نادر مازوجی
گروه بینالملل: «لازم است آمریکا در سیاستهای خود تجدید نظر کند و راه تعامل و گفت و گو به جای توسل به زور را در قبال کشورها پیش گیرد». این جمله اظهارنظر مشترک سه تن از چهرههای برجسته پیشین سیاست خارجی آمریکا است که خطاب به رئیسجمهوری آتی آمریکا پس از جرج بوش پسر ایراد کردهاند. «هنری کیسینجر» وزیر خارجه آمریکا در دوران ریاست جمهوری ریچارد نیکسون و جرالد فورد، «زبیگنیو برژینسکی» مشاور امنیت ملی آمریکا در دوران ریاست جمهوری جیمیکارتر و «برند اسکوکرافت» مشاور امنیت ملی آمریکا در دوران ریاست جمهوری جرالد فورد و جرج بوش پدر در پیام مشترکی به رئیسجمهوری آینده آمریکا از هر یک از دو حزب دموکرات یا جمهوریخواه که باشد تاکید کردهاند: در جهانی که اساساً در حال دگرگونی است، آمریکا نیازمند انعطافپذیری بیشتر و استفاده کمتر از زور و همچنین آمادگی بیشتر برای گفتوگو و تعامل با کشورهای دیگر است.
عدم استفاده از زور و گرایش به سمت گفتوگو یک اصل اجتنابناپذیر در عصر کنونی است اما آنچه آمریکا طی 6 سال گذشته انجام داده، عکس این قضیه بوده است. این سه مقام برجسته پیشین آمریکا که در عرصه بینالملل از صاحبنظران مشهور هستند معتقدند رویکرد به سمت گفتوگو تنها برای بهبود چهره آمریکا نیست بلکه از این طریق است که میتوان قواعد و فرصتهای جدید در بازی بینالمللی را بهتر درک کرد. کیسینجر میگوید: نظام موجود بینالملل به دلیل قدرت رو به رشد نظامهای ملیگرا، چنان در حال تغییر و تحول است که طی صدها سال گذشته تصور چنین تحولاتی هم به ذهن خطور نمیکرد.
آمریکاییها باید درک کنند که ما در آغاز راهی طولانی برای سازگاری و تعامل با جامعه بینالملل هستیم. برژینسکی هم تغییر و تحولات سریع در عرصه بینالمللی را بیداری سیاسی جهانی توصیف میکند و میگوید: جهان بیش از پیش در اضطراب و نگرانی به سر میبرد. جهان آرمانهایی دارد که تحقق آن به سهولت امکانپذیر نیست و اگر آمریکا میخواهد همچنان قدرت برتر جهان باقیبماند باید خود را با این آرمانهای سیاسی زنده و جدید سازگار کند زیرا آرمانهای جدید جهانی کاملاً با آنچه در گذشتهیی نه چندان دور وجود داشت متفاوت است. اسکوکرافت نیز میگوید: در این جهان جدید که کاملاً با گذشته متفاوت است، معیارهای سنتی استفاده از زور دیگر کاربرد ندارد. در عصر کنونی، مشکلات کشورها از مرزهای ملی آنها فراتر رفته و بازیگران جدیدی با افکار و روشهای جدید ظهور کردهاند که ضرورت چگونگی تعامل با آنها احساس میشود.
کیسینجر، برژینسکی و اسکوکرافت که هر سه از تحلیلگران برجسته مرکز مطالعات استراتژیک بینالمللی در واشنگتن هستند درباره عراق پیش از حمله آمریکا در سال 2003 دیدگاههای متفاوتی داشتند اما اکنون هر سه آنها در این خصوص نیز متفقالقولند.
برژینسکی در میان مسوولان پیشین آمریکا از منتقدان و مخالفان شدید جنگ محسوب میشد. اسکوکرافت اما اگرچه از مخالفان جنگ عراق بود و نومحافظهکاران را به شدت مورد انتقاد قرار میداد همچنان در زمره افراد مورد اعتماد خانواده بوش باقیماند.
کیسینجر نیز از حامیان جنگ عراق بود و به بوش و کاندولیزا رایس که قبل از جنگ عراق مشاور امنیت ملی دولت آمریکا بود مشورت میداد. این مواضع سه سیاستمدار و دیپلمات کهنهکار آمریکایی قبل از جنگ عراق بود، اما اکنون و پس از گذشت چهار سال از جنگ عراق و باتلاقی که برای آمریکا در آن سرزمین شکل گرفته است هر سه آنها همان سیاستهایی را به رئیسجمهوری آینده آمریکا در مساله عراق پیشنهاد میکنند که در سطور قبلی در خصوص مسائل جهانی پیشنهاد کردند.
این سه تحلیلگر البته با اندکی ژرفنگری، آنچه را که در مساله عراق به رئیسجمهور آینده پیشنهاد میکنند، آمریکای پس از خروج از عراق است. آنها یکصدا تاکید میکنند که زمان آن فرا رسیده که آمریکا برای خروج راحت از عراق و دوره پس از آن که احتمال میرود بسیار دشوارتر از دوره حضور آمریکا در عراق برای واشنگتن باشد، به گفتوگو با بسیاری کشورهای جهان که میتوانند در این چارچوب مثبت واقع شوند روی آورد. آنها به رئیسجمهوری آینده تاکید میکنند که چنین گفتوگویی به صورت گسترده، منظم و بر اساس برنامه در دستور کار دولت آتی آمریکا قرار گیرد.
اسکوکرافت از رئیسجمهوری آینده میخواهد پس از انتخاب به این منصب در پشت تریبون عمومی قرار گیرد و خطاب به جهانیان اعلام کند که «ما نیز جزیی از جهان هستیم و خواهان همکاری با جهان میباشیم. ما قدرت سلطهگری در جهان نیستیم و نمیخواهیم دیگران پشتسر ما قرار گیرند.» برژینسکی هم اظهارنظری مشابه میکند و میگوید: رئیسجمهوری آینده آمریکا باید به جامعه بینالملل بگوید که آمریکا میخواهد بخشی از حل و فصل جهانی باشد نه بخشی از مشکلات آن. رئیسجمهوری آینده باید اعلام کند که آمریکا در بحث مربوط به راههای تحقق کرامتی که انسان در جهان امروز در تلاش برای به دست آوردن آن است، مشارکت خواهد کرد.
کیسینجر نیز همان مواضع دو شخصیت دیگر را بازگو میکند و میگوید: رئیسجمهوری آینده آمریکا باید اعلام کند که با کشورهای دیگر در هر کاری که میخواهد انجام دهد رایزنی میکند و نباید تظاهر کند که به همه آنچه میخواسته رسیده است و بر همین منوال این حق را به خود بدهد که به تنهایی و بدون مشورت با دیگران هر آنچه دلش میخواهد انجام دهد.
این سه تحلیلگر برجسته همچنین معتقدند که آمریکا نباید تنها با دوستان و همپیمانان خود وارد گفتوگو شود بلکه با دشمنان احتمالی همچون ایران نیز گفتوگو کند. کیسینجر میگوید: ما باید دستکم تلاش کنیم مذاکراتی آرام و بدون حاشیه با یکی از مسوولان بلندپایه ایران به عمل آوریم تا بتوانیم دیدگاه خودمان را برای آنها مشخص کنیم.
برژینسکی نیز میگوید: با روسیه نیز باید گفتوگوی سازنده را به جای تبلیغات سوءمدنظر قرار دهیم و در اختلافات موجود با این کشور مبالغه نکنیم. اسکوکرافت هم معتقد است با چینیها هم باید به طور سازنده تعامل کرد تا شاهد جهانی با ثبات باشیم. لازم به ذکر است این سه سیاستمدار برجسته و کهنهکار آمریکا در تدوین سیاست خارجی این کشور طی پنج سال گذشته به میزان زیادی تاثیرگذار بودهاند، اگرچه برخلاف دولت بوش که همواره نخستین گزینه را در عرصه بینالملل به استفاده از زور اختصاص داده است، استفاده از زور را به عنوان آخرین گزینه پیشنهاد میکنند و همچنان بر راه تعامل و گفتوگو تاکید میورزند.