* مقامات انگلیسی اخیرا اقرار نمودهاند که ملتهای خاورمیانه از لندن تنفر دارند. به نظر شما ریشه و خاستگاه این تنفر در کجاست و چرا دولتمردان حزب کارگر به سیاستمدارانی منفور در نظام بینالملل تبدیل شدهاند؟
** خاستگاه این تنفر در رفتار سیاستمداران انگلیسی نهفته است. چپاول ثروتهای خاورمیانه و نقاط دیگر دنیا در نزد مقامات انگلیسی به یک عادت و رفتار ثابت تبدیل شده است. هماکنون شاهد هستیم که جنایات انگلستان در عراق و افغانستان روز به روز افزایش مییابد و دولتمردان وابسته به حزب کارگر نیز همگام با نومحافظهکاران کاخ سفید از این جنایات حمایت میکنند. بنابراین تنفر ملتهای خاورمیانه و دیگر ملتهای دنیا از سیاستمداران انگلیسی کاملا طبیعی است. نکته جالب توجه اینکه ملت انگلستان نیز از رفتار سیاستمداران خود به ستوه آمدهاند. استعفای تونی بلر از قدرت معلول همین نارضایتیهای عمومی بود. نوع نگاه انگلستان نسبت به دیگر ملتها و دولتهای جهان نگاهی از بالا به پایین است که از سوی انسانهای آگاه قابل قبول نیست. لندن همواره به دولتها و ملتهای خاورمیانه خیانت نموده و سعی داشته مردم این منطقه حساس و استراتژیک را در سیطره و بازه قدرت خود تعریف کند.
در طول تاریخ شاهد بودهایم که انگلستان همواره پیرو سیاستهای کاخ سفید بوده و در مواقعی نیز علیه ملتهای خاورمیانه دست به اسلحه برده است. در جنگ عراق، جنگ 33 روزه رژیم اشغالگر قدس و حزبالله لبنان، جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوریاسلامی ایران و کشتارهای بیرحمانه فلسطینیان رد پای انگلستان قابل مشاهده است.
واقعیت امر این است که ملت انگلستان هنوز بسیاری از حقایق جنگ عراق را نمیداند. آنها در صحنه حضور ندارند تا از نزدیک جنایات سربازان بریتانیایی در بصره و دیگر شهرهای عراق را مشاهده کنند. هرچند که تونی بلر به علت ناکامی در عراق و پیروی از سیاستهای کاخ سفید از سوی مردم کشورش مورد خشم و غضب قرار گرفت، اما نیروهای انگلیسی مستقر در عراق جنایاتی مرتکب شدهاند که اخبار آنها به گوش ملت انگلستان نرسیده است. آمریکا و انگلستان که برای چپاوّل نفت عراق به این کشور لشکرکشی نمودهاند با موانع گستردهای برخورد نمودهاند که یکی از آنها نفرت عمومی ملتهای دنیا از آنهاست. مسلما این نفرت با افزایش آگاهی ملتها بیشتر خواهد شد و از دستیابی لندن و واشنگتن به اهداف پلیدشان ممانعت به عمل خواهد آورد. اگر ملت انگلستان به طور کامل حقایق عراق را بداند حاضر به تحمل حزب کارگر در راس مناسبات سیاسی لندن نخواهد بود.
* سانسور وقایع مربوط به جنگ عراق در انگلستان چگونه صورت میگیرد؟
** این سانسور از طریق رسانههای وابسته به حزب حاکم انگلستان صورت میگیرد. در این راستا سعی میشود تا وقایع جنگ عراق به صورتی معکوس و غیرواقعی جلوه داده شوند تا حزب کارگر توجیهی برای ماجراجوییهای خود در خاورمیانه داشته باشند. البته این روند نیز نهایتا محکوم به شکست خواهد بود و سرانجام ملت انگلستان نسبت به جنایاتی که توسط دولتشان اتفاق میافتد آگاه خواهند شد. در زمان نخستوزیری تونی بلر این سانسورها نتوانستند از شکست نخستوزیر سابق انگلستان جلوگیری نمایند. به تبع اولی افشای کامل این جنایات دامنه شکست سیاستمداران جنگطلب انگلیسی در خاورمیانه را گسترش میدهد.
هرچند ایالاتمتحده آمریکا و انگلستان به صورت مداوم دم از حقوقبشر، آزادی بیان، رعایت اخلاق رسانهای، مبارزه با تروریسم و... سخن به میان میآورند اما ملتهای آنها تحت تاثیر دیگر ملتهای دنیا در مسیری قرار گرفتهاند که مخالفت علنی آنها با سیاستمدارانشان را عینیت میبخشد. تظاهرات مردمی در سرتاسر جهان باعث شده است تا ژستهای مضحکانه و دروغین مقامات آمریکایی و انگلیسی به سخره گرفته شود. مسلما انعکاس این تظاهراتها و اعتراضهای گسترده به داخل کشورهای انگلستان و آمریکا نیز سرایت خواهد نمود. امروزه در نظرسنجیها شاهد هستیم که دولت بوش از سوی شهروندان آمریکایی به عنوان بدترین دولت تاریخ این کشور شناخته شده است و حزب کارگر انگلستان نیز خطر سقوط از قدرت را در یک قدمی خود حس میکند. ملت انگلستان باید به صورتی جدیتر از مسئولان خود بخواهند تا با ترک خاک عراق فضا را برای تنفس مردم زجر کشیده عراق آماده نمایند. هر چند که صدام دیکتاتوری منفور بود، اما حضور اشغالگران در خاک عراق را نمیتوان به این بهانه توجیه و تفسیر نمود. ملت عراق هیچگاه از آمریکا و انگلستان نخواسته بودند تا با توپ و تانک و انفجار و کشتار وارد کشور آنها شده و حکومت صدام را سرنگون نمایند. ملت عراق همانند دیگر ملتهای دنیا میخواهند یک زندگی آزاد را تجربه نمایند. اما حضور اشغالگران متوحش آمریکایی و انگلیسی مانع از حیات اجتماعی و سیاسی آزادانه در عراق شده است. این حقیقتی است که امروزه همه نسبت به آن باور دارند.
کاخ سفید و لندن به بهانه مبارزه با ترویسم از تروریستهای القاعده حمایت کرده و با بمبگذاری در اجتماعات، اماکن متبرکه و محلهای پرجمعیت امنیت عراق را به مخاطره میاندازند. اشغالگران عراق برای اینکه اوضاع این کشور را ناامن جلوه داده و حضور خود را در آن توجیه نمایند دست به هر عمل وقیحانهای میزنند. وجود دو خصلت بیفکری و زورگویی در میان مقامات آمریکایی و انگلیسی باعث شد تا مسئله عراق به نقطه کنونی برسد. شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز با سکوت و همراهیهای خود با واشنگتن و لندن هیچ گونه اقدام موثری در جهت بهبود اوضاع امنیتی عراق انجام نمیدهد. در جریان جنگ 33 روزه رژیم اشغالگر قدس و رزمندگان دلیر حزبالله شاهد بودیم که لندن و واشنگتن تحت همین نام شورای امنیت به حمایت علنی از اسرائیل غاصب پرداختند. البته پیروزی حزبالله پاسخ دندانشکنی به آنها داد. در این نکته هیچگونه شک و شبههای وجود ندارد که مردم دنیا از سردمداران آمریکایی و انگلیسی تنفر دارند. سایر مسئولین انگلیسی و خصوصا جانشینان دولت بلر باید از این مسئله درس بگیرند، اگرنه آنها نیز محکوم به شکست خواهند بود.
* در دیدار اخیر گوردون براون با جرج بوش شاهد بودیم که نخستوزیر انگلستان بر لزوم همکاریهای گسترده لندن و واشنگتن تاکید نمود. تحلیل شما از این اظهارات چیست؟
** از قدیمالایام تاکنون نام ایالاتمتحده آمریکا و انگلستان به عنوان دو کانون اصلی شرارت در جهان با یکدیگر گرهخورده است. از اینجا که این دو کشور در نزد دیگر ملتها و کشورهای جهان منفور هستند، تنها در کنار یکدیگر میتوانند به حیاتشان ادامه دهند. از این رو لندن و واشنگتن از یکدیگر جداییناپذیرند و در صورت ایجاد خلل در مناسبات این دو، دیگر محلی برای مانور این دو باقی نمیماند. دیدار اخیر بوش و براون را نیز باید در همین راستا ارزیابی نمود. دولتهای آمریکا و انگلستان به سبب نفرتی که از آنها وجود دارد مجبورند پشتیبان و مکمل یکدیگر باشند. اما همین حمایتهای اجباری و دوطرفه باعث ایجاد شکاف بین دولتها و ملتهای انگلستان و آمریکا خواهد شد. هماکنون شاهد هستیم که این شکاف و فاصله به بالاترین نقطه خود رسیده است. به نحوی که مردم انگلستان هیچگونه صداقتی در میان مسئولان خود مشاهده نمیکنند. در ایالاتمتحده آمریکا نیز به همین صورت است و بوش در نزد ملت آمریکا به عنوان یک رئیسجمهور منفور شناخته شده است. در حال حاضر، ملت آمریکا آرزو میکند تا هرچه سریعتر ماههای باقیمانده دوران قدرت بوش و نومحافظهکاران سپری شود و دولت دیگری در این کشور بر سر کار آید. دولت فعلی انگلستان نیز مجبور است به خواسته ملت این کشور احترام بگذارد و از همراهی با سیاستهای سلطهطلبانه آمریکا در عراق اجتناب کند. اگرنه سرنوشتی مشابه بلر در انتظار گوردون براون خواهد بود.
* به نقش مخرب انگلستان در شورای امنیت سازمان ملل متحد اشاره کردید. آیا به نظر شما ساختار فعلی سازمان ملل قابلیت استیفای حقوق دولتها و ملتهای دنیا را دارد؟
** با توجه به ساخت فعلی خیر. ملتهای آزاده باید نسبت به حل این معضل راهکاری اساسی پیدا کنند. کلیت استفاده قدرتهای زورگو از حق وتو به هیچ عنوان با معیارهای دنیای امروز مطابقت ندارد. باید به همان اندازه که ایالاتمتحده آمریکا و انگلستان حق اظهار نظر دارند کشورهای آمریکایی لاتین و آفریقایی نیز حق اظهار نظر داشته باشند. نمایندگیهای سایر کشورها جهان در سازمان ملل متحد باید با یکدیگر متحد شده و در برابر "حق وتو" ایستادگی کنند. سازمانهای بینالمللی نتوانستهاند در طول دهههای اخیر نقش خود را به خوبی ایفا نمایند و این مسئله به هیچ عنوان مطلوب نیست. امروزه شاهد هستیم که کشورهای آمریکا و انگلستان که دو عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد بوده و از حق وتو برخوردارند، عاملان اصلی کشتار و خونریزی در عراق و خاورمیانه محسوب میشوند و هیچ سازمانی نیز در مقابل آنها ایستادگی نمیکند. همین مسئله به خودی خود نشان میدهد که ساختار فعلی سازمانهای بینالمللی نمیتواند در مقابل زورگویی و تجاوز ایستادگی نماید.
* تونی بلر، نخستوزیر سابق انگلستان به عنوان نماینده کمیته چهارجانبه صلح خاورمیانه (کوارتت) انتخاب شده است. نظر شما در خصوص این انتصاب چیست؟
** کلیت انتصاب تونی بلر به عنوان نماینده کمیته کوارتت مضحکانه است. به کار بردن واژه صلح در کنار نام افرادی جنایتکار مانند تونی بلر توهینی آشکار به جامعه بشری است. البته کشورهای زورگو از این انتصاب هدفی دارند و آن ژستگیری در مقابل دیگر ملتها و کشورهای جهان است. آنها میخواهند بگویند که معادلات جهان را ما زورگویان تعیین مینماییم. اما این روش به هیچ عنوان دوام نمیآورد و مستکبران دنیا فرجامی جز سقوط نخواهند داشت.
* با تشکر از شما که در این گفتگو شرکت کردید.
** من هم از شما متشکرم.