علی شیرازی
هیلاری کلینتون – سناتور ایالات متحده – دولت جورج بوش را یکی از بدترین دولتهای تاریخ این کشور توصیف کرد. دولتی که با جنگ افروزی در جهان، به جای رسیدن به هدف، تنفر جهانیان، از جمله ملت امریکا را برانگیخت و جهان را در وضعیت جدیدی قرار داد که برآیند آن قرار گرفتن آمریکا در سراشیبی سقوط است.
جکدیداگلاس– استاد بازنشسته رشته جامعهشناسی دانشگاه شی ویه گو ایالت کالیفرنیا – اعتقاد دارد جنگ جهانی جورج دبلیو بوش علیه جهان اسلام، واشنگتن را در موقعیت وخیمی قرار داده است.
براساس نظر سنجیهای گوناگون در پایان سال 2005 نرخ تایید عملکرد بوش از سوی مردم بین 35 تا 38% برآورده شده است.
روزنامه انگلیسی گاردین به نقل از دو اقتصاددان برجسته آمریکایی نوشت: هزینه جنگ عراق برای آمریکا نزدیک به دو هزار میلیارد دلار تخمین زده میشود که ده برابر پیشبینیهای قبلی است.
این خرجها و هزینههای کلان در وضعیتی بوش را مجبور به انجام آن مینماید که نوسانات اقتصادی باعث رعب و وحشت میان شهروندان آمریکایی شده و جنگ در عراق نیز، آمریکا را با شکست بزرگی روبهرو ساخته است.
روزنامه بینالمللی هرالدتربیون مینویسد: درگیری با صدام و طالبان، قدرت آمریکا را کاهش داده و در باتلاق عراق گرفتار کرده است.
براساس نتایج قطعی انتخابات پارلمانی 24 آذر 1384 عراق، فهرست ائتلاف یکپارچه 128 کرسی مجمع ملی این کشور را به دست آورد.
بوش دو هزار میلیارد دلار خرج کرده و این نتیجه را به دست آورده است. اقتصاد کشورش را دچار بحران جدی نمود و از محبوبیت خویش در بین مردم آمریکا که طبق ادعای مدافعان وی در سال 2004 حدود 90 درصد بود، به 35 تا 38 درصد رسیده و 55 درصد کاسته است.
نوام چامسکی – نویسنده و اندیشمند معروف آمریکایی – در مورد همین وضعیت معتقد است: شکست آمریکا در عراق، یکی از شکستهای حیرتانگیز تاریخ است.
این شکست به عراق ختم نمیشود. هفتاد درصد کرسیهای پارلمان افغانستان به دست مسلمانان و مخالفان آمریکا و بوش افتاده است. 88 کرسی مجلس مصر را اخوانالمسلمین اسلامگرا به دست گرفتهاند. در انتخاب تیر ماه 1384، حزبالله لبنان 14 کرسی را در اختیار گرفت.
انتخاب مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری ایران به نفع اصولگرایان پایان پذیر است و برنامههای مرموزانه غرب و دشمنان داخلی به شکست انجامید.
این شکستهای متعدد دولت بوش و آمریکا در سال 2005، میزان محبوبیت رئیسجمهور ایالات متحده را به پایینترین نقطه در پنج سال از ریاست جمهوری وی تنزل داده است.
این ذلت بوش در زمانی است که شبکه فاکس نیوز متعلق به جمهوریخواهان تندرو آمریکایی اذعان می کند: احمدینژاد به محبوبترین سیاستمدار جهان سوم تبدیل شده است.
پس به روزنامه اسپانیایی ال پائیس حق می دهیم که بنویسد: غرب نمیداند با ایران چه کند.
این واقعیت را روزنامه اسرائیلیها آرتس نیز یافته که مینگارد: در دولتمردان کشورها به ویژه ایالات متحده این احساس حاکم است که راهکار مناسبی در مقابل ایران ندارند.
نیویورک تایمز نیز میآورد: مقامات آمریکا و اروپا می خواهند از خشم بیشتر نسبت به غرب در ایران جلوگیری کنند.
نتیجه همه تلاشهای جهان غرب، شکست در برابر ایران است. روزنامه گاردین مینویسد: غرب در برابر ایران شکست میخورد. باید گفت غرب در برابر جهان اسلام و مسلمانان شکست میخورد. شکست غرب در این عرصه، سقوط آمریکا و استکبار جهانی است. باید نگاشت که بوش نیز در سراشیبی سقوط قرار دارد؛ سقوطی که خود آن را تدارک دیده و امروز در وحشت از آن نابودی به سر میبرد، چنانکه می گوید: ما از زندگی کردن در ترس پرهیز میکنیم، اما این دنیای ترسناکی است و ما هیچگونه چارهای نداریم جز زندگی کردن همراه ترس.
ایران روزبهروز عزیزتر میشود. سران جمهوری اسلامی هر روز بر عزتشان افزوده میگردد. مسلمانان جهان با استقبال از حضور در عرصههای حاکمیت در کشور خویش، راه سلطه غرب را سد میکنند. مردم آمریکا نیز با شناخت چهره واقعی حاکمان خود و با خشم پا گرفته از بیعدالتی سران کاخ سفید، از چهره ظالمان متنفر میشوند و علیه حکام حور قدعلم میکنند. این همان چیزی است که دینداران، آن را فرآیند ظلم در جهان میدانند و معتقد به سقوط حتمی زراندوزان و قلدران آمریکاییاند. آن روز خیلی هم دیر نیست. آمریکا در سراشیبی سقوط است.