ناصر فکوهی
سال 2006 میلادی در شرایطی از راه میرسد که بخش بزرگی از جهان امروز در شرایطی بسیار ناآرام به سر میبرد. حتی در میان خوشبینترین طرفداران نظم جدید، کمتر کسی میتوان یافت که در موقعیت کنونی حاضر باشد با صراحت از چشماندازهای روشن چه برای سال آینده و چه حتی برای آیندهای میانمدت سخن بگوید، بدون آنکه روشنبینی و سلامت ذهنی و منطقیاش به زیر سؤال برود.
سه فرآیند تخریب محیط زیست، جهانی شدن بازارهای اقتصادی و نظامی شدن روابط بینالمللی، امروز نه تنها قدرتهای بزرگ بلکه اکثریت قریب به اتفاق کشورها و حتی دولتهای کوچک جهان سومی و مردمان همۀ این جوامع را درون روابطی از مبارزات، رقابتها و کشمکشهای نابرابر و غیرمتقارن فرو برده است که عدم تقارن و ابهام موجود در آنها با پیشبینیناپذیر بودن و خطر نهفته در آنها نسبتی کاملاً مستقیم دارند.
در حوزۀ محیط زیست، سال 2005 همچون سالهای پیشین بار دیگر با بزرگترین و بیسابقهترین مصایب زیست محیطی همراه بود که امروز هنوز در بسیاری از نقاط جهان، از هند و پاکستان گرفته تا آمریکای لاتین و کاراییب مردمان بیشماری در حال تحمل درد و رنجهای ناشی از آنها هستند. با این وصف هیچ اقدام عملی برای پیشبرد مفاد پیمان کیوتو و پرهیز از فجایع بسیار بزرگتری که به آرامی، اما با اطمینان در راه هستند (همچون آب شدن یخهای قطبی) برداشته نمیشود و مصرفگرایی هنوز به مثابۀ قابل اعتمادترین موتور رشد اقتصادی، به حرکت افسار گسیختۀ خود ادامه میدهد.
دولتهای بزرگ چندان وقعی به سرنوشت کرانههای بیشماری که در سالهای آینده به زیر آب خواهند رفت، مردمان بیشماری که به فقر و فلاکت خواهند افتاد و از آلودگیهای ناشی از آب و هوا از میان خواهند رفت، نمیگذارند و حتی هنوز آمادگی ندارند بخش ناچیزی از درآمد و ثروت خود (7/0 درصد از تولید ناخالص داخلی) را که به آن تعهد کردهاند، برای توسعۀ کشورهای فقیر عملاً به کار اندازند.
در حوزۀ اقتصادی امروز دیگر همه میدانند که در جهان امروز، تصور رسیدن به اجماعی در چارچوب سازمان تجارت جهانی و از میان بردن عملی و کامل و برگشتناپذیر تعرفهها و حتی استقرار روابط آزاد تجاری، به دور از حوزههای قدرت و استراتژیهای شکننده اما الزامآور هژمونیک در جهان امروز، خواب و خیالی بیش نیست.
رشد حیرتآور اقتصادی چین در چارچوب یک نظام کاملاً آمرانۀ سیاسی و بدون آن که هیچگونه ضمانت دموکراتیکی بتواند این رشد را در درازمدت تضمین کند با تمام خطراتی که شکننده بودن یک بازار یک میلیارد و سیصد میلیونی پررونق امروزی (اما مبهم در درازمدت) میتواند در برداشته باشد و در کنار آن شکنندگی و عدم انسجام و قطعیت یافتن حوزۀ یورو به خصوص در زمینۀ سیاسی و عدم توانایی عملی کشورهای توسعه یافته به اجرای تعهداتشان چه در زمینۀ از میان برداشتن یارانههای کشاورزی و چه در زمینۀ رعایت کامل قراردادهای تجارت آزاد (برای مثال در زمینۀ نساجی) تنها یکی از نقاط کور، پرخطر و تردیدآمیز این نظام اقتصادی پرتنش است و رسوایی دستگیرشدگان تظاهرات ضد جهانی شدن هنگ کنگ نیز نمادی است که شکنندگی استقرار نظام لیبرالی بر پایهای زورگویانه و استبدادی را بیش از پیش روشن میکند.
در حوزۀ سیاسی نیز، منطق امپراتورگرایانه ایالات متحدۀ آمریکا پایههای دموکراسی و آزادیهای عمومی را در این کشور به خطر انداخته است و به تدریج در جهت مخالفت با قانون وطندوستی ک چیزی جز بازگشت به یک مک کارتیسم سختگیرانه و کنترل و سرکوب آزادیهای فردی و اجتماعی در این کشور و در یک کلام پسرفت روشن در دستاوردهای دموکراتیک و پایههای اخلاقی این جامعه نیست، زمزمههایی به گوش میرسند.
علاوه بر این، همچون تمامی امپراتورهای پیشین ساختار سیاسی این کشور و به همراه آن ساختارهای سیاسی اکثریت نظامهای سیاسی در جهان را نیز به موقعیت شکننده و خطرناکی کشانده است. میراث سه دهۀ قدرت مطلق نولیبرالیسم در جهان جز نظامهای سیاسی دیکتاتورمنش و یا دزدسالار و فراگیرشدن تروریسمی بینالمللی که سرچشمههای آن در مراکز استراتژیک همین گرایش نولیبرالی طراحی شده است.
امروز شاید هیچ کس در جهان موقعیت امن و مطمئنی نداشته باشد. ساختارهای اجتماعی و فرهنگی بر هم ریختهاند، مردمان بیش از پیش به دنبال سرابهایی هر چه خیالیتر روان شدهاند و هیچ کدام از آنها، نه آنها که این کاروانهای نومیدی را به راه انداختهاند و نه آنها که به دنبال این کاروانها گاه به سوی پرتگاههای بدون بازگشت هدایت میشوند، کنترلی بر این ماجرا ندارند. البته آنچه امروز به غلط روابط بینالمللی نام گرفته است اما در واقع نوع روابط بیرحمانه، پرتنش و هژمونیک با پیامدهای بسیار سخت و به دور از تصور برای همۀ طرفهای درگیر است، شاید این بدبینی و این تیرگی تنها تصویر ممکن نباشد.
پس آرزو کنیم در آغاز این سال بازگشت اندکی عقل و منطق، جوشیدن اندکی وجدان جمعی و آگاهی نسبت به سرنوشت مشترک انسانها که در ریشههای عمیق خود باید پیامآور صلح، دوستی، آرامش و امنیت و شکوفایی میبود، امیدی واهی و سرابی خیالی نباشد.