الف: ایجاد دولتی باثبات، صلح و آرامش در عراق
ب: شکست آمریکا در عراق (که عملا به معنای هرج و مرج در عراق خواهد بود)
اگر انتخاب ما مورد «الف» باشد در آن صورت نمیبایستی همهاش درصدد شکست آمریکاییها باشیم، چون همان طور که گفته شد شکست آمریکا به معنای شکست شدن ستون فقرات نظامی جدید در عراق خواهد بود. سیاست ما در عراق از همان ابتدا پارادوکسیکال شد. ما از یک سو خواهان شکست آمریکا شدیم، در حالی که نظام جدید عراق با همه وجود با آمریکاییها همکاری کرده و میکند. از سویی دیگر ما با همه وجود خواهان بقا، ثبات و قدرتمندتر شدن نظام جدید در عراق بودیم، در حالی که در عین حال نیز خواهان نابودی متحد اصلی و استراتژیک آن یعنی آمریکا شدیم. ما نتوانستیم در عراق میان منافع ملیمان از یک سو و ایدئولوژیمان از سویی دیگر که ضدیت و دشمنی با آمریکا بود. موازنهای برقرار کنیم.
به نظر میرسد که در نهایت ضدیت و دشمنی با آمریکا بود که فرمان دیپلماسی ما در عراق را به دست گرفت. این سیاست عملا دیپلماسی ما را در عراق با بنبست مواجه کرده است. حمایت دولت نوری المالکی از ادعای اعراب خلیجفارس بر سه جزیره، اعزام رهبران سیاسی شیعه عراق برای مذاکره با ما و زیر فشار گذاردن مقتدی صدر برای پذیرش آتشبس و کنار آمدن با دولت عراق، عملا به معنای آن است که ما از گروههایی حمایت میکنیم که اولویت آنها نیز در عراق همچون خود ما، ستیز با آمریکاست و نه گام برداشتن در جهت ثبات و امنیت آن کشور. آثار و علائم ناکارآمدی و به بنبست رسیدن دیپلماسی ما در عراق به تدریج دارد نمایان میشود. اولا آمریکاییها بالاخره توانستهاند یک درجهای از ثبات و امنیت در عراق برقرار نمایند، ثانیا، در سیاست جدیدی که از سال گذشته در پیش گرفتهاند، توانستهاند بخشهایی از سنیهای عراق را علیه القاعده بسیج نمایند. ثالثا، توانستهاند با گروههای عمده شیعی عراق اعم از دورن حاکمیت و بیرون آن به توافق برسند. در نتیجه اینها منحنی انفجارها و ترورها رو به کاهش است. البته گفتن این مطالب به هیچ روی نه به معنای آن است که کار تمام شده و دیگر ترور و انفجاری در عراق نخواهد بود و نه به معنای آن است که مردم عراق به واشنگتن به مثابه فرشته «نجات» مینگرند. اما به معنای آن است که در آن رقابت نانوشته میان ما و آمریکا، آمریکاییها دارند به تدریج از ما جلو میافتند. ما ماندهایم با گروههای تندرویی که اولویت برایشان بیش از آنکه ثبات و امنیت آینده عراق باشد، پیکار با آمریکاست. هنوز هم البته دیر نشده و ما میتوانیم بخشهایی از آب رفته دیپلماسیمان در عراق را به جوی باز گردانیم، اما شرط تحقق این مهم آن است که اولویتهایمان را در عراق تغییر دهیم و به جای تنش، ضدیت و مبارزه با آمریکا، صلح، ثبات و آینده عراق را در صدر اولویتهایمان قرار دهیم.