«مایکل کلر» استاد صلح و مطالعات امنیتی جهان و نویسنده کتاب «خون و نفت» طی مقالهای که در دو ماهنامه آمریکایی «مادر جونز» به چاپ رسیده گفته است: وزارت دفاع آمریکا، اولین مصرفکننده نفت در جهان است و جنگهای آینده آمریکا ممکن است تنها با این هدف صورت گیرد که واشنگتن بتواند ماشین جنگی خود را فعال نگاه دارد، زیرا هر سرباز آمریکایی به صورت متوسط روزانه در جنگهای عراق و افغانستان 16 گالن نفت (هر گالن معادل 78/3 لیتر است) مصرف میکند.
نویسنده کتاب «خون و نفت» در خصوص خطرات و پیامدهای وابستگی رو به افزایش آمریکا به «نفت وارداتی» نوشته است: سربازان آمریکایی یا به صورت مستقیم از طریق استفاده از خودروها، تانکها، کامیونها و بالگردها، این میزان نفت را در روز مصرف میکنند، یا به صورت غیرمستقیم از طریق دستور دادن برای انجام حملات هوایی.
«مایکل کلر» در ادامه میافزاید: چنانچه این میزان را در 163 هزار سرباز آمریکایی مستقر در عراق و 34 هزار سرباز آمریکایی در افغانستان و 30 هزار سرباز دیگر که در مناطق اطراف آن (از جمله خلیج فارس) مستقرند ضرب کنیم به رقمی حدود 5/3 میلیون گالن نفت میرسد.
به اعتقاد وی این میزان مصرف روزانه نفت توسط پنتاگون برای انجام عملیات جنگی در منطقه خاورمیانه است. چنانچه این میزان را در 365 روز ضرب کنیم، نتیجه حاصله 3/1 میلیارد گالن نفت خواهد بود که در حقیقت میزان مصرفی تقریبی عملیات نظامی آمریکا طی یک سال در جنوب غرب آسیا میباشد.
این میزان بسیار بیشتر از کل مصرف نفت در کشور بنگلادش است که دارای جمعیتی افزون بر 150 میلیون نفر است، ولی در حقیقت میزان هزینههای دوران جنگ پنتاگون است و چنین ارقامی نمیتواند به درستی نشاندهنده هزینههای واقعی جنگهای آمریکا در عراق و افغانستان باشد، زیرا برای هر سرباز آمریکایی که در میدان جنگ استقرار یافته، دو یا چند سرباز دیگر در حال انتقال، آموزش و یا به نوعی در نوبت هستند تا در نهایت به منطقه جنگی اعزام شوند.
این نویسنده میافزاید: گذشته از آن، برای حفظ نیروهایی که به آن سوی دنیا اعزام شدهاند، وزارت دفاع باید میلیونها تن تسلیحات، مهمات، غذا، سوخت و تجهیزات را سالانه با هواپیما یا کشتی برای آنها ارسال کند که این مساله نیز سبب مصرف بیشتر نفت خواهد شد. بنابراین، چنانچه تمامی این ارقام را با هم جمع کنیم متوجه خواهیم شد بودجه نفتی جنگهای پنتاگون به میزان قابل توجهی افزایش خواهد یافت. هر چند ما هیچ گاه نمیتوانیم متوجه شویم چه مبلغی برای این مسأله هزینه میشود.
این در حالی است که جنگهای خارجی تنها بخش کوچکی از مصرف کل نفت از سوی پنتاگون را به خود اختصاص میدهد. وزارت دفاع آمریکا با در اختیار داشتن بزرگترین ناوگان پیشرفته، هواپیماها، بالگردها، ناوها، تانکها، خودروهای زرهی سامانههای پشتیبانی که تقریباً همه آنها با نفت و فرآوردههای آن کار میکنند، در حقیقت بزرگترین مصرفکننده نفت در جهان است.
«مایکل کلر» معتقد است: براساس گزارش ماه آوریل سال جاری که توسط یکی از پیمانکاران وزارت دفاع به نام «LMI» منتشر شده است، ممکن است پنتاگون روزانه افزون بر 340 هزار بشکه (14 میلیون گالن) مصرف کند که بسیار بیشتر از کل مصرف ملی سوئد یا سوئیس است.
وی در ادامه آورده است: یک راه نامناسب که ممکن است مقامهای ارشد پنتاگون علاقه بیشتری به آن داشته باشند تا منابع مورد نیاز نفت آلمان تأمین شود اطمینان از در اختیار داشتن یک منبع نفتی «قابل اتکا» است. بویژه آنکه پنتاگون تلاشهای خود برای حفظ کنترل بر منابع نفتی خارجی بخصوص میادین نفتی و پالایشگاهها در منطقه خلیج فارس، شامل عراق، کویت، قطر، عربستان و امارات را تشدید خواهد کرد و این مسأله میتواند توضیحی بر بحثهای اخیر در مورد طرح آمریکا برای حفظ پایگاههای دائمی در عراق (در کنار سایر پایگاههای نظامی خود در دیگر کشورهای منطقه) باشد.
بنابراین با توجه به طمع آمریکا به نفت خلیج فارس از همان ابتدا تاکنون همگان بر این اعتقادند که تصمیم بوش برای حمله به عراق نیز به خاطر همین مسأله بوده است.
وی میافزاید: در این راستا، ارتش آمریکا به «سرویس جهانی محافظت از نفت» آن هم در راستای منافع شرکتها و مصرفکنندگان آمریکایی تبدیل شده است. ارتشی که برای حصول اطمینان از آنکه آمریکا به نفت مورد نیاز خود دست خواهد یافت، در جنگهای خارجی شرکت میکند و پایگاههایی را در مناطق مختلف دایر مینماید. بنابراین بسیار اندوهناک و طعنهآمیز خواهد بود اگر ارتش به این علت وارد جنگ شود که تنها بتواند تضمینکننده سوخت مورد نیاز برای هواپیماها، کشتیها و تانکها باشد، زیرا این یعنی هدر دادن صدها میلیارد دلار در سال که میتوان در حقیقت از آن برای تولید سوختهای جایگزین نفت استفاده کرد.
«مایل کلر» در کنار آمار اقتصادی نفت به آمار تلفات و خودکشیها و تأثیرهای روانی جنگ بر روی سربازان آمریکایی پرداخته و خسارتهای جبرانناپذیر آن را به مراتب بیشتر از هزینههای نفتی برمیشمارد.
وی در این راستا میگوید: خطر اقدام به خودکشی در میان سربازان کهنهکار مرد آمریکایی به دو برابر رسیده است. او از همکاری با دکتر «اس.کاپلان» استاد بهداشت اجتماعی در دانشگاه دولتی «پورت لند» در ایالت رورکان آمریکا و تیم تحقیقی وی به مدت 13 سال خبر میدهد و میگوید: از 104 هزار سرباز کهنهکار مرد خدمات سربازی خود را بین سالهای 1986 و 1997 گذراندهاند 508 نفر از آنها اقدام به خودکشی کرده بودند، یعنی 197 سرباز کهنهکار و 311 سرباز تازهکار، اما در بین سالهای 2003 تا 2007 این رقم به بیش از 1500 نفر رسید. تنها پس از اشغال افغانستان و عراق، آمار خودکشی کهنه سربازان آمریکایی سه برابر افزایش یافته، این در حالی است که بررسی همه عوامل مانند سن، زمان خدمت و وضعیت سلامتی آنها، نشان داد افرادی که در خدمت ارتش بودهاند 313 بار بیشتر از دیگران جان خود را در اقدام به خودکشی از دست دادهاند.
«مایکل کلر» در ادامه و برپایه نتایج حاصل از این مطالعه و نیز یافتههای مؤسسه ملی بهداشت روانی، میگوید: خطر خودکشی در میان سربازان سفیدپوست دانشگاه رفته و آنهایی که فعالیت کمتری داشتند بیشتر بوده است. بنابراین افزایش اقدام به خودکشی مانند زنگ خطری برای جامعه آمریکا باشد.
به نظر وی این مسأله یکی از موارد مهم عدم سلامت جامعه آمریکا به شمار میآید و ضروری است که این معضل را بخصوص در میان نظامیان مورد نظارت قرار داد. بویژه که خطر سلامت روحی این افراد با توجه به در دسترس بودن سلاح باید بیشتر مورد کنترل و مراقبت قرار گیرد.
به گونهای که سیستم و سرویسهای بهداشت روانی ارتش آمریکا، از کارکنان و پول کافی برای رسیدگی مناسب نسبت به تعداد رو به افزایش نظامیان که از عراق و افغانستان باز میگردند، برخوردار نیستند. نتایج تحقیقات از نظامیان در حدود سه یا 4 ماه پس از بازگشت از عراق و افغانستان نشان داد 38 درصد از نظامیان و 31 درصد از نیروهایی دریایی از بیماریهای روانی رنج میبرند.
بنابراین با استقرار مکرر این نظامیان، مشکلات روانی آنها نیز افزایش مییابد و با آنکه شمار نظامیان آمریکایی افزایش یافته، اما میزان آشوبها در این سه ماه آخر ـ بهار سال جاری ـ نه تنها کاهش نیافته، بلکه کشتارها و ترورها و بمبگذاریها نیز افزایش چشمگیری داشته است.
کاخ سفید اگر چه در حال بررسی راههایی است که از طریق آنها، بتواند تا سال آینده میلادی 50 درصد از نظامیان خود را از عراق خارج کند، اما پیامدهای جانی و روانی و هزینههای سرسامآور آن شکست را بر جبهه آمریکا وارد کرده است.