مراد ویسی
انتخابات 27 خرداد، فرصتی مشترک برای اقوام و مذاهب متکثر و متنوع کشور از یک سو و نظام سیاسی و حکومتی کشور از سوی دیگر است.
فرصتی برای اقوام
تاکنون هیچ گاه اقوام و مذاهبی که در درون کشور به اقلیتهای قومی و مذهبی معروف و مشهور هستند، فرصتی همانند دوره کنونی برای طرح مطالبات خود و امید به تحقق آنها نداشتهاند. در دوران رژیم ستمشاهی اقلیتهای مذهبی و قومی به بهانه تحکیم قدرت دولت مرکزی و در واقع به نفع ایجاد نظام استبدادی در کشور سرکوب گردیدند. سرکوب خونین قشقاییها در جنوب، عربها در خوزستان، لشکرکشی برای سرکوب قیام ایل کلهر و عشایر جوانرود در کرمانشاهان و قلع و قمع سران بلوچ در شرق کشور و ... مصادیق محدودی از این راهبرد و استراتژی به شمار میروند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دلیل حاکم گردیدن تندروی و افراطیگری بر فضای حاکم بر روابط اقلیتها و دولت مرکزی، کمتر فرصتی برای طرح مطالبات دموکراتیک از سوی اقلیتها و توجه و عنایت در خور دولت مرکزی به این مطالبات به وجود آمد، ویژگیهای خاص دوران جنگ و سپس حاکم شدن دیدگاههای بسته امنیتی از نوع سعید امامی آن باعث گردید که حتی شاهد قتلهای زنجیرهای علیه برخی چهرهها و شخصیتهای محوری در درون اقلیتها باشیم. واقعه دوم خرداد و رای قاطع اقوام و مذاهب به خاتمی و جنبش اصلاحات، زمینه لازم برای تحقق مطالبات دموکراتیک آنها را که براساس حقوق شهروندی تعریف شده بود فراهم ساخت اگرچه به دلیل کارشکنیهای مخالفان اصلاحات اراده اصلاحطلبان در عرصه عمل دستاوردهای اندکی برای اقلیتهای مذهبی و قومی در پی داشت. اکنون که انتخابات ریاست جمهوری در پیش است، فرصتی دیگر برای اقلیتها به وجود آمده است. رقابتیتر شدن انتخابات باعث شده که هریک از کاندیداها به طور جدی خود را به رای اقلیتها نیازمند ببینند و در شرایطی که جهتگیری آراء در شهرهای بزرگ در پردهای از ابهام قرار دارد، اقلیتهای قومی مذهبی فرصت یافتهاند تا با نامزدها وارد چانهزنی شوند و درصدد اخذ تضمین از آنان جهت توجه به حقوق اقلیتها برآیند، اگر چه فقط برخی از نامزدها نظیر دکتر معین به صراحت و شفافیت دیدگاه خود را مطرح کرده و اعلام کردهاند که از اقلیتهایی چون اکراد و اهل سنت وزیر و مسؤول ارشد در دولت تعیین خواهند کرد. فضای رقابتی مذکور باعث گردیده که اکثر نامزدها خواسته یا ناخواسته خود را به رعایت حقوق اقلیتها متعهد و مؤمن نشان دهند حتی اگر برخی از آنها اعتقادی به این مسأله نداشته باشند. به عبارت دیگر فارغ از عملی شدن وعدههای نامزدها، اقلیتها برای نخستین باز فضایی متفاوت از گذشته برای طرح مطالبات دموکراتیک خود یافتهاند و این یک گام به پیش تلقی میشود. منطق حکم میکند که اقلیتها با حضور فعال در انتخابات، درصدد برآیند که نزدیکترین کاندیدا به مطالبات خود را بر مسند ریاست جمهوری بنشانند.
فرصتی برای نظام
یادآوری فضای تند و افراطی گذشته و شکاف تأسفآور گذشته بین اقلیتها و نظام سیاسی، کافی است تا وضع موجود را نیز یک فرصت برای نظام سیاسی و حکومتی کشور تلقی کنیم. حاشیهنشین شدن گرایشات مسلحانه در بین اقوام و اقلیتها به نفع گرایشات و جریانات ملتزم به قانون اساسی، اصلاحات و طرح مطالبات در چارچوب نظام، فرصتی بینظیر برای ترمیم شکافهای حاکمیت و اقلیتها به شمار میرود. فرصتی که میتواند ضمن تضعیف بیشتر جریانات تندرو، امنیت ملی را تقویت نماید. بیتوجهی به فرصت مذکور نه تنها به معنای از دست دادن یک فرصت است بلکه میتواند به ناامید شدن و مایوس گردیدن جریانات دموکراتیک در بین اقلیتها منجر شود و آنها را در برابر جریانات تندرو و غیرمعتقد به قانون اساسی تضعیف کند.
شرایط فوق نشانگر واقعیت مهمتری است و آن عدم اطمینان از تکرار چنین فرصتی در آینده نزدیک است. هیچ یک از دو طرف این معادله نمیتوانند مطمئن باشند که در یک مقطع تاریخی دیگر، هر دو طرف اراده و شرایط و امکانات ترمیم شکافهای موجود را داشته باشند. واقعیت آن است که هم در درون حاکمیت و هم در درون اقلیتها، جریانات ثالثی وجود دارند که خواهان ترمیم این شکافها نیستند و سود و منفعت و حیات خود را بر حاکم شدن دیدگاههای رادیکال و افراطی میدانند. با مشارکت فعال در انتخابات 27 خرداد و انتخابی صحیح، باید امکان بازسازی و تجدید حیات را از این جریان افراطی در هر دو سو گرفت.