ولی نصر و ری تکیه */ ترجمه: کاوه شجاعی
گزارش اخیر «ارزیابی ملی اطلاعات» به دولت بوش که مدعی بود ایران به دنبال دستیابی فوری به بمب اتمی با اهداف تهاجمی است ضربه شدیدی وارد کرد. با این حال، اکنون که احتمال یک مواجهه نظامی میان دو طرف کاهش پیدا کرده، ایالات متحده هنوز خود را در معرض چالش قدرت رو به گسترش ایران میبیند و اینجاست که استراتژی دولت بوش مشکلات در خاورمیانه را تشدید میکند و به بیثباتی و بینظمی دامن میزند.
واشنگتن در اولین سالهای جنگ سرد توانست به کمک متحدان غربیاش برنامههای توسعهطلبانه اتحاد جماهیر شوروی را ناکام سازد؛ حالا کاخ سفید میخواهد همین تجربه را در برابر ایران اجرا کند: یعنی با اعمال مستقیم قدرت در خاورمیانه به همراه اتحادی فراگیر با اعراب، جلوی افزایش تاثیر ایران در منطقه را بگیرد یا حتی آن را کاهش دهد.
بنابراین واشنگتن تلاش میکند به کمک بالا بردن توان نظامیاش در خلیج فارس و سازماندهی تحریمهای سازمان ملل علیه تهران، فشار بر جمهوری اسلامی را شدت بخشد. دولت بوش علاوه بر این تلاش کرده اعراب را علیه سیاستهای ایران در لبنان، مناطق فلسطینی و عراق متحد سازد.
کاخ سفید در عین حال تلاش میکند با احیای روند صلح در خاورمیانه - که کنفرانس آناپولیس اولین پله آن بود - همه نگاهها را به ایران معطوف سازد.
با این حال استراتژی آمریکا برای محاصره ایران بر فرضیاتی اشتباه بنا شده است؛ آمریکاییها فکر میکنند میتوانند ایران را با اتحاد جماهیر شوروی مقایسه کنند و مدل سالهای اولیه جنگ سرد در خاورمیانه امروز اجرا شدنی است.
ایالات متحده در این راه با مشکلات فراوانی روبهروست. کاخ سفید تلاش میکند اعراب سنی را علیه ایران متحد کند، اما آنها علیه دولت عراق هم، که در کنترل شعیان است، متحد میشوند و این آمریکا را درگیر معمایی پیچیده میکند: کاخ سفید هم میخواهد حامی دولتی شیعه و حامی دولتی شیعه و حامی ایران در عراق باشد و هم به دنبال تشکیل ائتلافی منطقهای از دولتهای سنی خلیج فارس است. بدون شک هرگونه مواجهه ایران و آمریکا، اوضاع عراق را به شدت بیثبات خواهد ساخت.
به علاوه این تصور که اعراب علیه ایران اتفاق نظر دارند تعبیری اشتباه از وضعیت منطقه است. درست است که کشورهایی نظیر عربستان سعودی یا کویت به خاطر مسائل خود با اقلیت شیعه در کشورشان نگران قدرت ایران هستند، اما حاشیهنشینهای کوچکتر خلیج فارس نظیر قطر یا امارات عربی متحده با ایران روابط گسترده تجاری دارند و میترسند که افزایش تنش میان تهران و واشنگتن به روابط آنها با جمهوری اسلامی صدمه بزند. به نظر میرسد اعراب در مورد ایران، با توجه به تواناییها و آسیبپذیریهای خود تصمیم بگیرند در نقش مورد نظر ایالات متحده بازی نکنند.
مشکلات آمریکا در مواجهه با ایران اما به این ختم نمیشود؛ به نظر ما اینکه احیای روند صلح در خاورمیانه میتواند در تضعیف ایران مفید واقع شود تصوری اشتباه است.
واشنگتن اعتقاد دارد که از سرگیری دیپلماسی میان اسرائیل و همسایگانش، منطقه را آرام خواهد کرد و در این میان اعراب حامی بیچون و چرای سیاستهای کاخ سفید خواهند شد، اما توجه به وضعیت کنونی اوضاع در فلسطین و اسرائیل، هر ناظر بیطرفی را به این نتیجه میرساند که فعلا امکان مصالحه میان طرفین مناقشه وجود ندارد.
دولت فعلی ایالات متحده، تاریخ را برای سیاستگذاریهای کنونیاش تفسیر میکند، اما تاریخ معاصر خاورمیانه را فراموش کرده است. آخرین باری که آمریکا از حمایت اعراب برای محاصره ایران بهره برد، در دهه 1980 میلادی، باعث به افراط کشیده شدن فرهنگ سیاسی منطقه شد و از دل این روند القاعده و طالبان متولد شدند. در حالی که در دوران جنگ سرد، مواجهه با کمونیسم به معنای ترویج دموکراسی و سرمایهداری بود، مواجهه با ایران در خاورمیانه به معنای ترویج شبهنظامیگری سنی است.
ایالات متحده به جای تلاش بیهوده برای بر هم زدن توازن قدرت کنونی در خاورمیانه، بهتر است چارچوبی را بنا کند که همه قدرتها بتوانند در همین وضعیت فعلی به منافع خود برسند. ایران، همانگونه که در گزارش ارزیابی ملی اطلاعات خاطر نشان کرده، نظام فعلی خاورمیانه را نپذیرفته و تلاش میکند دایره نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد.
مذاکره، مصالحه و تجارت رمز بهبود رابطه میان تهران و واشنگتن است، اگر چه بسیار دشوار به نظر برسد. آمریکا به جای تشکیل ائتلافی شکننده علیه ایران یا استقرار ناوگانش در خلیج فارس باید سیستم امنیتی محلی را در خلیج فارس به وجود آورد که در آن تمامی بازیگران منطقهای نقش ایفا کنند.
مذاکره با ایران میتواند برای کاهش نگرانیهای متحدان عرب ایالات متحده از قدرت رو به گسترش تهران، افزایش ثبات در عراق و حتی مسیری جدید برای مذاکرات بر سر برنامه اتمی جمهوری اسلامی بهترین راه باشد. ایران بخش جدانشدنی خاورمیانه است و نمیتوان نادیدهاش گرفت. گفتوگو با ایران تنها راه جلوگیری از تشدید بحران در خلیج فارس ناآرام است.