مردم مبارز بوشهر از دیرباز در راستای پاسداری از مرزهای میهن اسلامی در برابر هرگونه تجاوز و اشغال بیگانگان از خود مقاومت و ایستادگی نشان داده و همواره کوشیدهاند تا با جانبازی و فداکاری کیان ایران اسلامی را حفظ کنند.
دولت انگلیس از دهها سال پیش در بوشهر حضور استعماری داشته و دستکم از زمان کریمخان زند رسماً در این شهر دفتر نمایندگی و بعدها قنسولگری دایر کرده است. در چند سده اخیر مردم این خطه چندین بار به مصاف متجاوزان انگلیسی رفته و هر بار حماسه آفریدهاند.
در سال 1254 ه.ق (1838 میلادی) حدود 500 نفر از نیروهای ارتش انگلیس با چندین فروند کشتی به خارک و بوشهر یورش بردند که با مقاومت مردم بوشهر و تنگستان مجبور به عقبنشینی شدند. رهبر مذهبی این قیام و مقاومت مردمی مرحوم شیخ حسن آل عصفور بود.
در سال 1273 ه.ق / 1856 نیز انگلیسیهای متجاوز بار دیگر با دهها فروند کشتی جنگی به خارک و بوشهر حملهور شدند این بار نیز با سد استوار مردم مواجه گشتند. در نبردی که در «قلعه تهمنی» اتفاق افتاد صدها نفر مزدور و افسر انگلیس به هلاکت رسیدند در این نبرد نابرابر «احمدخان» فرزند «باقرخان تنگستانی» فرمانده سپاه کوچک مقاومت ایرانیان نیز پس از ساعتها نبرد به شهادت رسید.
اما، «رئیسعلی دلواری» در سال 1299 ه.ق در روستای دلوار از توابع تنگستان متولد شد. پدرش «زائر محمد» نام داشت و کدخدایی دلوار بود و بعدها به معینالاسلام ملقب گردیده بود. در سال 1324 ه.ق. نهضت عدالتخانه و حرکت مشروطیت در ایران آغاز شد. با شروع مشروطیت رئیسعلی در حالی که بیش از 25 سال نداشت از جمله پیشگامان مشروطهخواه در جنوب ایران بود و همکاری نزدیکی را با محافل انقلابی آغاز کرد. با کودتای لیاخوف روسی علیه مشروطه و بمباران مجلس و استقرار دیکتاتوری محمدعلی شاه در بوشهر کانون مقاومت علیه استبداد به وجود آمد مرکز این کانون روحانی برجستهای چون آیتالله «سیدمرتضی علمالهدی اهرمی» قرار داشت.
سیدمرتضی با همکاری رئیسعلی دلواری، خالو حسین برخونی و تفنگچیهای تنگستانی و دشتی طی یک هجوم ناگهانی در اوایل سال 1327 ه. ق. بوشهر را از عناصر وابسته به محمدعلی شاه پاکسازی کرد و اداره امور گمرک و انتظامات شهر و ادارات دولتی را عهدهدار شد. تصرف گمرک بوشهر که در گرو وام انگلیسیها بود بر دولت این کشور گران آمد از این رو تعدادی ناو جنگی به سواحل بوشهر اعزام کردند و رسماً بوشهر را به اشتغال درآوردند و ضمن بیرون راندن تفنگچیهای تنگستانی و دشتی سیدمرتضی علمالهدی را نیز به طور زرشت و تحقیرآمیزی بازداشت و به بندر بصره تبعید کردند. اما رئیس علی دلواری فعالیتهای گستردهای علیه منافع انگلیسیها آغاز کرد در همین راستا گمرک دلوار را از قید سلطه انگلیسیها آزاد نمود.
انگلیسیها برای سرکوب رئیسعلی، «احمدخان دریابیگی» حاکم دستنشانده بوشهر را تحریک کردند که به دلوار حمله کند. احمدخان با حمایت استعمارگران چندبار به تنگستان لشگر کشید و به دلوار نیز یورش برد اما این حملات دفع شد و حاکم بوشهر ناکام ماند. سپس «نظامالسلطنه ما فی» با هزاران سرباز پیاده و سواره به اهرم لشکر کشید اما او نیز ناچار به عقبنشینی گشت.
احمدخان دریابیگی که خود نتوانسته بود ضربه مؤثری به رئیسعلی وارد کند برخی از خوانین با نفوذ تنگستان را تشویق کرد تا به دلوار حمله برند این جنگ و گریز تا آستانه جنگ جهانی نخست ادامه داشت حملات فوق نه تنها خللی در اراده رئیسعلی وارد نکرده بلکه اراده او را در دفاع از میهن را سختتر نمود. در آستانه جنگ جهانی اول، نیروهای انگلیسی که از قدرت یافتن قوای روس در شمال و برخی اتفاقات در جنوب ایران نگران شده بودند به بهانه حفظ امنیت راههای جنوب با اعلام یک ضربهالاجل به دولت وثوق الدوله شروع به اشتغال تدریجی جنوب ایران نمودند این حرکات برای رئیسعلی قابل تحمل نبود و آن را نقض آشکار حاکمیت ملی و استقلال ایران می دانست از این روی در نامههائی به مجلس شورای ملی و علمای نجف اشرف، خواستار برخورد دولت ایران و رهبران مذهبی مقیم عتبات مقدسه شد.
در این میان علمای نجف با ارسال پیامهایی به خوانین جنوب ایران از آنان خواستند تابه ایجاد اتحاد ضد انگلیسی مبادرت نمایند. رئیسعلی علیرغم کدورتهای قبلی با برخی خواندن کوشید تا به اختلافات موجود میان کدخدایان منطقه پایان دهد و آنان را علیه انگلیس گرد هم آورد.
هنوز چند ماهی از آغاز جنگ در اروپا سپری نشده بود که شرارههای آن دامن ایران را نیز گرفت و با وجودی که ایران رسماً اعلام بیطرفی کرده بود از شمال و جنوب مورد تهاجم قرار گرفت. علمای نجف علیه روس و انگلیس اعلام جهاد کردند به دنبال فتوای علمای نجف، علمای جنوب ایران از جمله آیتالله سیدعبدالحسین لاری، آیتالله سیدعبدالله مجتهد بلادی بوشهری و شیخ محمد حسین برازجانی نیز علیه قوای انگلیس، واکنش مشابه نشان دادند. سپس رئیسعلی و دیگر مبارزان تنگستان و دشتی حملات جدیدی را علیه قوای انگلیس آغاز کردند.
نیروهای اطلاعاتی انگلیس در یک اقدام غیر قانونی کنسول آلمان در بوشهر را به همراه دو تن از مأموران آلمان به اتمام جاسوسی علیه انگلیسی بازداشت و به هند تبعید کردند. این عمل نقض آشکار استقلال ایران بود و به همین دلیل خشم علما و مردم را برانگیخت و رئیسعلی را یاداشت تا بر شدت مبارزه علیه انگلستان بیفزاید. او در یورشهای شبانه ضربات و تلفات مؤثری بر انگلیسیها وارد آورد. انگلیس در 26 رمضان شبانه بوشهر را با چهار ناوجنگی و صدها سرباز به اشغال خود درآورد. چند روز پس از اشغال بوشهر نیروی دریائی این کشور برای کشتن رئیسعلی و یارانش در سوم شوال 1333 با صدها سرباز به دلوار یورش برد. رئیسعلی به کوههای اطراف منطقهای معروف به کلات پناه برد.
سربازان متجاوز انگلیسی هنگام وارد دلوار شدند که تقریباً این روستا خالی از سکنه بود آنان خشمگینانه شروع به گلوله باران منازل و قطع نخلها کردند. اما پس از جنگ دلوار رئیسعلی به حملات شبانه خود به بوشهر و پادگان انگلیسیها افزود و با همفکری دیگر خوانین منطقه طرح حمله سراسری به بوشهر و آزادسازی آن را پیریخت. در گیرودار تدارک این حمله بود که در شب 23 شوال 1333 در محلی به نام نمک صفر از پشت مورد اصابت گلوله یکی از همراهان خادانش قرار گرفت و به شهادت رسید.
وی هنگام شهادت 34 سال داشت و تنها یک کودک خردسال به نام غلامحسین از او بر جای مانده بود. شهادت رئیسعلی خون دلبران تنگستانی را به جوش آورد. آنان در یک عمل انتقامی چند روز پس از مرگ نا بهنگام رئیسعلی حمله سنگین و سراسری خود را به قوای اشغالگر در بوشهر آغاز نمود. در آغاز پیروزی با مجاهدین بود امام تمام شدن فشنگ کمبود آب آشامیدنی و از همه مهمتر رسیدن قوای کمکی برای دشمن این حمله را ناکام کرد.