علی کرمی
27 نوامبر برابر با 6 آذر 86 ایالت مریلند، شهر آناپولیس آمریکا میزبان کنفرانس بینالمللی صلح خاورمیانه است. این کنفرانس صلح براساس ابتکار جورج بوش، رئیسجمهور آمریکا طراحی شده است. تاکنون چندین طرح و نشست از سوی سران خارجی برای ایجاد صلح در خاورمیانه ارائه و برگزار شده ولی هر کدام به نحوی از انحا به دلیل بیتوجهی به اصل خواست قانونی فلسطینیان به شکست منتهی شده است. اکنون این سوال مطرح میگردد که جورج بوش براساس چه نوع رویکرد و ادبیات سیاسی تصمیم به برگزاری چنین کنفراسی گرفته است؟ آیا بوش میخواهند خود را ناجی صلح بنامد؟ مگر کشوری که خود نزدیک به 7 سال است با راهاندازی جنگ و بیاعتنایی به قوانین اخلاقی و حقوق بشری فقط جنایت از نوع اسرائیلی در عراق و افغانستان به یادگار گذاشته، میتواند داعیهدار صلحی باشد که خود یکی از ناقضترین افراد صلح در جهان است.
از زمان به قدرت رسیدن جورج بوش در سال 2000، با وقوع حادثه مبهم تروریستی 11 سپتامبر 2001، جنگ و خونریزی در دستور کار سیاست خارجی این نومحافظهکار افراطی قرار گرفته است.
مردم افغانستان و عراق مانند مردم فلسطین چند سالی است سیاستهایی از جنس صهیونیستی را تحمل میکنند؛ جنگ، خونریزی، آوارگی، مهاجرت و... سرباز فراری جنگ ویتنام به دلیل تامین و تصمیم امنیت آمریکا و جهان به خاورمیانه لشکرکشی نظامی کرد. بهزعم جورج بوش خاورمیانه مرکز رشد تروریسم و تهدیدکننده امنیت جهان است و میبایست در جهت رفع این پتانسیل از هر ابزاری بهره جست.
مقامات اسرائیلی هم برای ایجاد امنیت رژیم خود از هر ابزاری سود میبرند. تجاوزات نظامی، قطع آب و برق، ساخت دیوار حائل، افزایش شهرکهای یهودینشین، اسیر گرفتن سران گروههای فلسطینی، مسدود کردن گذرگاههای فلسطینی و... ابزارهایی است که رژیم صهیونیستی برای تضمین امنیت خود از آنها استفاده میکند. بر همین اساس در «پروژه قرن جدید آمریکا» امنیت اسرائیل در صدر سیاست خارجی کاخ سفید قرار دارد و آمریکا نیز برای تامین امنیت اسرائیل از ابزارهایی که این رژیم به کار میبرد حمایت میکند؛ از فشار بر مردم فلسطین گرفته تا به اصطلاح برگزاری کنفرانسهای متعدد صلح. در هر دو حالت فقط و فقط منافع رژیم اسرائیل تامین میشود؛ چه زمانی که اسرائیل به سرزمینهای اشغالی حمله میکند و چه زمانی که طرحها و نشستهای مختلفی از سوی برخی کشورهای خارجی شکل میگیرد؛ همگی در راستای به رسمیت شناختن رژیم تحمیلی اسرائیل در سرزمینهای فلسطینی است. اجرایی شدن این فرآیند نیازمند همراهی برخی کشورهای عربی نیز میباشد.
به همین دلیل است که آمریکا و اسرائیل تمام تلاش خود را با همراهی محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین و رهبر جنبش فتح به کار بستهاند تا از طریق ارائه طرحها و برگزاری کنفرانسهای متعدد به اصطلاح صلح، اعراب را راضی کنند تا رژیم اسرائیل را مورد تایید قرار دهند. قدر مسلم کنفرانس بینالمللی صلح که قرار است در تاریخ 26 نوامبر (5 آذر) در شهر آناپولیس آمریکا برگزار شود در راستای نکته فوق است و به همین دلیل است که کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا در طول 8 سفری که برای هموار کردن مقدمات «صلح آناپولیس در مقر ناقض صلح» به خاورمیانه و سرزمینهای اشغالی سفر و در دیدار با مقامات عربی، فلسطینی و اسرائیلی تاکید کرد که برقراری صلح در خاورمیانه با احترام به رژیم اسرائیل و به رسمیت شناختن تلآویو در کنار کشور فلسطین ایجاد میشود. اما تا زمانی که حقوق قانونی فلسطینیان مورد تایید کشورها غربی و عربی قرار نگیرد؛ از جمله مرزهای قانونی فلسطین، تاسیس کشور فلسطین به پایتختی بیتالمقدس و سرنوشت پناهندگان و زندانیان فلسطینی دربند اسرائیل، اساساً هیچ صلحی در کار نخواهد بود و حتی کنفرانس صلح آناپولیس هم محکوم به شکست است.
در نهایت اینکه کشوری که خود ناقض قوانین و پیمانهای صلح است و نزدیک به 7 است صحنه جهانی را تبدیل به جنگ کرده، نمیتواند داعیهداری کنفرانس صلحی را در دست بگیرد که خود اساساً به مولفههای صلح بیاعتقاد است. همچنین جورج بوش نمیتواند از طرف اسرائیلی و فلسطینی بخواهد که به پیمانها و طرحهای صلح منعقد شده بین دو طرف احترام بگذارند چرا که خود از پیمانشکنان اصلی صلح است.