جایگاه مطبوعات در قانون اساسی
در اصل 175 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: «تامین آزادی انتشار و بیان بر طبق موازین اسلامی در رسانههای گروهی (رادیو و تلویزیون) ضرورت دارد.»
در اصل 44 همین قانون به عنوان میثاق ملت آورده شده است: «نشریات و مطبوعات در صورتی که مخل به قواعد اسلامی و نظام نباشند، آزادند.»
با توجه به این گونه اصول قانون اساسی به خوبی روشن میشود که در نظام مقدس جمهوری اسلامی اهمیت فراوانی به بحث آزادی مطبوعات داده شده است اما این آزادی طبق قانون اساسی دو حد و مرز را به خود میبیند: نخست آن که فعالیت مطبوعات منافاتی با قواعد و مبانی اسلامی نداشته باشد و از سویی دیگر مخل مبانی و اصول نظام نباشد. اما متاسفانه گاه و بیگاه مشاهده میشود نشریاتی که با زیرپا گذاشتن این مسایل، موجب اخلال در فرهنگ عمومی جامعه میشوند، با چاپ مطالب مستهجن و انتشار تصاویر غیراخلاقی و نازیبا، افکار عمومی جامعه به خصوص جوانان را به انحراف میکشانند.
شکی نیست که انحراف مطبوعات در وهله نخست به انحراف جامعه منجر میشود و لذا امر نظارت صحیح و اصولی بر روند مطبوعات و جلوگیری از انتشار آنها در صورت تخلف از شرع و قانون، امری ضروری و بدیهی است.
پیش از پرداختن به باید و نبایدهای مطبوعات نخست اشارهای به کارکردهای آن در جامعه اسلامی میپردازیم.
کارکردهای مطبوعات در جامعه
اصولا رسانههای گروهی به ویژه مطبوعات و جراید با کارکردهای متفاوت، در حوزههای مختلف دارای تاثیر میباشند که از جمله مهمترین آنها میتوان به موارد آتی اشاره کرد؛
1. کارکرد فرهنگی؛ در تعریف فرهنگ چنین گفتهاند که فرهنگ مجموعهای از روشها، آداب و رسوم، ارزشهای یک اجتماع معین، متضمن نظام اقتصاد اجتماعی، ساخت سیاسی، علم، دین، تربیت و هنر است که همه این مؤلفهها در ساخت یک جامعه نرمال نقش مهمی ایفا میکند. اگر این تعریف از فرهنگ را بپذیریم باید بگوییم مطبوعات و به طور کلی رسانههای گروهی، چه رسانههای شنیداری و دیداری و چه رسانههای مکتوب، تاثیر به سزایی در جهتدهی به فرهنگ و آداب و رسوم مردمان یک جامعه خواهند داشت که البته میزان این تاثیر از یک جامعه به جامعه دیگر با توجه به زیرساختها و ویژگیهای آنها متفاوت است.
امروزه مردم عادل جوامع، بخش عمده معلومات خود را مرهون اوقاتی هستند که برای تماشا و استماع رسانههای صوتی و تصویری و یا مطالعه رسانههای نوشتاری صرف میکنند و این حقیقت آنگاه نمود بیشتری مییابد که مشاهده میکنیم اکثر کودکان، نوجوانان و جوانان و حتی میانسالان کشورمان، معلومات مذهبی و سیاسی خود را نیز بیشتر، از این رسانهها به خصوص مطبوعات به دلیل فراگیری و تنوع بیشتر آن میگیرند.
2. کارکرد سیاسی؛ همگان بر این نکته اذعان دارند که امروزه مطبوعات بر جریان قدرتهای سیاسی کشورها و در امر انتقال آنها بسیار تاثیرگذار هستند و شاید به همین دلیل هم باشد که عموم قدرتهای سیاسی در کشورها میکوشند دستکم یک یا چند نشریه و روزنامه را که حکم تریبون آرا و نظرات آنها را داشته باشد برای خود داشته باشند. در این منظر مطبوعات و نشریات آن هم در نوع حزبی آن کارکردی سیاسی پیدا میکند و به ابزاری برای فشارهای سیاسی تبدیل میشود. به مدد قدرت تاثیر فوقالعاده، امروزه رسانههای جمعی به ویژه مطبوعات میتوانند جریانات و گرایشهای سیاسی را برای مخاطبین خود، هدایت و راهبری یا تبیین و تحلیل نمایند.
آن چه مسلم و واضح است آن که ملموسترین و به تعبیری عینیترین کارکرد رسانههای گروهی در جهان معاصر بسته به نوع بافت جمعیتی مخاطب رسانه در این بخش نمودار میشود.
تنها با یک نگاه گذرا به تاریخ سیاسی قرن اخیر میتوان دریافت که بسیاری از منازعات و کشمکشهای سیاسی در جهان چه در ابعاد داخلی آن و یا ابعاد بینالمللی، با یاری و یا هدایت و پرچمداری مطبوعات تبدیل به جریانات قوی سیاسی شده و یا تعدیل و حتی خاموش گردیدهاند. در جوامع پیشرفته و آزاد عموما مطبوعات از آزادی عمل نسبی بهرهمند هستند که بسیاری دلیل این امر را اعتماد بالای جامعه به آنها میدانند. البته نباید از نظر دور داشت که در همین جوامع آزاد و پیشرفته و حتی بهترین نمونههای آن یعنی آمریکا که ادعای آزادی آن همهجا را پر کرده است رسانههای گروهی و مطبوعات، در حقیقت در دست قدرتسالاران و مجامع صهیونیستی قرار دارد، تا مردم عادی جامعه آمریکا. متاسفانه این امر در بسیاری از کشورهای غربی نیز صادق است.
البته امروزه جامعهشناسان و اساتید رشته علوم ارتباطات و روزنامهنگاری برای مطبوعات کارکردهای دیگری همچون کارکرد اطلاعاتی و تفریحی برشمردهاند که در این جا مورد بحث ما نیست.
حلقه ارتباط میان نخبگان و مردم
با توجه به این کارکردها اصولا مطبوعات میتوانند با ارایه برنامهها و مطالب آموزنده و علمی، سطح افکار عمومی را بالا برده و به رشد و ترقی اجتماع کمک نمایند و از آن طرف، قدرت آن را نیز دارند که با محتوای گمراهکننده و ناسالم، مبدل به کانون انتشار فساد و بیبند و باری و اعتقادات ناسالم گردند. از سویی دیگر، اگر مطبوعات را وسیلهای برای ارتباط فرهنگی بدانیم، در یک طرف این ارتباط، نخبگان جامعه و در طرف دیگر مردم عادی کوچه و بازار قرار میگیرند و مطبوعه بهطور کلی وسیلهای است که آرا و نظرات نخبگان جامعه را که حاکمان هم جزئی از آنها به شمار میروند به مردم منتقل کرده و نیز انتظارات و خواستههای مردم را به قشر نخبه اجتماع منتقل میکند.
رسالت مطبوعات در جامعه اسلامی
با توجه به همین دو سویه بودن ارتباط در نشریات، دو رسالت عمده و اساسی برای آنها برشمردهاند؛
الف) هدایت و رشد افکار عمومی
ب) مبارزه با انحرافات و جلوگیری از ناهنجاریها.
مطبوعات به همان نسبت که وظیفه تنویر افکار عمومی و ارشاد ناآگاهان از اخبار و قضایا را برعهده دارند، به همان نسبت موظف هستند با برنامهریزی صحیح و ارایه مطالب صحیح و موافق با اخلاق و قانون، از انحرافاتی که دامنگیر اجتماع میشود جلوگیری کنند.
باید و نبایدهای مطبوعات از دیدگاه امام(ره)؛
امام خمینی(ره) در همین باره ضمن تاکید بر اهمیت جایگاه مطبوعات در جامعه میفرمایند:
«مطبوعات باید مثل معلمینی باشند که مملکت را و جوانان را تربیت کنند.»
ایشان همچنین میفرمایند: «به طور کلی مطبوعات باید یک بنگاه هدایت باشند یعنی بهصورتی که اگر دست مردم بیفتد، مردم هدایت شوند... مطبوعات باید یک مدرسه سیار باشند تا مردم را از همه مسایل به خصوص مسایل روز آگاه نمایند و بهصورتی شایسته از انحرافات جلوگیری کنند.»
آن گونه که از بیانات بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی برداشت میشود، مطبوعات باید عامل هدایت باشند نه عامل گمراهی. به تعبیر دیگر مطبوعات آنگاه میتوانند به معنای واقعی کلمه نقش خود را ایفا کنند که اسباب و زمینههای هدایت مردمان را فراهم نموده، راه و رسم درست زیستن، درست گفتن و درست فهمیدن را به آنان بیاموزند، صد البته جای هیچ تردیدی نیست که تحقق این اهداف مهم حاصل نمیگردد مگر آن که دولت به مطبوعات به چشم یک دشمن ننگرد بلکه تا حد توان به آن کمک مالی و معنوی نیز برساند.
عامل وحدت یا اختلاف؟!
مطبوعات میتوانند در سالی که به فرموده مقام معظم رهبری سال همبستگی ملی و مشارکت عمومی نام گرفته است، در مسیر تحقق این هدف کلان نظام بکوشند و خود به عاملی در جهت تقویت وحدت ملی و حفظ نظام مبدل شوند. مطبوعات به دلیل آنکه از جامعه بوده و صاحبان آنها برآمده از جامعه هستند ـ بهویژه در جامعه اسلامی چون جامعه ما ـ حق ندارند برخلاف مصالح و منافع ملی گام بردارند و اینجا است که عنصر نظارت صحیح و هوشمندانه بر مطبوعات از سوی حاکمیت به چشم میخورد؛ چرا که اگر این نظارت نباشد به فرموده رهبر فرزانه انقلاب ممکن است مطبوعات کشور، پایگاه دشمن شوند و این مساله بسیار خطرناک است؛ چرا که مطبوعات معاند، خود را به ظاهر موافق اراده و خواست مردم نشان میدهند، حال آنکه سر در آخور غرب دارند!
مطبوعات؛ چشمان همیشه ناظر مردم
یکی از وظایف خطیر مطبوعات که شاید بتوان آن را باارزشترین و مهمترین وظیفه دانست، نظارت بر امور جامعه و به ویژه جریان قدرت و حاکمیت است. رسانهها در حقیقت گوش و چشم مردم هستند که همچون آیینه حقیقتنما، به بیان مسایل جامعه میپردازند و از این طریق میتوانند خطاها را به حکومتگران گوشزد نمایند. اصولا مطبوعات آنگاه میتوانند از انجام این وظیفه مهم سربلند بیرون بیایند که از سر شفقت بر مردم، بدیها را برشمرده و بر آنها بخروشند و از سوی دیگر خوبیها را هم اعلام کنند.
در پایان باید گفت مطبوعات میتوانند هم مفید باشند هم مضر؛ هم میتوانند فرصت باشند هم تهدید. اما بیگمان وجود مطبوعات به دلیل آگاهیبخشی و نشاطی که به جامعه وارد میآورند ضروری است با این شرط که از نظارت سازنده بر آنها غفلت نشود.