علیاکبر عبدالرشیدی
اجلاس آناپولیس در ایالت مریلند که از سوی آمریکا برای حل و فصل مسائل خاورمیانه تدارک دیده شده است با همه نشستها و تلاشهای قبلی واشنگتن در این زمینه تفاوت دارد. اگرچه برای قضاوت در مورد شکست یا پیروزی این اجلاس که اولین اجلاس کلان خاورمیانهای در 16 سال گذشته است، باید منتظر پایان مذاکرات بود، اما ظرف روزهای اخیر کمتر مفسر یا ناظری است که احتمال شکست اجلاس آناپولیس را مطرح نکرده باشد. مفسر خبرگزاری رویترز معتقد است: انتظارات از اجلاس آناپولیس کم است، زیرا شرکتکنندگان اصلی یعنی جرج بوش رئیسجمهور آمریکا، ایهود اولمرت نخستوزیر اسرائیل، محمود عباس رئیس حکومت خودگردان فلسطین، هر سه در داخل قلمرو حکومتی خود با چالشهای سیاسی روبرو هستند.
برپایی اجلاس آناپولیس در سایه تلاشهای چند ساله اخیر نومحافظهکاران برای طراحی «خاورمیانه جدید» معنای خاصی دارد به همین دلیل شکست اجلاس آناپولیس برای آمریکا بسیار گرانتر از شکستهای قبلی تمام خواهد شد.
نکته مهم دیگر گستردگی حضور مدعیان حل و فصل مسائل خاورمیانه در این اجلاس است که توقعات ریز و درشت فراوانی را از کرانه باختری تا بلندیهای جولان و از نوار غزه تا جنوب لبنان به بار خواهد آورد که حصول تفاهم و توافق جامع را دستنیافتنیتر میکند.
در بین شرکتکنندگان در اجلاس آناپولیس، حضور عربستان سعودی و سوریه معنای خاصی را انعکاس میدهد. عربستان سعودی اعلام کرد به شرطی در اجلاس شرکت میکند که مذاکرات منجر به تشکیل یک کشور فلسطینی شود. سوریه ضمن تأکید روی شرط مربوط به گنجانیده شدن مسأله جولان اشغالی و ابراز علاقمندی تلویحی به بهبود روابط خود با آمریکا، با این آمادگی به آناپولیس رفته است که اجازه ندهد ابزاری در دست آمریکا شود. اسرائیل به تأمین یک نیروی مشترک با اعراب میانهرو برای مقابله با تهران امید بسته است.
محمودعباس هم که به قول مفسر «نیویورکسان» حوزه اقتدارش به درون دیوارهای ویلای شخصیاش در رامالله محدود میشود، چشم به راه حذف حماس و هر جریان اسلامی فلسطینی دیگری است که حاکمیت مطلق او را برای سازش با اسرائیل زیر سؤال برده است. آمریکا مایل است رهبران عرب به خصوص سوریه را از دوستی با ایران بر حذر دارد.
شکست اجلاس آناپولیس با حضور 45 هیأت نمایندگی، از یک سو موجب قطبی شدن بیشتر خاورمیانه و قطعاً به معنای پیروزی منطق اسلامگرایان فلسطینی خواهد بود که هیچ امیدی را از ناحیه این اجلاس قابل تحصیل ندانستهاند.
منابع آمریکایی ظاهراً به این نتیجه رسیدهاند که تلاشهای فرسایشی سیاسی و دیپلماتیک در پی تاریخی از عملیات نظامی و شبهنظامی فرسایشی علیه فلسطینیها و اعراب، صبر و طاقت مدعیان مسأله فلسطین را به سر آورده و عطش فراوانی را در یافتن راهحلی برای مسائل خاورمیانه ایجاد کرده است که در آناپولیس منجر به توافقات جدی و امتیازات فراوان برای اسرائیل خواهد شد.
اما همین منابع آمریکایی به خوبی میدانند که منافع متضاد کشورهای خاورمیانه و نگرش متفاوت هر یک از آنها به مسأله فلسطین به عنوان هسته اصلی مسائل خاورمیانه، چنان است که به این سادگی منجر به توافقی یکپارچه و جمعی در بین این کشورها نخواهد شد. برعکس، اختلافات خفته و مزمنی که بین این کشورها بر سر کسب سیادت منطقهای، امتیازات و حمایتهای موردنظر وجود دارد، در آناپولیس احتمالاً عیان شده، تشدید گردیده و موجب رنجشهای عمیقتر خواهد شد که در نهایت، کمکی به حل مسائل خاورمیانه نخواهد کرد.
یک تحلیلگر خاورمیانهای میگوید: «دیرگاهی است که رهبران سیاسی میانهروی کشورهای خاورمیانه، نگرانی خود را نسبت به فلسطین از دست دادهاند. در بین رهبران سیاسی این کشورها، دیگر کسی نگران تحکیم برادری و اخوت فلسطینیها و تأمین حقوق حقه آنها نیست. برعکس، هر کدام از آنها نگران خود هستند که چگونه از اتهامهای تروریسم، تندروی، سازشناپذیری که آمریکاییان به آنها نسبت میدهند، پرهیز کرده، ممر کمکهای مالی، سیاسی و نظامی آمریکا را به سوی خود باز نگاه دارند.» اما خاورمیانه گرفتار قصهها و غصههای قدیمیتر و زخمهای التیام نیافتهتری است که بتواند در اجلاس آناپولیس، افق آشتی، صلح یا دوستی عاری از تهدید مستمری را مشاهده کند. رهبران میانهروی کشورهای خاورمیانه از میزان نفرت مردم تحت انقیاد خود نسبت به سیاست خارجی آمریکا در منطقه مطلعند و میدانند هرگونه سازش در آناپولیس، میخی دیگر بر تابوت اقتدار آنها خواهد کوبید.
از سوی دیگر، مردم منطقه حل و فصل مسائل خاورمیانه و به خصوص فلسطین را تنها در روی زمین و در صحنه ملموس منطقه قابل اعتنا و حقیقی میدانند. تجربه هفت سال تلاش نافرجام برای تأمین «صلح خاورمیانه» این حقیقت را به ثبوت رسانده است که بدون تأمین و تضمین حقوق مشروع ملت فلسطین و جلوگیری از ترکتازیهای صهیونیستها و حذف چماق از اهرمهای تأمین صلح، هیچ صلحی متصور نخواهد بود.
نشستهای صلح خاورمیانه، بارها با صدور بیانیه، اعلامیه، قطعنامه و حتی توافقهای امضا شده بین مقامات فلسطینی و اسرائیلی همراه بوده است. مشکل خاورمیانه صدور اعلامیه جدید با امضای توافق تازه نیست. مشکل خاورمیانه اجرا کردن توافقهایی است که قبلاً حاصل شده و هرگز به اجرا در نیامده است. اگر بخشی از آن هم اجرا شده باشد، منجر به احقاق حقوق مردم فلسطین یا برقراری صلح در خاورمیانه نشده است.
آمریکا ظرف سالهای اخیر کوشیده است با طرح فرضیه «تهدید ایران برای ثبات و امنیت منطقه» و گستراندن سفره منافع آشکار و پنهان در عراق برای همسایگان این کشور، نقطه قابل توافقی را ایجاد کند که کشورهای موسوم به «میانهرو» یا همان دوستان عیان و نهان آمریکا در منطقه، بتوانند گرد آن اجماع کنند.
روزنامه «کریستین ساینسمانیتور» در تفسیری پیرامون اجلاس آناپولیس نوشته است: «در فضای اجلاس آناپولیس، یک میهمان ناخوانده حضور دارد که بر سر تک تک هیأتهای شرکتکننده سایه افکنده است. ایران»
این روزنامه نوشته است: «محبوبیت جمهوری اسلامی ایران در بین مردم فلسطین و در منطقه خاورمیانه در حال افزایش است. هدف اصلی برگزارکنندگان اجلاس آناپولیس، خارج کردن کارت برنده فلسطین از دست جمهوری اسلامی ایران است، اما همه شرکتکنندگان در این اجلاس نگرانند که اگر اجلاس آناپولیس شکست بخورد، کارت فلسطین در دست ایران ارزش بیشتری پیدا خواهد کرد.»
روزنامه «ایندیپندنت» چاپ لندن نیز نوشته است: «از منظر منافع آمریکا، تنها دلیلی که برای برپایی اجلاس آناپولیس میتوان فرض کرد، این است که جرج بوش رئیسجمهور و کاندولیزا رایس وزیر خارجه این کشور در یک سال باقی مانده از دوران اقتدارشان، مایلند از ناحیه این اجلاس راهی برای مقابله با قدرت در حال تزاید ایران در منطقه خاورمیانه پیدا کنند که اسرائیل و اعراب میانهرو را به وحشت انداخته است.»