طوری که شاه ایران به خریدهای انبوه و گسترده سلاح ازغرب مبادرت کرد. در خلال همین تعاملات بود که حتی (پل امین اردمن) در کتاب خود با نام سقوط ۷٩، جنگ عراق و ایران را پیش‌بینی می‌کند که در خلال آن ایران شکست سختی را به عراق وارد می‌کند.
این ارزیابی وی به آن دلیل صورت گرفته بود که با مشاهده حرکت مشکوک عراقی‌ها درمناطق مرزی جمهوری اسلامی، چند جت جنگنده ایرانی بر فراز عراق به پرواز در آمدند و بدون انجام هیچگونه عملیاتی و صرفاً به منظور ترساندن دولت بعثی عملیاتی نمایشی را به اجرا در آوردند .
با این حال تمایلات عربیزه سازی دولت بعثی به این جا ختم نشد . با این که تعدادی عرب ایرانی در ناحیه خوزستان و اهواز ساکن بودند، و بعث با دامن زدن به انگیزه‌های پان عربیستی از طریق رادیو بغداد این اقوام را به جدایی از ایران تشویق کرد. ایدئولوژی حزب بعث تا روی کار آمدن حکومت صدام به تناوب دنبال می‌شد تا اینکه با روی کار آمدن وی دامن زدن به این تمایلات از شدت فراوانی برخوردار شد.
وی به کرات در برابر شاه ایران با استفاده از زبان تهدید کوشید به اهداف خود دست یابد اما شاه که به پشتوانه سلاح‌های امریکایی و با اتکا به نقش ژاندارمی‌منطقه تهدیدات صدام برایش قابل درک نبود دست به مانور در مقابل وی زد.
پس از آن که شاه ایران با همکاری امریکا کردها را بر ضد صدام بسیج کرد و بارزانی تا ٧٠ درصد راه سقوط صدام را در پیش گرفت و در نهایت با توافق صدام و بارزانی غایله ختم شد، صدام کینه شدیدی از ایرانی‌ها به دل گرفت.
وی که با ادعاهای شاه ایران مبنی بر نقش ژاندارمی‌منطقه و تهدیدهای وی توان مانور چندانی نداشت به انتظار گذشت زمان نشست و با سقوط حکومت پهلوی و با استفاده از دوران ناامنی‌های ناشی از تحرکات اشرار پس از انقلاب ، بهترین فرصت را برای مطرح کردن ادعاهای ارضی خود به دست آورد.
هدف اولیه وی از تهاجم به ایران با بهانه اشغال خوزستان و آزادسازی این منطقه صورت گرفت که مقاومت شجاعانه ایرانی‌ها وی را به عقب پرتاب کرد.
وی در دومین مرحله از اهداف خود تصرف خوزستان و بخش هایی از ایران از جمله همدان و چند شهر دیگر را مد نظر داشت . در تمام این مراحل دامن زدن به تمایلات عربیزه سازی و کوچ اجباری دیگر شهروندان ایرانی با قاطعیت تمام دنبال می‌شد.
نکته حایز اهمیت تلاش‌های دستگاه‌های اطلاعاتی انگلستان در دامن زدن به این ماجرا بود. نفوذ کهنه انگلیس در مناطق عرب نشین خوزستان و آگاهی این کشور استعمارگر از نقطه ضعف این منطق نقش انکارناپذیری در وقوع شورش‌ها و تمایلات جدایی‌طلبانه داشت.
انگلستان پس از اشغال عراق در سال ٢٠٠٢، بصره را پایگاه حضور نیروهای این کشور قرار داد که بیشترین نزدیکی را به استان خوزستان ایران داشت.
به گفته منابع آگاه رسانه‌ای در انگلیس ، ماجرای مربوط به ضبط کشتی‌های جنگی متجاوز انگلیسی توسط سپاه پاسداران به قدری برای این کشور گران تمام شده بود که استراو قول داده بود تلافی این بی آبرو شدن را بر سر ایران در آورد.
در همین راستا بود که سلسله انفجارهای اهواز پس از اظهارات خشمگینانه بلر علیه ایران که به علت انفجارهای بصره روی داد زمینه را برای پرداختن پررنگ به مساله خوزستان ایران مهیا ساخت اهداف اولیه انگلستان از این آشوب سازی عبارت است از :
١- استفاده از استراتژی همسان‌سازی و یک شکلی که در این راستا با اجیر کردن تعدادی عرب بومی‌و پرداخت پول‌های گزاف پروژه خرابکاری کلید خورد.
٢- بهره گیری از تاکتیک‌های آشوب مقطعی برای سرگرم کردن حکومت مرکزی به بخش آشوب‌زده که در اصطلاح تاکتیک مشغول سازی چند جانبه نام داشت به این معنی که ایران همزمان سرگرم بحران‌های داخلی و چالش‌های بین‌المللی در نتیجه ناکارآمدی بین‌المللی شود.
به تمام این موارد باید تحرکات اسراییل در کردستان و ترکیه را هم افزود. ایادی اطلاعاتی اسراییل که با اهدافی نامعلوم دراین دو ناحیه سرگرم جمع آوری اطلاعات هستند بیشترین همراهی را با عوامل شورشی از خود نشان می‌دهند. شورش‌های چند ماه قبل مهاباد و درگیری‌های پراکنده در این شهر احتمالاً به واسطه دست‌های نامرئی و تلاش‌های عناصر اطلاعاتی اسراییل که به موازات انگلستان فعال بود، صورت گرفت.
سیاست حفاظت نامرئی از کشور
هم داستانی دستگاه‌های اطلاعاتی اسراییل و انگلستان در بروز شورش‌های اخیر را باید در دیگر نواحی نیز منتظر بود. سیاست امنیتی – اطلاعاتی کشور در شرایط حساس فعلی ایجاب می‌کند که چتر پوششی، مناطق مرزی را به خوبی پوشش دهد. نواحی حساس همچون بلوچستان، خراسان، خوزستان، آذربایجان‌غربی و هرمزگان در تیررس نگاه‌های مشکوک و دست‌‌اندازی‌های سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه قرار دارد.
چنانچه حفاظت نامرئی از این نقاط به درستی عمل نکند ، احتمال وقوع حوادث مشابه اهواز در سایر نقاط نیز وجود دارد. بنابراین باید سیاست‌ها در راستای شکستن ائتلاف افعی و عقرب به پیش رود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات