محمدرضا باقرزاده
به عقیده کدیور اندیشه حقوق بشر به دلیل عقلانی، اخلاقی و عادلانه بودن و برتریاش بر اندیشههای رقیب مورد پذیرش است و احکام معارض با آن در متن دین احکامی است که امروز به دلیل فقدان عقلانیت و اخلاقی نبودن و عادلانه نبودن و برتری نداشتن بر اندیشههای رقیب، تکلیف فعلی محسوب نشده در زمره احکام منسوخ (نسخ دائم یا موقت) به حساب میآیند. این اتهامات به شریعت اسلامی به معنای نسخ جاودانگی اسلام از نگاه ایشان است. معنای این سخن آن است که قرآن این کتاب آسمانی با دنیای امروز که عصر پیشرفت علوم و تکنولوژی است، متناسب نیست، بلکه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمی مرتبت صلیاللهعلیهوآله است و صرفا برای زمان ایشان شمولیت داشته است. بدیهی است یکی از نشانههای اعجاز قرآن مجید و از جمله دلایل خاتمیت دین مبین اسلام و برتری آن بر دیگر ادیان جامعیت و جاودانگی این نسخه الهی است. جامعیت و جاودانگی احکام قرآن و سنت از مهمترین مباحث زیربنایی اسلام است که در یکی از خطبههای نهجالبلاغه(1) با استناد به آیات قرآن، جامعیت آن را به وضوح تشریح کرده است. حضرت در قالب استفهام انکاری میپرسد: "آیا خداوند دین ناقصی فرو فرستاده و در تکمیل آن از آنان مدد جسته است؟ آیا آنها شریک خدایند و بر خدا لازم است به گفته ایشان رضایت دهد؟ یا اینکه خداوند دین را کامل نازل کرده اما پیغمبر صلیاللهعلیهوآله در تبلیغ و ادای آن کوتاهی ورزیده است؟" آنگاه با استشهاد به آیات قرآن به صراحت به این شبهه پاسخ میدهد: "والله سبحانه یقول" ما فرطنا فی الکتاب من شیء"(2) و قال: "فیه تبیان لکل شیء"(3) و ذکر ان الکتاب یصدق بعضه بعضا و انه لااختلاف فیه فقال سبحانه: "ولو کان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا"(4) خداوند میفرماید: "در قرآن از هیچچیز فروگذار نکردهایم" و نیز میفرماید: "در قرآن بیان همهچیز آمده است" و یادآور شده است که آیات قرآن یکدیگر را تصدیق میکنند و اختلافی در آن وجود ندارد. چنانچه میفرماید: "اگر قرآن از ناحیه غیرخدا بود، اختلافات فراوانی در آن مییافتند." مرحوم طبرسی رحمهالله در ذیل آیه 38 سوره انعام به ذکر یکی از این اقوال پرداخته، مینویسد: "مراد از کتاب قرآن است؛ چرا که شامل جمیع نیازهای دنیوی و اخروی آدمی است چه مفصل بیان شده باشد و چه مجمل اما مجمل آن در لسان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله تشریح شده و حق تعالی ما را مامور به تبعیت از او کرده است؛ چنانکه فرموده: "و ما اتیکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا(5) و شما آنچه را رسول حق دستور میدهد (منع یا عطا میکند) بگیرید و هرچه را نهی میکند، واگذارید."(6) بنابراین قرآن مجید از بیان معارفی که موجب سعادت حقیقی انسان در دنیا و آخرت میباشد، فروگذار نکرده است.(7) علامه طباطبایی در تفسیر آیه 82 نسا پس از برشمردن مفاهیم آیه مینویسد: "از آنجا که قرآن اختلاف قبول نمیکند، تغییر و تحول، نسخ و باطل و غیره را هم نمیپذیرد، از این رو لازم میآید که شریعت اسلامی تا روز واپسین استمرار داشته باشد."(8) امام علیهالسلام در یکی دیگر از سخنان حکیمانه خویش میفرماید: و اعلموا انه لیس علی احد بعد القرآن من فاقه و لا لاحد قبل القرآن من غنی(9)؛ "آگاه باشید! هیچکس پس از داشتن قرآن فقر و بیچارگی ندارد و هیچکس پیش از آن غنا و بینیازی نخواهد داشت." و نیز میفرماید: "ثم انزل علیه الکتاب نورا لاتطفا مصابیحه و سراجا لایخبو توقده و بحرا لایدرک قعره و منهاجا لا یضل نهجه و شعاعا لایظلم ضووه و فرقانا لایخمد برهانه و تبیانا لاتهدم ارکانه"(10) سپس کتاب آسمانی یعنی قرآن را بر او نازل فرمود؛ نوری که خاموشی ندارد، چراغی که افروختگی آن زوال نپذیرد، دریایی که اعماقش را درک نتوان کرد، راهی که گمراهی در آن وجود ندارد، شعاعی که روشنی آن تیرگی نگیرد، جداکننده حق از باطل که درخشش دلیلش به خاموشی نگراید و بنیانی که ارکان آن منهدم نگردد." هدف حضرت از بیان این عبارات آن است که دوران حقایق و مفاهیم قرآن محدود و موقت نیست و آیات و دستوراتش پیوسته نوین و جاودانیاند تا آنجا که مفهوم آیاتی که درباره گروه معینی نازل شده، عمومیت داشته همگان را در موارد مشابه و تا روز واپسین در بر میگیرد.(11)
لازمه دیدگاه آقای کدیور محو دین است چنانکه از امام صادق علیهالسلام روایت شده که فرمود: "اگر چنین بود که آیهای درباره قومی نازل میگشت و با از بین رفتن آن قوم آیه هم از بین میرفت، از قرآن چیزی باقی نمیماند و لکن قرآن تا زمانی که آسمانها و زمین برپاست، اول تا آخر آن جریان و سریان دارد."(12)
البته باید به این نکته توجه داشت که دلیل ادعای قرآن کریم به کمال دین و اتمام نعمت در "الیوم اکملت لکم دینکم" و یا "تبیانا لکل شیء" برعهده داشتن تشریع مطالب است و این مطلب با استمرار بیان دین در بستر سنت و ولایت ائمه علیهمالسلام محقق میگردد و البته معلوم است که وظیفه شرع دخالت در آنچه عقل بشر بدان میرسد، نبوده است لکن در احکامی که شرع دستور عمل داده است، عقل بشر توان پی بردن به واقعیت آن عمل را نداشته است. در نتیجه در اسلام احکامی وجود دارد که جاودانه است و با پیشرفت علم و گسترش جوامع و رشد تکنولوژی و نظایر آن قابل تغییر نیست.