رسول سناییراد
بالاخره پس از گذشت 8 سال از ماجرای مشکوک 18 تیر، مایکل لدین، عضو شورای روابط خارجی آمریکا و از تئوریپردازان و چهرههای نومحافظهکار آمریکایی اعلام داشت که در زمان غائله تیرماه در تهران حضور داشته و در هدایت این فتنه دست داشته است.
گرچه نقش آشکار و کلیدی ماهوارههای تحت کنترل آمریکا، روابط معلوم برخی چهرههای تحریککننده و هدایتگر داخلی این فتنه با آمریکا فرار بعدی آنان به این کشور و همسویی شعارها و خواستههای کلی جریان اصلاحطلب آمریکایی با گفتمان در حال ترویج آمریکاییها، این اعتراف را از تازگی میاندازد و آن را بدیهی جلوه میدهد، اما این سخن به آن دسته از فریبخوردگان و غفلتزدگان داخلی هشدار میدهد تا بر روی واقعیات پیرامونی چشم گشوده و با کنار زدن برخی لجبازیهای ناشی از رقابتها و وابستگیهای سیاسی، اجازه اطلاع از عمق فاجعه یعنی همراهی با برنامههای طراحی شده از سوی دشمن را فراهم آورند. چرا که گاه این بیاطلاعی موجب میگردد برخی بازیگران عرصه سیاست ناخواسته به عوامل بیمزد دشمن تنزل یافته و حتی با ظاهری روشنفکرانه و فرهیخته تنها به تقلید و پیروی کورکورانه و ناآگاهانه از طرحها و برنامههای بیگانگان برآیند.
بنابراین روی سخن نه با آن دسته از عوامل و عناصر مزدور و مفلوک وابسته به بیگانه است که با اطلاع به پیروی از دستورات برونمرزی برآمده و برای پیشبرد دمکراسی مطلوب آمریکا سینهدرانی میکنند، بلکه آن گروه از چهرههای سیاسی است که خود را متعلق به خانواده نظام و انقلاب اسلامی دانسته و بهزعم خویش اصلاحات را برای پاسداشت این انقلاب و نظام و روشی برای اصلاح و تقویت آن پذیرفته بودند. کسانی که گرچه قصد براندازی نداشتند، اما گاه برای از میدان به در کردن رقیب داخلی با برخی اغیار همکاسه شده و از بعضی حوادث و پدیدهها جانبداری مینمودند که کمترین خطر آن رسوایی و افتضاح همسویی و همراهی ضمنی با بیگانگان میباشد. لذا این اعتراف دیرهنگام مایکل لدین میتواند برای بسیاری از بازیگران سیاسی به ویژه سران مدعی اصلاحطلبی عبرتآموز باشد به ویژه اینکه به یاد آوریم:
1- برخی از شخصیتهای جبهه دوم خرداد و حتی وزرای کابینه آقای خاتمی از این فتنه به عنوان اقدامی خودجوش یاد میکردند و گاه با حضور در بین عوامل پیادهنظام آن، به ابراز همراهی و حمایت از آنان میپرداختند.
2- تیتر صفحات اول بسیاری از روزنامههای دوم خردادی در آن روزها به نفع اغتشاشگران و فتنهجویان اختصاص یافته بود و اقدامات مدافعان انقلاب برای مهار فتنه با بیمهری مواجه میشد و یاوران و مدافعان نظام و انقلاب با عباراتی مثل «شبهنظامیان» و «لباس شخصیها» با سرزنش و شماتت اصلاحطلبان مواجه بودند.
3- در حالی که دستگاههای امنیتی در اختیار اصلاحطلبان هیچ اقدام قاطعی برای برخورد با آشوبگران به عمل نمیآوردند، اما مجموعه امکانات دولت برای برخورد با مدافعان انقلاب و نظام بسیج شده بود که محاکمه زنجیرهای سرپرست انتظامی تهران بزرگ و استقبال روزنامههای دوم خردادی از آن، نماد بارز این اراده جابهجا شده و تاسفآور اصلاحطلبان به شمار میآید.
4- عوامل اصلی این فتنه که شروعکننده ماجرا بودند، هیچگاه رسما معرفی نشدند و عوامل میدانی نیز در عصر اصلاحطلبان به پاداشهای بزرگی چون نمایندگی مجلس ششم، دستیابی به پستهای بالای دولتی، بورس تحصیل در خارج از کشور و... نیز دست یافتند. بنابراین جا دارد، یکبار دیگر دوستان اصلاحطلب بر روی این اعتراف تاریخی و مهم مایکل لدین تامل نموده و مواضع و عملکرد خویش در روزهای فتنه تیرماه 78 را مرور نمایند. گرچه نیازی به اعلام توبه و اشتباه نیست، اما برای تصحیح روند آینده خویش، آن را مایه عبرت قرار دهند و فراتر از توهم توطئه بر توطئهها و فتنههای بیگانگان مراقبت بیشتری به عمل آورند. نکته ظریفتر اینکه چنانچه این فتنهها و توطئهها کارگر باشد، همین همراهان داخلی جزو اولین قربانیان خواهند بود، همانگونه که تنها توهم کارگر افتادن فتنههای دوران اصلاحات به شعار عبور از خاتمی ختم میشد و کوس وا اسفای اصلاحات بیسر گوش فلک را کر نموده بود.