محمد ایمانی
وضعیت دیپلماسی جهانی آمریکا حکایت خودروی قراضهای است که پیش نمیرود و صدای تمام اجزای آن بلند شده الا یک قطعه ـ بوق ـ که باید صدا داشته باشد اما صدا ندارد.
سر و صداها همه نگاهها را متوجه شهر آناپولیس ایالت مریلند و دانشکده نیروی دریایی آمریکا کرده است، جایی که مقامات 45 کشور به دعوت میزبان دور هم جمع شدهاند تا گویا چارهای برای عنوان بیمسمای «صلح خاورمیانه» بیاندیشند. اما این کثرت شرکتکنندهها و موضوع نشست نیست که به کنفرانس آناپولیس اهمیت بخشیده است. اگر اهمیتی هست. از آن جهت است که «سر و صداها» به اندازه کافی راز مگوی دیپلماسی آمریکا را فاش میکند، مانند استارتی که به خودرو فرسوده بزنند و عیب و عور آن آشکار شود. دیشب مهمانان در مهمانی شام خانم رایس ـ که این یکی جزو معدود کارهای قابل تامل و جدی خانم رایس شده! ـ شرکت کردند تا امروز صبح، استارت دیپلماسی آمریکا زده شود غافل از اینکه ناظران بسیاری در دهکده جهانی کوچک امروز میدانند این ماشین حتی استارت هم نخواهد خورد چه رسد به اینکه پیش رود.
هدف اعلام شده نشست، صلح خاورمیانه و مشخصا بازگرداندن آرامش به فلسطین اشغالی است اما زمزمههای جدیتر حاکی از آن است که آمریکا بنا دارد ضمن مرتفع کردن دغدغههای اسرائیل پس از شکست در جنگ 33 روزه، تدبیری برای نفوذ فزاینده ایران که اکنون تا عراق و لبنان و فلسطین امتداد یافته، بیاندیشد. یا لااقل با یک میهمانی تبلیغاتی چنین القا شود که آمریکا اردوگاه مستحکمی دارد و ایران در انزوا قرار گرفته است. اما این اهداف زنجیرهای چقدر میتواند جامه عمل بپوشد؟ که اگر عملی نشود آمریکا از همین جایگاه فعلی که ایستاده، بیشتر تنزل و سقوط خواهد کرد.
آیا نشست لااقل میتواند مسئله 60 ساله فلسطین را که تا همین دهه گذشته ـ با همداستانی برخی کشورهای مرتجع و رژیم عرفات ـ تصور میشد به نفع رژیم صهیونیستی حل شده، به نقطهای روشن برساند؟ پاسخ خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس به این پرسش منفی است. اما نه اینکه فقط بینتیجه بماند، تاوان شکست فراتر از اینهاست: «کنفرانس خاورمیانه در آناپولیس از لحاظ سنگین بودن تاوان شکست مذاکرات با هیچ یک از تلاشهای گذشته آمریکا در حل و فصل مناقشه اسرائیل و فلسطینیان قابل مقایسه نیست زیرا شکست مذاکرات، پیامدهایی همچون تقویت گروههای تندرو را در اراضی فلسطین به دنبال خواهد داشت. جنبش حماس بزرگترین چالش برای اسرائیل و حکومت خودگردان است و از هرگونه شکست بهرهبرداری خواهد کرد... گیلاد شر مذاکرهکننده سابق اسرائیلی هشدار میدهد که اسرائیل احتمالا نمیتواند در آینده همچون 40 سال گذشته بر فلسطینیان حکومت کند.»
ماجرای فلسطین به حیثیت دولت بوش گره خورده است، دولتی که به آریل شارون ـ بولدوزر کذایی در تعبیر افکار عمومی رژیم صهیونیستی ـ چراغ سبز و چک سفید امضا داد تا با زور و وحشیگری، بحران در اراضی اشغالی را یکسره کند و خود نیز به همین روش وارد کشورگشایی در خاورمیانه بزرگ شد. این دولت حالا یادش افتاده که طرف فلسطینی و اسلامی هم هست که قابل نادیده گرفتن نیست. نفس کنفرانس صلح اعلام شکست سیاستهای 7 ساله آمریکاست اگرچه 7 سال تخریب پلهای پشت سر را نمیشود در 7-6 ساعت کنفرانس کذایی جبران و بازسازی کرد. همچنان که روزنامه آمریکایی هرالدتریبیون با طعنه و تمسخر مینویسد «دولت بوش میخواهد در نمایشی که بیشتر شبیه طنز و شوخی است در کمتر از 24 ساعت مثلا تکلیف صلح خاورمیانه را روشن کند. دورنمای صلح بعید و دستنیافتنی است و برگزاری نشستهایی از این قبیل نمیتواند فضای صلح را بر منطقه حاکم کند... بوش برای گریز از انتقاداتی که از او درباره سیاست اشغال عراق میشود، میخواهد به اصطلاح تحرکی به مذاکرات صلح خاورمیانه بدهد اما معلوم نیست چه انتظاری از نشست آناپولیس دارد که همه حضار باید برای یک روز همدیگر را تحمل کنند. هرگونه شکست در اجلاس، عواقب وخیمی برای واشنگتن خواهد داشت. با حضور قدرتمند حماس و خطمشی اعلامی آن در رد سیاستهای سرکوبگرانه اسرائیل، آمریکا چگونه میخواهد با ژستهای تبلیغاتی و برگزاری چند جلسه جانبی به اهداف خاورمیانهای خود دست یابد. آیا زور ابومازن ـ حتی اگر تن به نقشههای آمریکا بدهد ـ به حماس میرسد؟»
هرالد تریبیون دیروز، چند روز پس از تحلیل مذکور، خاطر خود و مخاطبانش را آسوده کرد و نوشت «بوش در این نشست انتظار نتایجی مثبت از کنفرانس صلح را میکشد اما این خیالی بیپایه و اساس است. شکست اکنون واژهای آشنا و نه غریب برای بوش است. او پس از فرو رفتن ارتش آمریکا در باتلاق افغانستان و عراق، اکنون یک میهمانی تصنعی برگزار کرده تا شاید در ماههای پایانی دولت خود بتواند به اسرائیل مشروعیت بخشد. اسرائیل هم به چند کشور عربی منفعل دل خوش کرده غافل از اینکه در بین مردم فلسطین حتی یک نفر هم نیست که نسبت به طرح و نقشه آمریکا بیخبر باشد.» با این اوصاف باید به استفان هادلی مشاور امنیت ملی آمریکا حق داد که به رادیو آمریکا بگوید «کنفرانس صلح از نظر ما فرصتی است برای گفتوگو نه محلی برای مذاکره. این کنفرانس فقط شانسی برای رفتن طرفین به سوی فاز مذاکره است.»!
ابرقدرت آمریکا هرگز مانند امروز مورد طعنه و تمسخر در دنیا نبوده است. حتی دولت آلمان هم اگرچه اشتاین مایر وزیر خارجه خود را به مهمانخانه آناپولیس فرستاده اما این دلیل بر آن نمیشود که رسانه رسمی او ـ دویچهوله ـ به تحلیل واقعیات نپردازد و ننویسد «بوش از سوی رایس متقاعد شده که باید سیاست خارجی آمریکا را در قبال موضوع فلسطین و اسرائیل از حالت انفعال در آورد... اما این ادعا که کنفرانس فعلی به راستی صلح در پی داشته باشد، با پوزخند مواجه میشود. شبیه این کنفرانسها زیاد برگزار شده و نباید چندان امیدی به کنفرانس اخیر بست به ویژه که آمریکا بیشتر، درگیر عراق و کشمکش هستهای با ایران است. در عین حال که دولت فعلی اسرائیل هم ضعیف و محمود عباس درگیر با فلسطینیان و فقط حاکم بر کرانه غربی است... رایس امسال 8 بار به خاورمیانه رفته اما هنوز موفق نشده حتی رئوس موضوعاتی را که باید در آناپولیس مورد توافق قرار گیرد، مشخص سازد. حتی معلوم نیست طرف درگیر، به قبول قطعنامه مشترکی در آناپولیس تن دهند یا نه اما هر چه هست بوش در پایان دوران 8 ساله ریاست جمهوری باید مدرکی در دست داشته باشد که مشخص کند او در پایان بخشیدن به بحران خاورمیانه فعالیتی کرده است»!
با این اوصاف تکلیف مسئله ایران روشنتر است. سایه ایران و متحدان قدرتمند منطقهایاش که ریشه در ملتهای مسلمان دارند، از هم اکنون بر کنفرانس پائیزی سنگینی میکند و پایان معلوم نشست امروز، اعلام و اذعانی دیگر بر توفیق و پیروزی دیپلماسی سالهای اخیر جمهوری اسلامی خواهد بود. این تعبیر روزنامه الشرقالاوسط ـ با گرایشهای آمریکایی- است که «ایران کشور غایب و در عین حال حاضر در اجلاس آناپولیس است چرا که تاثیر بزرگی بر جنبش حماس و جهاد اسلامی و حزبالله دارد و محوری اثرگذار است اگرچه در نشست شرکت نکند. دولت بوش پس از شکست در عراق تصور کرد باید در خاورمیانه دست به کاری بزند تا چیزی به مردم آمریکا ارائه کند.» همین مضمون را کریستین ساینس مانیتور روزنامه معروف آمریکایی چنین شرح و بسط میدهد؛ «وقتی بوش نشست آناپولیس را برگزار کند حضور میهمانی ناخوانده بر آن سایه خواهد افکند و آن ایران است. بوش پس از 7 سال به روندی بازگشته که از آن دوری میکرد، به خاطر لزوم بازدارندگی ایران... [اما] نه اولمرت و نه محمود عباس از موضع قدرت به کنفرانس نمیآیند. هدف کنفرانس خارج کردن مسئله فلسطین از دستان ایران است اما کسی مطمئن نیست چنین شود... ایران آماده کسب پیروزی از نشست آناپولیس است. اگر کشورهای عرب به اسرائیل بپیوندند و تحقیر شوند و در عوض چیز ملموسی به دست نیاورند، این وضعیت در جهت اهداف و منابع ایران خواهد بود. بعضیها این هشدار را میدهند که کنفرانس مذکور میتواند مطابق میل تهران باشد. اگر سعودیها، مصری و اردنیها راهی آناپولیس شده باشند تا در برابر آمریکا و اسرائیل تسلیم شوند، هیچ هدیهای از این بزرگتر که ایران بتواند به دست آورد نخواهد بود.»
گاه، سکوت در خود قدرتی نهفته دارد که با سخن گفتن مخدوش میشود. این دقیقا حکایت دیپلماسی آمریکاست و گشودن مشت بسته در کنفرانس آناپولیس. صدای استارت امروز ماشین دیپلماسی آمریکا و سر و صداهایی که میکند حتما شنیدنی است، همچنان که به تعبیر روزنامه انگلیسی آبزرور «دیدن خانم رایس در حال جویدن ناخنهایش در تمام ساعات برگزاری کنفرانس». فقط چند ساعتی باید صبر کرد...