عطاءاله مهاجرانی
آن همه وعدههای شیرین درباره دموکراسی و آزادی در عراق به ثمر رسید! سنای آمریکا با 75 رای موافق (23 رای مخالف) به تجزیه عراق رای داد. یک کشور ویران، یک ملت آواره، دو میلیون عراقی پناهنده در سوریه و اردن و... و 5/2 میلیون آواره در درون کشور، برافروخته شدن کینههای قومی و طایفهای و مذهبی در میان مردم. زندگانی سخت و پرمشقت. اینها همه دستاورد آزادسازی عراق است.
همین خواب را برای ایران هم دیدهاند. تقریبا همان سناریو دارد تکرار میشود. سلاح کشتار جمعی جایش را به پرونده هستهای داده است.
به جای القاعده هم در تحلیلها از حزبالله و حماس و جهاد اسلامی سخن گفته میشود. سخن بر سر این نیست که ما از رییسجمهور ایران خوشمان میآید یا نه. سخن بر سر این است که آمریکا کشور ایران را میخواهد. آرزوی برپایی همان سفارتخانهای که سایروس ونس در خاطراتش نوشته است؛ سفارت آمریکا در تهران از وزارت خارجه آمریکا در واشنگتن بزرگتر بود.
با بیش از 1600 کارمند. لابد مثل سفارتی که آمریکاییها در بغداد میسازند. به گمانم در تحلیل مسایل ایران نمیتوان به این نکته کلیدی توجه نداشت. که آقای احمدینژاد بهانه اهانت و ناسزاگوییست. نه این که آمریکا با احمدینژاد مشکل دارد. البته احمدینژاد با صبوری آمریکا را در موضع ضعف برهان و منطق قرار داده است. برای بوش نامه مینویسد. بوش جواب نمیدهد.
دعوت به مذاکره و مناظره میکند، بوش جواب نمیدهد. میخواهد در محل قربانیان فاجعه 11 سپتامبر گل بگذارد و ادای احترام کند، نمیپذیرند. آخر سر هم در اجلاس مجمع عمومی در جلسه سخنرانی بوش مینشیند و با حضور خود ضعف منطق آمریکا را نشان میدهد. و حضور خویش را به رخ آمریکا میکشد. تمامی این مواضع جهتگیری درستی است که نشان میدهد، کشور و ملت ایران آماده گفتگو و رفع مشکلات است.
یادمان باشد که قطع رابطهی سیاسی با ایران هم یک طرفه از سوی آمریکا انجام شد. به گمانم موضوع و بحث فراتر از اصلاحطلب یا اصولگراست. در دفاع از ملت ایران و ایران و نظام جمهوری اسلامی که این مجموعهها با یکدیگر اختلاف اصولی ندارند.
حداکثر بحث در مورد تفسیر و تاویل قانون اساسی و شیوههای اجرایی مبتنی بر همان تفاسیرست. اگر میخواهیم به سرنوشت عراق دچار نشویم. کشور ویران و تجزیه نشود. بیش از همیشهی تاریخ ـ این نکته را به دلیل این که تاریخ خواندهام میگویم ـ نیازمند انسجام ملی هستیم. حتی اگر با انواع بداخلاقیها رویارو شویم. نبایستی موقعیت خطیر در پیشرو را دستکم بگیریم.
به رغم انتقادها؛ بایستی دندان روی جگر گذاشت و از آقای احمدینژاد هم دفاع کرد. تا طمع آمریکا نسبت به کشور و ملت ایران از بن برکنده شود. تردیدی نیست، مفسران خبری که از واشنگتن و صدای آمریکا بوی کباب به مشام جانشان رسیده است. و برای فروپاشی جمهوری اسلامی روزشماری میکنند، نمیتوانند. افق پیش رو را درست ببینند.
بوی کباب و مهمتر از آن دود کباب راه دل و دیده را بر آنان بسته است. ندیدهاند که چگونه عراق بر بنیاد و دروغ اشغال شد؟