تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۱  ، 
کد خبر : ۵۳۲۴۶

راهبرد‌های هند در هزاره جدید


صلاح الدین هرسنی کارشناس ارشد علوم سیاسی

راهبرد‌های هند در هزاره سوم جهت‌گیری‌های محسوسی را تجربه می‌‌کند به گونه‌یی که این راهبرد از همکاری و روابط با روسیه و اسرائیل به سوی آمریکا و چین تغییر مسیر داده است. این تغییر مسیر برای نجات از سوسیالیسم بود که پس از استقلال این کشور، باعث رکود اقتصادی و از دست دادن نفوذش در سطح شبه‌قاره بود. روابط راهبردی هند و آمریکا که به دنبال آزمایش هسته‌یی هند به سال 1998 قطع شد در ژوئن 1998 از سر گرفته شد و در دوران ریاست جمهوری کلینتون به اوج خود رسید. این ارتباط بدان جهت برای هند قابل اهمیت بود که بتواند در روابط راهبردی خود با آمریکا به یک قدرت بزرگ تبدیل شود. مزید آنکه ایالات‌متحده، نقش برجسته‌یی را برای رهبری هند در باب موضوعات امنیتی منطقه قائل بود. بر این اساس نشانگان روابط راهبردی هند و آمریکا در هزاره سوم ابتدا در همگرایی جدید دو کشور در جهت ارتقای دموکراسی و سپس مبارزه با تروریسم نمود یافت. بعد از این آمریکا در‌های همکاری تکنولوژی پیشرفته را به سوی هند باز کرد. به موازات آن هند هم از دولت بوش در طرح دفاع موشکی حمایت کرد و مواضع توافقی خود را در محافظت از دارایی‌های آمریکا در جریان حمل و نقل از طریق تنگه مالاکا اعلام کرد. ضمن آنکه هند رهیافت‌های جایگزین برای مواجهه با گرم شدن زمین را به آمریکا پیشنهاد داد.

اوج تعامل راهبردی آمریکا با هند در هزاره سوم هنگامی‌‌ خود را نمایان ساخت که قرارداد هسته‌یی میان بوش و مانموهان سینگ در جولای 2005، مقدمات سفر بوش به دهلی را برای تحکیم روابط در مارس 2006 فراهم آورد. از دیگر سو قدرت چشمگیر چین موجب ائتلاف در روابط مستحکم آمریکا و هند شده است. به گونه‌یی که ایالات‌متحده برای مهار نفوذ چین در آسیا از رقیبی چون هند استفاده کرده است. با چنین وضعیتی پیداست آنچه انگیزه دو کشور را در تحکیم ملاحظات دیپلماتیک شدت می‌دهد، منافع استراتژیک دو کشور باشد که دو کشور را در اتخاذ مواضع اشتراکی برای مدیریت نظام جهانی در هزاره سوم ترغیب ساخته است. اما روابط راهبردی هند با چین در هزاره جدید از تقابل ناشی از مناقشات مرزی به طرف تعامل و همراهی جهت‌دار تغییر مسیر داده است. منازعه تبت و مرزهای مناقشه‌آمیز هند و چین تا قبل از این، دو تمدن هند و بودایی و کنفوسیوسی را در مقابل هم قرار داده بود. اما بعد از شکست هند از چین آن هم در درگیری‌های مرزی سال 1962 و پیامدهای این جنگ برای این کشور، نوعی بیداری برای رهبران هند حاصل شد. برای رهبران هند شکست جنگ سال 1962 درس بزرگی بود که آنان بخواهند بقای سیاست خود را در تقویت قدرت نظامی و تمرکز بر جنبش عدم تعهد بجویند تا به این طریق امنیت درونی و تقویت نظامی هند حاصل آید. هند به استعانت از چنین راهبردی بر بخشی از اهداف حیات استراتژیک خود نایل شد اما روابط راهبردی آن با چین از دهه 1990 از اهمیت خاصی برخوردار شد. تعامل رهبران سال‌های اخیر بین رهبران پکن و دهلی موید این واقعیت است که در سطح چنین روابطی، رقابت‌های مناقشه‌آمیز و مخرب میان مناسبات آنان کاهش یافت و مناسبات حیاتی ترو نوینی شکل گرفت. چنین رقابتی در سطح صحنه‌های اقتصادی - توسعه سرمایه‌داری و انرژی نمود یافته است.

فرصت‌ها و تهدیدها

بینش فعلی رهبران هند در هزاره اخیر سبب شده است که این کشور بتواند فرصت‌هایی را برای تبدیل شدن به قدرت بزرگ در اختیار داشته باشد. تردیدی نیست که ملاحظات دموکراتیکی این کشور، جمعیت، قدرت هسته‌یی، حفظ برتری استراتژیک بر پاکستان و تداوم روابط استراتژیک با روسیه، موجب می‌شود که این کشور بتواند خود را در سلک قدرت‌های برتر جهان قرار دهد. ضمن اینکه این کشور بعد از سپری کردن سال‌ها از سیاست‌های درون‌گرایانه و انزواطلبانه خود، به بازار اقتصاد و تجارت آزاد و در محور قرار دادن همکارهای اقتصادی منطقه‌یی حرکت کرده است. در این میان روابط راهبردی این کشور با ایالات‌متحده می‌تواند متضمن بهترین فرصت‌ها در تبدیل شدن این کشور به قدرت بزرگ باشد. واقعیت آن است که اقتصاد رو به رشد هندوستان نیازمند دریافت انرژی از خارج است. مسلم است که در سایه وحدت استراتژیک آمریکا با هند، آمریکا بتواند به نیاز‌های انرژی هند پاسخ دهد. البته چنین رهیافتی در استراتژی رهبران واشنگتن همانند اتحاد شوروی سابق به منظور مهار و کنترل اژدهایی چون چین است که به سمت هند گرایش دارد و در تکاپو است. در این راستا از تهدیدات قابل توجه فراروی حیات سیاسی هند باید به راهبرد‌های مشترک چین و پاکستان اشاره کرد که بدون تردید بزرگ‌ترین چالش‌های پیش روی هند در هزاره اخیر قلمداد می‌شود. ضمن آنکه امضای قرارداد هسته‌یی میان هند و آمریکا آن هم به منظور باز کردن پای آمریکا در سطح شبه‌قاره و همچنین مهار قدرت چین، می‌تواند آینده حیات سیاسی هند را با چالش‌های جدی مواجه سازد. در این میان چالش‌های محتمل پاکستان برای هند در حیات سیاسی شبه‌قاره یک مساله اساسی است، چرا که هند استقلال پاکستان را در هیچ مقطعی از تاریخ، در ذهنیت تاریخی خود نپذیرفته است. بنابراین رقابت‌های استراتژیک پاکستان و هند عاملی برای حفظ وضع رقابت‌آمیز میان دو کشور خواهد بود که مهار آن با توجه به ورود نسل جدید رهبران این کشور در دستگاه قدرت، به دور نخواهد ماند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات