جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در تحلیلی در آخرین شماره خبرنامه این تشکل نوشت: آنچه آفت اصولگرایی به شمار میرود نه نقد منصفانه، مصلحانه، مشفقانه و تیزبینانه که سکوت توجیهگرانه و یا نقد شتابزده و براساس حب و بغضهای شخصی و حزبی است.
به گزارش "الف"، در تحلیل جامعه مدرسین که با عنوان «اصولگرایی»، حزبی جدید یا رسمی اصیل»، منتشر شده، آمده است:
چهارچوبه اصولگرایی میبایست دربردارنده تمامی نیروهای مدافع انقلاب باشد اما در این میان هر کس که به انقلاب، امام، شهدا، رهبری و ارزشها نزدیکتر است و خدمت صادقانهتر برای پیشبرد اهداف نظام اسلامی انجام میدهد مقربتر است. آنچه آفت اصولگرایی به شمار میرود نه نقد منصفانه، مصلحانه، مشفقانه و تیزبینانه که سکوت توجیهگرانه و یا نقد شتابزده و براساس حب و بغضهای شخصی و حزبی است.
ادامه این تحلیل وضعیت کنونی فرهنگی کشور مورد انتقاد قرار گرفته و تاکید شده است: اگر قرار است از سنگرهای خود حفاظت و پاسداری صورت گرفته و به اصولگرایان سخنی در این راستا گفته شود، نه پاککردن صورت مسائل و کتمان حقایق که نقد معقولانه و محققانه ضعفها است. جای نگرانی آن جا بروز مییابد که برخی از مدافعان امروز عملکرد برخی دستگاههای فرهنگی و رسانهای، چندی قبل که در آن مجموعه صاحب منصب مدیریتی نبودند هرگونه انتقاد را بدین سازمان روا میدانستند. آیا این را بایستی ناشی از اصولگرایی دانست که در این فرض بایستی فاتحه اصولگرایی اصیل و حقیقی را بر زبان جاری ساخت.
در آن صورت چه تفاوتی در نامها و واژهها حاکم است و چه افتراقی میتوان میان حزب اصولگرا با راست یا چپ یا تندرو، اصلاحطلب و... گذاشت؟
جامعه مدرسین عدم نقد دستگاهها را به بهانههایی همچون مصلحتاندیشی مذموم دانسته و خاطرنشان ساخته است، به نظر میآید که اتفاقا اصولگرایی تا نتواند صحیح را از سقیم بشناسد، تفاوت مفهوم «اصولگرایی» که برای خدمت تلاش میکند تا مفهوم اصولگرایی که به دنبال کسب قدرت میگردد را معلوم نموده و به هر یک سهم متناسب از این پدیده «نقد مصلحانه» را ببخشد نخواهد توانست به حقیقت رسم اصولگرایی نایل شود. در دایره اصولگرایی هر که «اصول»گراتر باشد اصولگراتر است و بالتبع برای دستیابی به اصولگرایی حقیقی بایستی تعصبات غیر اصولگرایانه را فدا کرد.
نمیبایست به بهانه حفظ صلابت و اقتدار فلان دستگاه عیار نقد مصلحانه را بر زمین نهاد بلکه بایستی دانست که در غیر این صورت سازمانی برپا نخواهد ماند که کسی به دنبال صلابت و اقتدار آن باشد.
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در قسمتی دیگر از این تحلیل، اصولگرایی را «رسمی اصیل» خوانده و یادآور میشود: دیر زمانی نیست که واژه «اصولگرایی» در افواه سیاسی جامعه، مطرح شده است. سوای نام و شکل اصولگرایی آنچه مهم و قابل توجه مینماید همانا رسم اصولگرایی است. اصولگرایان همانگونه که در طول سالهای گذشته بدین نتیجه دست یافتند که نمیتوان با تقسیمبندی ساختگی نظیر "چپ" و "راست" و "سنتی" و "مدرن" و محافظهکار و... دست به خطکشی نیروهای معتقد به مبانی انقلاب زد، این ضرورت جدیت یافته است که بایستی محتوا و خمیرمایه جریان اصولگرایی را نیز با تحول انقلابی و ارزشی روبهرو ساخت و انحصار آن را در قالب احزاب که همواره در صدد "کسب قدرت به هر شیوه" هستند شکست.
این البته با مدد راهنمایی و راهبردی مبانی ارزشی انقلاب اسلامی و رهنمودهای رهبر کبیر آن (رحمتالله) و مقام معظم رهبری (دامظلله) تداوم یافت. این چنین بود که رهبر معظم انقلاب (مدظلله) طی سالهای اخیر با مثبت ارزیابی کردن حاکمیت فضای اصولگرایی در کشور، ضرورت شناسایی دقیق اصولگرایی و حد و مرز آن را تبیین فرمودند.
بر این اساس بواقع واژه اصولگرایی نمیتوانست و نمیتواند مرادفی از واژه احزاب تعریف شود و همانگونه که سایر احزاب برای رسیدن به قدرت تلاش و سازماندهی میکنند ـ و براساس مصالح خود پای بر روی برخی هنجارها و ارزشها نهاده یا برخی دیگر از ناملایمات را مرتکب میشوند ـ نمیتوان اصولگرایی را نیز چنین دانست.
اصولگرایی به حمل اولی خود مبتنی بر پیگیری و مداومت بر اصول و مبانی است و بدین جهت نمیبایست دامن آن را به تعصبات دیگر نظیر تعصبات حزبی آلوده ساخت. اصولگرایی منزه از آن است که هنگامی که قدرت را از دست داد پنجه بر چهره رقیب ـ تنها به دلیل رقابت با او ـ بکشد. چه آن که منزه از آن است که اگر ناملایمی را مشاهده کرد به دلیل رفاقت و روی دربایستی آن را فرو خورده و مطرح نسازد.