تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۳  ، 
کد خبر : ۵۳۲۰۹
گفت‌وگوی اختصاصی با مشاور عالی و دستیار فرماندهی کل قوا

آمریکا قدرت منطقه‌ای ایران را پذیرفته است


* شما در اولین دقایق آغاز جنگ در شهریور 59 کجا بودید؟

** من 31 شهریور فرمانده سپاه کردستان بودم. همزمان با بمباران فرودگاه کشور، سنندج هم بمباران شد. البته از قبل چه در نوار مرزی عراق، چه در کردستان، چه در قصرشیرین، من کاملا یک لشکر مکانیزه که آرایش کرده بودند برای حمله به ایران را دیدم و هشدارهای لازم را هم به رئیس‌جمهور وقت، بنی‌صدر و فرمانده کل‌قوا دادم. لکن باور نکردند که یک جنگ در راه است.

* زمانیکه جنگ آغاز شد، تحلیل شما از مدت زمانش، عللش و روند شکل‌گیری آن چطور بود؟

** هم‌اکنون که 27 سال از شروع جنگ (در شهریور 59) می‌گذرد و حدود 19 سال از پایان جنگ تحمیلی در 27 تیرماه سال 67 (که ایران قطع‌نامه 598 شورای امنیت سازمان ملل را پذیرفت) ما می‌توانیم این‌گونه جنگ علیه جمهوری اسلامی را تحلیل کنیم که یک ائتلاف نانوشته بین‌المللی و منطقه‌ای برای برخورد با جمهوری اسلامی در شروع جنگ تحمیلی بوجود آمده بود این ائتلاف بین‌المللی مرکب از آمریکایی‌ها، اتحاد جماهیر شوروی سابق و کشورهای عربی منطقه بود و شاید در دوران جنگ سرد و دو قطبی شدن جهان این اولین ائتلافی بود که دو قدرت بزرگ با همدیگر بر سر یک مسئله مؤتلف می‌شوند آنها از این جنگی که راه انداخته‌اند، یک‌سری اهداف حداکثری و یک‌سری اهداف حداقلی داشتند که من به بعضی از آنها اشاره می‌کنم.

اهداف حداکثری جنگ 1- سقوط نظام نوپای انقلابی ایران به رهبری امام(ره) بود 2- تجزیه ایران و تصرف خوزستان به عنوان بزرگترین مرکز نفتی ایران و بخش‌هایی از غرب کشور 3- رهبری صدام بر منطقه خلیج فارس و لغو قرارداد 1975 الجزایر و تصرف اروندرود که مورد اختلاف‌نظر بود. 4- از بین بردن منابع نیروی انسانی و منابع اقتصادی ایران و کاهش نفوذ و قدرت تأثیرگذاری انقلاب اسلامی در معادلات خاورمیانه و در نتیجه تضمینی برای امنیت اسرائیل، بنابراین برای مردم عزیز به‌خصوص طبقات روشنفکر، دانشجویان، که در این ائتلاف تقسیم کاری صورت گرفت: رهبری سیاسی ـ تبلیغاتی جنگ را آمریکایی‌ها عهده‌دار شدند، فروش میلیاردها دلار سلاح را اتحاد جماهیر شوروی (تجهیزات عراقی‌ها روسی بود، از هواپیماهای میک 29، سوخوی 24، توپولف، تا موشک‌های اسکاد B، اسکاد C، تانک‌ها، نفربرهای زرهی 72T) فروش سلاح‌های مدرن و پیشرفته، بمب‌های شیمیایی و تکنولوژی ساخت آنها را کشورهای اروپایی از جمله انگلیس، آلمان، فرانسه، هزینه جنگ را هم کشورهای پولدار عربی منطقه مثل عربستان سعودی و کویت که میلیاردها دلار هزینه جنگ را و هزینه تجهیزات جنگ را تامین می‌کردند.

خب الان بسنجیم که اوضاع چگونه است؟ ببینید، آنها آمدند که نظام ایران را ساقط کنند، نظام بعثی عراق سقوط کرد. و صدام به آن سرنوشت نکبت‌بار دچار و به دار مجازات آویخته شد. اتحاد جماهیر شوروی 15 تکه شد؛ 15 جمهوری مستقل هم‌اکنون شکل گرفته که هنوز هم قوتی نگرفته‌اند. کشور کویت در سال 91 توسط صدام اشغال نظامی شد و نظام و حکومت کویت نه ظرف چند روز بلکه ظرف 7 ساعت ساقط شد. کشور عربستان سعودی مورد هجوم موشکی صدام قرار گرفت. استراتژی آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها در حمله نظامی به عراق و افغانستان، هم‌اکنون بعد از گذشت چهار سال و نیم با شکست مواجه شده؛ بصورتی که دولت بلر در انگلستان سقوط می‌کند، همین‌طور رامسفلد (وزیر دفاع آمریکا)، جان بولتون و حزب جمهوری‌خواه آمریکا که در انتخابات کنگره و سنا شکست می‌خورد. حالا جرج بوش در هر کشوری که می‌رود مورد تنفر مردم واقع می‌شود. چند روز پیش راهپیمایی چندهزار نفری مردم آمریکا از جلوی کاخ سفید تا کنگره که بزرگترین راهپیمایی بوده است (اما در این‌سو جمهوری اسلامی نه‌تنها در درون خودش قدرتمند شده، بلکه معادلات جدید عراق، لبنان و افغانستان، ایران را تبدیل به یک قدرت بزرگ منطقه‌ای کرد که هم دیگران این قدرت را قبول دارند و هم آمریکایی‌ها ملتمسانه از ایران به صورت کتبی خواسته‌اند که در رابطه با عراق به آمریکایی‌ها کمک کند.

امروز جمهوری اسلامی، در سیاست و امنیت خاورمیانه حرف اول را می‌زند. یک متر از سرزمین ایران تجزیه نشد و یک «واو» از قرارداد 1975 کاسته نشد. در آخرین نامه‌های صدام برای رئیس‌جمهور وقت آقای هاشمی‌رفسنجانی در سال 69 (قبل از اینکه به کویت حمله کند) نوشته است که تمام قراردادهای 1975 را قبول دارم. این وضعیت واقعا یک درس بزرگ است برای همه جهانیان به‌خصوص قدرت‌های بزرگ که نخواهند برای ایران توطئه دیگری را رقم بزنند.

* نقش سپاه در توقف پیشروی دشمن در آذرماه سال 59 چه بود؟

** حقیقت این است که جنگ در حالی آغاز شد که مسئولان سیاسی کشور خصوصاً رئیس‌جمهور وقت که فرمانده کل قوا هم بود دچار یک غافلگیری استراتژیک شده بودند. ارتش ما آمادگی لازم را برای یک جنگ سراسری بدست نیاورده بود و فرمانده کل قوا نتوانسته بود ارتش را سروسامان بدهد. سپاه پاسداران هم بیشتر درگیر مسائل امنیتی کشور مثل کردستان، سیستان و بلوچستان و ناآرامی‌ها در شهرها بود. همان ناآرامی‌هایی که خود عراق آنها را هم در کردستان و هم در سیستان و بلوچستان ایجاد کرده بود. حتی در خوزستان دهها انفجار لوله‌های نفت را خلق عرب با سلاح و مهماتی که از عراق می‌آوردند، بوجود آورد. حتی یک راهپیمایی چند هزار نفری برای تجزیه خوزستان هم در زمان دولت آقای بازرگان با حمایت عراق راه انداختند. بنابراین ما در اوایل شروع جنگ تحمیلی بصورت نیروهای مردمی و نیروهایی که هنوز سازمان نظامی نداشت، بودیم. خصوصاً در جنگ آبادان و خرمشهر نیروهای بسیج، نیروهای مردمی و همچنین در سوسنگرد، پاسداران و بسیجیان بصورت گروه‌های مردمی ایستادگی می‌کردند و نقش عملیات تأخیری را داشتند لیکن در مقابل 13 - 12 لشکر مجهز عراق اینکه بتوانند خط دفاعی منسجمی را ایجاد کنند (مخصوصاً در ماه‌های اول جنگ) این حالت را نداشت.

* سپاه سازمان خود را در طول جنگ بدست آورد یعنی توانست شکل خود را پیدا کند و جذب نیرو کند. چطور هم می‌جنگید هم سازماندهی پیدا می‌کرد؟

** بزرگترین هنر فرماندهی جنگ و فرماندهی سپاه و استعدادی که خداوند در مردم ما قرار داده بود، این بود که سپاه پاسداران با حمایت امام بزرگوار(ره) در حالی که می‌جنگید ظرفیت سازمان و استعداد رزمی خود (یعنی گردان‌ها و تیپ‌ها و لشکرها و نیروهای سه‌گانه زمینی هوایی دریایی) را شکل داد. در زمان جنگ هم تجهیزات نظامی را تا آنجا که می‌توانست از دشمن گرفت یا از خارج تأمین می‌کرد. در عین حال هم تربیت کادر فرماندهی و حرفه‌ای کردن و تخصصی کردن جنگ را انجام داد. همچنین در بعد طرح‌ریزی عملیاتی، نبوغ و خلاقیتی که فرماندهان ما در مقابل فرماندهان و ژنرال‌های پیر عراق و مشاوران روسی آنها داشتند همواره برتر بود. جمع این موارد نشان‌دهنده رشد و بالندگی سپاه بود که با حضور نیروهای بسیجی که در حقیقت زبدگان ملت ما بودند، بوجود آمد. بسیاری از همین نیروهای بسیجی به فرماندهی لشکر رسیدند، به فرماندهی تیپ رسیدند. بسیاری از این بسیجیان دانشجو بودند. آقای جعفری که الان فرمانده کل سپاه است، دانشجوی رشته معماری دانشگاه تهران بود و برای چند ماه آمده بود در جبهه سوسنگرد، در آن موقع من فرمانده عملیات خوزستان بودم. در سرکشی که به سوسنگرد می‌کردم ایشان را می‌دیدم. ایشان برای حداکثر چند ماه آمده بود و به عنوان بسیجی هم آمده بود بالاخره در جبهه ماند و از سال 60 عضو سپاه شد و بعد فرمانده تیپ عاشورا و بعد فرمانده قرارگاه شد.

در جنگ بیش از 2 میلیون بسیجی آمدند و اینگونه ساخته شد. بنابراین جنگ یک دانشگاه برای تربیت و کارسازی برای انقلاب بود.

* یک مجموعه انتقاداتی در رابطه با مدیریت سال‌های جنگ در سال‌های قبل از طرف بعضی از قشرهای سیاسی به خصوص اصلاح‌طلبان مطرح شد. به نظر شما هدف اصلی از طرح چنین مسائلی چه بود؟ آیا به این مسائل جواب داده نشده بود؟

** ما خود را از نقص و عیب عاری نمی‌دانیم. بالاخره کسی که دیکته می‌نویسد اشتباه هم دارد. 8 سال جنگ، یک جنگ طولانی، آن هم با این قدرت‌های بزرگی که پشت‌سر جنگ بودند هم خطاهایی از سوی سیاسیون بوده، هم خطاهایی ممکن است در رابطه با فرماندهان نظامی جنگ، فرماندهان ارتش، سپاه. بالاخره مدیریت جنگ یک مدیریت بسیار سخت و پیچیده‌ای بود. ما خود را عاری از خطا و معصوم نمی‌دانیم. ولیکن فرماندهان سپاه چون دماء مسلمین، جان بچه‌های مردم و سرنوشت پیروزی یا شکست در جنگ بود از خداوند استعانت می‌طلبیدند که صادقانه برخورد کنند. البته خب مشکلاتی هم بود. اما حرف‌هایی که بعضی از سیاسیون می‌گویند در مقابل عظمت پیروزی ایران بر عراق در جنگ و عظمت 8 سال جنگ قابل سنجش نیست و باید از خود آقایون سؤال کرد که شما در زمان جنگ کجا بودید و چه می‌کردید؟ بالاخره جنگی بود که سرنوشت یک کشور را رقم می‌زد، خودتان کجا بودید و چه می‌کردید؟

* در مجموعه مباحثی که در مورد جنگ مطرح است چه نقطه مغفولی داریم که امروز باید به آن پرداخته شود؟

** در بعد سیاسی این مسئله روشن نشد که چه کسانی صدام را تجهیز و تحریک کردند؟ در حلبچه 5 هزار نفر از مردم مظلوم کرد عراق کشته شد. این سلاح شیمیایی را چه کسی در اختیار عراق گذاشت؟ این بمب‌های شیمیایی را آنهایی که دم از بشردوستی و دموکراسی می‌زنند در اختیار صدام قرار دادند. باید مشخص شود حامیان سیاسی جنگ که بعد از هر عملیات و شکست عراق به کمک صدام در سازمان ملل می‌آمدند، چه کسانی بودند و از نظر سیاسی چه کسانی صدام را تجهیز می‌کردند؟ چه کسانی میلیاردها دلار سلاح به صدام فروختند؟

چند بار قبل از سقوط صدام،‌ آمریکایی‌ها اعتراف کردند که اطلاعات ماهواره‌ای را، ما در اختیار صدام قرار می‌دادیم. این پشتوانه‌های اطلاعاتی، سیاسی، تبلیغاتی، تجهیزاتی که صدام را در جنگ 8 ساله حمایت می‌کرد را کدام کشورها و با چه هدفی داده‌اند؟ این یک بعد جنگ است.

از سوی دیگر سرنوشت مردم عراق چه بود؟ مردم عراق چه بدست آوردند؟ ما از کشور خود دفاع کردیم و 200 هزار شهید دادیم ولی ما دفاع‌کننده بودیم. آنکه هجوم‌کننده بود از این جنگ چه به دست آورد؟ به نظر من راجع به عقلانیت جنگ کمتر کار شده است.

* به نظر شما بزرگترین عملیات سپاه کدام است؟

** من به عنوان کسی که از اولین روزهای جنگ در خوزستان بودم، در اکثر عملیات‌ها حاضر بوده‌ام تمام عملیات‌های ما با عشق و ایمان و روحیه جهادی همراه با یک عقلانیت، با یک محاسبه‌گری انجام شد. ما اعتقاد داشتیم «العبد یدبروالله یقدر» خداوند به ما عقل و تدبیر داده که با عقل و تدبیر عملیات را پیش ببریم ولی آنچه که تقدیر الهی است انجام می‌شود. سپاه پاسداران از آنجا که یک مجموعه تحصیل‌کرده، انقلابی و مجموعه‌ای بود که به ارزش دماء مسلمین یعنی خون مسلمین آگاه بودند طرح‌ریزی تمام عملیات‌ها را به‌گونه‌ای انجام می‌داد که کمترین افراد آسیب ببینند. این عقلانیت در جنگ باعث ابتکاراتی شد که در جنگ انجام شد. صحنه‌های تاکتیک‌های ما هنوز هم در بسیاری از کشورهای منطقه و در دانشگاه‌هایشان تدریس می‌شود.

عبور از رودخانه اروندرود و تصرف فاو در 20 بهمن سال 64 یک درس بزرگ برای فرماندهان نظامی کشورهاست. فرمانده ارتش پاکستان وقتی به ایران آمد، گفت مرا به کنار رودخانه اروندرود ببرید و نشان بدهید که چگونه از این رودخانه عبور کرده‌اید؛ و واقعاً تعجب می‌کرد که چگونه از رودخانه رد شده‌ایم. یا عملیات‌های بدر و خبیر در سال 62 و 63 و عملیات کربلای 5 جزو افتخارات طرح‌ریزی‌های عملیاتی است. ما هنوز نخواسته‌ایم قدرت اطلاعاتی خود را نشان دهیم. برای مثال در دوران جنگ ما تمام بیسیم‌های عراق را شنود می‌کردیم و آنها نمی‌دانستند. آنها با کد و رمز حرف می‌زدند و ما کد و رمز آنها را در غنیمت‌ها گرفته بودیم، به عناصر دانشگاهیمان داده بودیم و کد و رمز آنها را کشف کرده بودیم. وقتی آنها با بغداد تماس می‌گرفتند ما همه حرف آنها را می‌فهمیدیم. ما حتی تلفن‌های بصره را شنود می‌کردیم.

ما حتی از نیروهای عراق که به ایران آمده بودند سپاه بدر، از کسانی که اسیر شده بودند، تیپ احرار درست کردیم. کدام کشور است که افسران عالی‌رتبه عراق را علیه خود بکار بگیرد؟

در مورد پیشرفت سلاح و تکنولوژی، ما در جنگ تکنولوژی سلاح‌هایمان را ساختیم. این موشک‌هایی که با برد 2000 کیلومتر است ما در جنگ شروع به ساختن کردیم.

* به نظر شما ما اکنون با این توان و با این نیروها، اگر بخواهیم عملیات‌های اینچنین انجام بدهیم می‌توانیم یا نه؟

** به نظر من صحنه‌های جنگ آینده کاملا متفاوت از جنگ گذشته است. امروزه کمتر جنگ‌های زیرزمینی‌ مرسوم است. هم‌اکنون ما در مقابل تهدیدات فرامنطقه‌ای مثل آمریکا و صهیونیست‌ها قرار گرفته‌ایم. قدرت آمریکایی‌ها هواپایه و دریاپایه است. در همین راستا ما از تجارب جنگ استفاده کرده و نیروهای زمینی و بسیجی را برای انواع جنگ‌ها آماده کرده‌ایم. مثلا ما برای 12 میلیون بسیجی که داریم دفاع مسطح و دفاع موزاییکی را به عنوان استراتژی نیروهای بسیجی آموزش می‌دهیم. یعنی کشور ما مثل یک موزاییک در هر جا که بسیجی‌ها هستند، در هر شهری و روستایی که هستند بتوانند از آن منطقه دفاع کنند؛ دفاع از کوی و برزن به شکلی که در خرمشهر جنگیده‌اند اما دفاعی که می‌توانند با هلی‌کوپتر هم بجنگند. ما بسیجیان را به سلاح‌هایی مجهز کرده‌ایم که با هلی‌کوپتر آمریکایی هم می‌توانند بجنگند. بنابراین می‌بینید که ما به خوبی از آن تجارب برای دفاع همه‌جانبه استفاده کردیم.

* جنس تهدیدهای امنیت‌های ملی زمان جنگ یک شکل بود اما الان تغییر شکل داده است. سپاه ساختار سازمانی خود را برای مقابله با تغییرات جدید چطور آرایش داده است؟

** پس از اجرای استراتژی عملیات پیش‌دستانه توسط آمریکایی‌ها برای حمله به عراق و افغانستان، با اشغال نظامی عراق ما کاملا از این مرحله که کشور همسایه‌ای باشد که به تنهایی برای ایران تهدید بزرگ نظامی ایجاد کند خارج شدیم. از این به بعد شکل تهدیدات بیشتر تهدیدات سیاسی ـ اقتصادی و فشارهای سیاسی ـ اقتصادی علیه ایران شد. با همین قطع‌نامه‌هایی که دارد امضا می‌شود. و شکل تهدید نظامی را قدرت‌های فرامنطقه‌ای مثل آمریکا و اسرائیلی‌ها. در این مسیر،‌ ما ضمن شناسایی نقاط قوت و ضعف استراتژی آمریکا و اسرائیلی‌ها، استراتژی نظامی خود را به عنوان استراتژی نبرد علوی و نامتقارن تغییر داده‌ایم. دکترین نظامی این نبرد براساس جنگ با یک قدرت نظامی بزرگ مثل آمریکا است که این را تبدیل به تاکتیک‌ها کردیم. حتی گردان‌های نیروی زمینی‌ها این تاکتیک‌ها را می‌دانند. الآن گردان‌های ما به صورت خودکفا، سبک، سیال، قابل جنگیدن هم با هلیکوپترهای دشمن هم واحدهای زرهی دشمن هستند. بنابراین ما متناسب با تهدیدات، سازمان‌دهی نیروهایمان را تغییر دادیم و یک استراتژی جدید را به مرحله اجرا درمی‌آوریم.

* مجموعه سپاه امروز مهمترین تهدید را چه می‌داند؟

** از نظر بعد نظامی مهمترین تهدید ما آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها هستند هم‌اکنون آمریکایی‌ها در منطقه سنتکام که از شمال آفریقا شروع می‌شود و تا قفقاز، تا آسیای میانه و پاکستان و خاورمیانه را دربرمی‌گیرد که فرماندهی مرکزی آنها است 300 هزار نیرو دارند، و به تنهایی در منطقه خاورمیانه و فقط در عراق و افغانستان 200 هزار نیرو، یعنی به‌طور دقیق در عراق 161 هزار نیرو و در افغانستان 50 هزار نیرو که بیشترشان آمریکایی هستند. اما از نظر سیاسی، شکستی که در عراق و افغانستان خوردند به آنها اجازه نمی‌دهد تا یک میدان جدید را برای یک جنگ جدید باز کنند. به نظر من آمریکایی‌ها استعداد نظامی شروع یک جنگ جدید را ندارند.

از سوی دیگر ما ساده‌اندیشی هم نداریم؛ چون آنها آدم‌های مغرور، عصبانی و شکست‌خورده‌ای هستند. اینجا از یک نوع حماقتی هم برخوردار هستند و یک قدرت بزرگ هم هستند. یک قدرت بزرگ که عصبانی هستند و ممکن است که از دور جنگی را به صورت ضربتی علیه بعضی از مراکز ایران شروع کنند از این‌رو ما به عنوان نظامی‌های ایران ساده‌اندیشی نداریم که بگوئیم نه، راحت و آسوده بخوابید اما دشمن را از نظر اطلاعاتی زیرنظر داریم، حرکت، برخوردها و سیاست‌های آن را زیرنظر داریم حوادث غیرقابل پیش‌بینی است و ما در یک دوران عدم‌قطعیت به‌سر می‌بریم؛ بنابراین ما در بعد آمادگی‌های دفاعی و با افزایش توان نیروهای مسلح، سپاه، ارتش و در بعد اشراف اطلاعاتی مشغول به کار هستیم و ساده‌اندیشی هم نمی‌کنیم، بلکه خود را برای یک دفاع همه‌جانبه آماده می‌کنیم. اگرچه بعید می‌دانیم دشمن دست به یک حماقت بزرگتر بزند.

* شما استراتژی نظامی آمریکا را در مقابل ایران چطور پیش‌بینی می‌کنید؟

** این را دقیق نمی‌توانم بگویم. عرض کنم که آمریکا از نیروهای مسلح ما و رفتار ما بخصوص سپاه پاسداران بسیار نگران هستند. سپاه پاسداران هنوز هم برای آنها ناشناخته است. آمریکایی‌ها نمی‌دانند در فکر ما چه می‌گذرد. نمی‌دانند ما چه برنامه‌ای برای آنها داریم. ولی می‌دانند که ما قدرت برخورد را داریم،‌ قدرت تصمیم‌گیری را داریم و از این هراس دارند. و ما هم بر سینه‌هایمان آیه «واعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله» نصب کرده‌ایم. برداشت ما این است که آمریکایی‌ها از سپاه قدرتمند وحشت دارند و این وحشت مانع یک توطئه نظامی علیه ایران اسلامی است.

* برخی می‌گویند که تفکر سپاه از تکیه بر انسان به تکیه بر سلاح تغییر کرده است. نظر شما چیست؟

** حداقل ما در سپاه این‌طوری نمی‌اندیشیم. ما کاملا استراتژی دفاع همه جانبه‌مان انسان‌محور است،‌ آن هم انسان مؤمن، فداکار، شجاع و خردمند. البته از اینکه نیروهایمان را به پیشرفته‌ترین تجهیزاتی که می‌توانیم بسازیم تجهیز کنیم غافل نیستیم.

* این روزها صحبت‌هایی در مورد فعالیت سپاه در خارج از مرزها است و آمریکا اتهاماتی در مورد فعالیت در عراق یا افغانستان می‌زنند. نظر شما چیست؟

** ما پرهیزی نداریم که بگوییم ما حمایت معنوی‌ای را از حزب‌الله لبنان و دیگر گروه‌ها داریم. ما براساس استراتژی دفاعی خودمان حمایت‌هایی را از دولت عراق داریم. همان‌طور که آمریکایی‌ها از آن طرف اقیانوس‌ها به عراق آمدند به خلیج فارس و می‌گویند ما برای تأمین امنیت آمریکا آمده‌ایم؛ چرا ما برای حفظ امنیت جمهوری اسلامی نباید به لبنان برویم و به مردم لبنان و مقاومت لبنان کمک کنیم؟ این استدلالی عقلانی و منطقی است که ما برای دفاع از خود و عمق دادن به این دفاع و برای امنیت ملی خود کمک‌های معنوی و مشورتی را به دولت عراق و حزب‌الله لبنان کنیم.

* پتانسیل ایران برای پاسخگویی به یک درگیری محدود چقدر است؟

** ما از قدرتی بسیار بالا و غیرقابل تصور برای آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها برخورداریم. ما قدرت خود را تا به حال نشان نداده‌ایم. در بعضی از مانورها قسمت‌هایی از آن را نشان داده‌ایم ولی طبیعی است که هیچگاه دستمان را به‌طور کامل باز نمی‌کنیم. همین‌قدر می‌توانم بگویم که قدرت نیروهای مسلح برای آمریکایی‌ها غیرقابل تصور است و آنها هنوز به ابعاد مختلف قدرت هجومی ایران پی نبرده‌اند.

* دست‌آورد سپاه در صنایع نظامی و تولید سلاح هم غیرقابل انکار است و هم کانون توجه تحلیل‌گران منطقه. می‌خواهیم چند نمونه از این فناوری‌های فنی و تکنولوژی سپاه را بیان کنید.

** تولید سلاح جنگی، ساخت سلاح جنگی وظیفه وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح است. وظیفه تأمین، تولید انواع تجهیزات به عهده وزارت دفاع است و لیکن نیمی از پرسنل وزارت دفاع پاسداران هستند و صنایع مهمی در وزارت دفاع از جمله صنایع موشک‌سازی و صنایع هوافضا را مهندسین پاسدار در دست دارند در این مسیر ما به پیشرفت‌هایی در ابعاد ساخت رادارهای پسیو دست پیدا کرده‌ایم. رادارهای پسیو رادارهایی هستند که امواجشان را دشمن نمی‌گیرند و نمی‌توانند آنها را منهدم کنند ساخت هواپیماهای بدون سرنشین با برد 000/40 کیلومتر، هلی‌کوپترهای هجومی بسیار مدرن و سبک، قایق‌های موشک‌انداز بسیار پیشرفته، ساخت انواع مین‌های دریایی، ساخت سلاح ضدزره در بعد زمینی، به‌دست آوردن سیستم‌های مخابراتی و الکترونیکی پیشرفته قسمتی از کارهایی است که در سپاه پاسداران انجام شده و ما در جهت افزایش فناوری تجهیزات نظامی به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح کمک می‌کنیم.

* ساخت سد کارون، کرخه و... نمونه تبلور فکر بسیجی و سپاهی در عرصه اقتصادی است. نقش سپاه را در انجام پروژه‌های اقتصادی در زمان مسئولیت خودتان توضیح دهید:

** در قانون اساسی تصریح شده که نیروهای مسلح در زمان صلح در سازندگی به دولت کمک می‌کنند. ما هم با دستور مقام معظم رهبری پس از جنگ برای کمک به بازسازی کشور و کمک به سازندگی کشور وارد میدان شدیم. از نظر عقلی و منطقی هم باید این نیروهای جوانی که از جنگ برگشته بودند و آن تجهیزات مهندسی فراوان (کشور در دوران جنگ میلیاردها تومان تجهیزات مهندسی برای ما خریده بود) وارد عرصه سازندگی می‌شد. نه این نیروهای جوان را می‌توان در پادگان‌ها حفظ کرد و راکد گذاشتن تجهیزات در پادگان‌ها از منطق برخوردار نبود. ما با مجوز مقام معظم رهبری حدود 15% توان مهندسی‌مان و کمتر از 5% توان نیروی انسانی متخصص را وارد سازندگی کشور کردیم. امروز من افتخار دارم به مردم عزیز گزارش بدهم که سپاه پاسداران پس از جنگ 15000 پروژه ساخته و تحویل داده است. کارهای عظیم کشور از ساخت سد، اتوبان، ساخت پل و تونل‌های بزرگ لوله‌های نفت و گاز را ما به سنندج برده‌ایم و به شهرهای محروم رسانده‌ایم. راه‌آهن کرمان به زاهدان را در دست ساخت داریم.

* این طرح‌ها تا چه میزان صرفه‌جویی ارزی به دنبال داشته‌اند.

** بعضی از پروژه‌ها را که خارجی‌ها انجام می‌دادند نه میلیون، میلیارد دلار از کشور خارج می‌کردند. هم‌اکنون سپاه به این تکنولوژی بالا رسیده است که پروژه‌هایش را با IPC است. یعنی هم تجهیزات لازم را خرید می‌کنیم و هم اجرا می‌کنیم.

مثلا در فاز 16 و 15 عسلویه که اخیراً آقای رئیس‌جمهور و رئیس‌جمهور ونزوئلا از آن بازدید کردند، یک قرداد 4/2 میلیارد دلاری بسته شد. اگرچه قسمتی از این تجهیزات از خارج خریده می‌شد لیکن طراحی و ساخت آن هزینه بالایی می‌برد که سپاه پاسداران برای کمک به دولت خدمتگزار آقای احمدی‌نژاد وارد صحنه شده است. ما الآن حدود 267 پروژه در حال احداث داریم؛ از جمله پروژه احداث لوله گاز 900 کیلومتری که از عسلویه به ایران‌شهر می‌آید و به هندوستان و پاکستان می‌رود؛ یا راه‌آهنی که از کرمان به زاهدان می‌رود یا سد بزرگ گتوان که بعد از سد کرخه بزرگترین سد ایران است همچنین لوله‌کشی آب که از کوه‌های زاگرس به سمت بوشهر حدود چند صد کیلومتر آب شیرین را به آنجا می‌برند. ما یک تونل سی و چند کیلومتری زده‌ایم که از منطقه خوانسار و گلپایگان آب را از ارتفاعات زاگرس با یک تونل به سمت قم می‌آوریم.

از آنجایی که مردم‌داری و مردم‌یاری جزو اصول سپاه است برای کمک به دولت و مردم وارد عمل می‌شوند. این کارها اگر درآمدی هم دارد، ما این درآمد را برای بالا بردن توان دفاع از کشور استفاده می‌کنیم.

اگر جنگ باشد این تجهیزات می‌شود فرماندهی مهندسی جنگ و در فرمان صلح ما این قابلیت انعطاف را داریم که از این تجهیزات مهندسی در پدافند غیرعامل استفاده کنیم.

* در زمان فرماندهی شما بر سپاه هجمه‌های سیاسی فراوانی به سپاه شد. شما در آن دوره چه احساسی داشتید؟ و چه ضرورتی باعث شد که فرماندهان ارشد سپاه آن نامه را به آقای خاتمی بنویسند؟

** من نمی‌خواهم این سؤال را جواب بدهم.

* فکر می‌کنید سپاه الآن در چه جهتی باید متحول شود و باید به چه سمتی برود؟

** سپاه پاسداران هم‌اکنون بحمدالله با حمایت مقام معظم رهبری یک سپاه قدرتمند است که از 5 نیروی قدرتمند، دو دانشگاه بزرگ (دانشگاه امام حسین و دانشگاه علوم پزشکی بقیة‌الله(عج)) استفاده می‌کند سپاه اکنون قدرتمند و عزت‌مند است، هم در داخل و هم در خارج کشور اما ما به این نباید قانع باشیم. از آنجایی که در آینده با تهدیدات فرامنطقه‌ای دشمنان بزرگ روبرو هستیم؛ باید هم در بعد علمی، هم در بعد معرفتی و ایمانی تقویت شویم زیرا سپاه یک نیروی ایدئولوژیک و مومن است هم در بعد دسترسی به تکنولوژی و هم در بعد کادرسازی

واقعیت اینست که الآن 50% پاسداران ما جوان هستند؛ جوانانی که جنگ را ندیده‌اند و شاید انقلاب را هم ندیده باشند تصور کنید الآن 30 سال از انقلاب می‌گذرد ما در بعد تقویت بعد ایمان، تقویت بعد علمی ـ تحقیقاتی سپاه، تقویت ساختار و سازمان، تقویت مدیریت و کادر فرماندهی باید انشاء‌الله حرکت کنیم که این کارها را سردار جعفری انجام خواهید داد.

* در طول 10 سال فرماندهی، شما چه ایده‌هایی را به عنوان اولویت کاری خود قرار دادید؟

** در سال 76 که مقام معظم رهبری حکم فرماندهی بنده را صادر کردند در حکمشان 11 محور را قید فرموده بودند ما طی یک برنامه‌ریزی دقیق این 11 محور را تبدیل به برنامه کردیم بطور مثال حضرت آقا فرموده بودند.

«استفاده از همکاران مؤمن، قوی و هوشمند به‌طور مثال برای رده‌های فرماندهی من سردار شهید احمد کاظمی را که فرمانده قرارگاه حمزه سیدالشهدا بود، به فرماندهی نیروی هوایی سپاه منصوب کردم. سردار قاسم سلیمانی را که فرمانده لشکر 41 ثارالله بود به فرماندهی قدس سپاه منصوب کردم.

یعنی مبنای تحول در سپاه را شناسایی و ارزشیابی فرماندهان و مدیرانی که دارای ویژگی‌های مؤمن، خردمند و قوی بودند گذاشتم.

در بخش رشد و بالندگی معنوی سپاه با ایجاد ساختار معاونت فرهنگی در این بخش بسیار پیشرفت کردیم که بحمدالله اکنون با کمک حوزه نمایندگی از وضع خوبی برخوردار شدیم.

در بعد تقویت ارتش 20 میلیونی ما نیروی مقاومت بسیج را از نقش نیروی پشتیبانی به نیروی دارای مأموریت در ابعاد دفاعی ـ امنیتی ـ فرهنگی و عمق بخشی داخلی تبدیل کردیم. ما در سال 76، 856 گردان عاشورا داشتیم و 171 گردان الزهرا. پایان سال 85، 2060 گردان عاشورا و 440 گردان الزهرا، یعنی هم‌اکنون 2500 گردان عاشورا و الزهرا که در تمام کشور گسترده شده‌اند. از نظر کمی در سال 76 ما در سطح کل کشور 3 میلیون و 282 هزار بسیجی داشتیم اما اکنون یک ارتش بسیجی 12 میلیون نفری داریم. از سوی دیگر ما بسیج متخصصین مثل بسیج جامعه پزشکی، بسیج اساتید، بسیج هنرمندان، بسیج مهندسان، بسیج وکلا و حقوقدان‌ها و بسیج طلاب را سامان‌دهی کردیم و به بسیج دانشجویان بسیار اهمیت می‌دهیم.

در بعد نیروی هوایی سپاه الآن چه در بخش پدافند هوایی و چه در بخش موشکی یک قدرت بزرگ است.

در بخش نیروی دریایی سپاه هم‌اکنون یک قدرت دفاعی و هجومی بزرگ در منطقه خلیج‌فارس است.

در بخش نیروی زمینی هم‌اکنون از نظر استعداد، تجهیزات و نیروها مبنای ما رزم‌گردان است. الآن گردان‌هایی که در نیروی زمینی سپاه است نیروهای حرفه‌ای،‌ متخصص، چالاک، سیال و چابک‌ دارای ارتباطات مخابراتی متعدد و قابلیت رزم در دشت، جنگل و کوهستان است. از طرف دیگر ما قصد داریم به این نیروی زمینی حدود 500 گردان عاشورا اضافه کنیم. با پیوستن گردان عاشورا هر تیپ نیروی زمینی تبدیل به یک لشکر می‌شود یعنی 3 برابر.

تصور من این است که با هدایت‌های مقام معظم رهبری و برخورداری از یک برنامه مدون توانستیم گام‌های بلندی برداریم. برای مثال ما هر سال برنامه سال بعد را تا اسفندماه ابلاغ می‌کردیم؛ یعنی در فروردین بودجه‌های لازم را پرداخت می‌کردیم. یا برای هر نیرویی دکترین نظامی تنظیم کردیم که تا رده‌های پایین می‌گوید چه‌کار باید کنیم و این دکترین را در نیروی زمینی، در نیروی مقاومت، نیروی دریایی و هوایی ابلاغ و عملیاتی کرده‌ایم.

فکر می‌کنم اکنون دارای یک سپاه آماده و قدرتمند هستیم که می‌تواند از انقلاب و کشور دفاع کند و امیدوارم برادر عزیر سرلشکر جعفری از این به بعد سپاه را پیش ببرند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات